Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770201-41094S5

Date of Document: 1998-04-21

بازتاب حرمت نماز جمعه و فرهنگ اعتراض!! نماز وحدت بخش جمعه كه در طي سالهاي گذشته، همواره در دانشگاه تهران به عنوان مظهر بينش سياسي و دانش ديني برگزار گرديده، جمعه گذشته نيز به امامت آيت الله هاشمي رفسنجاني برگزار شد. آقاي هاشمي كه پس از كاهش موقت بحران سياسي مربوط به شهرداري تهران سخن مي گفت، مانند هميشه، تحليلي همه جانبه و در چارچوبمصالح عاليه نظام و انقلاب ارائه كرد و تذكراتي به همه طرفهاي درگير در اين قضيه داد. معهذا اين سخنان كه متضمن حقايق تلخي براي همگان بود، با جوسازي تعداد معدودي از عناصر بي توجه به عمق ارزشهاي اسلامي، خاطره ناخوشايندي از نماز جمعه برجاي نهاد. در پي اين حركت كه نوعي لااباليگري در عبادت عظماي نماز محسوبمي شود - و نمونه آن در اصفهان هم هفته هاست ادامه دارد - افراد فوق الذكر كه مشخص است از مقتضيات و برخي حريمها و احكام ديني بي اطلاعند، خطبه هاي امام جمعه را كه بخشي از نماز محسوب مي شود، با هجمه و آشوب و توهين به وي و همه نمازگزاران، متوقف يا منحرف مي ساختند. چنين اقداماتي ضمن آنكه با ادب و متانت اسلامي در شرايط عادي مغايرت دارد، در هنگامه عبادت باشكوهي همچون نماز جمعه صدچندان قبيح و نامطلوب است. بي گمان علاوه بر قبح اجتماعي قضيه، مرضي حق تعالي نيز نخواهد بود. اما جالبتر از اين چندتن افراد شناخته شده وهتاك، كه به دليل رفتارهاي سالهاي اخيرشان، از سوي ملت ايران به شدت منزوي و مطرود شده اند - گروهي از افراد وابسته به جناح راست - خصوصا در مطبوعات هنوز چشم اميد به اينان دوخته اند. اينان با بزرگنمايي حركتهاي غيرديني و قانون شكنانه و بعضا مردم آزارانه اين افراد، سعي دارند نوعي اپوزيسيون خشن را روياروي دولت قانونگراو مردم خواستار جامعه مدني قرار دهند تا شايد گروهي را هراس دردل افتد و ميل به كنارنشيني و خروج از دايره فعاليت به نفع دولت به وقوع پيوندد. اما حداقل كلامي كه مي توان به اين جريانها و مطبوعات كه رسالت تازه اي براي فردا و آينده تدارك مي بينند گفت، اين است كه حداقلي از آبرو و اعتبار اجتماعي براي هر حركت سياسي لازم است، حتي اگر اين جريانات گرايش هاي فاشيستي هم داشته باشند - نظير برخي كشورهاي اروپايي - مي بايد ريشه در برخي انديشه ها، برخي طبقات اجتماعي و بالاخره برخي از سنتهاي سياسي كشور خود داشته باشند. اين گروههاي چند نفري كه همه طبقات اجتماعي، آنان را به مثابه مظهر ضديت با قانون و جامعه شناخته اند، ريشه در كدام سنتهاي فكري و سياسي دارند و چه وجاهتي براي شما به بار؟ مي آورند در يكي از گزارش هاي اخير، روزنامه اي با دروغي آشكار مي نويسد: شعارها از صفهاي آخر شروع شد. كاملامشهود بود كه سازمان يافته نبود بلكه خود جوش به نظر مي رسيد. صداي جمعيت معترض چنان بلند بود كه صداي آقاي هاشمي در اين منطقه از بلندگوها به سختي قابل فهم بود. شعارها عليه آقاي هاشمي و شهردار بود. يك نمازگزار بلند گفت تكبير تا اعتراضها را خاموش كند ولي كسي به او پاسخ نداد. معدودي هم صفهاي نماز را به عنوان اعتراض ترك كردند.. يك مخالفت عمومي نسبت به تحليل خطيب جمعه محسوس بود... اين شبه تحليل كه البته با وجود دهها هزار شاهد عيني در صفوف نماز جمعه - بابي پروايي - نگاشته شد، نشانگر عمق جهالتي است كه نسبت به افكار عمومي ملت ايران و جهت گيريهاي واقعي انقلاب ونظام اسلامي، در اين جريانات وجود دارد. نكته ديگر اينكه تريبون نماز جمعه كه در غالب اوقات شاهد حملات خطباي جمعه به گروههاي ديگر بوده و براي مثال رياست محترم قوه قضاييه بارها و صراحتا برخي جريانات سياسي ديگر را مورد انتقاد قرار داده اند، اما هيچيك از كساني كه به اين ديدگاهها معترض بوده اند، دست به حركاتي نامالوف و خارج از عرف و احيانامخالف اخلاق اسلامي نزده اند. اين - موضوع به تنهايي نشانگر دو فرهنگ متفاوت در دو جناح است. زيرا حرمت خطباي محترم و اصل نماز بسيار ضروري بوده و هيچكس حق ندارد به صرف نظرگاههاي شخصي آن را تهديد كند. اين مسئله را مي توان از اين نظرگاه نيز بررسي كرد كه امام جمعه تهران، رهبر معظم انقلاب مي باشند و ديگران به نيابت از سوي ايشان نماز مي گزارند، لذا اينگونه تعدي ها كه به نام ولايت صورت مي گيرد به يك معنا شكستن حرمت مقام عظماي ولايت است. اما مسئله مهمتري كه اين هفته در بازتابهاي سخنان ژرف و مصلحت انديشانه آقاي هاشمي، در يك روزنامه صبح و يكي از روزنامه هاي معروف عصر بر سبيل عادت ديرينه اين جريده ملاحظه شد، حمله و خلل در مباني سخنان رئيس مجمع تشخيص مصلحت برپايه استدلالهايي بس سست و حرفهايي بسيار عامه پسندانه و بي بنياد اساس بود اين نوشته ها كه ظاهرا به دفاع آيت الله هاشمي از مديران نظام بازمي گشت، اين بود كه چرا ايشان سكوت نكرده و مصالحي را كه بيان آنها از درد آشناترين يار رهبر و ديرپاترين مجاهد انقلاب بيان شد، به صورتي تحليلي به استماع ملت غيور، آگاه و شرافتمند ايران رسيده است. اين موضوع را به مجال فردا وامي گذاريم.