Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770208-41169S1

Date of Document: 1998-04-28

چكاد هدايت خطابه اي از آموزگار بزرگ شهادت; امام حسين (ع ) جستار گشايي: نوشته زيربخشي از سخنان سرور آزادگان حسين بن علي ( ع ) است كه ازتحف العقول ابن شعبه حراني از بزرگان علماي اماميه و فقهاي نامدار و محدثان بلندپايه و با اعتبار قرن چهارم كه با ترجمه فاخر استاد پرويز اتابكي انتخاب شده است در اين سخنان امام ضمن برشمردن شرايط فردي كه فريضه امربه معروف و نهي ازمنكر را انجام مي دهد مي فرمايند: زنان و مردان مومن دوستان يكديگرند كه امر به معروف و نهي از منكر مي كنند و امر به معروف را مخصوص مرداني مي داند كه: مردمان به آنها اميد بسته اند و شرافتمند و دولتيار از آنان پروا كنند. توجه شما خوانندگان گرامي را به اين گفتار جلب مي كنيم. سرويس معارف اي مردم! از آنچه خدادوستدارانش را بدان پند داده پند گيريد، همچون بدگويي اواز كاهنان يهود، آنجا كه فرمايد: لولا ينهيهم الربانيون و الاخبار عن قولهم الائم - چرا علماي رباني واحبار آنان را از گفتار گناه آلــودشان نهي نمــي كنن -؟ د( ) 1 و فرمايد: لعن الذين كفروا من بني اسرائيل - الي قوله - لبئس ماكانوا يفعلون - كافران بني اسرائيل لعنت شدند - تاآنجا كه فرمايد - چه قدر آنچه كردند بد و ناشايست بود ( ) 2 به راستي خداوند ايشان را نكوهش كرد زيرا از ستمكاراني كه ميانشان بودند كار زشت و فساد بسيار مي ديدند ولي به طمع بهره اي كه از آن ستمگران مي بردند و از بيم آنكه بي نصيب بمانند، ايشان را باز نمي داشتند با اينكه خدا مي فرمايد: فلاتخشوا الناس و اخشون - و از مردم نترسيد و از من پروا كنيد ( ) 3 و فرموده: المومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر - مردان و زنان مومن دوستان يكديگرند كه امر به معروف و نهي از منكر مي كنند ( ) 4 خدا از آنجا به امر به معروف و نهي از منكر به عنوان فريضه اي از سوي خود آغاز سخن كرده كه آگاه بوده است چون اين فريضه ادا گردد و برپا داشته شود تمام فرايض و واجبات ديگر، از آسان و دشوار، برپا داشته شوند و اين از آن روست كه امر به معروف و نهي از منكر دعوت به اسلام است همراه با رد مظالم و مخالفت با ستمكار و تقسيم درآمد (بيت المال ) و غنيمت هاي جنگي و گرفتن زكات (وصدقات ) از جاي خود و صرف آن به جاي سپس خود شما، اي گروه به هم پيوسته، گروهي هستيد نامور به دانش و نامدار به نكويي، معروف به خيرخواهي، و به لطف خدا در دل مردم شكوهمند شرافتمند هستيد و دولتيار از شما پروا كند و ناتوان گراميتان دارد و آن كس كه بر او دست مزيتي نداريد شما را بر خويش رجحان دهد. هرگاه حاجتمندان از رسيدن به نياز خود محروم مانند شما را واسطه آرند و شما به شكوهي چون شوكت شهرياران و بزرگواري بزرگان در راه گام آيااين برمي داريد همه از آن رو نيست كه شما به پايگاهي رسيده ايد كه مردم از شما اميد دارند تا به حق خدا قيام؟ كنيد و اگر از قيام به بيشتر حقوق الاهي كوتاهي ورزيد حق امامان را خوار اما شمرده ايد (در خصوص ) حق ناتوانان (بايد گفت ) آن را تباه ساخته ايدولي آنچه را حق خود پنداريدخواسته و بدان دست نه يافته ايد، مالي پراكنديد و نه جاني را در راه جان آفرين به خطرافكنديد و نه براي خدا باگروهي در افتاديد. شما از خداآرزوي بهشت و همجواري پيامبران و امان از عذابش راداريد. اي كساني كه چنين آرزويي از خداوند داريد من برشما از آن ترسم كه انتقامي ازانتقامهاي خدايي بر سرتان فرود آيد، چه شما از كرامت الاهي به پايگاهي رسيديد كه بر ديگران برتري يافتيد. آنان كه به خداشناسي معروفندبسيارند اما (از مردم )بزرگداشتي نمي بينند ولي شمارا به خاطر خدا در ميان مردم ارجي است، و با آنكه براي شكسته شدن برخي از پيمانهاي پدران خود به هراس مي افتيد ونگران مي شويد، به چشم مي بينيدكه پيمانهاي الاهي شكسته شده ولي نمي هراسيد، و در حالي كه عهد (و ولايت ) پيامبر خدا صلي الله عليه و آله خوار شمرده شده است و كوران و لالان و زمينگيران در همه شهرهاي (جهان اسلام ) وانهاده مانده اند و بر آنها ترحمي نمي شود، شمابه اندازه شان و پايگاهي كه از آن برخورداريد كاري نمي كنيد و نه بدان كس كه (در اين جهت ) كار مي كند مددي مي رسانيد. و با چربزباني و سازش پيش ستمكاران خود را آسوده مي سازيد، تمام اينها از آن چيزهاست كه خداوند شما را مامور به جلوگيري ( فردي ) و همياري با ديگران در جلوگيري از آنها فرموده و شما (بكلي )از اداي (اين فريضه ) غافليد. مصيبت بر شما از همه مردم بزرگتر است كه اگر (نيك مي نگريستيد ) درمي يافتيد كه درنگهداشت پايگاه علما ( )كوتاهي 5 كرديد و در معرض بلا قرار گرفتيد، و اين از آن روست كه گردش امور و اجراي احكام به دست عالمان به خداوند است كه بر حلال و حرامش امينند و اين پايگاه از شما گرفته شده است و اين سلب منزلت (و خلع يد علمي از شما ) انجام نيافته مگر به سبب پراكندگي و جدايي شما از حق و اختلافتان در سنت پيامبر بعد از دليل روشن اگر بر آزار شكيبا بوديد و در راه خدا تحمل به خرج مي داديد امور خدا با شما، به دست شما درمي آمد و (احكام او ) از ( جانب ) شما صادر مي شد و مرجع همگان قرار مي گرفتيد، ولي شما خود ستمكاران را در پايگاه خويش جاي داديد و زمام امور ( حكومت ) خدايي را به دست ( پليد ) آنان سپرديد تا به شبهه كارها كنند و به راه شهوتها روند. گريز شما از مرگ و خوش آمدنتان از زندگي، كه به هر حال از شما جدا مي شود، آنان را بر تسلط براين مقام گستاخ كرد. شما ناتوانان را به چنگال آنها سپرديد كه برخي را بنده و مقهور كنند و پاره اي را درمانده از (تامين حداقل ) زندگاني و مغلوب سازند. مملكت را سرخود (و به راي و دلخواه خويش ) زير و زبر كنند و به پيروي از تبهكاران و جسارت بر خداي جبار، رسوايي هوسرانيهايشان را به دل خويش هموار دارند (و از آنها پروا نكنند )به هر شهري سخنراني زبان باز (و نعره پرداز ) بر منبر دارند و تمام سرزمين اسلام، بي دفاع زير پايشان افتاده، و دستشان در آن همه جا باز است و مردم برده وار در اختيار آنانند، دست ظالمي را كه بر سرشان خورد دور نتوانند كرد. برخي زورگوي سرسختند و بر ناتوان به سختي حمله برند و پاره اي فرمانروايي هستند كه مبدا و معاد (و خدا و قيامتي )شگفتا نمي شناسند! و چرا در شگفت نباشم كه زمين از آن ستمگري دغل پيشه و باجگيري ظالم و حاكمي ( شرور ) است كه بر مومنان رحم نيارد، پس خدادر كشاكشي كه ما داريم، حاكم و به حكم خود در مشاجره اي كه ميان ماست داور باد. بارالها! تو خود مي داني آنچه از ما برآمده از سر رقابت در سلطنت و ميل به افزودن كالاي دنيا نبوده است بلكه از آن روست كه پرچم دين تو را افراشته بينيم و اصلاح را در كشورت آشكار كنيم و بندگان ستمديده ات را اماني دهيم تا به فرايض و سنتها و احكامت عمل شود. پس اگر شما ( مردم ) ما را ياري نكنيد و به ما حق ندهيد قدرت ستمگران همچنان بر سر شماست و آنان به خاموش كردن نور پيامبرتان مي پردازند. خداوند ما را بس كه بدو توكل مي كنيم و به اوروي مي آوريم و بازگشت هم به سوي اوست. پانوشت: - 1 (بخش اول ) آيه 63 سوره المائده (كه بقيه آن چنين است: واكلهم السحت لبئس ماكانوا يصنعون - اينكه آنها رااز گفتار گناه آلود.. رشوه خواريشان نهي؟ نمي كنند چه بد است كار و كردارشان. - م. ) - 2 آيات 78 و 79 سوره المائده كه تمام آن چنين است: لعن الذين كفروا من بني اسرائيل علي لسان داوود و عيسي بن مريم ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون. كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه لبئس ماكانوا يفعلون - كافران بني اسرائيل به زبان داوود و عيسي بن مريم از آن لعنت كرده شدندكه نافرماني خدا نموده و از حكم حق سركشي مي گردند. آنها هيچ گاه از كار زشت خود دست برنمي داشتند و چه بد بود آنچه مي كردند. م. - 3 المائده 44 - 4 التوبه 71 - 5 مراد ازالعلما معصومانند عليهم السلام كه امام عليه السلام فرموده: نحن العلماء - ماييم آن عالمان (به حق و دانايان واقعي به اسرار الهي و رازهاي رهبري و پيشوايي امت به صراط مستقيم، و ديگران بيشتر عالم نمايانند. م ) ترجمه: استاد پرويز اتابكي