Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770202-41111S1

Date of Document: 1998-04-22

پندار شكست استراتژيك مادي و معنوي بالا، وجوداقليت سياسي و اجتماعي است كه به همان اندازه اكثريت مهم است و بدون آن تحقق آزادي ناممكن مي نمايد. در يك جامعه آزاد، وجود اقليت نه تنهاتحمل مي شود، بلكه بسيار فراتر از آن، اقليت در اين جامعه بخشي جدايي ناپذير از پيكره سياسي و اجتماعي جامعه به شمار مي آيد. در عين حال، در چنين اجتماعي اطلاق عنوان اقليت به يك گروه سياسي، ابدي و تغييرناپذير ماهيت نيست و سودمندي آزادي سياسي در جوامع آنجاست كه گروههاي سياسي، پس از شكست در انتخابات و ناتواني در جلب و جذب آراي مردم، از يك سو در اصلاح برداشتها و سياستها و حركت ها و تفكرات خود - منطبق با تفكرات مردم و تغييرات دائمي و گريزناپذير آن - مي كوشند، و از سوي ديگر، سياستگذاريها و رفتار جناح سابقا اقليت و اينك اكثريت وحاكم را زير ذره بين نقد خود مي كشند. با اعمال خود به خودي چنين سازوكاري، ارتقاء كل ساختار سياسي و - اولي برآن - اجتماعي جوامع آزاد، حتمي است و گروههاي در سياسي، جلب افكار عمومي براي پيروزي در انتخابات بعدي، دائما درحال ارتقاء فكري و عملي خود وكاستن از نقايص و كمبودهايشان هستند تا به عنوان ابزاري در دست مخالفان مورد استفاده قرار نگيرد. همه اين فعل و انفعالات به شرطي شدني است كه گروههاي در سياسي، هر جايگاهي، به آينده خود وتوان بعدي در جلب افكارراي دهندگان، اميدوار باشند: جناح اكثريت و حاكم به اعمال سياستهايي در جهت حفظ پشتيباني مردم و جناح اقليت و بازنده به اصلاحاتي در تفكر و كنش سياسي - اقتصادي خود كه به اقبال دوباره مردم به آنان بينجامد. بي هريك از اين دو، تحقق جامعه مدني با تمام دستاوردهايش، ممكن نخواهد بود. تحركات و رفتارهاي سياسي چند ماه اخير برخي جريانات جناحي كشور كه در انتخابات رياست جمهوري سال گذشته نتيجه را به حريف واگذاركردند، بويژه در هفته هاي اخيرجلوه اي خطرناك از نااميدي كلي درهرگونه بازگشت به صحنه قدرت از راه اصلاحات دروني جدي و جلب دوباره هواداري مردم يافته است. متاسفانه، هيچيك از تحولات بعدي و پيامدهاي ناگوار اين تحركات كه به وخامت هرچه بيشتر پايگاه اجتماعي جريانات ياد شده در نزد مردم انجاميده، نه تنها در تغيير اين تفكر و روش انديشه و عمل موثر نيفتاده، بلكه بدتر به نااميدي هرچه بيشتر آن دامن زده نتيجه است آنكه، در سايه اين تفكر خطرناك كه نتايج انتخابات رياست جمهوري گذشته را نه يك باخت تاكتيكي در يك دوره راي گيري، بلكه شكستي استراتژيك و برگشت ناپذير مي داند، رفتارهاي جريان ياد شده روز به روز ابعاد و نمودهاي خطرناكتري به خود گرفته و اثرات آن به ريشه ها و ساختار نظام و كشور دامن كشانده است. بازداشت غلامحسين كرباسچي شهردار تهران با نتايج معكوس آن و بلافاصله تهاجمي همه جانبه و وقيحانه به رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام، از همين زاويه قابل بررسي است. گرچه هردو حادثه تهاجم ياد شده درجاي خود مهم با اثراتي بس ناگواربر پيكره سياسي و اخلاقي جامعه ارزيابي مي شود، اما تداوم اين روند و تشديد هر باره آن، ازآينده تيره تر با پيامدهايي بس ناگوارتر خبر اگر مي دهد اين جريانات عمدتا بر پايه ناتواني مفرط خود در هرگونه درك نسبتادرست از تحولات اجتماعي ايران به نتيجه خطرناكي چون ابدي بودن جايگاه اقليتي شان رسيده اند، معناي روشن آن اين است كه همچون دو تجربه ياد شده در بالا و حتي بسي بدتر از آن، از دست زدن به هرگونه اقدام ناپسند و جبران ناپذير ديگر نيز باكي همچنانكه ندارند تا چندي پيش كمتر كسي بازداشت شهردار يا جسارتي موهن و زشت به سردار بزرگ سازندگي را احتمال مي داد و شدني ارزيابي مي كرد، اكنون نيز شايد احتمال دست زدن اين گروهها به برخي اقدامات البته بي فايده اما بعضا فاجعه بار نيز دشوار نشان بدهد و نشانه اي ازعقبماندگي غيرقابل ترميم در درك درست از اوضاع، اينكه همه تجربيات چند ماه اخير و نيز پندهاي تاريخ دور و نزديك ايران و جهان نيز نتوانسته است حتي اندكي از روشها و ترفندها و برخي انديشه ورزيهاي بيمارگونه را به راه اصلاح و صلاح بكشاند. اينكه يك ستون نيرومند كشورو انقلاب چنين زشت و بي محابا مورد توهين و حمله گروهي بي مايه وعقبمانده ذهني قرار نمايانگر مي گيرد، آن است كه برخي جريانات كورذهن كشور، همه پلهارا خراب شده در پشت سر مي پندارند و راهي براي بازگشت دو سويه به آغوش ملت نمي يابند وبرآنند كه اگر از راه قلب نشد، احتمالا به كمك چماق تهديد و ارعاب و يا حتي كاربرد عملي و فاجعه بار آن اطاعت مردم را به كف آورند و اندك زماني ديگر به حكومت ادامه دهند و در اين ميان، مباد كه گروهها و جريانات اصيل سياسي كشور - از جمله جناح موسوم به راست - باهمه آرزومندي خويش براي صلاح و اصلاح جامعه، با سكوت بر اعمال تازندگان به آبروي كشور و انقلاب مهر تاييد بزنند و - البته ناخواسته - چنين نشان بدهند كه در تصورشكست استراتژيك با اندكي ازناپختگان كوته بين همسو و شريك هستند. اگر نه در ماجراي بازداشت شهردار، در واكنش به توهين نابخشودني اخير به سردار بزرگ سازندگي، ميدان براي جداكردن حساب سياسيون اصيل از بازي خوردگان سر به آخوري ناپيدا، همچنان باز است.