Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770209-41175S1

Date of Document: 1998-04-29

شك در شروع داوري نظرات دكتر فرهاد ناظرزاده كرماني در مورد منزلت نقد و منتقددر مطبوعات منتقد، يعني مجتهد. منتقد هنرهاي نمايشي، به معناي واقعي كلمه، ديده بان فرهنگي و تاريخي يك جامعه است براي گزارشگران، ارزيابان و منتقدان رسانه هاي همگاني، اين موضوع اهميت حياتي دارد، كه قلم و نوشتار و رسانه خود را به بي ادبي، زشت و آلوده نسازند. اشاره: در چندماه اخير با تغيير و تحولاتي كه در زمينه فرهنگ و هنر انجام ميزان شده، فعاليتهاي هنرمندان تئاتر افزايش بيشتري پيدا كرده است. از سوي ديگر بر شمار نشرياتي كه داراي بخش فرهنگي و هنري هستند و نمايشنامه ها و نمايشهاي موجود را گزارش و بررسي مي كنند نيز افزوده شده است. درباره نقد نمايش در رسانه ها و مسايل و محدوديتهاي مربوط به آن، نقطه نظرات دكتر فرهاد ناظرزاده كرماني، مترجم، نمايشنامه نويس و استاد دانشكده هنرهاي زيبا را جويا شده ايم كه در پي مي آيد: پيش از ورود به اين بحث لازم است درباره اصطلاح نقد و منتقد توضيحي بدهم تا سوء تفاهمي پيش نيايد. نقد در هنر نمايش به دانش، انديشه، فلسفه و هنر بسيار كلان نياز دارد وتسلط بر چند زبان رايج و پيشرفته جهان و البته استعداد خداداد. به همين خاطر منتقد به معناي راستين كلمه، مانند هنرمند بزرگ پديده اي تاريخي است و معمولا در هر دوره و حوزه جغرافيايي - فرهنگي ممكن است چند چهره معدود فرهنگي - ادبي - هنري پديدار شوند و به مرحله اي برسند كه بتوان آنها را منتقد به معناي نظريه پرداز و به اصطلاح ( CRITIC) ناميد. منتقد يعني مجتهد. منتقد هنرهاي نمايشي، به معناي واقعي كلمه، ديده بان فرهنگي و تاريخي يك جامعه است. بنابراين وقتي من در اين نوشته، كلمه منتقد را به كار مي برم، معناي آن گزارشگر و تحليل گر هنرهاي نمايشي است، يعني منتقد مطبوعاتي وگرنه در ايران هنوز منتقد هنرهاي نمايشي به معناي علمي، دانشگاهي و بين المللي اين اصطلاح، بوجود نيامده است. با اين پيش فرض درباره ارزيابي و بررسي گري (نقد مطبوعاتي ) هنرهاي نمايشي مي توان صحبت كرد. در اينجا بايد بر چهار نكته تاكيد كنيم كه بنياد و نهاد نقد محسوبمي شوند: ( ) 1 آگاهي ( ) 2 دادگري ( ) 3 شك ( ) 4 ادب. منتقد بايد از چند و گذشته، چون، اكنون و حتي چشم انداز آينده هنر (نمايشنامه و نمايشي ) كه مي خواهد نقد كند، آگاهي داشته باشد. منتقد بايد منصف، دادگر و دادمنش بوده و عاري از حب و بغضهاي خصوصي وشخصي باشد. نقادي يعني قضاوت و منتقد يعني هر قاضي صفت و خصلتي كه قاضي خوب و مطلوب دارد، بايد در منتقدي كه زمينه كار او نمايشنامه و نمايش است نيز وجود داشته باشد. قاضي بايد عالم و منصف باشد و به همين ترتيب منتقد. اين دو مفهوم; يعني آگاهي و دادگري به اندازه اي واضح است كه گمان مي كنم به شرح و توضيح بيشتري نياز ندارند. بنابراين به ستونهاي سوم و چهارم نقد مي پردازم. كليد واژه ديگر نقد و داوري شك است. منتقد هنگام خواندن نمايشنامه اي يا تماشاي نمايشي، نخست بايد نسبت به همه چيز، پرسشگر و كنجكاو باشد. با پرسش، كنجكاوي و سنجش به خواندن نمايشنامه يا تماشاي نمايش بدون بنشيند چنين وضع و حال رواني و ذهني، منتقد قادر نيست كار نقد را آغاز كند. هر گونه پيش فرض و پيش انگاشتي كه سد و حجابي در راه شنيدن و ديدن واقعيتها ايجاد كند، به جريان نقد و قضاوت به شدت صدمه مي زند. هنگامي كه ما به عنوان منتقدي مي خواهيم نمايشنامه يا نمايش هنرمندي را ارزيابي وداوري كنيم، بايد با شك آغاز كنيم و نبايد مثلا هنگامي كه نمايشنامه اي از برتولت برشت رامي خوانيم، با اين فرض شروع كنيم كه نمايشنامه هاي برشت حتما خوب و ابر كار است و يا اينكه بر عكس، فلان آدمي كه در فلان شهرستان نمايشنامه نوشته حتما از پس اين كار برنيامده است. بسيار اتفاق افتاده كه درباره هنرمند كم بضاعتي، به علت رابطه خاصي كه بامدير و سردبير نشريه اي داشته است، تبليغات ( هوچيگريهايي ) شده است و به عكس نمايشگر پراستعداد خلاقي باشد كه يا به اصطلاح با اربابان جرايد آشنايي نداشته باشد و يا آنكه اين اربابان درباره او به دلايلي سياست توطئه سكوت را اعمال كرده باشند. اين موضوع نه فقط براي منتقد، كه براي هر خواننده و تماشاگري نيز خيلي مهم است كه ارزيابي، نقد و داوري خود را، درباره نمايشنامه يا نمايش با شك شروع كند. چنين شكي، به دليل آن كه تنها راه رسيدن به حقيقت ويقين - هر چند به ميزان نسبي است - مقدس است. شك مقدس، آنقدر اهميت دارد كه چنانچه فردي قادر به انجام و تحقق آن نباشد، به عنوان منتقد و داور ادبي - نمايشي، كارش زار است و صلاحيت واقعي اين كار را پيدا نمي كند. چهارمين كليد واژه نقد ادباست. اين موضوع كه هنگام ارزيابي سنجش و نقد كار ديگران از چارچوب ادب وتربيت خارج نشويم، نه فقط نمودار سازنده ادب و تربيت خود ماست، بلكه سبب مي شود كه ديگران با گوش و چشم بازتري حرف و نظر ما را بشنوند و كندوكاو نمايند. افزون براينهابي ادبي و بي تربيتي سبب گل آلود شدن آب مي شود و ديگر درست از نادرست تميز داده نمي شود. براي گزارشگران، ارزيابان و منتقدان رسانه هاي همگاني، اين موضوع اهميت حياتي دارد، كه قلم و نوشتار و رسانه خود را به بي ادبي، زشت و آلوده نسازند. براي آناني كه قلم به دست دارند، حفظ حيثيت و شئونات هنرمندان تئاتر، علاوه بر آن كه جنبه قانوني و حقوقي دارد، يك آرمان اخلاقي و حرفه اي است. مي دانيم اگر گزارشگر هنري يا منتقد مطبوعاتي و يا هر كس ديگري به بهانه نقد، بي ادبي و هتاكي كند در تمام دنيا، با مجازاتهاي حقوقي و قانوني سروكار پيدا مي كند. اما حتي اگر چنين قوانين و مجازاتهايي نيز براي متخلفان وجود نداشتند، بازهم رعايت ادب و نزاكت يك هدف و يك آرمان كلان است و آيا يكي ازاهداف عمده فعاليتهاي ادبي و هنري رواج و توجه به ادب؟ نيست خوشبختانه نسل جديد منتقدان مطبوعاتي تئاتر، به طور عمده و غالبا متوجه ضرورت ادب و نزاكت حرفه اي كار خود هستند وشمار افرادي كه به گاهي دلايلي، در حفظ و رعايت ادب شكست مي خورند، بسيار معدود است و باز جاي خوشوقتي است كه چند به اصطلاح منتقد مطبوعاتي بي ادب و نزاكتي كه از دوران پيش از انقلاب به جاي مانده اند، به دليل پيري و بازنشستگي به ناگزير قلم را زمين مي گذارند.