Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770207-41150S1

Date of Document: 1998-04-27

افكار عمومي را بايد باور كرد! توسل به افكار عمومي از سوي گروه ها و افراد مختلف به يك مانور فراگير و ضروري مبدل شده است و اين تنها به دليل قدرت آن در جهان امروز است در برخي اوقات رسانه هاي سنتي به مراتب داراي قدرت بيشتري نسبت به رسانه هاي فني پيشرفته هستند اشاره: درخت تنومند افكار عمومي ريشه اي به وسعت كل جامعه دارد. پهنه اي گسترده را در مي نوردد. ريشه آن از جريان سيال انديشه ها سيراب مي شود. و اين چشمه اي است كه هرگز نمي خشكد. اگرچه شاخ و برگ اين درخت تنومند دستخوش طوفانها شود، طوفانهايي بنيان كن، و اگرچه آن را فصل خزاني فرارسد، ولي همچنان فصل بهاري را نيز در پيش روي خواهد داشت. ثمره درخت افكار عمومي و ميوه هاي آن، رجال و شخصيت هاي محبوبي هستند كه جامعه بهره خود را از آنان خواهد برد. بي توجهي به افكار عمومي و ناديده گرفتن آن، چشم بستن به روي واقعيتي بزرگ و اجتنابناپذير است كه راه به جايي نخواهد برد افكار عمومي; يك واقعيت بزرگ: افكار عمومي يك حقيقت انكارناپذير است. يك واقعيت است. افكار عمومي از زماني مورد توجه قرارگرفت كه انتقال قدرت هاي سياسي و تحولات شگرف ويكباره اي در عرصه هاي اجتماعي، جوامع را دچاردگرگوني هايي نمود. از قرن نوزدهم افكار عمومي يكباره مورد توجه قرار گرفت و تا امروز كه اين سطور را مي خوانيد هيچ قدرتي در جهان نتوانسته است اين اقيانوس عظيم انديشه هاي مشترك را بخشكاند. افكار عمومي مجموع نگرش ها و باورهاي اكثريت مردم جامعه در مورد موضوعات گوناگون است كه عقيده واحد عظيمي را بوجود مي آورد. اين تنها اشرف مخلوقات است كه مي تواند تمامي فرايندهاي پيچيده علمي را به وسيله ابزارهاي موثر آن در اختيار گيرد تا پيام خود را به ساير انسانها برساندو برحسب ضرورت سلطه اي برسر آنان افكند. تمامي اين تلاشها همواره براي آن بوده تا افكار عمومي يعني عظيمترين قدرت نامرئي تاثيرپذيرد و ترجيحابدون درگيري همسو شود. از زماني كه انسان با اهتمام خويش تمامي ابزارهاي ارتباطي را براي اتصال فرهنگها و همچنين ايجاد ارتباط با فراسوي مرزها بكاربست، همواره در صدد به اثبات رساندن ماهيت خويش بوده است. توسل به افكار عمومي نيز از سوي گروه ها و افراد مختلف به يك مانور فراگير و از سويي نيز ضروري مبدل شده است و اين تنها به دليل قدرت افكار عمومي در جهان امروز است. در سال هاي اخير با توجه به آگاهي هاي قابل توجهي كه افكار عمومي از جريان آزاد اطلاعات كسب كرده، نظامهاي حكومتي كشورهاي مختلف را با معضلات جدي مواجه ساخته است. توجه و علاقه خاص عموم مردم به موضوعات فراگير و اصول اوليه و بنيادين حقوق فردي و همچنين قدرت عظيم رسانه ها جهت اطلاع رساني سريع و تاحدي صحيح و برخي عوامل ديگر موجب حركت بسياري از حاكمان كشورها از سر اجبار به سوي ايجاد نظامهاي دموكراسي شده و است كدام حاكم است كه در مقابل فشارهاي عظيم و خردكننده افكار عمومي تاب مقاومت داشته ؟ باشد افكار عمومي و رسانه ها: در حلقه اتصال مردم و دولتمردان و رسانه ها سياستمداران، حكم حلقه رابط و مياني را ايفا مي كنند. هرچند كه در برخي موارد رسانه هاي سنتي به مراتب داراي قدرت بالاتري نسبت به رسانه هاي فني پيشرفته ايفا مي كنند. هرچند افكار عمومي حساسيت آشكار و پنهان خود را به وسيله ابزارهايي كه براي ابراز آن عقايد وجود بخوبي دارد، به گوش هرم قدرت در هر جامعه مي رساند ولي امروزه پيشرفت تكنولوژي سبب شكل گيري ابزارهاي مهاركننده و مهارتهاي خاصي در خصوص مهار افكار عمومي شده است. يكي از اين ابزارها كه مي تواند ماهيتي دوگانه در برآوردن نيازهاي مقطعي و بلندمدت حاكمان و همچنين عموم مردم ايفا كند رسانه ها هستند. اينكه در چه شرايطي از سوي افكار عمومي افتخارمشروعيت به رسانه اي اعطا شود، جاي بحثهاي فراوان وتحقيقات و نظرسنجي هاي زيادي است. ولي به طور كل مي توان گفت تعلق خاطر رسانه به نوعي از جريانات فكري و سليقه اي در چگونگي و ميزان مشروعيت رسانه نزد افكار عمومي تاثير شگرفي داشته و دارد. در نگرش رسانه مداري هدف تنها رساندن نوعي پيام القايي براي تحت تاثير قراردادن افكار عمومي است. درحالي كه اين طرز تلقي در سالهاي پاياني جنگ جهاني دوم بشدت رواج يافت و پس از آن ديدگاه اجتماع مداري يعني اطلاع رساني سريع و به موقع و تامين نيازهاي ضربي جوامع مورد توجه جدي رسانه هاي ديداري و شنيداري قرار گرفت. در ديدگاه اجتماع مداري مدار حركت رسانه ها، افكار عمومي و آحاد مردم جامعه بودند و بدين ترتيب افكار عمومي در بيان عقايد خود جرات يافت و همين امر موجب تجلي دغدغه هاي عامه مردم و در نتيجه توجه به سياست گذاري صحيح از سوي حاكمان آغاز گرديد. تفرعن رسانه اي در جهان امروز ناشي از وابستگي رسانه ها به جريانات حاكم در كشورهاست. اين اتفاق به طور عمده در كشورهاي در حال توسعه رخ مي نمايد و موجب تحريك و آزار افكار عمومي مي شود. بنابر اين تعادل اجتماعي در معرض مخاطره قرار مي گيرد و تطوع افكار عمومي از نظام قانونمند حاكم دچار تزلزل مي شود. تفرعن رسانه اي عمدتا مبلغ ملي گرايي دولت مدارانه است. به اين معنا كه رسانه ها وظيفه فرد و علت وجودي وي را خدمت مطلق به دولت مي دانند. به طور مثال جريان حاكم بر رسانه ها در كشور عراق نمونه بارزي از اين نوع عملكرد مي باشد. در جريان قتل داماد صدام حسين، رسانه هاي عراق بازتاب اين جريان را به شكلي كه مورد نظر صدام حسين بود انعكاس دادند و بمباران واژگاني همچون خيانت به مردم، خيانت به رئيس جمهوري و برخي واژگان ديگر، افكار عمومي را تحت تاثير قرار مي دادند. به هرحال توجه و علاقه شديد رسانه ها به افكار عمومي و انعكاس واقع بينانه و صحيح و به موقع نظرات افكارعمومي موجب علاقمندي افكار عمومي به رسانه ها مي گردد و اين است رمز موفقيت رسانه ها. هرچند كه رسانه ها ابزارهاي مناسبي براي شستشو و ياالقاي برخي عقايد به افكار عمومي محسوب مي شوند ولي بنيان اين حركت متزلزل و سست بوده و با آگاهي هايي كه افكار عمومي كسب مي كند، بسرعت نگرش و باور خود را ترميم مي نمايد. ديالوگ و گفتگو با افكار عمومي ميسرنيست مگر توسط شيوه هاي خاص و صرف هزينه هاي كلان. سخن گفتن با افكار عمومي افتخاري است كه اغلب نصيب دولتمردان مي شود. ولي با شكل گيري جوامع مدني و تعدد رسانه هاي ديداري و نوشتاري خصوصي، انحصار گفتگو از كف صاحبان قدرت نيز به درآمده است. گفتگوي يكسويه و عدم توجه به پس خوردهاو بازتابهاي نظرات مردم، اجازه تخليه رواني را به افكار عمومي نمي دهد و همين امرباعث ناخشنودي و عدم رضايت آن مي شود. فوايد زايدالوصفي كه در گفتگو با افكارعمومي متصور است، ممكن است گاهي منجربه نتيجه عكس گردد و تبليغ به سرعت مبدل به ضد تبليغ در شود اينجا بحران مشروعيت را مي توان در بطن افكار عمومي جست. بحران مشروعيت در حافظه افكار عمومي: افكار عمومي با هوشمندي روابط پيچيده علت و معلولي را بخوبي درك مي كند. تحميق وتحقير افكار عمومي توسط برخي افراد وگروهها معادله اي است كه بخوبي از سوي افكار عمومي درك مي شود. بروز چنين اتفاقي افكار عمومي را بر آن مي دارد تا افتخار مشروعيت را از كساني كه افكار عمومي را مانند كودكي شيرخواره مي پندارند، سلب كند. از سوي ديگر اختلال در آزادي و امنيت وهمچنين ساير حقوق شرعي و قانوني آحادجامعه، سرآغاز بحران مشروعيت صاحبان قدرت نزد افكار عمومي است. عدم اطلاع رساني صحيح و در نتيجه بروزشايعات نيز مي تواند مشكل آفرين باشد. امروزه جريان آزاد انديشه ها و تكثرگرايي درحد قابل قبولي جايگاه ويژه خود را بازيافته است و اين امر علاوه بر افزايش سطح آگاهي هاي عمومي و روشنگري افكار عمومي، دسترسي سهل و بي قيد و شرط برخي جريانات سياسي و فرهنگي و علمي و صاحبان سليقه هاي گوناگون را به افكار عمومي تا حد قابل ملاحظه اي كاهش داده است. از طريق نظرسنجي و بدست آوردن نظرات آحاد مردم در خصوص موضوعات مختلف، از جمله بروز بحران مشروعيت افراد و گروه هاي خاص نزد افكار عمومي مي توان سمت و سوي حركت هاي صحيح و مردمي را مشخص كرد و در آن جهت گام برداشت. دستيابي به يك قضاوت آگاهانه از سوي افكار عمومي چندان دشوار نيست، زيرا تعدد مراكز اطلاع رساني موازي، تعدد و تكثر عقايد پيشرفت علوم مختلف و ابراز عقيده جمع كثيري از نخبگان در مورد مسايل مختلف و به تبع آن تاثيرپذيري افكار عمومي و تحليل حجم عظيم اطلاعات بدست آمده، مي تواند صحت و يا نادرستي انواع نگرش ها و باورهاي مختلف را بدست آورد و به هر كسي كه مي خواهد مشروعيت اعطا كند و به هر آن كسي كه نمي خواهد آن را با بحران مشروعيت مواجه سازد. محبوبيت رجال نزد افكار عمومي: با وجودي كه وينستون چرچيل، ژوزف مارشال استالين، تيتو، صدام حسين، فيدل آدولف كاسترو، هيتلر، ماهاتماگاندي، جمال عبدالناصر و برخي شخصيت هاي سياسي قرن بيستم داراي معروفيت و وجهه سياسي خاصي بوده اند، ولي در ميزان محبوبيت آنان نزد افكار عمومي تفاوتهاي چشمگيري وجود دارد. شما مي توانيد با خواندن هر يك از اسامي مذكور، بگوييد كه كداميك محبوب و كداميك منفور بوده اند. از سويي نيز افكار عمومي به خوبي ازشخصيت هاي برجسته و محبوب تجليل و قدرداني مي كند، اين حركت گاه با نشاندن آنان برمسند حكومت و گاه با احترام و تكريم عمومي همراه است. شخصيت و رهبري امام خميني ( ره ) يكي از نمونه هاي بارز دو دهه گذشته است كه افكار عمومي جهان را بشدت تحت تاثير ويژگيهاي روحاني و معنوي خويش قرار داده است. افكار عمومي و رجال محبوب همواره دوعامل و منشا تحولات اساسي در جوامع بوده وخواهند بود. اگر افكار عمومي به ماشيني عظيم تشبيه شود، هدايتگر آن رجال محبوب و شخصيت هاي تاريخ ساز خواهند بود. افكار عمومي تشنه اسطوره سازي است. افكار عمومي مردان و زنان دلاور و آفرينندگان شهامت را شايسته تجليل، تحميد و تكريم مي داند. اين رجال محبوب عرصه ظهور عدالت خواهي در جوامع بوده اند. اقيانوس بي كران افكار عمومي نيز بسترزاينده مردان و زنان تاريخ ساز و عرصه تموج آراء و انديشه هاي آنان بوده است. تاريخ هيچگاه از اين شخصيت هاي محبوب تهي نخواهد بود. افكار عمومي صاحب خردمندان و نخبگان فراواني است كه خطوط كلي حركت جوامع به سوي عدالت خواهي و توسعه و ترقي را تعيين مي كنند. اين حركت سيال و رغبت آور آگاهي بخش ازسوي نخبگان در اعصار گوناگون و حتي تحت فشارهاي كوبنده و خردكننده بر ميزان محبوبيت اين افراد افزوده است. به جرات مي توان گفت كه انباشت فرهنگي در جوامع مختلف حاصل تلاشها و پايداريهاي اين شخصيت هاي محبوب بوده است. تاريخ اين درس بزرگ را آموخته است كه: سرانجام اين خواست و اراده مردم است كه محبوبترين خود را بر مسند امور خواهدنشاند. همچنانكه در سال 57 اين درس عملي را همگان به نظاره نشستند. محاكمه افكار عمومي! نظر افكندن به اين تجربه تلخ تاريخي خالي از لطف نيست كه محاكمه افكار عمومي امروزه به شكل محاكمه شخصيت هاي محبوب افكار عمومي مبدل شده است. هرگاه شخصيت محبوبي در هر نقطه از جهان به پاي ميز محاكمه كشانده شود، در حقيقت اين افكار عمومي است كه محاكمه ستيزه جويي مي شود با افراد و گروه هاي محبوب نزد افكار عمومي خيلي فوري موجب واكنش افكار عمومي مي شود و اين امر به منزله صف آرايي در مقابل افكار عمومي است. براساس نگرش هاي تاريخي محاكمه شخصيت هاي محبوب يكي از عوامل ايجاد تحولات در جوامع بوده است. چه بسا اين امر به منزله محاكمه عدالت خواهي، توسعه و پيشرفت جلوه گر شود. محاكمه افراد محبوب نزد افكار عمومي عمدتا با شعارهاي زيبايي همراه است و افكار عمومي بدرستي از ماهيت اين شعارها اطلاع داشته است. در حقيقت توسل جستن به افكار عمومي به دلايل مختلف به يك ابزار براي دستيابي به اهداف مختلف تبديل شده است. اين امر دردنياي امروز براي بقا و ماندن يك حركت ضروري و همه گير شده است. رامين سليماني