Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770209-41175S2

Date of Document: 1998-04-29

جهاني كه بي ثروت مانده است به مناسبت درگذشت اوكتاويوپاز متفكر و شاعر مكزيكي ترجمه: محمود فاضلي بيرجندي اوكتاويوپاز شاعر و فيلسوف طراز اول مكزيك و برنده جايزه نوبل ادبيات 1990 /8 5ساعت بعد از ظهر يكشنبه 30 فروردين ماه در 84 سالگي در مكزيكوسيتي در گذشت. پاز به مدت حدودا نيم قرن حاكم مطلق العنان ادبيات مكزيك بود. وي در دنياي انگليسي زبان با نگارش مقاله بلند كتاب مانندش هزارتوي تنهايي معروف شده بود. اين اثر شرح و تفسير شخصيت ملي مكزيك است وبراساس تمثيلي نوشته شده كه مكزيك و مكزيكي را حاصل درآميختن يك فاتح اسپانيايي با زني بومي معرفي مي كندكه مردم خودش را به فاتحان معرفي و تسليم مي كند. تصوير چنين سيمايي از مكزيك بحث و جنجال زيادي برانگيخت. بسياري آن را غيرمنطقي چرا خواندند كه سيماي آدمهاي پوچ انگاري است كه در پشت نقابهاي تنهايي و تجمل پنهان شده اند. پاز عمدتا با شعرهايش شناخته مي شد. اما خودش همواره بر ارزش و رتبه آثارش ابراز ترديد مي كرد. او نويسنده اي جهان وطني بود كه ژاپن و ايالات متحده نيز سواي زادبومش بر كار وي اثر گذاشته بود. مضامين متفاوت و متنوعي از سمبوليسم و اساطير مكزيك تا اگزيستانسياليسم مارتين هيدگر فيلسوف آلماني دستمايه نوشته هاي پاز بود. اوكتاويو پاز در 31 مارس 1914 در حومه مكزيكوسيتي به دنيا آمد. پدرش روزنامه نگاري بود كه با اميليانوزاپاتا رهبر انقلاب مكزيك رفاقت داشت و مادرش كاتوليك متعصبي از اعقاب مهاجران اسپانيايي بود. پاز در خانواده اي آرام در گيراگير خشونتهاي انقلاب مكزيك به دنيا تلاطمات آمد ناشي از انقلاب كه در فاصله سالهاي 1920 1910 تا كشور را در كام خود كشيده داشت خانواده پاز را دچار فقر و فاقه كرد و منزل بزرگ و زيباي آنها ويران پاز شد در مصاحبه اي به سال 1973 در اين باره گفت: وضع طوري شده بود كه سقف اتاقهاي منزل يك به يك فرو مي ريخت و ما وسايل خود را دايم جابجا كرده به اتاقهايي كه هنوز سرپا مانده بود مي كشيديم. پاز در سالهاي كودكي در كتابخانه بزرگ اجداد پدريش كتابهاي زيادي خواند. بعدها در مصاحبه اي با اشاره به اين سالها گفت: من در ميان كتاب به دنيا آمدم وبزرگ شدم. در 19 سالگي اولين كتاب شعرش ماه جنگل را منتشر كرد و در همين دوره وارد دانشگاه ملي مكزيك شد. اما اطلاعي در دست نيست كه در دانشگاه در چه رشته اي و تا چه مرتبه اي تحصيل كرد. سال 1937 به روايتي سرنوشت سازترين سال زندگي پاز بود. در اين سال به اسپانيا رفت و در آنجا شاهد شكست جمهوري خواهان از دست نيروهاي فاشيست ژنرال فرانكوشد. در همين سفر بود كه با شاعراني از قبيل رابرت دسنوس، سزار وايه خو، ويسنته ايدوبرو و پابلو نرودا در اروپا آشنا شد و با آنها ديدار كرد. در خلال همين ديد و بازديدها خانم النا خارو نويسنده مكزيكي را هم ديد. ديري نگذشت كه اين دو با همديگر ازدواج كردند و صاحب دختري شدند كه نامش را هلنا گذاشتند. پاز در سال 1944 به ايالات متحده رفت و به مطالعه آثار شاعران انگليسي زبان - تي. اس. اليوت، ويليام ازراپاوند، كارلوس ويليامز، والاس استيونز و اي. ال. كومينگز پرداخت. يكسال بعد در موطنش به خدمت دستگاه ديپلماسي درآمد. ابتدا منشي سفارت كشورش در پاريس شد، سپس كاردارسفارت مكزيك در ژاپن و در سال 1962 به سمت سفارت مكزيك در دهلي نو در هند اما رسيد اين گرفتاري ها اصلامانع تراوشات ذهني وي نشد. در همين سالها نيز هرگاه فرصتي دست مي داد شعر مي سرود يا مقاله مي نوشت. پاز در دوره كار سياسي، ديپلماتيك خود با همسر دومش ماري - خوزه تراميني ازدواج اين كرد زن تا ساعت مرگ يار و همراه پاز بود. اما روزگار مشاغل سياسي پاز در سال 1968 به سرآمد. در آن سال نيروهاي دولتي صدها تن از دانشجويان معترض را در خيابانهاي پايتخت كشتند. وي در اعتراض به اين رخداد از كارش استعفا داد. پاز خود راچپ تائب مي خواند. او در ابتدا به سوسياليسم دل اما بست بعد از آنكه از نبود آزاديهاي سياسي و فرهنگي در اتحاد شوروي و كوبا اطلاع حاصل كرد آتش اين دل بستگي خاموش شد. از سركوب آزاديها در قلمرو كمونيسم ابراز نگراني كرد و در برابر خطر شوروي و كوبا براي منطقه امريكاي لاتين اعلام جنگ كرد. اين موضع سبب شد كه جايگاه و محبوبيت خود در ميان روشنفكران امريكاي لاتين را از دست بدهد. روشنفكران امريكاي لاتين در مقام عكس العمل به حكومتهاي دست نشانده امريكا در منطقه عمدتا گرايش به چپ داشتند. پاز تا آنجا پيش رفت كه يكبار نوشت: رژيم فيدل كاسترو فعال ترين و موثرترين عامل توسعه طلبي خودكامه شوروي در امريكاي لاتين است. بعدها در زمان انقلاب نيكاراگوآ و حاكميت يافتن ساندنيستهاي چپگرا در آن كشور گفت: در نيكاراگوآ ديكتاتوري نظامي - بوروكرات به سبك كوبا حاكم شده است. اين در حالي بود كه همه روشنفكران و روزنامه نگاران مكزيكي از انقلاب نيكاراگوآ حمايت كرده بودند. وي در ادامه نظرگاه تندش نسبت به نيكاراگوآ يكبار نوشت: منافع ملي ما (مكزيك ) با منافع واشنگتن فرق دارد. و البته با منافع هاوانا نيز يكي نيست. وي با از سر گذراندن اين تجارب سياسي به موضعي رسيده بود كه به عنوان محافظه كاري قابل توصيف است. پازمحافظه كار با همه نهضتهاي چپگراي فعال در مكزيك يا هركجاي ديگر دنيا خصومت مي ورزيد و در عوض از مدافعان دموكراسي بود. وي عقيده داشت كه دموكراسي چهره بيرحم سرمايه داري را افشا مي كند. باز شدن نظام سياسي مكزيك از خواسته هاي پاز بود و با هر صدايي كه منادي دموكراسي در وطنش بود همنوا مي شد. در سال 1966 در آپارتماني كه پاز به مدت بيش از ده سال در آن ساكن بود حريقي در گرفت كه قسمت اعظم كتابها و اثاث و لوازمي چون صنايع دستي، و چند گربه هم در آن سوختند. ارزش مادي همه اينها چيزي نبود امابراي پاز چندان ارزش داشت كه او را دچار افسردگي عميقي كند. اين افسردگي منشاء ناراحتي هاي بعدي جسمي شد كه تا آخر عمر از نويسنده و شاعر بلندآوازه دست برنداشت. پاز افزون بر شعر، نوشته هاي زيادي در سياست، هنر تاريخ، و فرهنگ مكزيك و دنيا بر جاي گذاشت. اين نوشته ها اعتباري براي وي فراهم كرد و در انظار جهانيان مردي با دانش وسيع شناخته شد. وي همچنين اشعاري از زبانهاي انگليسي، فرانسوي، پرتغالي و ژاپني به اسپانيايي، زبان رايج در مكزيك ترجمه كرد و تا آخر عمر كار انتشار ماهنامه ادبي خود به نام ويولتا را ادامه داد. در دانشگاههاي معتبر هاروارد و كمبريج تدريس كرد و به عضويت افتخاري فرهنگستان ادب و هنر امريكا درآمده بود. آخرين آثاري كه از وي انتشار يافت در نور هند ( ) 1 و مجموعه اي از اشعارش با عنوان بهترين آثار اوكتاويوپاز بود. پاز در سال 1994 تحت عمل جراحي باز قلب قرار گرفت ودر چند ساله آخر عمرش حال ناخوشي داشت. آخرين بار درآذر ماه سال گذشته بود كه در انظار عموم ظاهر شد. درآن زمان برنامه رسمي افتتاح بنياد فرهنگي پاز از سوي دولت با حضور رئيس جمهور برگزار مي شد و پاز در اين مراسم سخنراني داشت. وي سوار بر صندلي چرخدار در مراسم حضور يافت. مشاهده سيماي نحيف و نزار او همه را نگران كرد و رئيس جمهور، زدي يو، را به گريه انداخت. در تابستان سال گذشته نيز پاز به علت سرطان پروستات در بيمارستان بستري شد. در آن ايام خبرگزاري فرانسه خبر مرگ وي را مخابره كرد كه تكذيب آن از سوي خودپاز نيز كوتاه زماني بعد از آن مخابره شد. با بستري شدن پاز در بيمارستان در سال گذشته دولت مكزيك بيانيه اي انتشار داد و طي آن پاز رامرد بي جانشين وثروت جهاني خواند. يكماه پيش نيز مقارن با هشتاد و چهارمين سالگرد تولدپاز مراسمي برپا شد كه قرار بود طي آن وي خود جوايزي را به تني چند از شعرا و نويسندگان اهدا اما كند به علت كسالت شديد نتوانست در اين مراسم شركت كند. ماههاي آخر عمر پاز در رفت و آمد مكرر به بيمارستان گذشت. تا سرانجام در خانه اي از بناهاي دوره استعماردر بخش كويوآكان واقع در جنوب پايتخت در گذشت. انريك كراوز نويسنده و دوست پاز كه در آخرين لحظات زندگي در كنارش بود مي گويد: پاز تا دم آخر از هيولاي بي نظمي و هرج و مرج سخن مي گفت و از آن مي ترسيد. او خود در برهه اي پر از هرج و مرج از تاريخ مكزيك به دنيا آمده بود و خانواده اش بسيار چيزها از آن احوال برايش گفته بودند. با اعلام خبر مرگ اوكتاويوپاز راديو و تلويزيون مكزيك با قطع برنامه هايش به ياد مردي كه بهترين نويسنده همه دورانهاي مكزيك شناخته شده به قرائت اشعارش پرداخت. ارنستو زدي يو رئيس جمهور مكزيك كنفرانس سران 34 كشور امريكاي لاتين در سانتياگوي شيلي را ترك كرد تا با هواپيماي ويژه رياست جمهوري به كشورش بازگردد. زدي يو از هواپيما در راه بازگشت به مكزيك به مناسبت مرگ پاز پيام فرستاد و با خبرنگاران به مصاحبه نشست. در پي آن دولت اعلام كرد كه جسد پاز شامگاه دوشنبه خاكسپاري خواهد شد و طي فاصله 24 ساعت باقيمانده به كاخ هنرهاي زيبا منتقل خواهد شد تا مردم بتوانند آخرين وداع با پاز را با عبور از كنار پيكرش انجام دهند. هزاران تن از مردم با شركت در اين برنامه نسبت به نويسنده فقيد اداي احترام كردند. رئيس جمهور، اعضاي كابينه، مسئولان كنگره، شهردار پايتخت، قضات و اعضاي هيئتهاي خارجي مقيم مكزيك و همه نويسندگان سرشناس كشور نيز در مراسم حضور يافتند. زدي يو شخصا دو دقيقه را در سكوت كامل در برابر پيكر بي جان پاز به نشانه احترام به وي ايستاد. و سرانجام شامگاه دوشنبه اول ارديبهشت ماه جسد پاز در گورستان مجاور كاخ هنرهاي زيباي مكزيكوسيتي به خاك سپرده شد. نظرها در گذشت پاز در سرتاسر دنيا بازتاب يافت و شخصيتهاي مختلفي با شركت در مراسم جهاني اداي احترام به پاز درباره وي به ابراز نظر پرداختند. گزيده اي از اظهارنظرها در پي مي آيد: - ارنستوزدي يو، رئيس جمهور مكزيك (مكزيكوسيتي ): مكزيك بزرگترين متفكر و شاعرش را از دست داد ومتحمل خسارت جبران ناپذيري شد. خبر مرگ پاز را كه شنيدم من هم مثل همه زنان و مردان مكزيكي حس كردم كه چيزي عزيز و پاره اي از وجودمان را از كف داده ام. مااز اين پس بي شك از مقام والا و روشن انديشه هاي او، قدرت و زيبايي نوشته هايش، دفاع او از اساسي ترين آزاديها و پاي بندي وي به منيع آرمانهاي بشري محروم خواهيم بود. - باري روبين، سخنگوي وزارت امور خارجه امريكا (واشنگتن ): آثار پاز همواره در زمره گنجينه هاي جهاني باقي خواهد ماند و فقدان وي در ماوراي مرزهاي مكزيك نيز حس خواهد شد. - گابريل گارسياماركز، رمان نويس كلمبيايي (بوگوتا ): پاز در مرتبه اي از عظمت قرار داشت كه نيازي به ستايش از وي نيست. موضوع ديگري كه به اندازه فقدان پاز اسفناك است انقطاع دردباري است كه در جريان زيبايي، انديشه، و تحليل واقع مي شود. قرن ما از ابتدا تا انتها از اين جريان برخوردار بود. - گي يرمو كابررا اينفانته، نويسنده كوبايي (هاوانا ): پاز راه تبديل علم به عقل را مي شناخت. او روشنفكر طراز اولي بود كه مرا با صفا و دقت داوريهايش به شگفت مي آورد. - ماريووارگاس يوسا، رمان نويس پرويي (مادريد ): پاز يكي از روشنفكراني بود كه صريح ترين مخالفتها را با انقلاب كوبا و انقلاب اكتبر شوروي كه انقلابي ژرف در حيات سياسي و فرهنگي روزگار ما بود ابراز كرد. وي صراحتا از فروپاشي شوروي اظهار شادماني كرد. - گونزالوروخاس، شاعر شيليايي (سانتياگو ): ما همه سوگواريم. اما اوكتاويو را از دست نداده ايم. آثار او در ميان همه ما در سراسر قاره امريكا زنده و باقي است. - چماسرو، شاعر قديمي مكزيك (مكزيكوسيتي ): دنياي ادبيات مكزيك كل وجود خود را از دست داده است. مرگ پاز ما را تهي و غمگين همه كرد ما افسرده هستيم و مي دانيم كه به اين زوديها كسي را با اندازه و ابعاد پاز نخواهيم داشت. - كارلوس فوئنتس، نويسنده مكزيكي (واشنگتن ): فوئنتس با پاز ميانه خوبي نداشت و وقتي با منزلش در واشنگتن تماس گرفته شد تا نظر وي درباره پاز پرسيده شود بستگانش گفتند كه فوئنتس در مسافرت است. - انريك كراوز، نويسنده مكزيكي (مكزيكوسيتي ): پاز دوست داشت كه باز هم شعر بسرايد. در اواخر عمربيشتر از گذشته به كار شعر پرداخت و آثار شاعران قرن هفدهم را مي خواند. او خودش را سواي همه كارها، شاعر مي دانست. برخي آثار عناوين پاره اي از آثار پاز از قرار زير است. اين عناوين مهمترين كتابهايي است كه از وي به زبان انگليسي منتشر شده است. - هزار توي تنهايي: حيات و انديشه در مكزيك 1961 - سنگ آفتاب - 1962 - منتخب اشعار - 1963 - مارسل دوچان قلعه خلوص - 1970 - كلود لوي استراوس معرفي - 1970 - عقاب يا خورشيد - 1970 - شكلها - 1971 - رنگا سلسله اشعار اوكتاويوپاز - 1972 - مكزيك ديگر نقد بر هرم - 1972 - اولين اشعار 1935 تا- 1973 1955 - جريان متناوب - 1973 - كمان و چنگ - 1973 - بهترين آثار اوكتاويوپاز - 1989 - در نور هند - 1997 پانوشت ) 1 ترجمه انگليسي - كتابدر نور هند تيرماه گذشته در اروپا منتشر شد. همشهري خبر انتشار اين كتاب را در صفحه ادب و هنر مورخ 10 شهريور ماه 76 به اطلاع خوانندگان رساند.