Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770201-41093S1

Date of Document: 1998-04-21

ماده تاريخ يادبودي براي فقيد سعيد استاداحمد آرام اي رفيقان، اي عزيزان، احمدآرام رفت آن نكو استاد پرآثار نيكونام رفت احمدش نام، ستوده خصلت و آرام خوي خادم علم و حبيب خلق خاص و عام رفت بود عمرش پرثمر، آثارش افزون دويست آنكه كم يا بي نظير او در اين ايام رفت عالمي خرسند بود و پارسايي نيك دل زيست عمري با شرف، با خير در فرجام رفت روزگار خويش را زآغاز وقف علم كرد همچنان گويا در اين ره تا به سرانجام رفت بر در خمخانه دانش، بپا، هفتاد سال تشنگان را جرعه ها نوشانده از آن جام رفت اوستاد ترجمه، تاليف و تحقيق و مقال مبتدي را چون معلم، منبع الهام رفت فضل بودش مكتسب، اما فضيلت موهبت حسن خويش نعمتي از رببي انعام رفت پاك دل مردي به دور از خدعه و روي و ريا مخلصي يكتاپرست و فارغ از اوهام رفت جسم ناسوتش كه فاني گشت، در اين خاك خفت جان لاهوتش كه باقي ماند، بر آن بام رفت بود عمري چون ستايش گوي ذات ذي جلال در جوار رحمت يكتاي بي اكرام رفت يادبود دوستي را گفت پرويز اين سخن آنكه بودش دوست بيش از نيم قرن تام رفت واي بر من! مانده در گيتي چنين زار و نژند اي خوشا بر او، به مينوكان چنان پدرام رفت بهر تاريخش، به جاي رفت، گرگويي برفت اي نديمان ياد داريد احمد آرام رفت سروده استاد پرويز اتابكي