Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770202-41101S1

Date of Document: 1998-04-22

پشت كنكوريها نگران نباشند! بررسي مسئله شكست در كنكور در گفت وگو با خانم دكتر فردوسي روانشناس اشاره: ديپلم، كنكور - كنكور، پشت دانشگاه، كنكور... اينها مسائلي است كه اغلب اوقات دغدغه فكري براي جوانان وخانواده آنها بوجود مي آورند و هر ساله در كوچه پس كوچه هاي كنكور هزاران نفر از جوانان، پشت در دانشگاهها، با هزاران مشكل ريز و درشت روبرو مي شوند كه مقابله با آن براي بسياري از جوانان طاقت فرساست، بخصوص براي آنهايي كه براي اولين بار با چنين شرايطي روبرو مي شوند. طبيعي است كه واكنش جوانان مختلف است. در اين خصوص طي گفت وگويي با خانم دكترفردوسي استاد دانشگاه ازروشهاي خارج كردن پشت كنكوريها ازبن بست شكست را بررسي كرده ايم. پشت كنكور ماندن چه حالاتي را درجوانان ايجاد؟ مي كند - جوان پس از اتمام دوره دبيرستان دانشگاه را به منزله دروازه ورود خود به جامعه مي داند و تمام ذهن خود را معطوف اين مسئله نموده كه امسال بايدقبول شوم. شنيدن خبر ردي بسيار تكان دهنده است. چرا كه فرد دچار بلاتكليفي، سرزنش خانواده و مقايسه خود با ديگران مي شود. مدت طولاني اي جوان در اين اضطراب بسر برده كه اگر قبول نشوم چي؟ مي شود برخورد خانواده با من چگونه ؟ است آيا همان ارزش واعتبار سابق را خواهم؟ داشت اين مسئله در آن دسته از جوانان كه مضطرب و هيجاني هستند شدت بيشتري بعضي دارد اوقات خانواده ها خود بوجود آورنده اين تنش ها هستند و به اندازه اي ذهن خود را معطوف قبول شدن جوانشان نموده اند كه با شنيدن خبر عدم قبولي او احساس مي كنند فاجعه اي رخ داده است. نقش خانواده در اين دوران بحراني؟ چيست - خانواده بايد طوري با جوانان برخورد كنند كه اصلا چيزي تغييرنكرده و در واقع بايد موجوديت فرزند خود را همانطور كه هست بپذيرند. وقتي مادر مي گويد فرزندم متاسفانه قبول نشده، كلمه ( متاسفانه ) بار منفي دارد و در ذهن جوان مي ماند. بسياري از خانواده ها فرزندان خود را يك بعدي پروش مي دهند و به او القا مي كنند كه حتما بايد تحصيلات عالي داشته باشي، حتي آرزوي خود را به بچه ها منتقل مي كنند كه تو حتما بايد دكتر يامهندس شوي و اصلا توجهي به توانايي هاي فرزند خود ندارند. خانواده هايي كه خود بوجود آورنده اين اضطراب هستند بايد ابتدا اضطراب خود را كاهش دهند. جوان فكر مي كند نگرش خانواده نسبت به او تغيير كرده و خود را عامل استرس و اضطراب خانواده مي داند. پدر و مادر و ساير اعضاي خانواده بايد سعي كنند كه به هيچ وجه رفتارشان تغيير نبايد نكند از كساني كه در كنكور قبول شده اند، صحبت كنند و نگويند مثلا دوست تو كه قبول شده چه چيزي از تو بيشتر داشت. خانواده ها عدم موفقيت جوانان را چگونه ارزيابي؟ مي كنند - خانواده ها را مي توان به دو دسته تقسيم كرد. يك دسته فرزند خود رامسئول اصلي عدم موفقيت در كنكور مي دانند و مرتب او را سرزنش مي كنند، با گفتن: مي بيني پسر يا دختر آقاي.. از تو كمتر درس خوانده، قبول شده. اما تو از بس كه وقت گذراني كردي قبول نشدي. يك دسته هم اجتماع را مسئول مي دانند و مرتب به او تلقين مي كنند كسي كه قبول شده حتما پارتي داشته و در واقع به او القاء مي كنند كه مسئوليتي متوجه او نيست و اين جبر زمانه است كه او رد شده و مي توانيد تصور كنيد آدمي كه خود را تابع جبر زمانه مي داند، خوشبيني خود را از دست مي دهد و اين حس به بدبيني بدل مي شود. احساس مي كند تلاش كردن بي فايده است. نظر شما پيرامون ايجاد حس رقابت در جوانان؟ چيست - اغلب پدر و مادرها با مقايسه كردن جوانان مي خواهند حس رقابت را در فرزندشان بوجود آورند، درصورتيكه اين حركت اشتباه است و با اين كار حس رقابت را به حس حسادت تبديل مي كنند. جوانان مي بينند كه رفتار ديگران بخصوص پدر و مادرش نسبت به فرد مورد نظر تغيير كرده، مي بيند كه او را خانم دكتر و يا آقاي مهندس خطاب در مي كنند نتيجه حس حسادت در روابط اجتماعي اثر مي گذارد وسعي مي كند در ارتباط با آن فردخاص او را تحقير كند. يك عده ازجوانها خوددارتر هستند و عكس العمل نشان نمي دهند ولي يك عده عكس العمل نشان مي دهند كه از كوره در رفتن يكي از عوارض آن است. درنتيجه جوان تحريك پذير و حساس شده و با كوچكترين محركي عكس العمل نشان مي دهد. چه توصيه اي براي موفقيت آينده اين دسته از جوانان ؟ داريد - جوانها براي اينكه موفق شوندبايد برنامه ريزي داشته باشند. بايد بدانند كه درس خواندن يك فعاليت بسيار پيچيده است و چنانچه بدون برنامه ريزي اقدام كنند، شكست بدنبال خواهند داشت. هر جواني بايد با روش مناسب خود برنامه اش را دنبال كند. در واقع هر جوان بايد تصور صحيحي از خود داشته باشد، تعصب را كنار بگذارد و نقاطضعف و محدوديت خود را شناسايي كند، اين محدوديت ها را در برنامه خود بگنجاند و ببيند چطور مي تواندبا آنها مقابله كند و آنها را ازبين ببرد. غرور بي جا به جوان لطمه مي زند. مثلا اگر جواني در بعضي ازدرس هايش ضعيف است بايد بداندكه اولويت در برنامه ريزي درس مثلا رياضي است و باور كند كه كمك گرفتن عيب و عار نيست و به هر طريقي كه مقدور است از كمك سايرين بهره مند شود. در برنامه ريزي صحيح براي موفق شدن بايد اين چند نكته رعايت شود: شناخت نيازها، اولويت بخشيدن به نيازها، آينده نگري، مشورت كردن و استفاده از تجارب ديگران. زمان بندي در برنامه ريزي بسيار مهم است. حتما بايد از زمان حداكثراستفاده لازم را بكند. در كنار برنامه ريزي جوان، خانواده هم بايد برنامه هايي را براي كل خانواده ترتيب دهد كه جوان احساس محدوديت نكند. مثلا بداند كه يك مسافرت 2 روزه و يا يك برنامه سرگرم كننده تلويزيون و يا ديدن دوستان به برنامه او خدشه اي واردنمي كند. چگونه مي توان به جوانان تفهيم كرد كه همه چيز در قبول شدن كنكور خلاصه؟ نمي شود - اين مسئله دقيقا به نگرش خانواده برمي گردد. خانواده ازابتدا بايد چندين هدف را در نظربگيرد. ساير اهداف نيز مي تواندجوان را به سمت رشد و تعالي سوق دهد. مثلا بايد به او بقبولانند كه تو به عنوان يك جوان بايد استقلال فكر داشته باشي، مسئوليت پذير باشي، ديگران را هم در نظر داشته و كمك به ديگران را در برنامه خود بگنجاني. مي توان كارهايي را به جوان سپرد. مثلا پدر يا مادر بخشي از كارهاي منزل يا خارج از منزل را به عهده اوبگذارند. مثل پرداخت قبوض برق و گاز و... يعني بايد به او القا كنند كه شخصيت تو براي ما مهم است و عنوان كنند كه پسر يادخترش بسيار وقت شناس ومسئوليت پذير است، در كارهاي منزل و بيرون به ما كمك مي كند. در چنين حالتي جوان احساس مي كند كه نقش مهمي در خانواده دارد و جايي براي سرزنش و نكوهش نمي بيند. عكس اين حالت هم صادق جواني است كه تا ساعت 11 صبح مي خوابد و بقيه روز را در خيابانها پرسه مي زند و به توصيه والدين خود توجهي ندارد و حتي خود را با آنهادرگيري مي كند، هنوز روش زندگي دبستاني و دبيرستاني خود را دنبال مي كند و حاضر به قبول كردن هيچ تغيير و تحولي نيست و در واقع اجازه مي دهد كه به او توهين كنند وشخصيت اجتماعي او را زير سوال ببرند. بطور كلي خانواده بايد ازتوهين و سرزنش جوان خودداري كنند. به هنگام صحبت كردن واژه هايي رادر نظر بگيرند كه احترام آميز باشدو بار منفي نداشته باشد مثلانگويند طفلكي امسال كه قبول نشد و فكر نمي كنم با اين همه شركت كننده سال ديگر هم قبول شود. از طرف ديگر خود جوان هم بايد تلاش كند و خود را به عنوان يك فرد بالغ مطرح كند و با مسئوليت پذيري بيشتر به رشد همه جانبه خود تلاش كند و خود را باور كند. در خاتمه مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه در گام اول جوان بايد خودرا مسئول زندگي خود بداند و قبول كند براي كسب موفقيت هاي مختلف مثل قبولي در كنكور و يا پيداكردن كار مناسب، تشكيل خانواده ويا هر فعاليت ديگر تلاش و كوشش كند. دوم اينكه خانواده ها در پي يافتن دايه مهربان تر از مادرنباشند و بجاي مقصر جلوه دادن زمانه شانس، و... مسئوليت خطير يك جوان را به اوبياموزند و در راه رشد و اعتلاي شخصيت انساني او، با او به همراه باشند او بياموزند كه با ردشدن در كنكور، فعاليت هاي زندگي به هيچ روي متوقف نشده، بلكه آينده اي روشن در پيش رو دارد و مي تواند دركنار ساير فعاليت هاي زندگي، خودرا براي كنكور سال آينده آماده كند. گفت وگو از معصومه پيروز بخت