Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770202-41099S1

Date of Document: 1998-04-22

همراه با گام هاي موسيقي عود گفت و گو با محمد تهراني تصويرگر سازهاي ايراني براي رشد و بالندگي نقاشي ايراني اول بايد ديد كه نقاشي ايراني در حال حاضر چيست و همين كه هست چقدر كاربرد دارد. سپس شرايط فعلي جامعه خودمان و جامعه جهاني را مورد بررسي قرار دهيم. موسيقي ايراني، بخصوص موسيقي عرفاني داراي جوهره مناسبي است كه مي تواند در بستر اعتلاي فرهنگي - هنري و جذب هرچه بيشترمخاطبان خود تاثيرگذار باشد ضرب اشاره: نمايش حالات نوازندگي موسيقي ايران در قالب خطوط موجز اما غني و جذاب، حاصل كار هنرمند معاصر محمد تهراني است. وي مي گويد: همچنان كه در فضاي بداهه پردازي، قطعه اي ساخته مي شود. اين طرح ها را در چنين فضايي ساخته اما است به اعتبار پشتوانه اي از پژوهش طولاني و شناخت عميق موسيقي و نقاشي ايراني. تهراني دانش آموخته رشته گرافيك از دانشگاه هنر است. كدام انگيزه موجب رويكرد شما به طراحي سازهاي ايراني؟ شد كمانچه موسيقي ايراني، بخصوص موسيقي عرفاني داراي جوهره مناسبي است كه مي تواند در بستر اعتلاي فرهنگي - هنري و جذب هرچه بيشتر مخاطبان خود تاثيرگذار باشد. كاربرد موسيقي نيز در مقايسه با هنرهاي ديگربيشتر و عمومي تر است و اقشار مختلف مردم با گونه هاي مختلف آن ارتباط برقرار مي كنند. آنچه مسلم است اين موسيقي تنها با ساختار سنتي خود، مشكل مي تواند طيف وسيعي از جامعه را دربربگيرد. هر چند كه جوهره بسيار عميق و والايي را در خود نهفته دارد. اما گوهري است نهفته در صدف كه فقط با شيوه هاي نوين و براساس درك معيارهاي زيباشناسي امروز جامعه گشوده مي شود. من به عنوان نقاش سعي كردم برخوردم با موسيقي عرفاني ايران چه از جهت بياني و چه از جهت مفهومي برخوردي متفاوت باشد. اينكه بتوانم بيان بصري از موضوع موسيقي ايراني بخصوص سازهاي ايراني داشته باشم كه تاثير حس موسيقي را به بيننده انتقال دهد يكي از عمده ترين انگيزه هاي من در خلق اين آثار بود و از نظر شرايط روحي نيز موسيقي درون گراي ايراني را براي بيان خويش مناسب تشخيص مي دهم. چرا از ساده ترين خطوط براي نمايش موضوعات انتخابي خودتان استفاده؟ كرده ايد ني به جاي ساده ترين اگر بگويم موجزترين وخلاصه ترين شايد مناسبتر باشد. چون تمامي اين خطوط قبل از اينكه به روي كاغذسفيد به حركت بيايند از ساختار كمپوزيسيوني براساس نت هاي موسيقي الهام گرفته شده اند. يعني اگر فرمهاي حركتي تابلوها را تجزيه و تحليل كنيم به فرمهاي خلاصه شده نت هاي موسيقي مي رسيم. اما دليل اينكه از كمترين و موجزترين خطوط - يا به قول شما ساده ترين خطوط - استفاده شده است، اين است كه به تصور من خود موضوع چنين شيوه اي را اقتضا مي كرد. ايجاز و خلاصه گويي در اثر هنري و اينكه بدون لطمه زدن به عناصر زيباشناسي اثر با رساترين پيامها بامخاطب خود ارتباط برقرار كند، يكي از ويژگيهاي بصري امروزي ماست. انسان در دنياي پرشتاب امروز، در دنياي ارتباطات، مي خواهد پيامها را در عرض چند ثانيه بگيرد و بايد بتواند پيغامهاي خود را در همان چند ثانيه به مخاطب ارسال دارد. اين روند ارتباطي نمي تواند بر روي هنر بي تاثير باشد. اما همين پيام موجز و خلاصه اگر داراي جوهره زيباشناسانه باشد مي تواند در ذهن انسان پرشتاب امروز رسوب كند و ماندگار شود. اين بدين معنا نيست كه همه آثار هنري بصري بايد ساده، مختصر و موجز باشند، بلكه پيامهايي كه در اين آثار گنجانده مي شوند بايد داراي چنين ويژگيهايي باشد. شيوه هاي حركتي نوازندگان سازهاي ايراني را چگونه در طرح ؟ گنجانده ايد آيا اين كار از پشتوانه پژوهشي هم برخوردار ؟ است بطور مسلم چنين است. در واقع اجراي اين پروژه بايد از چند مرحله مي گذشت. بطور مثال در بدو شروع كار مجموعه اي از آثار مينياتورهاي دوره تهماسبي را به موزه آورده بودند، كه براي من مثل دانشگاهي بود كه بطور رايگان مهيا كرده باشند. براي چند ماه هر روز 4 تا 5 ساعتي بين آثار مي چرخيدم و با مشاهده دقيق جوهر تابلوها و روند اجرائي آنها را مطالعه مي كردم. مورد ديگر جمع آوري نشانه هايي از سازهاي ايراني بود، چه بصورت عكس يا طرح يا مدل. همچنين در حالات نوازندگان دقيق شدم. بعد از انجام مراحل پژوهشي و جمع آوري اطلاعات لازم در مورد سازها روي نت هاي موسيقي كار كردم و قابليت آنها را براي اينكه به فرمهاي انسان و ساز تبديل شوند بررسي و طراحي كردم. سپس سازها را به استناد مواردي كه در دست داشتم طراحي كردم. نوازنده ها نيز در تمام اتودها داراي ويژگيهاي قومي خاص خودشان هستند. همگي اين ويژگيها در تابلوهاي اصلي، دربطن شخصيت نوازنده گنجانيده شدند و در عين حال كوشيده ام همه آنها به شكل يك دست و هماهنگ ارائه شوند تا كليت موسيقي ايراني را نشان دهند. اما همه آن اتودها تابلوهاي نقاشي اند و ساز نمي زنند. بايد آنها مي نواختند. بايد با ديدن تابلوها صداي موسيقي موضوع تابلو از آنها شنيده مي شد و اين در واقع آغاز يك شروع ديگر دوسال ونيم بود كار مداوم و بي وقفه. سرانجام در هفته هاي آخر، جواب لازم را از تابلو گرفتم. اركستراسيوني از تابلوها ساخته شد كه دربي صدايي، صدايشان را حس مي كردم. براي رشد و بالندگي نقاشي ايراني و ادامه هويت مطلوب از اين هنر - آنگونه كه ديگران از ما انتظار دارند - چه راهكارهايي راپيشنهاد؟ مي كنيد براي رشد و بالندگي نقاشي ايراني اول بايد ديد كه نقاشي ايراني در حال حاضر چيست و همين كه هست چقدر كاربرد دارد. سپس شرايط فعلي جامعه خودمان و جامعه جهاني را مورد بررسي و مداقه قرار دهيم. نقاشي ايراني در حال حاضر از دو عنصر و شالوده مهم تركيب يافته است. اولي نقاشي سنتي ايراني مثل نگارگري يا مينياتور و نقاشي قهوه خانه اي، دوم نقاشي متفاوت ديگري كه از سبكهاي اروپايي الهام گرفته است كه هر دو عنصر در حال حاضر فضاي هنري خاص خود و به طبع، مخاطبان خاص خود را دارند. ماهيت وجودي نقاشي سنتي و قهوه خانه اي عموما براساس سفارش بوده، كمتر به اثر نقاشي برمي خوريم كه ماهيت مستقل و ساختار خودبخودي داشته و شايد به تصويرگري بيشتر نزديك باشد. عنصر ديگر كه از ايسم هاي جهاني الهام گرفته شده است تا به حال آنطور كه بتواند هويت مستقلي از جهت بيان زيباشناسي نزد مخاطب ارائه دهد كه همه گير و همه جانبه باشد به موفقيتهاي چشمگيري دست پيدا نكرده است. اما امروزه ما از هنر بخصوص نقاشي انتظار بيشتري داريم. هنرمندان نقاش اين دوره وظيفه اي بس مشكل تر و حساس تر از هنرمندان دوره هاي قبل از خود دارند. چون تمدنهاي ديگر با فرآورده هاي هنري خود، مخاطبان ما را تحت الشعاع قرار مي دهند و مخاطبان نيز ناچاربه درك مفاهيم زيباشناسانه مستتر در آن فرآورده ها قرار مي گيرند. در اينجا نمي توان گفت كه مخاطبين از آن فرآورده ها استفاده خلاء نكنند معنوي ناشي از توليدات هنري تاثيرگذار را اگر هنرمندان بومي با آثارشان پر نكنند مخاطبين از فرآورده هاي ديگران استفاده كرده واين خلاء را پر مي كنند. در آن صورت خطر تهاجم فرهنگي جدي مي شود وهر فرد از ذات معنوي خويشتن دور مي افتد و جامعه دچار ناهنجاري فرهنگي - هنري - اجتماعي مي گردد. اگر ما بتوانيم در تمام رشته هاي هنري از جمله فيلم - موسيقي - نقاشي - شعر.. هماهنگ با هم و به يك ميزان توليد هنري داشته باشيم و ارائه اين توليدات در بين مخاطبين بوسيله رسانه ها ابعاد گسترده تري پيدا كند و هويت هنرايراني در همه ابعاد آن در رسانه ها مورد نقد و بررسي قرار دست اندركاران گيرد، اين رشته به فعاليت و دادوستد فرهنگي - هنري هنرمندان وادارمي شوند در اين دادوستدها به خودشناسي از خود و آثارشان دست پيدا مي كنند.