Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770206-41138S1

Date of Document: 1998-04-26

بازتابشناسي چگونه بر بدن تاثير؟ مي گذارد ماساژ دست و پا براي حفظ تندرستي و نشاط انسان از هزاران سال پيش به وجود رابطه اي بين نقاط مختلف كف دست و پا و ساير اندامها و اعصاب بدن پي برد و از اين روابط براي معالجه و پيشگيري ازبيماريها و ارتقاء كيفيت زندگي سود امروزه استفاده جست از اين روابط تحت عنوان بازتابشناسي (Reflexology) به عنوان يكي از روشهاي طب كل گرا (Holistic) در كنار طب سوزني، طب مغناطيسي، گياه پزشكي، هيپنوتيزم و... توجه بشر را به خود جلبكرده و هر روز بيش از پيش با ترفندهاي طبي رايج فعلي هم در هم در مي آميزد حال حاضر، در اروپا بيش از شش هزار پزشك، پرستار و فيزيوتراپ بازتابشناسي را در برنامه هاي درماني خودگنجانيده اند. چرايي و چگونگي تاثير شگرف بازتابشناسي هنوزكاملا بر ما روشن نيست. دكتر فيتس گرالد، پزشك امريكايي قرن معاصر، با آزمايشات متعدد خوددريافت كه كنشهاي متقابل ويژه اي بين نواحي موجودبر كف دستها و پاها و ديگر اعضاء بدن وجود دارند، به طوري كه با فشار دادن يا ماساژ اين نقاط، مي توان مستقيما بر اعضاء بدن تاثير گذارد. طي مطالعات بيشتر، وي متوجه شد كه اين كنشهاي متقابل، ازالگوهاي ساده اي پيروي مي كنند. او، بدن را به ده منطقه طولي تقسيم كرد: پنج منطقه در طرف چپ و پنج منطقه در طرف راست بدن. هر يك از اين مناطق منحصربه فرد، داراي محدوده اي مشخص است و در آن هر عضو، با ساير اعضاي موجود درآن منطقه، در كنش متقابل به سر مي برد. اين مناطق پنجگانه با پنج انگشت هر دست يا پا منطبق هستند. در واقع، مناطق موجود به كف دستها و پاها مناسبترين پايانه هايي هستند كه با ساير اعضاي بدن ارتباط دارند. وضعيت آناتومي اعضاء بدن با وضعيت نقاط مربوطه در كف دستها و پاها همخواني مستقيمي دارد. اعضايي مثل هيپوفيز، مغز، غده تيروئيد، مثانه، ميزناي ها، پيشابراه، رحم، پروستات و ستون مهره ها با شستها و لبه داخلي دست و پا (با احتساب قرار گرفتن كف دستها و پا به طرف زمين ) ارتباط دارند. نقاط مربوط به اعضايي مثل قلب و طحال تنها در كف دست و پاي چپ و نقاط مربوط به كيسه صفرا و كبد تنها در كف دست و پاي راست يافت مي شوند، زيرا موقعيت آناتوميكي قلب و طحال در طرف چپ بدن و موقعيت آناتوميكي كيسه صفرا و كبد در طرف راست بدن است. نقاط مربوط به اعضاي دو طرفه اي مثل ريه ها، پستانها، بازوها و شانه ها، كليه ها، چشمها، گوشها و اعضاي واحدي مثل معده، لوزالمعده، مغز، غده هيپوفيز، مثانه و... كه از موقعيتي بينابيني برخوردارند، در هر دو دست و هر دو پايافت مي شوند. با اين راهنمايي هاي ساده مي توانيد حدس بزنيد كه اگر كسي ناراحتي قلبي داشت بايد به دنبال نقطه اي دور از شست، مثلا در امتداد انگشت كوچك، واقع در كف دست يا پاي چپ او بود. ارتباط بخشهاي مختلف كف دست و پا با بخشهاي مختلف بدن به قشر حسي - حركتي مخ باز مي گردد. طرح پياده شده تصوير بدن بر روي كف دست و پا معادل همين تصوير بر روي قشر حسي - حركتي مخ است. در اطلاعات مغز، حسي دريافت شده از هر نقطه از بدن، به پاسخهاي حركتي ( عضلاني ) مناسب ترجمه مي شود. هر سلول از بدن در اين سيستم ارتباطي شركت دارد. اما سوال مهم اين است: بازتابشناسي چگونه بر بدن تاثير ؟ مي گذارد كليه عضلات بدن براي حفظ تعادل بدن در حالت ايستادن، شستن و راه رفتن در يك حالت كشش دائمي به سر مي برند. اين كشش ( Tone) يك فرآيند، در حال تغيير است كه تحت تاثير علائم حسي رسيده به مغز، بويژه علائم حسي رسيده از اندامهاي حركتي، يعني كف دستها و پاها قرار دارد. محركات حسي مداوم، هر بار با ارزيابي مجدد موقعيت، انواعي از علائم ايجاد مي كنند كه ميزان كشيدگي موجود دراعضاء بدن را مورد تجديدنظر قرار داده و به تدريج بدن را به تعادل اوليه خود بازمي گردانند. دربرداشتن يك گام، بدن براي مقابله با جاذبه و سايرنيروهاي وارده بر خود به مقدار زيادي كشش نيازدارد و از اين رو، انرژي زيادي مصرف مي كند ازطرفي، در راه رفتن پاها هرچه تحريكات حسي بيشتري به مغز منتقل سازند، انرژي بيشتري براي بدن ذخيره مي كنند. بنابراين پوشيدن كفشي راحت با ممانعت ازتحريكات حسي به هنگام راه رفتن، به جاي ذخيره انرژي، شديدا آن را به مصرف مي رساند. در دنيا هيچ موجود زنده اي، بدون وجود تحريكات حسي قادر به ادامه زندگي نيست. در واقع انرژي حيات از انرژي محركات حسي محيط اطراف سرچشمه مي گيرد. بنابراين عدم تعادل انرژي در بخش حسي - حركتي يكي مخ، از عوارض زندگي شهرنشيني است كه هرچند بدن را منفعلانه در معرض آسيب قرار مي دهد، اما بايد بطور فعال به مقابله با آن برخاست. اگر چه هر نوع علامت حسي (از جمله علائم حس بينايي، چشايي، شنوايي و... ) باعث تغيير كشيدگي طبيعي بدن مي شوند، اما در اين ميان علائم حس عميقي (حس كف دست و پا ) از اهميت به سزايي برخوردارند و اين، ازارتباط نقاط كليدي كف دستها و پاها با مغز سرچشمه مي گيرد. اين ارتباط، بنابر شواهد موجود، تنهاارتباطي عصبي نيست، بلكه كانالهاي ارتباطي ديگري به نام خط انرژي (Meredian) نيز در اين ميان نقش دارند. اين خطوط همان خطوطي هستند كه اعضاي موجوددر منطقه اي خاص را در ارتباط با يكديگر قرارمي دهند. به همين دليل، اكثر افرادي كه به دليل پوشيدن كفش تنگ يا پاشنه بلند دچار ضايعاتي در پا هستند، به بيماريهاي عضوي ديگري نيز مبتلا مي شوند. بنابراين مي توانيد حدس بزنيد كه اگر كسي گردن شست پايش ميخچه يا ضايعه اي استخواني داشت، احتمالا دچار ناراحتي گردن نيز هست. علاوه بر درمان، از بازتابشناسي براي پيشگيري وتشخيص بيماريها نيز كمك مي گيرند... به عنوان اگر مثال، تمامي نقاط انعكاسي كف دستها را فشار داديد وفقط نقطه اي واقع بر وسط برجستگي زير شستتان دردناك بود، غدد تيروئيد شما دچار اشكال است. منبع: طبفشاري - تمرين بازتابشناسي نوشته: استفني ريك ترجمه: مرجان فرجي