Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770202-41107S1

Date of Document: 1998-04-22

در عرصه سيمرغ نمازجمعه و فرهنگ اعتراض - 2 در يادداشت روز گذشته، نكته اي از هزاران رادرباره شيوه ناپسند رفتار سياسي در يك جمع خشونت طلب، كه وقعي نيز به عبادات و اخلاق حسنه اسلامي نمي نهند متذكر شديم. با آنكه به حكم اينكه سخن گفتن از بديهيات، دشوارترين انواع گفتارهاست، اكنون كلامي چند در منزلت و مقام منيع يكي از استوانه هاي انقلاب و نظام اسلامي ايران رقم مي زنيم. خاصه آنكه اخيرا فردي ناآشنا با مباني انقلاب و شايد بي اطلاع از موقعيت خود و جايگاه ديگران، سخناني نااميد كننده و غريب بر زبان رانده است. زماني كه انتخابات دوم خرداد برگزار مي شد، رهبر انقلابدر كلامي دلنشين گفتند كه رئيس جمهور منتخبمردم واجد احترام است اماهيچكس براي من آقاي هاشمي نخواهد شد. اين سخن، تجليلي از سردوستي هاي معمول نبود و هنگامي كه آيت الله هاشمي در راس مجمع تشخيص مصلحت قرار گرفت وسمت مشاور عالي رهبري را در تعيين راهبردهاي كل نظام برعهده گرفت، ژرفاي اين اعتماد ومرتبه اين پايگاه مشخص و شد البته اين مقام عالي يك شبه و يك ساعته به دست نيامده است. اينك براي آنان كه خفتگان از سرخماري اند و يابراي رسيدن به موقعيتهاي از دست رفته، به جاي تلاش سالم و خدمت به مردم، راه تخريب نظام وسنگ اندازي در راه دولت را برگزيده اند، كلامي چند را به سبيل تذكر و يادآوري بيان مي كنيم. آيت الله هاشمي رفسنجاني، بقيه السيف انقلابيون بزرگي است كه از عهد نوجواني در خدمت به اسلام و امام و ايران، گامهايي بزرگ و استواربرداشته است. نمي دانيم كساني كه سخنان بي پروايي در اين وادي افاضه مي كنند، در آن سالها چه وضعيتي داشته اند، اما در مقام علمي آقاي هاشمي همين بس كه در نوجواني به دليل حفظبسياري از سوره هاي قرآن از دست آيت الله العظمي بروجردي خلعت گرفته و در سالهاي بعد به عنوان يكي از زبدگان حوزه ايشان به مدارج بالاي علمي دست يافته است. در سال 1338 زماني كه هنوز بسياري در آفاق روابط سنتي و رفتارهاي متكي به عادت عمل مي كردند، نشريه مكتب تشيع را با همكاري شهيد باهنر بنيانگزاري و منتشرمي كرد كه در آن بزرگاني همچون علامه استاد طباطبايي، مطهري، آيت الله طالقاني، آيت الله دكتربهشتي، حجه الاسلام سيد موسي صدر و گروه كثيري ازبزرگترين متفكران معاصر در آن قلم مي زدند. دراوايل دهه چهل - سال - 1342 كتاب مهم و معتبر سرگذشت فلسطين اثر اكرم زعيتر را ترجمه نمودكه سندي مهم و متني دورانساز در جهت گيريهاي انقلابيون ايران محسوب مي شد. در سال هاي 1343 ونشريه هاي 1344 بعثت خبرنامه حوزه هاي علميه وسپس نشريه انتقام را به همراه ياراني همچون آقايان دعايي، حجتي كرماني و خسروشاهي در سراسركشور نشر مي داد. علاوه براين آثار ديگري همچون تفسير كاربردي راهنما و جهان در آستانه بعثت از خامه ايشان تراوش كرده و منتشر شده است. اينها تنها گوشه هايي از تلاشهاي اين نمونه برجسته مبارزه و مديريت است. اكنون هنوز از پس دهه ها، هنگامي كه سرمقاله هاي آتشين و جاندار مكتب تشيع خوانده مي شود، تاثيري بس عظيم برروح مخاطبان دارد و نيز بر هيچيك از آن آثار ارجمند گرد كهنگي ننشسته است. اما برترين كتاب اين مجاهد اعظم، زندگي شورانگيز و سراسر مبارزه اوست، هنگامي كه درهنگامه پانزده خرداد، به عنوان مخبر و راوي صحنه هاي مختلف، به امام گزارش مي داد، سپس زندان از پس زندان و گريز و نبرد و آوارگي و مبارزه اي نفس گير كه از شگفتيهاي اين عصر وروزگار است. اما برخلاف بسياري كه به سائقه مبارزه، در صحنه زندگي اثري برجاي نمي نهادند، هاشمي مديريت چشمگيري نيز داشت و با تاسيس شركتها، انتشار كتب و نشريات، تهيه منابع مالي و تشريك مساعي در پژوهشهاي علمي، گامهاي بزرگي برمي داشت. در سال 1354 در زمان آخرين بازداشت آيت الله هاشمي توسط ساواك ثابتي مرد شماره 2 سازمان امنيت طي نامه اي به نصيري و از طريق او به شخص شاه مي نويسد كه هاشمي خطرناكترين عنصرمبارز است و پانزده سال است كه ساواك را فريب مي دهد. در كنار اين مبارزه سهمگين با ساواك و رژيم، اگر نقش ممتاز وي را در مبارزه با منحرفين ماركسيست كه عليه جوانان مسلمان دست به كودتا زدند نيز در نظر گرفته شود، آنگاه عظمت و اهميت شخصيت وي بهتر درك خواهد شد. در هنگامه هاي آغاز انقلاب، وي يكي از چند روحاني بزرگي بود كه شوراي انقلاب اسلامي را تشكيل داده و در سايه امام خميني ( ره ) به هدايت انقلاب پرداختند. وي از بنيانگزاران روحانيت مبارز و از اركان تشكيل حزب جمهوري اسلامي بود و چنان مقامي داشت كه پس از واقعه ترور ايشان از سوي گروه فرقان، امام خميني در پيامي نوشت: هاشمي زنده است چون نهضت زنده است و اين دانشمند مجاهد بزرگ را در ترادف نهضت و انقلاب قرارداد. وي به همراه شهيد بهشتي، آيت الله شهيد خامنه اي، باهنر و ديگر ياران بزرگوارش مهمترين مسئوليتها را برعهده داشتند. از جمله، وزارت كشور پس از استعفاي دولت موقت و انجام چند رفراندوم مهم كه به وسيله آنها انقلاب تثبيت شد و نظام به عاليترين مرحله هاي شكل گيري خود رسيد. از جمله انتخابات مجلس خبرگان بررسي نهايي قانون اساسي و تهيه مهمترين سند جمهوري اسلامي كه بخش اعظم مسئوليت آن بردوش شخص وي قرار داشت. از هنگامه هاي جنگ و دفاع مقدس درمي گذريم واز مسئوليت عظيمي كه امام بردوش وي نهاد واز آن پس مملكتي كه پس از جنگ مي بايد ساخته مي شد و حياتي دوباره مي يافت. هنگامي كه هاشمي در پايان جنگ، مديريت اجرايي كشور را برعهده گرفت، تا زماني كه پس از هشت سال اين رسالت را به آقاي خاتمي سپرد، دگرگوني تاريخي عظيمي پديد آمده بود. در روزهاي خاتمه جنگ و سپس ارتحال امام خميني ( ره ) بسياري كنار كشيدند و از خود رفع مسئوليت كردند، اما پايمرديهاي هاشمي و گروهي از مديران لايق در ظل رهبريهاي آيت الله خامنه اي، به عزلت ايران پايان داد و شادابي و سازندگي و قدرت را جانشين ركود و خرابيها و ضعف و فتوري كه مي رفت دامنگير كشور شود نمود. هر روز از اين دوران كه عده اي سوداگر، با حفظ و گسترش منافع خويش در راه آن سنگ اندازي مي كردند به عظمت يك تاريخ است. اينك از پس نزديك به نيم قرن رشادت و جهاد و مديريت، تازه به دوران رسيده اي از راه مي رسد وبي آنكه جاي خويش را در فرود اين دشت و جايگاه بزرگان را در فراز قله هاي عشق و ايثار و مبارزه و آگاهي سياسي دريابد، لب به سخن مي گشايد. گويي هاشمي كسي است كه مي بايد در هنگامه هاي سخت و تلخ، اينك و پس از آن روزگاران ژرف و شگرف، سكوت پيشه كند و رهزنان را درگردنه ها آزاد نهد. گويي هاشمي نيز يكي ديگر ازسوداگران و فرو ماندگان در كوره راههاي اين عصر است كه مفهوم رشد و ترقي و دگرگونيهاي عميق و آگاهيهاي اجتماعي را در نيافته و لذا در پيله واپس ماندگي خويش بپوسد نه، اين عرصه، عرصه پيشرفت و دگرگونيهاي دورانساز است. ايران در شاهراه پيشرفت به پيش مردم مي تازد، به حقوق خويش آگاه شده اند، معماران ومديران راستين به سازندگي مشغولند و اسلام وانقلاب بيش از هر زماني جايگاه خويش را نه درمنطقه و آسيا كه در سراسر جهان باز مي يابد. كوربادهر آنكه بزرگي و عظمت را نمي تواندديد...