Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770205-41126S1

Date of Document: 1998-04-25

چرا بعضي از كودكان دروغ ؟ مي گويند! بررسي علل دروغ گويي در كودكان و راههاي درمان آن هرگاه كودك شما در موقعيت نامطمئن و ناامن قرار گيرد و احساس خطر ياحقارت كند به گفتن دروغ متوسل مي شود. دروغگويي از نظر لغوي به معناي كتمان واقعيت است. فرد دروغگو ازطريق دروغ گفتن ضعفهاي خود را مي پوشاند و شنونده را گمراه مي سازد. خود را از تنبيه نجات مي دهد و بدان وسيله توجه ديگران را به خود جلب مي كند. يكي از عوامل دروغگويي، ترس در كودكان است. اگر كودك به سبب راستگويي تنبيه شود، در آينده براي نجات ورهايي ازمجازات به دروغگويي متوسل مي شود. والدين و مربيان بايد از هر كودك انتظاراتي داشته باشند كه با واقعيات و امكانات او منطبق است در دروغگويي غيراين صورت، كودك تقويت و تشديد خواهد شد. همه انسانها در محدوده اي برابرپابه عرصه وجود مي گذارند. هيچ كس از كودكي دروغگوبه دنيا نيامده است. همه انسانها راه فكر كردن و توجيه اعمال خويش را از ديگران آموخته و تكامل يافته اند. درستي يا نادرستي ازطريق كلمات و اعمال ديگران به ما القا مي شود و ما اين كلمات و اعمال را در ذهنيات خود تلفيق كرده، سرانجام شخصيت خود را شكل مي دهيم. به مثالهايي چند از توجيه افرادي كه در مواردي دچار اشتباه شده اند دقت كنيد: من حق داشتم كه اين خطاها را انجام افراد دهم، ديگر زياد به اين مسئله اهميت نمي دهند هركس ديگري هم كه بود همين كار را مي كرد. راستي شما فكر مي كنيد كه اين گونه توجيهات استادانه چگونه توسط بعضي از جوانان و نوجوانان بيان؟ مي شوند آنها اين مسائل را از جامعه خود آموخته اند، از كساني كه باآنها سروكار دارند و باارزيابي اعمال درست و نادرست كه توسط ذهنيات هريك انجام شده اعمال خود را با اين گونه توجيهات همراه مي سازند. به خاطر همين است كه مي گوييم والدين نقش مهمي در تكوين شخصيت فرزندان خود بازي مي كنند و اين نقش در سالهاي اوليه تربيت كودكان ارزشي به غايت والا دارد. براي اينكه فرزندان خود راراستگو تربيت كنيم ابتدا مي بايست نسبت به اعمال خود نهايت دقت را داشته باشيم و نيز در ارتباط خود با ديگران دقت كنيم، زيرا در يك جامعه معمولا تربيتهاي متفاوتي وجود دارد. تربيت كودك مي بايست از همان دوره طفوليت او آغاز شود، صداقت و راستگويي از مواردي است كه بايد قبل از سنين مدرسه به آن توجه شود. البته ما بايد توجه داشته باشيم كه كودك اساسا قصد فريب والدين را ندارد. ولي توجيهات او راهي براي فرار از مجازات است. دروغگويي ازنظر لغوي به معناي كتمان واقعيت است و بيان سخني كه واقعيت خارجي براي گوينده ندارد. فرد دروغگو ازطريق دروغ گفتن ضعفهاي خود را مي پوشاند و شنونده را گمراه مي سازد. خود را از تنبيه نجات مي دهد و بدان وسيله توجه ديگران را به خود جلب مي كند. دروغ گفتن يكي از رفتارهاي متداول كودكان 54 ساله است كه ازلحاظ اخلاقي اشكالي ندارد. كودكان در اين سن و سال معمولا به دو شكل دروغ مي گويند كه نخستين آن خيال پردازي است، كودك با جعل داستان و يا با طرح مبالغه آميز بعضي از واقعيات، اغلب خواسته خود را با مادر ميان مي گذارد و غيرمستقيم از اميالش صحبت مي كند. در اين صورت بهتر است كه پدر و مادر در تائيد خواسته كودك حرف بزنند. دروغ نوع دوم دروغ به اصطلاح مفيد است، دروغي است كه بزرگترها هم مي گويند و آن را به حساب دروغ مصلحت آميز مي گذارند تابه جاي نتيجه بد، نتيجه خوب بگيرند. در اين مرحله از رشد كودك تنها كار درست را در خواسته خود مي جويد و از استفاده از دروغ براي رسيدن به خواسته اش ترديدي به خود راه نمي دهد. در اين موارد بايد به كودك تفهيم كنيم كه از راستگويي و صداقت او خوشحال مي شويم بايد بداند كه دروغ و دروغگويي را دوست نداريم. بايد توجه داشت كه اين مسئله در سنين بالاتر رفتاري ناپسنداست كه به كودك شخصيت ساختگي و تصنعي مي بخشد. هرگاه كودك شما در موقعيت نامطمئن و ناامن قرار گيرد و احساس خطر يا حقارت كند به گفتن دروغ متوسل مي شود. كودك دروغگو به گفته هايش ايمان ندارد و به طور قاطع و صريح حرف نمي زند، به تدريج اعتمادخود را به ديگران ازدست مي دهد و نسبت به اطرافيان بدبين مي شود. متاسفانه برخورد بسياري ازوالدين در اين موارد با تنفر همراه است زيرا از خود سوال مي كنند كه چرا فرزندشان دست به چنين عملي زده؟ است دربرخورد با چنين مواردي والدين نبايد به چشم يك آدم دروغگو به كودك نگاه كنند و يا دائما به آنها ظنين باشند زيرا چنين برخوردي عواقب ناگواري را به همراه خواهد داشت. براي درمان دروغگويي شناخت علل آن كاملا ضروري است، دروغگويي به عنوان يك مشكل علل گوناگون و متعددي دارد كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي شود: بررسي علل دروغگويي - همان طور كه قبلا هم اشاره شديكي از علتهاي دروغگويي آموزش نادرست خانواده است. درخانواده اي كه پدر و مادر وديگر اعضاي آن همواره به يكديگر دروغ مي گويند نمي توان انتظار داشت كه كودكي راستگو تربيت شود. - دروغگويي كودك ممكن است براي جلب توجه اطرافيان باشد. چنانچه كودكي در خانواده يامدرسه مورد بي توجهي اطرافيان قرار گيرد، براي نشان دادن خودو جلب توجه آنان ممكن است به گفتن دروغ در زمينه هاي گوناگون متوسل شود. - كودكاني كه نسبت به دوستان و اطرافيان خود احساس كمبود مي كنند، ممكن است براي جبران كمبودها در زمينه هاي گوناگون نظير شغل والدين، محل وضع سكونت، تغذيه، دوستان و تفريحات و سفرها به دروغ متوسل شوند و درون آشفته و نگران خود را بدان وسيله به طور موقت تسكين دهند. - ترس نيز از ديگر عواملي است كه موجب دروغگويي مي شود. اگركودك به سبب راستگويي تنبيه شود، در آينده براي نجات و رهايي از مجازات به دروغگويي متوسل مي شود. بايد اذعان كرد كه سختگيريهاي افراطي و برخوردهاي خشن والدين و مربيان با كودك از علل مهم دروغگويي كودك محسوب مي شود. - گاهي نحوه بيان و برخوردوالدين و مربيان با كودك او را به دروغ گفتن وامي دارد و به او دروغگويي را مي آموزد. به عنوان مثال والدين به كودكي كه مرتكب عمل خلافي شده است اصرار مي ورزند كه او اين كار را انجام نداده است بلكه ديگري مثلا همسايه يا دوست يا برخي موجودات خيالي سبب آن بوده اند. در اين حالت والدين علاوه بر آنكه كودك را دروغگو بار مي آورند او را به گريز از قبول مسئوليت رفتارش نيز وامي دارند. - انتظار و توقع بيش از حد ازكودكان و مقايسه آنان با دوستان و همكلاسيها در زمينه هاي گوناگون از ديگر عوامل دروغگويي كودكان مي شود در اين صورت كودك ازطريق دروغ مي تواند هم بر احساس حقارت خود به طور موقت غلبه يابد و هم والدين را راضي و خشنود سازد و نظر آنان را به سوي خود جلب كند. درمان دروغگويي براي پيش گيري و درمان دروغگويي، والدين و مربيان بايد واقعيات را بپذيرند و براي شنيدن موارد شيرين و تلخ ازطرف كودكان آماده شوند و با رفتار خود به كودك بياموزند كه گفتن واقعيات به هر صورتي كه باشد مقبول است و موجبات تنبيه و آزار كودك را فراهم نخواهد كرد. اگر كودك پي ببرد كه والدين ومربيان او را براي دروغگويي تشويق و براي راستگويي تنبيه نمي كنند به تظاهر در رفتار وجعل واقعيت نخواهد همچنين پرداخت، والدين و مربيان بايدازطرح پرسشهايي كه كودك به آنها به احتمال قوي پاسخ نادرست خواهد داد خودداري كنند. درصورت مشاهده دروغ، والدين و مربيان نبايد شتابزده عمل كنند و به تنبيه كودك مبادرت ورزند. براي بازداشتن كودك ازدروغگويي و اصلاح رفتار آنان بايد روش برخورد باتوجه به موقعيت انتخاب شود كه برخي از روشها به اختصار عبارت است از: نشان دادن ارزش راست گفتن; در وهله اول كودك بايد دريابد كه دروغگويي كار نادرست وناپسند و راستگويي عملي باارزش و پسنديده است. كودك بايد ارزش راست گفتن را در عمل تجربه كند. والدين و مربيان نبايد در برابر دروغهاي كودكان برآشفته شوند و او را كتك بزنند. بيان نتايج زشت و تلخ دروغگويي به صورت داستان براي آنها مي تواند در آموزش عواقب تلخ دروغگويي مفيد واقع شود. همچنين اگر والدين و مربيان، كودك را در خلوت - نه درجمع - در جوي محبت آميز و پرعطوفت با مضرات و نتايج دروغگويي آشنا سازند و به پند دادن او بپردازند، در جلوگيري و نيز درمان دروغگويي مي تواند موثر باشد. اجازه بيان احساسات كودك بايد احساسات خود را آزادانه ابراز كند درصورتي كه بيان احساسات، باعث آزار و اذيت اطرافيان شود بايد به كودك آموخت كه به تدريج اين احساسات را جايگزين احساسات خوشايند سازند و نبايد براي احساساتش تنبيه شود. براي نمونه اگر كودكي از برادر كوچكش خوشش نمي آيد، بايد به او اجازه داده شود كه احساساتش را بيان كند، پس از استماع نظر كودك، والدين بايد ضمن تحليل رفتار خود با كودك و يافتن علل پيدايش چنان احساسي به راهنمايي كودك و تغيير رفتار و احساس او مبادرت ورزند. در مواردي كه كودك مرتكب كار خطايي شده ولي راست مي گويد، بايد به ملايمت و به طور صحيح به او تذكر داده شود كه رفتارش درست و پسنديده نيست و بايد آن را تغيير دهد. هشدار به كودك، همدردي با او در مواردي كه لازم است، ناديده گرفتن حرفهاي كودك و بي توجهي به آنها از روشهايي است كه در مواقع مشخص مي تواند براي پيشگيري و درمان دروغگويي كودكان استفاده شود. تعديل انتظارات از كودكان والدين و مربيان بايد از هر كودك انتظاراتي داشته باشند كه با واقعيات و امكانات او منطبق است در غير اين صورت، دروغگويي كودك تقويت و تشديد خواهدشد. چون كودك توان عمل ساختن خواسته هاي اطرافيان را ندارد به گفتن دروغ متوسل مي شود بنابراين از كودك بايد انتظارات در حد توانش داشته باشيم. فهيمه صاحبي منابع و ماخذ: ) 1 راهنمايي و مشاوره كودك; دكترعبدا... شفيع آبادي ) 2 كودك و تعليم و تربيت; ترجمه مهرداد يوسفي ) 3 چگونه فرزندان خوب تربيت كنيم; دكترتوماس ليكونا ترجمه مهدي قراچه داغي