Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770201-41093S2

Date of Document: 1998-04-21

خرم تن آن كه رسم نيكش ماند پس مرگ، جاوداني استاد آرام در جلسه بزرگداشت ايشان - همراه با دكتر عزت الله فولادوند و دكترحسين الهي قمشه اي يادواره استاد احمدآرام ( ) 12811377 دكتر هرمز همايون پور با مرگ احمد آرام، ايران يكي از مفاخر و شيفتگان عالم كتابت و كتاب خودرا از دست داد. او، بي گمان، از طريق كتابهايش، كه تاليف اولين آنها - كتابي در علم هيئت - به اوايل قرن كنوني شمسي برمي گردد و آخرينش همين چندماه پيش منتشر شد، براي چندين نسل از كتابخوانان ايران نامي آشناست و نيازي به معرفي ندارد به اجمال آنكه، خدمات استاد آرام را به دو زمينه اصلي مي توان تقسيم كرد. در اينجا از خدمت او در وزارت فرهنگ (وزارت آموزش و پرورش كنوني ) در مي گذريم كه خود استاد هم تمايل چنداني به بازگويي آن نداشت. زمينه اول كار او، معلمي بود. استادآرام، كار معلمي را در واقع از زماني كه محصل كلاس چهارم دبيرستان بود آغاز كرد و پس از خدمت در تهران، اصفهان، شيراز، و مجددا تهران، به افتخار بازنشستگي نايل در گرديد آن دوران، استاد كتابهاي درسي متعددي در زمينه هاي هيئت، فيزيك، شيمي، و رياضي تدوين كرد كه در واقع از نخستين كتابهاي درسي بود كه با روش امروزي در ايران نوشته مي شد. زمينه دوم كار استاد، كه به معنايي دنباله كار قبلي ايشان محسوب نوشتن مي شد، و ترجمه بود. احمدآرام، به معناي واقعي كلمه، از كساني بود كه به فن و هنر ترجمه در ايران شان و مقام و ارزش مناسب آن را داد. در ايشان، زماني نزديك به هفتاد سال حدود 200 كتاب نوشت و ترجمه كرد كه بسياري از آنها چون اثبات وجود خدا، تاريخ علم، منطق اكتشاف علمي از آثاري است كه بر روح و افكار بسياري از فرهيختگان ايراني تاثير بسيار كرده استاد است آرام، از نخستين كساني بود كه به ترجمه كتابهايي از مجموعه با ارزش چه ؟ مي دانم همت گماشت و از اين طريق به بسط و گسترش علوم جديد در جامعه ايران كمك كرد. ايشان بر سه زبان عربي، انگليسي، و فرانسه تسلط داشت و از هر سه زبان به فارسي ترجمه مي كرد. استاد آرام، مدتي نيز در سوريه بود و در آنجا به معلمي زبان فارسي اشتغال داشت. از مهمترين كارهاي استاد آرام، كه حاصل همكاري او با موسسه انتشارات فرانكلين (سابق ) و اخلاف آن (يعني سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي گذشته و شركت انتشارات علمي و فرهنگي كنوني ) محسوب مي شد، مشاركت در تدوين دايره المعارف فارسي و نيز ترجمه مشرق زمين، گاهواره تمدن يعني نخستين جلد از مجموعه عظيم و ماندگار تاريخ تمدن است. دايره المعارف فارسي، كه جلد سوم آن خوشبختانه سال گذشته پس از مدتها تاخير به همت انتشارات اميركبير منتشر شد، نخستين دايره المعارف به زبان فارسي است كه با روش علمي امروزين، كه از هر جهت با دايره المعارفهاي بزرگ جهان قابل مقايسه است، تدوين شده است. استاد احمد آرام با انتشارات سروش و شركت انتشار نيز همكاري داشت وكتابهاي چندي از ايشان از سوي اين دو ناشر منتشر شده است. كساني كه از نزديك با استاد آرام محشور بودند، هميشه تحت تاثير تواضع و مهرباني ايشان قرار داشتند. صبر و ملايمت ايشان مثال زدني است و كمتر كسي است كه شاهد خشم و عصبانيت ايشان بوده باشد. به علاوه، اعتقاد ايشان به علم - و به خصوص به علم جديد - هميشه بارز و شاخص بود. و از همه بالاتر، ايماني است كه به خداو قرآن داشت. به قول خودش هميشه سعي مي كرد كه از قرآن پيروي كند. در گذشت احمد آرام ضايعه اي جبران ناشدني براي جامعه علمي و فرهنگي ايران است. به همه تسليت مي گوييم و برايش از درگاه پروردگار بزرگ، آمرزش و مقام والا مسئلت داريم. كتابشناسي اوليه استاد احمدآرام در چند دهه اخير، استاد آرام به بركت كتابهاي متعددي كه ترجمه كرد، درشمار مترجمان پرآوازه ايران درآمد. شايد براي خوانندگان جالب نظر باشد كه دريابند اين خادم كهنسال فرهنگ اين مرز و بوم، خدمات خود را در گذشته هاي نسبتا دور به چه ترتيب و با چه كتابهايي شروع كرد: هديه سال 1 نو چاپ سنگي 1302 (تجربيات فيزيك و شيمي كه آنها را براي شاگردان خود در مدرسه اميراتابك تحرير كرده است. ) . نقشه 2 هندسي چاپ سنگي. 1303 . نقشه 3 آسان چاپ سنگي. 1303 . دوره 4 فيزيك و شيمي در 10 جلد 1304 به بعد. استاد آرام يكي از نخستين مولفان كتابهاي درسي در ايران است، و دوره فيزيك و شيمي فصيحي، نصيري، آرام در آن زمانها شهرتي بسزا داشت; از آن جمله: 5 شيمي طهران علمي 147 ص 1407 . دوره 6 فيزيك طهران شركت مطبوعات - 1316. 1305 فيزيك ششم 7 متوسطه شيراز چاپ سنگي 356 ص. 1312 . اصول 8 حفظ الصحه طهران. 1308 . لايحه 9 آقاي احمدآرام موقع ورود مهمانان محترم آقاي تاكور و آقاي دينشاه ايراني به شيراز شيراز. 1311 . آبه 10 كتاب مورو هيئت طهران (ترجمه 1312 از فرانسه ). كليات 11 جغرافيا طهران 109 ص. 1312 نقل ازآرام نامه ص. 27 آرام نامه آرام نامه مجموعه اي است كه در سال 1361 از سوي انجمن استادان زبان وادبيات فارسي به اهتمام آقاي دكتر مهدي محقق منتشر شد. حدود سي مقاله و خاطره و شعر در كتاب آمده و اين كتاب به دو بخش تقسيم شده دربخش است اول، خاطرات و گفت وگوهايي از استاد احمدآرام آمده است. بخش دوم شامل مقالاتي است تحقيقي در باب فرهنگ اسلامي و ادبيات فارسي. كليه اين مقالات به استاد احمدآرام تقديم شده است. مرحوم آرام در گفت وگوي خود از جمله چنين مي گويد: من در روز عيد غدير سال 1321 قمري متولد شده ام. وقتي كه شناسنامه مي دادند، مثل هميشه، حسابمان درست و حسابي نبود. تاريخ تولد شمسي 1281مرا نوشتند كه البته درست نيست: حساب درست ايام نوروز 1283 هجري شمسي است. پدرم حاج غلامحسين شال فروش، تاجر بود و از ولي مشروطه خواهان، از آن گونه مشروطه خواهاني كه به مشروطه اش نرسيد. يعني از بس براي مشروطه فعاليت كرد، آخر به ورشكستگي افتاد. بنابراين، ما زندگي سختي داشتيم. از طرف دو ديگر، زن داشت با پنج شش درجايي بچه ديگر از همان گفت وگو مي گويند: من و چند تن از رفقا كتاب فيزيك و شيمي تاليف كرديم. چون هيچ كتاب نبود و هر چه بود همه جزوه نويسي بود. به چه زحمتي با التماس از كتابفروشيهاخواستيم كه كتابهاي ما را چاپ چاپ كنند سنگي. مثلا 700 نسخه چاپ مي كردند. حالا شكلها راچگونه؟ بكشيم از كسي؟ خواهش كنيم.. محمد مسعود هم، كه روزنامه نويس بودو آن كتابها را نوشت، توي چاپخانه قلم مي زد. بعد شد معلم مدرسه ابتدايي... و حالا چقدر خوشحالم كه زمان ما به اينجا رسيده است... (نقل ازآرام نامه ص 18 و) 19 احمد آرام و دين و اخلاق .. در كتابها خيلي چيزها نوشته شده. مردم معمولا هر چه را در كتاب بيابندمي پذيرند. ولي من خدا را شكر مي كنم كه به من نيروي انتقاد داده. من مقياسم براي دين قرآن است و، بنابراين، هر چه با قرآن نسازد، آن را قبول نمي كنم. سالها پيش يعني سال 1318 يا 1319 بود كه كتاب كيمياي سعادت غزالي را چاپ آن كردم كتاب در من خيلي اثر كرد. براي اينكه مردي مثل او، حالا هر كس هر چه مي خواهد بگويد، دين را خوب فهميده است. و بعد كتابهايي كه از مصر مي آمد، از جمله تفسير في ظلال القرآن سيدقطب، كه شهيد شد، در من تاثير بسزا داشت. زيرا او نه روح شيعه افراطي دارد و نه روح سني افراطي، و در مقدمه نوشته است كه من در سايه قرآن زندگي كردم وآنچه دستگيرم شد نوشتم... بلي اينها در من موثر شده است. ديگر اينكه دروغ نمي گويم، يعني سعي مي كنم كه نگويم; غيبت هم تا مي توانم نمي كنم، مگر غيبت كسي را كه غيبت كردنش واجب باشد، آن هم براي روشن كردن مردم. مال مردم را نمي خورم و مال حرام هم سعي مي كنم نخورم ودين هم همين هاست. سعي مي كنم كه موحد باشم; توحيد اصل دين اسلام است. توحيد يعني آدم غير از خدا هيچ چيزي را موثر نداند... (نقل از آرام نامه ص ) 20