Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770203-41112S1

Date of Document: 1998-04-23

شرط اول; ارتباط با تماشاگر عكس از نيما بانكي گفت وگو با رضا ژيان كارگردان نمايش دوستان با محبت هيچ لزومي ندارد تا نمايش با حادثه اي عجيب شروع شود و مجبور باشيم بوسيله آن، تماشاگر را مجذوب و ميخكوب كنيم. نمايش: دوستان با محبت نوشته: حميد جبلي كارگردان: رضا ژيان بازيگران: رضا ژيان، اكبر عبدي، حميد جبلي، ليلي رشيدي و... خلاصه نمايش: دختر يكي از كارگردانها و هنرمندان قديمي تئاتر - محبت - كه سال آخر رشته تئاتر است در پي تدارك پايان نامه اش، نمايشنامه اي نيمه كاره به نام دوستان با محبت از پدر مرحومش مي يابد. وي در پي يافتن دوستان قديمي پدرش و جان دادن به نمايش به كافه نادري مي رود و... رضا ژيان، كارگردان و بازيگر قديمي تئاتر و تلويزيون پس از 17 سال دوباره به صحنه بازگشت. وي كه حدود 30 سال در عرصه هاي تئاتر و تلويزيون فعاليت داشته، كار خود را از كارگاه نمايش آغاز كرده است.. ژيان تاكنون در عرصه تئاتر در مش نمايشهاي سبزه، رحيم و گلدونه اتراكسيون، خانم، رستم جان نثار، مستانه، و سهراب و در تلويزيون آثاري چون محله مثل بروبيا، آباد و... فعاليت داشته است. به مناسبت اجراي نمايش دوستان با محبت گفتگوئي با وي انجام شده است كه در پي مي آيد. چرا طي سالهاي گذشته فعاليتي در زمينه تئاتر؟ نداشته ايد من چند سالي ايران نبودم. به همين خاطر هيچ كاري در ايران بعد ارايه نكردم از بازگشت و زماني كه امكانش بوجود آمد، كار را ازسرگرفتم. البته در امريكا هرسال يك نمايش به روي صحنه مي بردم و چند برنامه هم براي شبكه آفتاب نيز تهيه كردم. قصه نمايش چگونه شكل؟ گرفت همراه باجبلي و عبدي فكر كرديم، نمايشي را برروي صحنه بياوريم. ايده از طرف من ارايه شد و متن آن را جبلي نوشت. اين داستان براساس واقعيت؟ است خير. اين نمايش به نوعي معرفي پيش پرده بوده؟ است به هيچ وجه. قصد من از مطرح كردن مساله پيش پرده در بروشور كارنيز تنها دادن اطلاعاتي از گذشته نمايش در ايران به تماشاگر بوده است. البته قرار بود محمد چرمشير تحقيقي از اين موضوع داشته باشد و چاپ شود كه امكان پذير نشد. كمي از سبك دوستان با محبت برايمان؟ بگوييد من اصولا فكر نمي كنم چه سبكي مي خواهم كار كنم. فقط مي توانم بگويم كه من نيز به وضعيت تئاتر و تغيير و تحولات آن در سطح جهان توجه دارم و از سويي نيز سعي مي كنم از گذشته تئاتري خودمان هم بي خبر نباشم. ولي معتقد نيستم خود را در يك خط و چارچوب مشخص مقيد و محدود كنم. در ضمن سعي مي كنم به كارهاي واقعي بپردازم و در مجموع يك موقعيت حقيقي درزندگي را به تصوير بكشم و به رئاليستي شدن اثر نزديك شوم. اين نوع روش را شما در همه آثارتان حفظ كرده ايد. آيا مي توان گفت اين يك سبك براي شما محسوب؟ مي شود به عنوان يك سبك منحصر بفرد، خير. به عقيده من هنوز ما در تئاتر خيلي كار داريم كه بتوانيم بگوييم شخصي صاحب تاليف است. اما به طور كلي من سعي مي كنم به زندگي كنوني نزديك شوم، اين موضوع است كه برايم اهميت دارد و راه و روش من را در تئاتر شكل مي دهد. به طور كلي شما به تئاتر هنري با تماشاگر خاص معتقديد يا تئاتر عامه پسند با تماشاگر؟ عامي اگر ما صاحب تئاتر و تماشاگر تربيت شده بوديم، بايد آثاري خاص كه صرفا در خدمت تئاتر باشد ارايه مي شد. اما در شرايط كنوني كه تماشاگر بيشتر جذب سينما و تلويزيون مي شود بايد ترتيبي اتخاذ كرد تا ارتباط بيننده با اثر بيشتر شود و از غريب بودن با تئاتر رهايي يابد. برخي معتقدند كه تئاتر شما در سطح باقي مي ماند و به اصطلاح بازاري است. من به هيچ وجه موافق نيستم. در طول نمايش، ما جذابيتهايي براي نمايش در انديشيده ايم عين حال دسته اي از نشانه هاي ناآشنا با تئاتر در آن گنجانديم كه شايد تماشاگر چندان با آن نزديك نباشد. اما به اعتقاد من اثر در كل عميق و معنادار است. نمايش با چراغ روشن صحنه و پخش قسمتي از برنامه هاي راديو پيام آغاز آيا مي شود اين عدم ايجادچالش در ذهن بيننده يك نقيصه براي نمايش به شمار؟ نمي رود من فكر مي كنم نمايش نبايد حتما با بازشدن پرده و خاموش شدن چراغ صحنه نمايش شروع شود. دوستان با محبت با جارو شدن صحنه و ورودشخصيتها آرام آرام آغاز مي شود. من معتقدم هيچ لزومي ندارد تا نمايش با حادثه اي عجيب شروع شود و مجبور باشيم بوسيله آن تماشاگر را مجذوب و ميخكوب كنيم. يك نمايش از همان لحظه اي كه تماشاگر به سوي سالن مي آيد، بليط مي خرد و در سالن انتظارمي ايستد... شروع مي شود. اما به طور كلي نمايش ما از زماني كه دختر محبت - ليلي رشيدي - واردصحنه مي شود، آغاز مي شود. پس شما معتقديد رابطه تماشاگر در موقع تماشاي اثر نبايد با دنياي بيرون قطع؟ شود من مي گويم اين موضوع نبايد بوسيله يك اتفاق عجيب و غريب انجام شود. من اين كار را آرام آرام با القاي فضاي نمايش به ذهن تماشاگر انجام مي دهم. در ميان نمايش حركتهاي نمادين از چارلي بهمراه اجراي يك پيش پرده از سوي بازيگران نمايش انجام مي شود آيا به عقيده شما اين صحنه خطسير داستان را با مشكل روبرو؟ نمي سازد اين صحنه يك بازگشت به گذشته (فلاش بك ) توسط شخصيتهاي نمايشي است و اگر باعث شكست خط داستان شده مسلما اشكال از ما بوده است. زيرا اين صحنه نيز در همان راستاي يادآوريهاي گذشته توسط پرسوناژها قرار دارد. چنانچه صحبت ديگري داريد،؟ بفرمائيد در اينجا به اين نكته اشاره مي كنم كه در رسانه هاي همگاني و گفت وگو مطبوعات، باب شده است و من معتقدم كه حالت يكنواختي بوجود آمده وحرف را كم اثر مي كند. بنظر من اگر رسانه ها به بررسي، نقد و بطوركلي تجزيه و تحليل مسايل مختلف اجتماعي، فرهنگي، علمي و... اهميت بپردازند، بيشتري براي مردم در پي خواهد داشت. مطلب ديگر اينكه، خيلي وقتها از مطلبي صحبت مي شود كه مدتها از آن واقعه گذشته است و به نوعي پخش آن موضوع يا صحبت درباره آن ديگر هيچ سودي دربر نخواهد داشت.