Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770203-41121S1

Date of Document: 1998-04-23

يادگار سبز معرفت گوشه گيري عالم آرا، نرمخويي با وقار در گراميداشت استاد دكتر عبدالحسين زرين كوب بزرگداشت دانشمندان، بزرگ شماردن دانش و فضيلت وفرهنگ است كه ما مسلمانان و ايرانيان را در آن كار سابقه اي بي مانند است. سوگند حق تعالي به قلم و اشارات گوناگون قرآن كريم به علم و تعليم و تعلم و تفقه، روايات متعددي كه از نبي اكرم (ص ) و پيامبران بزرگ مذهب (ع ) در بزرگداشت علم و عالم آمده، و زان پس انبوه آثاري كه به تراجم احوال دانشمندان و ذكر فضايل ايشان پرداخته، و احترامي كه طبقات مختلف مردم براي ايشان قايل بوده اند همه گواهي است استوار براين معني كه تبجيل و تكريم دانشمندان، ميان اسلاميان پيشينه اي ديرينه دارد كه هم اطاعت از آفريننده جهان است و هم بزرگداشت بهترين جلوه انسانيت و مهمترين فصل آدمي از ديگر زندگان از هر سوي كه بنگريم حيات آدمي پس از آفريننده خلق، در گرو انديشه و عمل و تكاپوي دانشمندان است. چه حيات مادي را پيش برند و چه روح حيات و روان آدمي را تعالي بخشند و براين گمانم كه خصلت و طينت انسان اين يكي را ارجمندتر مي دارد، كه پيشرفت حيات مادي بي تكامل معنوي و تعالي روحي جز بنايي رفيع اما سرد و سنگين و بي جان نخواهد بدين بود سبب است كه به رغم پيشرفتهاي درخشان مادي در قلمرو قابل دسترسي انسان، تاثيري كه پيامبران و خيل متفكران فيلسوف و اديب و مورخ و عارف و جامعه شناس و روان شناس بر جامعه جهاني نهاده اند چنان گسترده است كه ايشان را بايد طراحان واقعي سازمان فكري انسان ناميد. به هر حال آنچه مرا بدين گفتار موجز برانگيخت، همدلي دوستان و محققاني بود كه به بزرگداشت مردي برخاستند كه در اين پنجاه سال اخير با كوششهاي گران علمي خويش حقي بزرگ بر گردن خرد و كلان اين سرزمين يافته است. دكتر زرين كوب را روزگاري دراز از طريق آثار دانشمندانه گونه گونش در تاريخ و ادب و تصوف، و اين چند سال اخيربه عنوان يكي از همكاران فرزانه ام در دايره المعارف بزرگ اسلامي از نزديك مي شناسم. بايد بگويم همين دوره اخير نه تنها سبب شد كه بر اعتقادم نسبت به مقام شامخ علمي او بيفزايد، بلكه فضايل اخلاقي و ملكات فاضله زرين كوب در دل و ديده ام چنان جلوه نمود كه گذشته از آن اعتقاد، خود را در زمره ارادتمندان وي نيز ديدم. درباره زرين كوب و خدمات علمي او به فرهنگ ايران و اسلام وطالبان علم، چه آنان كه مستقيما افتخار شاگردي وي راداشته اند و چه كساني كه از راه آثار ايشان محضر استاد رادرك كرده و خوشه چين خرمن دانش او بوده اند بسيار سخن مي توان راند. چه كسي مي تواند بامداد تاريخ اسلام، ارزش مردم ايران، ميراث صوفيه، فرار از مدرسه و دههاكتاب و مقاله استاد را بخواند و از وسعت علم و اطلاع وقدرت تحليل و تبيين، و قلم فاخر و شيرين او به اعجابفرو؟ نرود هر يك از اين آثار خود به تنهايي گوياي دانش و بزرگي صاحب آن است و كمترين اداي دين به بزرگداشت استاد، مقام علمي و اخلاقي اوست. كاظم موسوي بجنوردي، رئيس مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي و كتابخانه ملي ايران زرين كوب و تصوف تاريخ و فرهنگ فرهمند ايران زمين را، همواره به مقتضاي حال و مقام، نگاهباناني بوده است كه براي پرورش نگاهداشت، و گسترش آن از جان مايه گذاشته و پايه هاي استوارآن را در اعماق تاريخ با رنج و مشقت پي ريخته اند. بزرگ شمردن مقام علمي و تحقيقي اين انديشوران - به خصوص درزمان حيات پربار و درخشان ايشان - سنت نيكويي است كه به واقع در جهت تكريم فضيلت و دانايي، در ميان مردم ادبدوست فرهنگ پرور و دانش گستر ايراني انجام مي پذيرد. بيش از پنجاه سال است كه نام استاد دكتر عبدالحسين زرين كوب برتارك ادبيات، عرفان، فلسفه و تاريخ ايران مي درخشد. سخن گفتن از علاقه و فعاليتهاي پژوهشي استاد درزمينه فلسفه، تاريخ و بخصوص ادبيات كه بيشتر سالهاي عمرخويش را در پي اين علاقه رفته و بدان پرداخته است مجالي ديگر مي طلبد و صاحبان انديشه و بزرگان عرصه تفكر، در اين باب گفتني هارا گفته اند. ما در حد بضاعت به مقوله تصوف و عرفان در آثار استاد مي پردازيم: توجه به تصوف اسلامي از ديرباز موضوع آثار، تاليفات و تراجم محققان ايراني و مولفان فرنگي و حتي در مواردي دغدغه خاطر آنان بوده است. اكنون اين دغدغه و توجه، پس از گذشت سالها و قرن ها بصورت منسجم و سنجيده قابل بررسي است: الف - دوره اي كه در آن عرفا و متصوفه، خود اقدام به تاليف كتب و تقرير رسالاتي در باب عقايد و آراء صوفيه مي كردند و اغلب آثار و اطلاعات مربوط به متقدمين تصوف كه تا به امروز باقي مانده و به دست ما نيز رسيده اند از همين دسته اند. آثاري همچون اللمع اثر علي بن سراج طوسي ملقب به طاووس الفقرا (متوفي 378 ه -. ق ) رساله قشيريه اثر ابوالقاسم قشيري (متوفي 465 ه -ق ) منازل السائرين اثرابواسماعيل عبدالله بن محمد انصاري (متوفي 481 ه -. ق ) شرح شطحيات اثر روزبهان بقلي شيرازي (متوفي 606 ق ) و سالكان وسوخته دلاني همچون محي الدين ابن عربي (متوفي 638 ق )عبدالرزاق كاشاني (متوفي ق ) 735 شيخ محمود شبستري كه درگلشن خويش پرده از رازهاي عرفاني برداشته، فخرالدين عراقي، شيخ شهابالدين سهروردي و بزرگان ديگري كه در اين باب دست به كار تاليف شدند. آثار اين دوره از شفافيت زيادي برخوردار بوده و از منابع دست اول تصوف اسلامي محسوب مي شوند و هركدام آنها از زاويه اي خاص قابل بررسي مي باشند چرا كه هركدام از اين بزرگان منسوب به فرقه اي ازفرق تصوف، پايه گذار مكتبي خاص و يا داراي گرايشات فلسفي و فقهي و.. اين بوده اند دوران كه نزديك به هزار سال به طول انجاميد دوران كلاسيك فرهنگ ايران زمين با همه اوج و فرودش محسوب مي شود، پس از اين دوران به روزگار معاصرمي رسيم كه دوره هاي زيرين را شامل است: ب - دوره اي كه تصحيح، تنقيح و بازخواني اين متون كهن آغاز گشته و با تلاش متخصصان و پژوهشگران متوني كه در دسترس همگان نبوده يا ناقص و دير فهم بودند با تصحيحات وتعلقات به راحتي در اختيار طالبانشان قرار گرفته و بامتني منقح و صورتي جديد به زيور طبع آراسته شدند. از طريق اين متون انتقادي بود كه صحت مطالب و رفع مشكلات وشبهات امكان پذير گرديد و راهي به حقيقت اين گنجينه هاي معنوي برده شد تا خواننده ملول و دل تنگ را راحت روحي فراهم آيد و از وراي محدوديتها و پيچيدگيها امكان تجربه وفهم عرفان و اصطلاحات عرفاني تحقق يابد. در اين زمينه نيزبزرگاني چون ماسينسون، كربن، نولدكه و بخصوص نيكلسن، باتصحيح آثار عميق عرفاني مانند مثنوي مولوي، استاد استاد فياض، همايي، استاد ملك الشعراي بهار، استاد مينوي و به ويژه استاد بديع الزمان فروزانفر با تصحيح متوني گران سنگ از قبيل مقالات شمس و فيه مافيه و..; در زمان حاضر نيزاستادان بزرگواري همچون دكتر محمدرضا شفيعي كدكني با تصحيح اسرار التوحيد اين مهم را به انجام رسانده و نسلهايي ازدانش دوستان و ادب آموختگان را وامدار خويش ساخته اند. ج - دوره اي ديگر كه از پس اين دو مرحله روي دوره اي نمود، است كه در آن به تجزيه و تحليل آثار متصوفه بزرگ و مبحث تاريخ تصوف پرداخته شده است. عرفان، لطيف ترين جلوه دين و كاملترين نمودار شوق كه هيچگاه آنگونه كه شايسته و بايسته است بدان نپرداخته اند. هركسي از ظن خود يادش گشته و طرز تلقي خويش را پايه و مايه نگارشاتش قرار داده. طريقت صواب؟ چيست افشاي اسرار و هويدا ساختن رمزهاي پيچيده عرفاني كه به بلند گشتن سردار منجرمي شد، در پس پشت خود، توجيه گرچه عوارفي بود كه از سويي سوءظن شديد عامه را منجر مي شده و از سوي ديگر باعث آن كه عده اي سر ارادت برآستان حضرت دوست بسايند. در شطحيات اهل سكرچه مستي اي نهفته بود كه متشرعين آنها را قبول نداشته و حتي در مواردي تحت تعقيبشان قرار؟ مي دادند پشمينه پوشان كدام اصول و رفتارهاي اعتقادي خود را از ساير اديان اخذ كرده؟ بودند آيا عرفان مسيحي تاثيري در تصوف اسلامي داشته؟ است كدام بخش از ديانات هندي، مذاهب گنوسي، مصدي و هلني در تصرف اسلامي جلوه؟ يافته اند عرفان اسلامي كدام بخش از فلسفه نوافلاطوني را دستمايه تعاليم اساسي و اوليه خويش؟ ساخته باري، چنين پرسشهايي در پژوهش هاي مربوط به تصوف اسلامي مطرح مي شوند ولاجرم پاسخي نيز مي طلبند! استاد زرين كوب نمونه برجسته استاداني است كه به تصوف بماهو تصوف نگريسته و اين پديده ژرف معنوي را در آئينه تاريخ قرار داده و آنچنان كه هست به امروزيان شناسانيده. اين جستجوگر تصوف ايران، با نثري دلنشين و سبك نوشتاري ويژه آنگونه خواننده مشتاق و مجذوب را در قلمرو وجدان با خود در اقيانوس معنا فرومي برد تا به راستي ازروزگاران ديگر گذشته، به كوچه رندان رسيده وپله پله تا ملاقات خدا راه طي كند. پرداختن به عرفان (Mysticism) به طور كلي، و تصوف (Sufism) به صورتي خاص، احاطه به اقاليم گوناگون معرفتي ودرك تجارب و دانشهاي وسيعي را مي طلبد. براي راه يافتن ذهن به واقعيات غيرمتعارف عرفاني، كوششي سترگ و نفس گير به همراه اشراف بر دانش هاي متعدد ضرورت دارد تا به مدد آن پژوهشگر، بي شائبه وبدور از سنگانگي (تحجر ) انديشه، كوته نگري و تنگ نظري، از وراي افقهاي نامحدوداين عالم معنوي سره را از ناسره تميز داد، حقيقت را از اعماق ابهامات وتاريكي ها بيرون كشيده و آن را به صورتي شفاف و روان به طالبان معرفت عرضه نمايد. دانستن چند زبان بخصوص فارسي و عربي و نيز زبانهاي اروپايي، احاطه برعلم تاريخ به حكم آنكه گام نهادن در راه شناخت تصوف اسلامي، بدون در نظرگرفتن تاريخ ايران و اسلام كاري است ناممكن. علاوه بر اين; آگاهي از دانش اساطير تاريخ اديان و فرق و فرهنگ و اعتقادات و باورهاي ايراني، اطلاعات وسيع در عرصه ادبيات و نكته سنجي هاي حكيمانه در عرصه فلسفه ودرك حكمت اسلامي از جمله ابزارهاي اوليه اي است كه براي فهم ظرائف و باريكراههاي عرفان وتصوف مي بايست بدانها تسلط و اشراف يافت. شناخت پيچشهاي عمق روح آدمي درسطوح بالا - افزون بر آن دانشها كه گفته شد - نياز به نوعي كشف و شهود و يااجتهاد عرفاني نيز دارد كه استاد اجل عبدالحسين زرين كوب، بي گمان مالك بي چون و چراي همه اين املاك است. ايشان نمونه اي جاذب و كم نظير از ظرافت وژرفا، در سطح و محتواست. در گذشته دانشوران نامداري، جامع علوم بودند كه نامشان در صحيفه تاريخ مضبوط گرديده است. اما در زمان حاضر، با توجه به تغييرات اجتماعي و فرهنگي كه در زندگي آدميان بوقوع پيوسته باور كردن به وجود چنين نوابغ و جوامعي سخت دشوار است، در ظل همين دشواري، اما به جرات مي توان گفت: دكتر زرين كوب يكي از همين دانش دوستان جامع الاطراف است. آن دسته از آثار استاد كه به تصوف و عرفان تخصيص يافته، بيشتر نظرگاههاي تاريخي عرفان ايراني و پردازش به زندگي و انديشه عرفان بلندرتبه است ولي نقطه اوج پژوهشهاي ايشان مربوط مي شود به قله عرفان و سرسلسله عاشقان مولانا جلال الدين محمد بلخي رومي، چونان درويشان چرخ زن كه دايره وار برگردد يار يا به ياد يار مي رقصند و مي چرخند. او نيز مولانا را محور آثار عرفاني خويش قرار داده تا ديگر آثارش برگرد آن حلقه زنند. بجز كتابپله پله تا ملاقات خدا كه درآن با نثري دلاويز به زندگي، انديشه و سلوك مولانا پرداخته، بحر در كوزه نقد و تفسير قصه ها و تمثيلات مثنوي و سر ني نقد وشرح تحليلي و تطبيقي مثنوي مي باشد. اين آثار از آن جهت كه خود دايره المعارفي است در تاريخ و تحليل، زندگينامه و تمثيل بسيار حائز اهميت است. ده اثرتاليفي برجسته در اين زمينه از استاد گرانقدر به چاپ رسيده كه غير ازمقالات، رسالات، سخنرانيها، گفتگوها، ترجمه ها، قصه ها و اشعار ايشان در اين باب است. ايشان از تبار بزرگان و فرهنگمرداني است كه پس از نيم قرن تلاش و پژوهش، هنوز از مطالعه و تحقيق خسته نشده و درحال حاضر پس از اتمام تاليف كتابي در باب حلاج، مشغول مطالعات جدي درباره سعدي، عطار و فردوسي است. شگفت آنكه به رغم كهولت، روح جوان و سرزنده سالها اوليه تدريس وتحقيق، همچنان همچون ستاره اي در آسمان وجود استاد مي درخشد.. تا باد چنين بادا. پي نوشت: عنوان مقاله مصرعي از چكامه سيروس شمسيا مي باشد با عنوان مدحيه استادزرين كوب عنوان آثار استاد زرين كوب در زمينه عرفان و تصوف - بجز مقالات ايشان - بدين شرح است: - 1 ارزش ميراث صوفيه (تصوف اسلامي ) چاپ هفتم اميركبير. 1373 - 2 از كوچه رندان (زندگي و انديشه حافظ ) چاپ دهم سخن - 301375 بحر در كوزه (نقد و تفسير قصه ها و تمثيلات مثنوي ) چاپ ششم علمي - 401374 پله پله تا ملاقات خدا (زندگي و انديشه و سلوك مولانا ) چاپ نهم علمي - 501375 جستجو در تصوف ايران چاپ پنجم - 601370 دنباله جستجو در تصوف ايران چاپ چهارم اميركبير- 701376 درقلمرو وجدان ( اخلاق عرفان اديان و اساطير ) چاپ دوم سروش - 801375 روزگاران ديگر از صوفيه تا عصر حاضر چاپ اول سخن - 901375 سرني (نقد و شرح تحليلي وتطبيقي مثنوي ) جلد 2 چاپ ششم علمي - 1001374 بررسي عرفان ايراني از ديدگاه تاريخي (در دست انتشار و ترجمه از متن انگليسي ) نوشته: مرضيه سليماني