Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770208-41169S3

Date of Document: 1998-04-28

ابن عربي، قيصري و شرح فصوص جستار گشايي: شرح فصوص الحكم، اثر ممتاز محمد داودقيصري رومي، كتابيست كه به تازگي از سوي انتشارات علمي و فرهنگي به چاپ رسيده است. اين اثر كه به تصحيح، مقدمه و توضيحات حكيم دانشور معاصر استادسيدجلال الدين آشتياني سرانجام يافته است، يكي ازآثار زبده در شرح و فهم عرفان نظري و فهم دقايق مكتب ابن عربي است. با توجه به اهميتي كه اين اثرمهم دارد و ارزش مقدمه و حواشي استاد آشتياني كه كم از متن اثر نيست، نكته هايي در زير به نظر خوانندگان عالي مقام مي رسد. سرويس معارف نوشته: علي دهباشي اين را كه چگونه پس از قرن ها منازعه ميان علماي شيعه و اهل عرفان صلح افتاد، و اين صلح تا بدان جا پايداربود كه در سه چهار قرن اخير، اين علماي شيعه بودند كه عرفان اسلامي را حفظ كرده و آن را به نسل هاي بعد منتقل نمودند، مي بايد از منظري ديگر به موضوع نگريست و نظرابن عربي را در باب مساله ولايت دانست; گرچه مساله ولايت، طي قرون همواره مورد بحث اهل تصوف بوده، ولي ابن عربي اين نظريه را هرچه بيشتر به مباني مورد قبول شيعه نزديك ساخت، و حتي بعد از او بودند كساني كه مدعي تشيع او شدند. محي الدين ابن عربي كه نام وي باوحدت وجودعجين شده، بزرگترين عارف مسلمان محسوب مي شود كه تاثير فراوان بر جريان نظري عرفان گذاشته است. وي دانشمندي پركار بود كه در برخي منابع، آثارش رابيش از پانصد رساله و كتاب دانسته اند. تنها يكي از اين آثار، يعني تفسير كبير او چندين مجلد بزرگ را شامل شده است. اما در بين آثار فراوان كوتاه و بلند فصوص وي، الحكم را بايد مهم ترين دانست چه اين كتاب به صورت فشرده حاوي امهات نظريات وي مي باشد كه در ساير كتب او به صورت پراكنده ابراز شده است. ابن عربي خود مدعي است كه اين كتاب را در حضرت خواب، رسول به وي ابلاغ نموده است. گرچه در ادعاي فوق جاي ترديد فراوان است، ليكن بدون شك اين كتاباز مهم ترين آثار در عرفان اسلامي است كه مورد توجه بسيار طلاب علم قرار گرفته و بسياري از دانشمندان بر آن شروح و يا تعليقاتي نوشته اند. كه از بين آنها، برخي همچون شرح مويدالدين جندي، شرح جامي، شرح سيدحيدر آملي و به ويژه شرح داود قيصري داراي شهرت بيشتري مي باشد. محمد داود قيصري از شاگردان ملاعبدالرزاق صاحب كاشاني، شرح برمنازل السائرين خواجه عبدالله وي انصاري است در قرن هشتم هجري مي زيست و وفات او راسال 751 قمري ضبط نموده اند. قيصري، چندين رساله مفيدو مهم در آفاق دقايق عرفاني نگاشته است، ليكن آنچه نام وي را در اين عرصه شهره ساخته، شرحي است كه برفصوص الحكم ابن عربي نوشته و در آن مشكلات و غوامض اين كتاب بسيار فشرده را توضيح گفته است. اين شرح از زمان نگارش مورد توجه اهل فن قرار گرفته و قرون متمادي كتاب درسي طالبان عرفان در حوزه هاي علمي بوده در است اين اثر، محقق قيصري تنها به شرح متن كتاب اكتفا ننموده بلكه در مقدمه اي كه در 12 فصل بر اين كتاب نگاشته، يك دوره كامل اصول عرفان را با دقت بسيار و به طور موجز به تحرير درآورده است. در حوزه هاي درس حكمت، شهرت اين مقدمه از اصل كتاب به هيچ وجه كمتر نمي باشد. با وجود شهرت وافي و اهميت كافي، اما تاكنون تنهاچاپ اين اثر ممتاز در ايران چاپي سنگي بوده كه به سال 1290 هجري قمري در تهران انجام شده است. اين چاپ اگرچه چاپي دقيق بوده و اشتباه كمتر در آن راه يافته، ليكن نسخ آن ناياب و گران و تهيه آن براي طلاب علم مشكل مي بود. خوشبختانه اخيرا استاد سيدجلال الدين آشتياني به مقابله دو نسخه خطي و نسخه چاپ سنگي تهران، كتاب را مزين به تعليقات فراوان و گرانبها چه از خود ايشان و چه از ساير اساتيد برجسته سلف، تصحيح و به چاپخانه سپرده اند و به طالبان معارف اسلامي و به ويژه علم عرفان خدمتي ديگر نموده اند. نادره حكمت و عرفان اسلامي در زمانه ما استاد سيدجلال الدين آشتياني، دير سالي است كه تمامي اهتمام خود را در نگارش يك دوره تاريخ فلسفه و عرفان اسلامي، بخصوص پس از صدرالمتالهين، قرار داده اند و در اين راه بسياري از متون حكما و عرفاي درگذشته را كه بيم نابودي آنها مي رفت، احيا و چاپ همچنين نموده اند از سال ها پيش ايشان توجه خاص به فصوص الحكم شيخ اكبر و شروح آن - از جمله شرح قيصري - داشته اند. ايشان شرح مفصل بر مقدمه قيصري نگاشته اند( ) 1 همچنين شرح بي نظير شارح اول فصوص، مويدالدين جندي را تصحيح و طبع نموده اند. جدا از اين دو كتاب، شرحي به فارسي ( ) 2 بر فصوص الحكم نگاشته اند كه بسيار مفصل و در دست چاپ مي باشد كه اميدواريم هرچه زودتر طالبان اين علم شريف از آن كتاب مستطاب بهره مند گردند. كتاب مورد معرفي چهارمين اثري است كه از ايشان درباره فصوص الحكم منتشر مي شود. آنچه اين طبع را اعتبار فراوان داده است و مزيت آن در مقايسه با ساير چاپ هاي آن در ايران و سايرممالك محسوب مي شود، تعليقات ارزشمندي است كه ايشان بر مواضع مختلف كتاب نوشته و يا در طي سال ها از ساير دانشمندان جمع آوري و در حاشيه كتاب چاپ نموده اند. همان گونه كه قبلا اشاره كرديم، اين شرح سالها كتاب درسي در حوزه هاي علميه بوده و اساتيد فن بر بسياري مشكلات كتاب، چه هنگام تدريس و يا جداگانه تعليقاتي نوشته اند. تعليقاتي كه طلاب را به كار مي آيد و يا آنكه شاگرد تقرير استاد را ضبط و در حاشيه كتاب نقل نموده است. از آن ميان حواشي استاد يگانه عرفان در قرون اخير آقامحمدرضا قمشه اي چشمگيرتر است. برخي از اين تعليقات بسيار طولاني ودر حد رساله اي كامل مي باشد. اين حواشي در چاپ اخير با همت استاد آشتياني نقل شده اند. همچنين تعليقه هاي مفيد و سودمند ديگري از آقاشيخ غلامعلي شيرازي از شاگردان آقامحمدرضا قمشه اي، و حواشي ديگري كه با عدد 12 مشخص شده و نويسنده آن مشخص نيست در ضمن اين اثر نقل شده در است پايان مقدمه و در دو فصل جداگانه، تعليقات امام خميني و نيز سيدالحكما، آقاميرزا ابوالحسن جلوه آمده است. تعليقات امام خميني از بهترين تعليقات بر مقدمه و شرح قيصري است. تعداد اين تعليقات بر مقدمه قيصري كمتر، ولي بر شرح فصوص بيشتر است كه نسبتا يكسان در سراسر كتاب پراكنده است. ساير تعليقات بر شرح قيصري از آقامحمدرضا قمشه اي و استاد آشتياني است. همچنين معدودي تعليقه از جامي، ملاعبدالرزاق، مورد ديگري كه با حرف ق مشخص شده و در يك مورد نيز از آقاشيخ مهدي امير كلاهي نقل شده است كه گويا تقريردرس آقاميرزا هاشم اشكوري باشد. ديگر مزيت چاپ اخير، مقدمه عالمانه جناب آقاي آشتياني است. اين مقدمه دو بخش داشته كه در بخش يكم آن مختصري در معرفي ابن عربي و خليفه وي صدرالدين قونوي و شاگردان معروف قونوي، نيز برخي شارحان فصوص همچنين استاد بي نظير عرفان در قرون اخير آقامحمدرضا قمشه اي پرداخته اند. در بخش دوم از مقدمه استاد آشتياني برخي نظريات دكتر ابوالعلاء عفيفي و تعليقات ايشان بر فصوص الحكم مورد نقد و بررسي قرار گرفته و ايراداتي بر آن وارد نموده اند. استاد آشتياني مي نويسند: اين شخص (دكتر عفيفي ) فقط عربي مي دانسته است، و در رشته اي علمي نيز تحصيل كرده كه ربطي به مبدا و معاد ندارد. يكسره رفته است انگلستان به سراغ نيكلسن دانشمند معروف، در آنجا عظمت كتب شيخ، خصوصا فصوص الحكم، او رامسحور كرده است. و به توصيه استاد به ديگر آثار شيخ نيز مراجعه كرده و از آنجا كه نيكلسن معتقد به نبوت خاتم الانبياء نبوده است، قرآن را داستان فرض كرده! و ارشاد استاد، شاگرد را به ورطه اي هولناك كشانده است! بعد هم شاگرد، خود در اسكندريه از راه مطالعات ديگر آثار ابن عربي خيال كرده فصوص را فهميده است. آقاي دكتر عفيفي، كه خداوند او را بيامرزد، جواني بوده است طالب تصوف، اما در دوران خود يك نفر صوفي و عارف بزرگ در مراكز علمي مصر از قاهره گرفته تا اسكندريه و ديگر بلاد نيافته كه او را از گمراهي نجات دهد، و ذوق سرشار و استعداد قابل تمجيد او را كه در مرتبه قوه قرار داشته است به فعليت برساند. آنچه در عقايد دكتر عفيفي كه مورد انتقاد استادآشتياني قرار گرفته است نظر وي است درباره حلاج آنچه استاد عفيفي، رحمه الله، در مقدمه خود بر فصوص ذكر كرده است مستلزم اشكال است. اينكه گفت حلاج حلولي است و استناد به شعر منسوب به او كرده اعتبار درستي ندارد، چه آن كه حلاج خود تصريح كرده است به بطلان آنچه عفيفي نوشته حلاج است به زبان شعر گفته است: بيني و بينك اني نياز /عني فارفع بلطفك انيي من البين حلاج در اين مقام، مظهر تجلي اسمائيه است. و سالك تا به مظهريت تجلي ذاتي نرسد، از شرك خفي و شيطان نفس خلاصي ندارد. او به صفت ربوبيت ظاهر نه مي شود، آن كه گويد الهي، من طالب حلول انيت خود در تو هستم! در اينجا فناي جهت خلقي در حق است. حلاج اگر به حلول قايل بود، قتل او بسيار آسان بود. و بعد از قتل او نيز احدي در صدد تبرئه حلاج حلولي برنمي آمد. حلاج طالب نيل به مقام قرب فرايض و فناي جهت امكاني در جهت حقاني بود، و اين نوع فنا ملازم با محوانيت سالك است. و سالك اگر استعدادصحو بعد از محو داشته باشد و به مقام تمكين بعد از تلوين برسد، نه به جمله ليس في جبتي الاالله تفوه مي كند، و نه درحال صحو ثاني و فناي مقدم بر بقا و بلوغ به مقام تمكين شطحيات از او صادر مي شود، بلكه آن را كفر مي شمارد. در مقام ايراد بر اشكالات دكتر عفيفي، مولف محترم بحث مستدلي را پيش برده كه طي آن دقايق ظريفي چون معاني مختلف لفظصورت، بحث در تنزيه و تشبيه، همچنين تفاوت تفسير و تاويل و بطون مختلف قرآن و مساله بداء را به زباني گويا بيان نموده كه براي طلاب و آشنايان فن مفيد مي باشد. در پايان مقدمه نيز در صفحاتي چند نظر ابن عربي رادرباره شيعه و برخي احاديث كذب كه مورد استناد ابن عربي بوده است، مورد ايراد قرار داده اند. شرح قيصري بر فصوص الحكم با كيفيت نسبتا خوبهمراه با فهرست ها و اعلامي كه ملزوم چنين كتابي است منتشر شده و گرچه از غلطهاي چاپي بي بهره نيست ولي با توجه به حجم فراوان كتاب و زحمت زيادي كه براي آن كشيده شده، قابل اغماض مي باشد. اميدواريم باز هم از خدمات بي نظير استاد و داناي يگانه حكمت، حضرت آقاي آشتياني به معنويت و معارف حكمي ايران زمين، از جمله شرح مفصل ايشان بر فصوص، هرچه زودتر بهره مند گرديم. پانويس ها: ) 1 گويا پس از چاپ اين كتاب جناب استادآشتياني آن را به خدمت آقاميرزا احمدآشتياني عرضه داشته اند، ايشان پس از مطالعه فرموده اند، شما بازور فلسفه شرح مباحث عرفاني نموده ايد. استادآشتياني نيز قصد تجديد نظر در متن كتاب را داشتند كه بعدها به دلايلي از آن منصرف شدند. ) 2 ايشان به سبب علاقه وافر به ايران و طلاب ايراني و عشق به پيشرفت علوم در كشور گرامي، كتابهاي خودرا به فارسي مي نگارند تا گروه بيشتري از طلاب فارسي زبان از آن بهره برگيرند.