Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770208-41174S1

Date of Document: 1998-04-28

به مناسبت حلول محرم، ماه شهادت و شرف مجلس اول: از كعبه تا كربلا السلام عليك يا ابا عبدالله، و علي الارواح التي حلت بفنائك، عليك مني سلام الله ابدا مابقيت و بقي الليل والنهار چگونه مي توان عبادتي بزرگ را ناتمام نهاد و به سوي مقصدي مه گرفته و پرحادثه گام؟ برداشت رموز ژرف و عظيمي كه در حركت نمادين امام حسين (ع ) نهفته است، با دقت در كليت اعتقادي و بنيادهاي فرهنگي آيين الهي اسلام قابل درك است. امام حسين ( ع ) در، زيباترين صور نمادين، مفهومي سخت و پيچيده را، كه خفتگان روزگار درنمي يافتند، با هجرتي تاريخي روشن مي سازد، هنگامي كه اصل و بنياد دين در ورطه تعطيل و زوال قرار گرفته است، هيچ فرعي از فروع دين نمي تواند به درستي و كمال اقامه شود و يا مقبول درگاه حق افتد. توحيد و نبوت از يادها رفته و پرده هاي تيره اي از تحريف و دروغزني، آفتاب اين ارزشهاي بزرگ را بدل به شبي غم انگيز كرده است. اينك رسولي ديگر مي بايد تا به تجديد شرع خداوندي و سنن محمدي (ص ) قيام فرمايد پس، از نيمه راه حج به آوردگاه احياي توحيد و نبوت مي بايد رفت. حماسه كربلا از اين هجرت مبارك آغاز مي شود، همچنان كه حماسه بزرگ اسلام، با هجرت پيامبر گرامي راه و روحي تازه يافت و آرزوي زوالش بر دل كافران و مشركان و منافقان ماند. صوم و صلوه و خمس و زكات و حج وجهاد و.. همه احكام و شعائر وسنن ديني، هنگامي معنا مي يابند ولباس الهي خويش را بر تن مي كنندكه بر بستر توحيد و در مسير وحي و نبوت بر پاي داشته شوند. هيچ يك از احكام و فروع تعطيل نخواهد شد، اما ماهيتي ديگرگون و نتايجي متفاوت به بار خواهد آورد. حسين ( ع ) در چنين هنگامه هايي به سفر حج مي رود، كعبه را طواف مي كند، همراه با اهلبيت و ياران خويش همه شعائر زيارت بيت الله الحرام را برپاي مي دارد.. اما به ناگاه آهنگ هجرت كرده و در كرانه حجي ناتمام، به دياري ديگر روي مي كند. راز اين سفر، كه گويي سير من الخلق الي الحق است، در بازگشت به اصول و تفسير دوباره فروع نهفته است. مسافران نينوا، به زعامت امام راه مي سپرند. وامام و امامت، شرط ايمان است و نيز شرط نبوت و شرط توحيد، نه آنكه ديگر مسلمانان ناموحدند، نه، در اينجا بحث كمال است و مراتب. در مرتبه اي كه پيشوايي چون حسين (ع ) رهنماي، گمگشتگان است، مي توان درجاتي عالي و مراتبي متعالي را در جوار قرب حق مي توان يافت در قوس صعود هستي پيش رفت و قله هاي پيوستگي به حق را فتح كرد. اينجا كاروانسالاري بزرگ در پيشاپيش مومنان گام برمي دارد. گامهايي استوار كه پرورده عصمت و توجه الهي است و تربيت شده آموزگاران بزرگ بشريت: محمد (ص ) و علي ( ع ) و فاطمه (س ). شگفتا، در بانگ اين جرس چه آواي حزيني است كه آسمانها را به گريستن وامي دارد و عرشيان را درشيوني غريب فرو مي برد. چه نسبتي است ميان دراي اين قافله و سروش وحي بر امين مكه، كه هردو نويدبخش احياي ديانات الهي اند و اشاراتي به اعماق معاني قدسي و فروغهاي ايزدي دارند، و نيز بازگوكننده رنجهاي بي كران برگزيدگان خداوند درصحيفه خاكي اين جهان اند. عاشورا، نقطه پايان اين داستان و لحظه اوج گرفتن روايتي بزرگ و گرامي است. روايتي كه سرمنشاء آن هابيل بوده و شط خونرگي از حماسه هاو مظلوميتها را در صحاري حيات انسان جاري ساخته است. در اعماق اين برهوت، به ناگاه امواج اين شريعه سرخرنگ به طوفان كربلا مي رسد، آنگاه برمي خروشد و عالم و آدم را از خواب بيدار مي كند. بيداري و احياگري، و عظمت و آزادگي اولين نقشهاي بيرق جاوداني اين انقلاب بزرگ و دورانساز است. و اين درفش مقدس را هيچگاه نمي توان بر زمين نهاد. اكنون محرم است و سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است، اشتياقي غريب و دريايي از انسانها، در سايه اين رايت و اين بيرق، همه آن روايتهاي اندوهگنانه و آزادمردانه را باز مي گويند...