Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770208-41163S2

Date of Document: 1998-04-28

همزمان با هفته بزرگداشت مقام معلم آيا شما هم مي خواهيد از لذت تدريس؟ برخوردارشويد تدريس، يك فعاليت تعاملي و ميان فردي است كه نوعي ارتباط شفاهي را نيز دربرمي گيرد و هدف از آن، كمك به يادگيري دانش آموزان و يا تغيير در رفتار آنان است همه ماتاكنون با موجي از كتابهاي شادي آفرين و لذتبخش مواجه شده ايم: چگونه از آشپزي لذت؟ ببريم چگونه از دوچرخه سواري؟ لذت ببريم ياچگونه از خريد كردن لذت ؟ ببريم ورزيده ترين معلمان نيز كتابي با عنوان چگونه از تدريس لذت؟ ببريم ورزيده ترين معلمان نيز كتابي با عنوان چگونه از تدريس لذت؟ ببريم را مي پسندند. آيا شما هم دوران سقوط و افول را؟ داشته ايد البته! هر حرفه اي هم كه داشته باشيد، نمي توانيد از آن بگريزيد. اما احتمالا به يكي از اين دلايل جذب حرفه معلمي شده ايد: شما از كاركردن با جوانان لذت مي بريد، درس خاصي را دوست داريد و از بودن در محيطي كه افراد مايل به يادگيري هستند، لذت مي بريد. قبل از بررسي روشهاي خاص روانشناسي تربيتي كه به شما در چگونگي تدريس و يادگيري دانش آموزان كمك مي كند، اجازه دهيد ابتدا معناي تدريس را درك كنيم. تدريس؟ چيست منظور از تدريس؟ چيست معاني متفاوتي براي تدريس وجود دارد. اما ظاهرا در همه آنان، چندين صفت مشترك و حساس گنجانده شده است. مثلا به گفته اندرسن وبرنز ( ) 1989 مي توان تدريس را به عنوان يك فرآيند در نظر گرفت، زيرا مستلزم ايفاي نقش و حركت است. تدريس را مي توان يك فعاليت ميان فردي نيز دانست، زيرا معلم با دانش آموزان نوعي تعامل انجام مي دهد. در نهايت، تدريس رفتاري هدفمند است. بدين ترتيب مي بينيد كه شما همواره از تدريس هدف يا اهدافي در سرداريد. با در نظر گرفتن اين ويژگيها، اندرسن وبرنز تعريفي سودمند از تدريس ارائه كردند: تدريس يك فعاليت تعاملي و ميان فردي است كه نوعي ارتباط شفاهي را نيز دربرمي گيرد وهدف از آن، كمك به يادگيري دانش آموزان و يا تغيير در رفتار آنان است. كسب مهارتهاي تدريس فرآيند پيچيده اي است، اما مي توان برآن تسلط يافت. امروزه، به تدريج اختيار و قدرت بيشتري به مدارس و معلمان واگذار مي شود و اين تغييري است كه با در نظر گرفتن دستيابي به آموزش كيفي، از اهميت خاصي برخوردار است. به گفته مورفي ( ) 1993 معلمي حرفه اي است كه مستلزم قضاوت و داوري است و معلمان با برخورداري از قدرت و اختيار نسبي، از فرصت بيشتري براي قضاوت و برعهده گرفتن نتايج حاصله بهره مند مي شوند. در بحث پيرامون كيفيت مدارس بونستينگل ( ) 1992 مي گويد: مدارس بايد دانش آموزان خود را مشترياني بدانند كه مي خواهند حتي الامكان ازبهترين خدمات آموزشي برخوردار شوند. بدين ترتيب، دانش آموزان نحوه برقراري ارتباط موثر را مي آموزند و در زندگي خواهان كيفيت مي شوند. همچنين بايد آنها را به يادگيري مادام العمر متعهد ساخت. دانستن اين مطالب به شما كمك مي كند تا اصول روانشناسي تربيتي در محيطهاي مختلف يادگيري - از كودكي تا بزرگسالي - را به كار گيريد. اما، چه كساني وارد كلاس مي شوند تا به فرزندان ما ؟ بياموزند چه كسي معلم؟ مي شود معمولا بحث درباره تعليم و تربيت غالبابر فرآيند تدريس، يادگيري يا روشهاي جديد تدريس متمركز مي شود. اما جالب است از ويژگيهاي افرادي كه جذب حرفه معلمي مي شوند نيز، اطلاعاتي بدست آوريم. ويژگيهاي معلمان تازه كار يكي از بهترين روشهاي كسب آگاهي درباره دانشجويان علاقه مند به حرفه معلمي تحليل آن دسته از افرادي است كه بروكهارت و فريمن ( ) 1992 به عنوان داوطلبان تازه وارد رشته معلمي (دانشجويان ترم اول تربيت معلم ) از آنها نام مي برند. دانشجويان امروزي معلمي را به دلايل مختلف همچون علاقه به همكاري با افراد و كمك به جوانان انتخاب مي كنند. اين افراد همچنين دريافتند كه اكثر دانشجويان تربيت معلم نسبت به موفقيت خود در تدريس، ترديدي اما ندارند وقتي اين دانشجويان وارد بازار كار و مدارس مي شوند، در دو سال اول تدريس به عنوان معلم از ميزان توانايي شان به حفظ نظم و جذب علاقه دانش آموزان به خود مضطرب و نگرانند. نگراني معلمان با كسب تجربه در اين حرفه به تدريج از ارائه صرف اطلاعات صحيح به نگراني از ميزان موفقيت دانش آموزانشان تبديل مي شود. تغيير در علل نگراني معلمان كه بتدريج و با كسب تجربه انجام مي شود، كاملا مستند است. بنا به گزارش مديران، معلمان تازه وارد مايلند وقت بيشتري را صرف وظايف عادي و يكنواخت كنند و اين امر به خستگي و بي قراري دانش آموزان مي انجامد. آنها به شدت مسئوليت پذيرند و بيش از حد درباره تائيد يا عدم تائيد از سوي دانش آموزان نگرانند. افراط در رفتار معلمان تازه وارد، غالبا مشخص است: كنترل بيش از حد دانش آموزان كم سن و سال، ترس آفرين است و از سوي ديگر چشم پوشي از رفتار بي نظم دانش آموزان مي تواند منجر به هرج و مرج در كلاس شود (كولج ) 1992 معلمان با تجربه در يادآوري دوران اشتغال خود از اين مشكلات سخن به ميان مي آورند و معمولا باقدرداني و سپاس از همكاران يا مديراني كه در اين ايام از آنان حمايت كرده اند، ياد مي كنند (كين ).آگاهي 1992 از اين نكته كه گذشت زمان موجب اعتماد به نفس و افزايش تجربه مي شود در اولين روزهاي كاري به شما كمك بسياري مي كند. تدريس و مسائل آموزشي بي شك معلمان در تصميم گيري پيرامون بسياري از مسائل حساس درگير خواهند شد. اين مسائل عبارتند از: شناخت دانش آموزاني كه توانايي هاي وسيعي دارند، شيوه هاي كنترل كلاس درس، نحوه تدريس، ارزيابي و نمره دادن به دانش آموزان، نحوه برقراري ارتباط با والدين، استفاده از تحقيق براي كنترل تدريس و تعامل با دانش آموزان. زبان تغيير عمده در شيوه تدريس خواندن و استفاده نوشتن، از فن زبان كامل است. در اين فن، دانش آموزان، آوا را جدا از معنا بلكه نمي آموزند متن خواني همراه با آگاهي از معاني لغات موجود و شناخت اصوات در زمان مناسب انجام مي شود. مثلا اگر هنگام خواندن يك داستان، يكي از دانش آموزان نتواند كلمه ظرف را درست بخواند، شما بايد از فرد ديگري بخواهيد كه ادامه متن را بخواند. زيرا دانش آموزان از كتاب خوانان مبتدي بهره اي نمي برند: آنها ادبيات را متناسب با سطح علمي خود مي خوانند و از موضوعاتي لذت مي برند كه آنها را علاقه مند كند. آنگاه راجع به موضوع، نظريات خود را مي نويسند. معلماني كه استفاده از اين تكنيك جديد را آغاز كرده اند براين باورند كه اين شيوه بهتر از روشهاي قديمي علاقه دانش آموزان را تحريك مي كند. اما همه با اين نظريه موافق نيستند. رياضيات نتايج آزمونهاي بين المللي سنجش ميزان موفقيت دانش آموزان در درس رياضي مكررا نشان داده است كه دانش آموزان امريكايي اكثرا در پايين ترين رده ها قرار دارند ( ). در 1 نتيجه اين كشور، بزودي موج ديگري از تبليغات به طرفداري از اصلاح برنامه ريزي رياضيات را تجربه خواهد كرد. شايد درباره تحول درس رياضيات جديد دهه 1960 كه پس از بازگشت به سـوي اصـول پ - ايه ( ) 2 انجام شد مطالبي شنيده باشيد. يكي از دلايل عدم موفقيت كيفي آموزش رياضيات جديد آن بود كه معلمان مدارس دولتي حرفي درباره نحوه تدريس آن نداشتند زيرا اين درس به آنها تحميل شده بود. امروزه كمتر بر مهارتها و بيشتر بر درك و تفكر دانش آموزان نسبت به معاني اعداد تاكيد مي شود. شوراي ملي دبيران رياضي ( ) 3 امريكا به دانش آموزان توصيه كرده است كه همواره از ماشين حساب استفاده كنند. علوم ارزيابي هاي انجام شده نشان مي دهد كه كمتر ازدرصد 10 از فارغ التحصيلان دبيرستاني براي موفقيت در دانشگاه از مهارتهاي علمي لازم برخوردارند. بسياري از معلمان علوم در تلاش به منظور مبارزه با اين معضل به شيوه مشاركت فعال ( ) 4 در تدريس روي آورده اند. اين معلمان به جاي وادار كردن دانش آموزان به حفظ فرمولهاي طولاني، آنان را به انجام آزمايشات و كسب تجارب لازم در مراحل اوليه وامي دارند. مثلا بجاي خواندن دانش آموزان اصل غوطه وري، گل را به شكلهاي مختلف درمي آورند، آنها را در كيسه هاي پلاستيكي گذاشته و سپس با انداختن آنها در آب پي مي برند كه كداميك از اشكال در آب فرو رفته و كداميك غوطه ور مي شوند. هر جا كه اين روش موفقيت آميز بوده است، معلمان به عنوان تسهيل كننده يادگيري عمل كرده اند نه به عنوان مدير. نيازي نيست كه معلمان تعداد صفحات مشخصي را تدريس كنند و در واقع تدريس صفحات كمتر مي تواند موجب تدريس محتواي بيشتر شود. تكرار پايه اين سناريو را در نظر بگيريد. با والدين يكي از دانش آموزانتان روبه رو مي شويد و آنها از شما مي پرسند آيا بايد يك سال ديگر فرزندشان در پايه سوم؟ بماند چه جوابي ؟ مي دهيد وادار كردن دانش آموزان به تكرار يك كار سالانه اخيرا مورد حملات شديد مخالفين قرار گرفته است. هلمز ( ) 1990 پس از بررسي مطالعات تطبيقي در خصوص ادامه تحصيل دانش آموزان مردودي و دانش آموزاني كه از موفقيت و رشد نسبي برخوردار بوده و موفق به گذراندن پايه تحصيلي شده بودند، چنين نتيجه گيري مي كند كه دانش آموزان گروه اول (پس از تكرار پايه ) دانش بيشتري نسبت به ساير دانش آموزان نداشتند. تكرار پايه، به علت عدم رشد كامل يا موفقيت دانش آموز، شيوه رايجي در مدارس است و سئوالات بسياري را برانگيخته است ( مدوي رز) 1986 كه برخي از آنها عبارتند از: آيا تكرار پايه منجر به افزايش موفقيت دانش آموزان نسبت به سايرين؟ مي شود آيا دانش آموزاني كه مجبور به تكرار پايه بيش شده اند، از ساير دانش آموزان ترك تحصيل؟ مي كنند آيا سياست تكرار پايه، تبعيضي عليه گروههاي خاصي از دانش آموزان؟ است مدرسه از چه شواهد مستندي براي تائيد سياستگزاري هاي خود در ارتباط با تكرار پايه استفاده؟ مي كند آيا حذف تكرار پايه، به معناي بازگشت به سياست ارتقاء اجتماعي؟ است پيامدهاي قانوني تكرار پايه؟ كدامند تكاليف درسي تكليف درسي يا مشق شب كه موضوعي است محبوب و درعين حال منفور، باز هم مورد استقبال قرار گرفته است. در آغاز قرن بيستم، تكليف درسي موضوعي حياتي به شمار مي آمد. اما محبوبيت آن در دهه هاي 1940 روبه 1960و كاهش نهاد. اكنون با توجه به گزارش هاي مربوط به سطح پايين موفقيت دانش آموزان امريكايي، بار ديگر تكليف درسي به عنوان فعاليتي لازم مطرح شده است. پژوهش هاي انجام شده نشان مي دهد كه اختصاص دو يا چند ساعت به انجام تكاليف درسي، ميزان موفقيت دانش آموزان دبيرستاني را بالا مي برد. اما در مورددانش آموزان دوره راهنمايي به يك تا دو ساعت كاهش مي يابد. در مقطع ابتدايي چنين به نظر مي رسد كه ارتباط چنداني ميان تكاليف درسي و پيشرفت دانش آموزان وجود ندارد (كوپر).مزيت 1989 تكليف درسي در دوره ابتدايي به هم نزديك كردن خانه و مدرسه، و تشويق دانش آموزان به خودآموزي تكليف است درسي يا مشق شب، نبايستي باري بر دوش والدين و دانش آموزان باشد، بلكه بايد نيازهاي شناخته شده را برطرف كند. دخالت معلم در اين مسايل، تنها با آگاهي از نحوه تصميم گيري و استفاده از روانشناسي تربيتي امكان پذير است. مثلا خواندن نكاتي درباره رشد كودك و زبان، به شما در برنامه هاي زبان كامل كمك مي كند. به منظور استفاده هرچه بهتر از روانشناسي تربيتي، معلم بايد به عنوان يك هنرمند و دانشمند رفتار كند. تدريس به عنوان هنر و علم اگرچه معلمان همواره براي نيل به موفقيت دركلاس درس به مهارتهاي شغلي لازم نيازمند اما بوده اند، شايد گذشت چند دوره تاريخي، نياز بيشتري براي معلمان توانمند و متفكر به وجود آورده است. تلفيق عوامل مهم از شرايط اجتماعي متحول گرفته تا انفجار مستمر دانش ( بشري ) معلمان توانمند را وامي دارد كه فراتر از مكانيك محض تدريس بروند. تدريس به عنوان هنر شما بايد از محتواي موضوع درسي مطلع باشيد، يعني نه تنها بايد از محتواي مطالب درسي كه در سر كلاس مطرح مي كنيد، آگاهي كامل داشته باشيد، بلكه بايد بر هسته اصلي موضوع و آنچه كه پژوهشگران در مرزهاي نظم مي يابند، مسلط باشيد. در عصر تحقيقات تجربي، توسعه علم و دانش مستلزم مطالعات مستمر و مستقل در جهت پيشگيري از عقبماندگي علمي فردي (به هنگام سازي معلومات خويش ) است. خانم كوهن ( ) 1992 درباره هنر تدريس به توصيف زندگي پنج دبير كارآزموده مي پردازد و چنين نتيجه مي گيرد كه ويژگي مشترك آنان اشتياق به دروسي بود كه تدريس آن را برعهده داشتند. جالبترين يافته وي، اين بود كه معلمان تنها يك روش تدريس واحد را به كار نگرفته بودند. بلكه هر يك از آنها، روشي خاص و متفاوت به كار مي برد كه به نظرشان كارامدو سودمند محسوب مي شود، و به طور مداوم به تغيير و تكميل آن در مي پرداختند بسياري از موارد، آنان هرگز بينش يك معلم تازه كار را فراموش نمي كردند و همواره خواهان تجربه مطالب جديد و جوياي بهينه سازي مستمر بودند. به گفته كوهن، آنان خلاق بودند. هنر نوين تدريس در نسخه جديد هنر تدريس (توصيف خوشايندي ازتدريس كه براي نخستين بار توسط گيلبرت هايت درسال 1950 ارائه شد ) فليندرز ( ) 1989 پس از نظارت بر كار معلمان مدارس دولتي خاطر نشان كرد كه مفهوم تخصص گرايي آموزشي از تصرف معناي هنرمندي در تدريس بازمانده است. فليندرز معتقد بود كه اين مهارتها به شيوه اي كه معلمان از زبان تن (language body) براي انتقال پيام بهره مي جويند و همچنين نحوه استفاده آنان از زبان سكوت براي برانگيختن شوق دانش آموزانشان و ظرافت و تدريس هيجان، روزمره را آشكار مي سازد. با تحليل اين رفتارها، فليندرز چند مقوله براي مهارت در هنر تدريس پيشنهاد كرد. اولين مقوله برقراري ارتباط است كه فراتر از كلام يا نگارش مي رود. ارتباط تنها با استفاده از زبان تن، استفاده از فضا (مثلا حركت به سوي دانش آموز ) زير و بم صدا و برخورد نگاه انجام مي شود. همه اين سرنخ هاي غيرزباني، براي انتقال پيام توجه معلم نسبت به دانش آموزان هماهنگ مي شوند. كيفيت ديگر، درك و فهم (Perception) است. معلمان سرنخ هايي را مي خوانند كه بافت و شرايط عاطفي گروه را توصيف مي كند و آنگاه روشهاي خود را نسبت به روحيه كلاس انتخاب مي كنند. تاكنون چند بار ازمعلمان شنيده ايد كه راجع به ارتعاشات كلاس صحبت؟ كنند مقوله ديگر فليندرز، همكاري ( Cooperaction) نام دارد. وقتي معلمان و دانش آموزان با هم همراه عملكرد باشند، كلاس هماهنگ و يكنواخت خواهد بود. كار كردن با دانش آموزان موثرتر از صحبت كردن با آنان است. براي تقويت روحيه همكاري، فليندرز چندين راهكار را پيشنهاد كرد، معلم مي تواند براي افزايش انسجام و هماهنگي با دانش آموزان از خلق و خوي آنان استفاده كند واز دانش آموزان بخواهد تا به ميل خود فعاليتهايي را انتخاب كنند. اما بايستي فرصتهايي را براي شناخت دانش آموز فراهم كرده و موجبات ارتباط خود را با تك تك دانش آموزان به وجود آورد. آخرين مقوله قدرداني ( appreciation) با وجود آن كه قدرداني موضوعي نيست كه معلمان به انجام آن مبادرت ورزند، اما بخش مهمي از رضايت شغلي محسوب مي شود. در اين صورت قدرداني حاصل هنرمندي است. يعني شماكارتان را خوب انجام داده ايد. فليندرز به هيچ وجه تخصص گرايي در تدريس را ناديده نيانگاشت: ميزان معلومات معلمان، توانايي آنان در به كارگيري راهكارهاي متعدد تدريس و مهارت در يادگيري دانش آموزان به انحاء مختلف همگي ارزشمندند. تدريس به عنوان علم در نظر گرفتن تدريس به عنوان هنر محض انديشه اي بسيار محدود است. با آگاهي از اين مطلب كه محققان ماهيت آموزش و روشهاي برقراري نظم را بايد دريافته اند، بتوان اين نكته را درك كرد كه تدريس رامي توان به عنوان علم در نظر گرفت. اكثر معلمان آگاهانه يا غيرآگاهانه، روش علمي را به كار مي گيرند. معلمان مي توانند با آزمودن روشهاي جديد آموزشي و به كارگيري روندهاي مختلف در كلاس درس يا حتي چيزهايي به سادگي تغيير نظم نشستن دانش آموزان، نقش يك آزمايشگر را ايفا كنند. در هر بررسي علمي، چهار مرحله انجام مي شود كه عبارتند از: تشخيص مسئله: كه براي معلمان به معناي تصميم گيري دقيق پيرامون تعيين محتواي يادگيري دانش آموزان است. تنظيم مجموعه مراحل منطقي براي نيل به هدف: كه در نظر معلم، به معناي تصميم گيري پيرامون محتواي ( انتخاب ) موضوع و چگونگي ارائه آن است. گردآوري اطلاعات: كه به معناي تصميم گيري پيرامون سنجش ابعاد رفتاري و تعيين بهترين شيوه ها و ارزيابي است. تفسير اطلاعات و داده ها: كه به معناي تصميم گيري درباره اين نكته است كه آيا معلم با عملكرددانش آموزان (ماحصل آزمون و راهكارهاي معلم ) به هدف مطلوب دست يافته است. معلمان با پيروي ازروش علمي در آموزش دخالت پژوهشهاي علمي در سطوح مختلف، همچون دانشمندان عمل مي كنند، آنها اهداف را شناسايي كرده، راهكارها راتدبير و به جمع آوري و ارزيابي اطلاعات مي پردازند و در نهايت نتايج حاصله را منتشر مي كنند. بنابراين نتيجه، اثبات همان فرض اول است. تدريس هم هنراست، هم يعني علم تلفيقي لازم براي تغيير در كلاس هاي درس. ترجمه: مرجان مرندي پانوشتها: - 1 براي اطلاعات بيشتر به كتاب مدارس برتر جهان كه توسط همين مترجم ترجمه و توسط دفتر همكاري هاي علمي بين المللي وزارت آموزش و پرورش منتشر شده، مراجعه شود. basics-to-back - Mathematics of Teachers of council National - approach on - hands -