Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770208-41162S3

Date of Document: 1998-04-28

زمينه مشاركت جوانان را هموارتر كنيم به بهانه 8 ارديبهشت روز جوان اشاره: جوانان، بخش عظيمي از سرمايه هاي انساني هر كشوري هستند و محور اصلي حركت و سازندگي آن را تشكيل مي دهند. به عبارت ديگر، جوان سرچشمه توسعه و سازندگي، تحول و دگرگوني و آينده ساز هر جامعه است. در كشور ما قريب به 60 درصد از جمعيت را جوانان تشكيل مي دهند و يكي از جوانترين كشورهاي جهان محسوب مي شود، يكي از اولويتهاي توسعه - كه مطمح نظر مسئولان و دست اندركاران ذي ربط نيز قرار دارد شناخت مسايل جوانان و بررسي دقيق و موشكافانه عناصر مختلفي است كه در شكوفايي و بالندگي شخصيت جوانان موثر است. مقاله اي كه در پي مي آيد نگاهي اجمالي و گذرا دارد به زمينه هاي مشاركت اجتماعي جوانان كه به بهانه 8 ارديبهشت ماه كه روز جوان نامگذاري شده است تهيه شده است. مشاركت اجتماعي جوانان كشور ما به دليل بافت سني و كثرت افراد جوان در جامعه، مي طلبد تا به مسايل اين قدرت بزرگ اجتماعي (به دليل نفوذ جدي درافكار خانواده و كل جامعه ) توجه كافي صورت بگيرد. توجه جدي به مسايل جوانان از اين روحايز اهميت است كه رضايت جوانان مساوي است با رضايت جامعه. همچنين توجيه جوانان در امور مختلف به منزله اقناع وترغيب اكثريت افراد جامعه است. اگرجوانان سعي كنند تا هويت، منزلت و جايگاه اجتماعي خود را پيدا كنند، خود به خود زمينه هاي مشاركت اجتماعي آنان فراهم شده زمينه است مشاركت، مستلزم انگيزه قوي اجتماعي است و اين انگيزه در گرو داشتن نگرشي متعهدانه در عرصه هاي مسئوليت اجتماعي است و در صورتي محقق خواهد شد كه ما به شخصيت و منزلت اجتماعي جوانان بها و دهيم، در حقيقت رشد اعتماد به نفس در او رابيشتر كنيم. در كنار اين موارد، در صورتي كه از خطاهاي او تا حدي چشم پوشي كنيم و، وي را تشويق كنيم و حتي كوچكترين حركت اجتماعي سازنده اش را ارج نهيم، در واقع او را به مشاركت، علاقه مند و ترغيب كرده ايم. در حال حاضر، خانواده ها براي جوانانشان در زمينه هاي آموزشي، تفريحي و رفاهي، هزينه هاي زيادي را متقبل مي شوند. حتي بسياري ازوظايف و مسئوليتهايي راكه مي توانند به خودجوان واگذار كنند، خود تقبل مي كنند. اين روش بسيار غلط است چون علاوه بر آنكه مانسلي را فداي نسل ديگر مي كنيم، روحيه فردگرايي را نيز در نوجوانان تقويت مي كنيم. رشد مسئوليت پذيري در جوانان همه انسانها فطرتا قابليت مسئوليت پذيري دارند و يكي از اهداف چهارگانه تعليم و تربيت نسل جوان، هماناپذيرش مسئوليت است، سه هدف ديگر نيزعبارتند از: شناخت خود، برقراري ارتباطمفيد و موثر با ديگران و نيل به كفايت اقتصادي. پس در صورتي كه بتوانيم به اين اهداف جامه عمل بپوشانيم، نسل جوان ما به طور طبيعي مسئوليت پذير خواهند شد. همه افراد، آمادگي پذيرش مسئوليت را چون دارند انسان به حكم اجتماعي بودن ناگزير است با ديگران ارتباط برقرار كند و لازمه برقراري چنين ارتباطي، مسئوليت دادن و مسئوليت پذيرفتن است. پس از قبول اين امر خواهيم ديد كه مسئوليت پذيري براي يك جوان به عنوان امري طبيعي قلمداد مي شود. اما در صورتي كه به عكس ما روش صحيحي را اتخاذ نكنيم يعني براي مثال، اعتماد به نفس را از آلودگي در افراد كم كنيم، آنان نخواهند توانست قابليتها و ويژگيهاي خود را بشناسند. پس در واقع لازم است، در جوانان اعتماد به نفس ايجاد كرده، سپس ازآنان انتظار پذيرش مسئوليت داشته باشيم. در كنترل جوانان از افراط و تفريط بپرهيزيم دخالتهاي مستقيم در امور جوانان كوچك انگاري جوان است. يعني با اين عمل به اومي فهمانيم كه او در كارهايش بي كفايت و نالايق است. والدين بايد به دور ازهرگونه افراط و تفريط بر رفتار و اعمال جوانان خود، نظارت صحيح كنند و به جاي كنترل مستقيم و دخالت بر رفتار جوانان، رفتارشان جنبه حمايتي و هدايتي و مشاوره اي داشته باشد. البته تفكيك اين مرز براي اكثر خانواده ها دشوار است و اغلب آنان نمي دانند تا چه حد مي توانند به خود حق بدهند تا امور مختلف جوانشان را كنترل و يا به او امر و نهي كنند. اما بهترين راه آن است كه ارتباط ما با جوان آنقدر صميمانه و دوستانه باشد كه او رفتار ما را به عنوان الگو انتخاب كرده و با ما همانند سازي كند. در اين صورت جوان مسيري را انتخاب خواهد كرد كه خود ما خواهان آن هستيم. انتظارات متعادل داشته باشيم اگر بين نظام ارزش حاكم بر آموزش خانواده، و پرورش، كارگزاران و مسئولان جامعه باور و زبان مشتركي وجود نداشته باشد جوان دچار تعارضات عاطفي و روحي، احساس دوگانگي، كم رغبتي و كم تلاشي، افت تحصيلي و شغلي و در نهايت منجر به بلاتكليفي وي خواهد شد، بايد ميان تلقي ها، نگرشها، توقعات و انتظاراتي كه از جوان داريم با امكاناتي كه جوان در اختيار دارد تعادلي برقرار سازيم. براي مثال اگر ما مقوله جوان را بسيار برجسته كنيم، اما از طرف ديگرامكان پاسخگويي به نيازهاي او را نداشته باشيم، دچار مشكل خواهيم شد. در صورتي كه وقتي رابطه همه عناصر را با يكديگر بسنجيم و هر عنصري را در نظام اجتماعي در حد وسع و امكاناتمان مطرح و سپس آن را برجسته كنيم در آينده بهتر خواهيم توانست به آن عنصر سامان بخشيم. صرف نظر از مواردي كه شرح داده شد ذيلانكاتي چند در برخورد با قشر جوان يادآور مي شود كه قطعا با مدنظر قرار دادن آنها مي توان گام موثري در داشتن جامعه اي فعال، پويا، سالم برداريم: - از مقايسه كردن افراد جوان با همسالان آنها دوري كنيد و انگيزه هاي مشاركت در آنها را با اين رفتار كور نكنيد. - والدين از انتقال تجربيات شخصي خود (هرچند كوچك ) به جوانان دريغ نكنند. - جوانان را به توسعه مراودات خانوادگي وفاميلي تشويق كنيد و نگذاريد افرادي منزوي باقي بمانند. - از تحقير و كوچك شمردن آنها جدا بپرهيزيد. در مجموع بايد گفت: در مورد مسئله جوانان بايد برخوردي فرهنگي داشته باشيم. خطمشي هاي اصلي در اين برخوردها، كاهش انتظار جوانان، حمايت بيشتر از آنان و ساده كردن شرايط براي آنهاست. تهاجم نكردن به هويت و شخصيت جوانان نيز از جمله مهم ترين اقدامات براي حل بحران جوانان است. پس از آن بايد درفضاسازي هاي فرهنگي، به ابراز خلاقيت جوانان توجه كرده و زمينه را براي مشاركت آنان درامور زندگي فراهم آوريم.