Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770201-41098S1

Date of Document: 1998-04-21

تا كجا پيش خواهند؟ رفت جسارت دو روز پيش يك نماينده مجلس به آيت الله هاشمي رفسنجاني در واكنش به بيانات ايشان در نماز جمعه اخير تهران مبني بر ضرورت حفظ آبروي افراد و حرمت كارگزاران اجرايي نظام، به مثابه نقطه اوج حملات چند روز اخير به اين ستون محكم انقلاب اسلامي، واجد چند ويژگي و چنداولين در تاريخ انقلاب است. البته، نه شخصيت و نه اظهارات اين نماينده مجهول القدربا سوابق و حركات سخيف بروز داده ظرف ماههاي اخير، به خودي خود حائزآنچنان ارزش و اهميتي نيست كه شايسته پاسخ گويي آنهم در يك روزنامه كثيرالانتشار باشد، زيرا اينگونه افراد و اظهاراتشان، معمولا جز آنكه مفاهيم و موضوعاتي بس بزرگ را با اندكي دانش و بينش و نيز اعوجاجات فكري كوته بينانه خود به سخافت و ابتذال بكشند، هنري براي عرضه كردن ندارند و بر همين پايه بهترين پاسخ به آنان خاموشي است اما، از آنجا كه به نظر مي رسد اين اظهارات در چهارچوب يك حركت بزرگتر و جدي تر با پيامدها و ابعادي بس خطرناك براي آينده كشور وانقلاب صورت مي گيرند، اشاره به برخي جنبه هاي تاكتيك جديد برخي گروههاي سياسي سودمند و الزامي مي نمايد. به اين ترتيب، افشاي تاكتيك و سناريوي يادشده براي مردم نجيب و شرافتمند ايران به منظور جلوگيري از زيانهاي جبران ناپذير بعدي، يك ضرورت تمام عيار نقد اين حركت است. يك جنبه مهم و نمادين از حملات وجسارتهاي چند روز اخير به آيت الله هاشمي رفسنجاني از طريق تريبونهايي مانند مجلس و برخي روزنامه ها ومجامع، آن است كه احتمالا پس ازفتنه بني صدر و منافقين و از سوي آنان، حمله اي به اين شدت به عزيزرهبري و ذخيره ارزشمند انقلاب اسلامي، هرگز سابقه نداشته است. ظرف سالهاي پس از جنگ تحميلي، دولت هاشمي همواره از سوي دوستان و رقيبان مورد انتقاد وحمله و طعنه قرار داشت. اما جدا از انتقادهاي مشفقانه كه به برخي از جنبه هاي اجرايي سياستهاي اقتصادي و جهت گيري اجتماعي دولت اشاره داشت، حتي حملات سياسي و تضعيف كننده به هاشمي نيز با وجود غيرمنصفانه بودن اغلب آنها، رنگ و بويي چنين كين توزانه وزخم خورده نداشت كه مثلا قرائت سوره توحيد توسطمنصوب امام راحل (ره ) و رهبري به امامت نماز جمعه تهران را - آنهم از سوي فردي مجهول الهويه از نظردانش فقهي و عمومي - مورد سئوال و ترديد متجاسرانه قرار دهد. اين، گرچه نشان دهنده ژرفاي كينه جويي وزخم خوردگي از مواضع دلسوزانه ومشفقانه هاشمي رفسنجاني در مقام مشاور عالي مقام معظم رهبري ودولت است، اما ثبات قدم معاندان و رقيبان در لكه داركردن هرچيز و هركس را صرفا به انتقام شكستهاي پي درپي و جبران ناپذير نيز نشان ازاين مي دهد جهت، حفظ هوشياري ملي و انقلابي در پاسداري از ارزشهاي انقلابي و اسلامي، ضرورت و معنا و اهميتي تازه مي يابد. جنبه بسيار خطرناك و بدعت آفرين ديگر تحركات روزهاي اخير، كشاندن رقابتها و كشاكشها و بي حرمتي ها به پايگاه مقدسي چون نماز جمعه است كه حتي ظاهر فريباني چون معاويه و فرزندان اموي و عباسي او نيز دست كم در حفظ قداست و حرمت ظاهري آن فروگذار نمي كردند. ظرف 20 سال گذشته و با وجود همه فرازونشيبهاي تند و اختلافات داخلي شديد يا ضعيف، اين سنت ارزشمند محمدي ( ص ) از دستبرد بي حرمتي ها درامان بوده و در برابر انظار جهانيان، همواره به مثابه نمادي از قدرت، قداست و وحدت انقلاب اسلامي و نظام و مردم ايران به شمار آمده است كشاندن خشونت و درگيري هاي جناحي آنهم به روشهايي بس حقير و تنگ نظرانه، جز به تلاش در راه تضعيف اين ابزار و منبر بنيادين گفت وگوي حكومت با مردم و جهانيان نمي انجامد و از اين لحاظ، شايد تنهابا تاكتيكي از منافقان قابل مقايسه باشد كه در نيمه سالهاي دهه 1360 ازطريق بمبگذاري در مراسم نمازهاي جمعه تهران و شهرهاي بزرگ درگريزاندن مردم از ادامه سنت الهي احياء شده توسط خميني كبير ( ره )مي كوشيدند. از آنجا كه شكستن حرمت وقداست سنت نماز جمعه پيامدهايي بس بزرگتر و فراتر و خطرناكتر از حجم انديشه برخي كوشندگان به آن پرداختن دارد، به اين مساله ولو با فرض نيك خواهي و ساده انديشي ضروري حرمت شكنان، است. چنين مي نمايد كه متاسفانه، تلاش برخي گروهها و جريانات سياسي شكست خورده در صحنه عمل براي انتقام كشي از سمت و سوي تحولات اجتماعي كنوني كشور و به خاك افكندن رقيبان سياسي خود، از فرط ابتذال و بي حاصلي در انتخاب راه درست، ابزار درست و سرانجام هدف درست، به خط نفاق گرايش پيدا كرده است. دست كم به لحاظ عملي ونتيجه كار، خط تفرقه افكني ميان مردم و نيروهاي مخلص كشور، شكستن حرمت مديران و كارگزاران سخت كوش اجرايي و حتي جسارت و توهين به ذخايرارزشمندي براي انقلاب و كشور چون هاشمي كه عمري را در راه مجاهده بانفس و طاغوت و ناهنجاريهاي مادي ومعنوي كشور گذرانده اند و شخصيتي چون امام راحل ( ره ) براي هر بار عزيمت ايشان به جبهه ها گوسفندي نذر مي كردند، خط نفاق است يا با آن همسويي و هدف گيري نزديكي دارد. به علاوه، اين چگونه ولايت پذيري و ولايت خواهي غريبي است كه درست در فرداي - فقط 24 ساعت - رهنمودرهبري مبني بر ضرورت حفظ وحدت وحرمت افراد، امواج تهمتها و جسارتهااز مديران مياني و ارشد كشور را به سمت شخصيتهاي بزرگي چون هاشمي تغييرجهت؟ مي دهد اگر گرگها در لباس ميش و دشمنان در رداي دوست به صفوف ما رخنه كرده باشند، جز از راه كاركرد عملي و نتايج واقعي حركات ومواضع، چگونه مي توان آنها را از دوست و خودي باز شناخت و معياري مشخص براي تميز خادم از خائن به دست؟ داد بنابراين مقدمات و برخاسته اززيانها و فتنه ها و رخنه هاي جبران ناپذير آن در پايه هاي اعتقادي ملت به اصل انقلاب و نظام است كه بويژه در جريان حملات اخير به رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت و مشاور عالي مقام معظم رهبري و رئيس جمهوري محبوب ملت، جريانات اصيل و اصولگراي جناح مخالف دولت - موسوم به جناح راست - نيز بايد موضع گرفته و تكليف خود و هوادارانشان را روشن كنند و به شكستن حريمها و دروغ پراكني ها و تهمت زني هاي گروهي بي مايه به تريبون دست يافته راضي نشوند و سكوت نكنند; زيرا حتي اگر يك بار هم بخواهيم صريح باشيم و براستي به مصلحت نظام و ولايت بينديشيم، حرمت هاشمي، حرمت خاتمي و - بالاتر از همه - حرمت مقام معظم رهبري است و آنها كه ديروز از پرده دري اين يا آن معاون وزير آغاز كردند و به پرده دري اين شهردار و آن وزير رساندند و اكنون هاشمي را هدف قرار داده اند، نشان داده اند كه دير يا زود و در صورت تداوم راه و حمايت ضمني از ايشان با سكوت، از پرده دري بزرگواراني ديگر تا عاليترين سطوح نيز ابايي نمي ورزند. آيا ارادت اوليه خوارج به علي ( ع ) اندك،؟ بود شخص رياست محترم مجلس شوراي اسلامي نيز كه خود در تمام سالهاي دور و نزديك مبارزه سياسي تا انقلاب وسپس تصدي سمتهاي دشوار اجرايي و قانونگذاري از نزديك شاهد رنجها و مجاهدتهاي خستگي ناپذير سردار بزرگ سازندگي ايران اسلامي بوده و ضمنا به راه اندازي خط حرمت شكني بزرگان و تفرقه افكني راضي نيست، اكنون زير نگاه تيز و پرسشگر دوستداران انقلاب است تا در برابر اين تهاجمات بي سابقه و جسارت آميز واكنش درخوري نشان بدهد. بي چون و چرا، خط كنوني، چنانكه به كرباسچي و نوري و دهها مدير دلسوز و زحمتكش ديگر نظام رحم نكرد، اكنون نيز هرگز به هاشمي بسنده نخواهد كرد و همچون موريانه شخصيتها و حرمتها و ارزشها را در خواهد نورديد. اينكه حملات بي امان و متجاسرانه به شكلي بي سابقه درست در فرداي حل بحران بازداشت غلامحسين كرباسچي در هجوم به آيت الله هاشمي رفسنجاني بروزو ظهوريافت، علاوه بر آنكه نشان دهنده علاقه مندي و جهت گيري برخي گروههاي جناحي و باندي به دنبال كردن خط بحران و آشوب و ناآرامي اجتماعي ولو پس از دخالت و هدايت رهبري است، نمادي از نااميدي آنان در جذب و جلب هاشمي به اهداف و شعارها و ابزار كهنه و ناكارآمد خويش نيز به شمار مي آيد. ظرف ماههاي اخير، برخي روزنامه هاي عصر تهران با ظاهري مظلومانه و در قالب پيامهايي از سوي مردمي كه معلوم نيست در كجاي اين جهان زيست مي كنند، شكوه دلسوزانه سر مي دادند كه در دولت جديد به هاشمي بي حرمتي مي شود. اكنون، ناكار آمد از آب در آمدن اين تاكتيك تفرقه افكنانه از فرط كهنگي بس مبتذل، رقيبان را به باد دادن كاههايي بو گرفته از كهنگي واداشته است كه اگر براي اميدواران ديروز به كسب قدرت اجرايي آب نشود، دست كم براي برخي سخنگويان ونمايندگان ناني خواهد داشت غافل از آنكه دوران كشتن اميركبير و به باد دادن دستاوردهايش و سپس مويه كردن بر سر استخوانهاي او، از مدتها پيش سپري شده است.