Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770201-41087S1

Date of Document: 1998-04-21

كداميك از استرس ها بيماري زا ؟ هستند اشاره: يكي از جنبه هايي كه موجببيشترين فشار و ناراحتي در فرد مي شودزماني است كه وي احساس كند نمي تواندهيچ نفوذ و كنترلي بر يك موقعيت خاص داشته باشد. اگر استرس در حد ظرفيت سازش ذهن وبدن باشد براي فرد خوشايند، مفيد وسازنده است ولي اگر متناسب با توان فرد نباشد ناخوشايند و مضر مي باشد. در بين استرسها، استرس هاي عاطفي بيشتر از انواع ديگر بيماري زا هستند. همكاري مردم به هنگام روبه رو شدن بارويدادهايي فاجعه آميز تحمل فشار رواني راآسانتر مي كند. استرس يا به فشار، هر وضع ياپيشامدي مي گويند كه بدن را به استفاده از منابع و توليدانرژي بيشتر از معمول وادار سازد. ياهانس سليد روان پزشك اتريشي، پايه گذار پژوهشهاي علمي درباره پديده استرس، اين گونه تعريف مي كند: استرس يعني در جه سوخت و ساز بدن بر اثر فشارهاي زندگي. توماس هولمز در سال 1950 در پژوهش هاي خود به اين نتيجه رسيد، تنها عامل مشترك در ايجاد هر نوع لزوم استرس، ضرورت و اجبار در ايجادتغيير و تحول مهم در روند زندگي معمولي فرد است. انواع استرس تحميل شده مانند يك سرباز كه مجبور است تحت انضباط شديد و ساير شرايطفشارآور قرار گيرد. تعيين شده مانند ستاره شناسي كه بايد ساعتها، روزها و حتي ماهها منتظر رصد كردن ستارگان و اقمار باشد. انتخاب شده مانند فردي كه به دلايل معتبر شخصي يك موقعيت فشارآور را انتخابمي كند مثلا زندگي كردن در سرماي شديد و پرمخاطره، يا در بين حيوانات خطرناك، يا در ميان بيماران مسري و تهديدآميز. طرح شده مانند تجارب مربوط به محروميت حسي به منظور تجربه هاي آزمايشي (شرايط آزمايشگاهي ). فشار رواني نه تنها ممكن است ازناكاميهاي مربوط به نرسيدن به هدفها و احساس تعارض ناشي بلكه شود، ممكن است مربوط به رويدادهاي مختلف يا رفتار كردن به طريقه هاي خاصي باشد كه از داخل يا خارج بر فرد تحميل مي شود. استرس ممكن است شامل تعارض ناكامي، و فشار رواني خاص باشد. وجود استرس ها در محيط زندگي امري اجتنابناپذير و براي رشدرواني ضروري است و هميشه اثرات منفي ندارد و اگر هم به خودي خود وجود نداشته باشد بشر به نوبه خود آن را ايجاد مي كند. آنچه ممكن است منجر به بروز بيماري شودناتواني در مقابله با درجات غيرعادي و بسيار شديد استرس مي باشد كه به صورت واكنشهاي فيزيولوژيك و رواني تظاهر مي كند. اگر استرس در حد ظرفيت سازش ذهن و بدن باشد براي فرد مفيد خوشايند، و سازنده است ولي در صورتي كه استرس بيش از توانايي وظرفيت تطبيقي باشد ناخوشايند ومضر مي باشد. استرس و فرضيه بحران اساس اين فرضيه بر اين قرار دارد كه انسان و شخصيت او مرتبا با بحرانهاي مختلف زندگي كه باعث به هم خوردن تعادل جسمي و رواني كه اكثرا همراه با عدم تعادل واختلالات عاطفي و رفتاري است مواجه مي شود. در اين مقطع فعاليتهاي مختلف فيزيولوژيك ورواني دستگاههاي همئوستازي ( تعادل حياتي ) بدن به كار مي افتد تا تعادل به هم خورده را دوباره برقرار نمايند. مفهوم اصلي اين فرضيه همان تحمل و طاقت در مقابل فشارها، ضربه ها، شوكها و بالاخره تحريكات عصبي است كه به سندرم واكنش فشار يا سندرم سازش عمومي معروف است. اثرات فيزيولوژيايي فشاررواني هر گاه دستگاه عصبي خودمختار كه كار بسيج بدن را در موقعيتهاي اضطراري بر عهده دارد براي مدت طولاني بي وقفه فعاليت كند، ممكن است برخي اختلالهاي جسماني بروزكند، مانند زخمهاي گوارشي، زيادي فشار خون و بيماري قلبي. فشار رواني شديد، پاسخهاي ايمني جاندار را مختل كرده و توانايي بدن را در مبارزه عليه ويروسهاو باكتريها كم مي كند. فشار هيجاني در بيش از پنجاه درصداز اختلالهاي جسماني نقش عمده اي دارد. بيماريهايي مانندحساسيتها، سردردهاي فشار ميگرني، خون، ناراحتيهاي قلبي، زخمهاي گوارشي و حتي جوشهاي غرور جواني با فشار هيجاني ارتباط دارد. واكنش بدن در برابر فشار سه مرحله دارد كه اين سه مرحله راروي هم نشانه هاي سازگاري عمومي مي گويند، و عبارتند از: واكنش هشداري شامل همان تغييرات معمولي بدن در حالات هيجاني است. ايستادگي در برابر فشار اگر فشار مدتي دوام يابد جاندار به اين مرحله وارد مي شود و به واكنشهاي اضطراري پايان مي بخشد و در برابر فشار به بهترين وجهي ايستادگي مي كند. واماندگي (خستگي ) چنانچه فشار شديد باشد و مدت زيادي دوام يابد به اين مرحله وارد مي شود و در اينجا جاندارممكن است ضعيف شود يا بميرد. موقعيتهاي استرس زاي رواني گرچه فشار رواني تا حد زيادي يك پاسخ شخصي است، ولي بعضي ازموقعيتها تقريبا در همه افرادفشار رواني زيادي را موجب مي شود. اين موقعيتها عبارتند از: - سوانح: رويدادهايي كه تاثير روان شناختي آنها مربوط است به آسيبهاي بدني و احتمال وقوع مرگ. - بلاياي طبيعي مانند سيل و زلزله كه ممكن است موجب از بين رفتن خانه، جان واموال افراد شود. - جنگهاي نظامي مانند نبرد سربازان در ميدان جنگ، همواره در حال ترس و اضطراب اسير شدن، از بين رفتن، و ناقص العضو شدن به سر مي برند و كمبود خواب، خستگي بدني، جدايي از خانواده، و علاقه به زندگي فشاررواني را در آنها افزايش مي دهد. - فشارهاي رواني زودگذر: حوادث و بلايا، مواردي هستند كه بر فرد تحميل مي شوند. اين فشارهاي زندگي زودگذر عبارتند از: - تولد، ارتباط با مادر و دنياي جديد، از شير گرفتن. - ورود به موسسات خارج از منزل مانند مهدكودك و مدرسه. - بلوغ و تغييرات زيستي، رواني و اجتماعي همراه با آن. - تغييرات مهم آموزشي مانند ورود به دانشگاه. - اشتغال و ورود به دنياي كار. - ازدواج. - فرزند دار شدن. - جدايي و دوري از فرزندان. - بازنشستگي. فشار آفرينهاي چندگانه تركيبي از چند حادثه فشارآفرين و عوامل شخصيتي با يكديگر مي توانند موجب اضطراب ووحشت زدگي در فرد شده، منتهي به نتايج جبران ناپذير گردند. عوامل مربوط به ميزان فشاررواني عبارتند از: - دوام بعضي از فشارآفرين ها دوام كمي دارند ازقبيل مصاحبه استخدامي يا گذراندن يك امتحان. ولي بعضي ها ممكن است روزها، ساعتها، ماهها و حتي سالها به طول انجامد مثل منازعه زن و شوهر يا حضور در جبهه جنگ. - شدت فشارهاي رواني با شدت ناراحتي كه شخص با آن مواجه مي شود، دررابطه است. مثلا تاثيرآسيبديدگي ناشي از حادثه رانندگي كمتر از فقدان يك شخص مورد علاقه (مثلا همسر ) است. - قابليت پيش بيني گاهي اوقات مي توانيم وقوع حادثه اي را پيش بيني كنيم، در حالي كه درمواقع ديگر چنين نيست. اگر شخص بتواند وقوع حادثه اي را پيش بيني كند، فشار رواني كمتري احساس مي كند تا زماني كه قادر به چنين عملي نيست. - درجه از دست دادن كنترل يكي از جنبه هايي كه موجب بيشترين فشار و ناراحتي در فرد مي شود زماني است كه وي احساس كند نمي تواند هيچ نفوذ و كنترلي بر يك موقعيت خاص داشته باشد. - ميزان اعتمادبه نفس نبود اعتمادبه نفس، ميزان كارآيي شخص را كاهش مي دهد و راه مقابله با آن را محدود مي سازد. - شروع يا حمله ناگهاني ظهور ناگهاني يك موقعيت، ميزان آمادگي فرد را براي مقابله با آن تحت تاثير قرار مي دهد. روشهاي پيشگيري از ايجاد استرس هانس سليد پدر تحقيقات درزمينه استرس، مي گويد بشر قادر است با مطالعات علمي پديده استرس، برنامه دقيقي جهت تنظيم رفتار خود طرح ريزي او كند، نيز معتقد است كه هر فردي بايد مشكلات خود را بر حسب خصوصيات خاص شخصيتي و محيطي خودحل نمايد. اصولا دست يابي به قوانين كلي كه روشن كننده نحوه تاثير استرس بر تن و روان است، هرفرد را در جلوگيري از استرس و يارفع آن مجهزتر مي نمايد. در بين استرس ها، استرس هاي عاطفي بيشتر از انواع ديگر بيماري زا هستند. افرادي كه داراي هدف و مسئوليت در زندگي هستند، تغذيه خوب و استراحت كافي و برنامه هاي ورزشي و تفريحي مناسب دارند، سختي ها را بهتر تحمل كرده و با استفاده از مكانيسمهاي دفاعي پخته مانند فداكاري، والايش، انعطاف پذيري، معني دار كردن زندگي و برخورداري از حمايت خانوادگي و اجتماعي، آسيبپذيري كمتري را نشان مي دهند. فشار رواني حاصل از يك موقعيت معين با ارزيابي فرد از آن موقعيت و نيروي مقابله با آن بستگي دارد، اين ارزيابي شامل دو مرحله است: - ارزيابي اوليه فرد ممكن است موقعيت راتهديدكننده يا برعكس بي خطر ارزيابي كند. - ارزيابي ثانويه نوع اقدامي كه فرد بايد نسبت به آن موقعيت به عمل آورد و نيروها و امكاناتي كه براي حل و مقابله با آن در خود احساس مي كند، مورد بررسي واقع مي شود. مقياس هولمز و راهه براي رتبه بندي سازگاري مجدد اجتماعي نيز مشهور است، ميزان فشار رواني را بر حسب تغييراتي كه در زندگي آدمي روي مي دهد اندازه گيري مي كند. مثلارويداد مرگ همسر بالاترين امتيازيعني 100 طلاق ارزش 73 زنداني شدن و... خلافكاري هاي 63 جزيي به 11ارزش آنها تعلق مي گيرد. عوامل موثر در كاهش فشار رواني - پيش بيني پذيري وقتي آدمي نمي تواند كنترلي بر فشار رواني خويش داشته باشد، اگر بتواندآن را پيش بيني كند از شدت آن كاسته مي شود. - امكان كنترل طول دوره فشار رواني كنترل داشتن بر طول دوره يك رويداد فشارزا نيز از شدت فشار رواني مي كاهد. - ارزيابي شناختي يك رويداد فشارزاي معين را دو آدم متفاوت ممكن است به دو صورت به كلي متفاوت ادراك كنند و اين امر به معنايي بستگي دارد كه آن موقعيت درنظر هر يك از آنان دارد. اهميت خودواقعيتهاي عيني يك موقعيت، كمتر ازاهميت برآوردي است كه افراد از آن موقعيتها مي كنند. ادراك شخص از يك رويداد فشارزا، به برآورد او از درجه تهديدآميز بودن آن رويداد نيز بستگي دارد. - احساس كارآيي (اعتماد به نفس ) اطمينان خاطر آدمي به اين كه مي تواند يك موقعيت فشارزا را به خوبي اداره كند نيز عامل عمده اي در تعيين شدت فشاررواني به شمار مي رود. - حمايتهاي اجتماعي: امكان دارد كه حمايت عاطفي و توجه مردم، فشار رواني را تحمل پذيرتر كند. پژوهشها نشان مي دهند مردماني كه پيوندهاي اجتماعي گسترده تري دارند ( ازدواج - دوستان - وابستگان نزديك و... ) بيش از كساني كه از پشتيباني اجتماعي كمتري برخوردارند، عمر مي كنند و كمتر از آنان گرفتار بيماريهاي ناشي از فشار رواني مي شوند. آدمي هنگام روبه رو شدن بافشار رواني، به آن دسته از الگوهاي رفتاري روي مي آورد كه پيش از آن برايش كارآيي داشته است. مثلا يك آدم پرخاشگر ممكن است كنترل خود را از دست بدهد و بي مهابا همه چيز را درهم بكوبد. از طرفي، تحمل فشار رواني وقتي آسانتر است كه عامل فشارزا برزندگي افراد ديگري هم اثر گذاشته باشد. همكاري مردم به هنگام روبه رو شدن با رويدادهاي فاجعه آميز، تحمل فشار رواني را آسانتر مي كند. روان شناسان در موردقدرت سازگاري به تعداد عوامل شخصي موجود در افراد اشاره مي كنند كه مهمترين آنها عبارتند از: - تسلط داشتن بر زندگي خود - داشتن خانواده، اقوام و دوستاني كه از طرف آنها حمايت شوند - انعطاف پذيري - اميدواري - داشتن هدف - سرگرم بودن - عشق و علاقه به كسي يا گروهي و يا امري - فعال بودن و كار كردن در كشور ما ايران، آن شكل خانواده كه اساس آن نزديكي و صميمت افراد يكي است، از عوامل مصون كننده افراد، برعليه فشارهاي زندگي مي باشد. ويژگيهاي شخصيتي مردمان مقاوم دربرابر فشار رواني يا مردمان محكم، درقالب سه واژه خلاصه شده است: احساس تعهد شخص در رابطه هايش با مردم موجب مي شود كه وي در مواقع فشار رواني، از حمايت اجتماعي برخوردار باشد. كنترل: كساني كه در برابر موقعيتهاي فشارزا به جاي احساس درماندگي، موقعيت را در اختيار خود مي بينند بيشتر احتمال دارد كه براي تغيير موقعيت اقدام كنند. مبارزه جويي در مفهوم مبارزه جويي نيز ارزيابي شناختي نهفته است. يعني باور به اين كه دگرگوني در زندگي يك امر عادي است و بايد آن را بيشتر به عنوان فرصتي براي رشد به شمار آورد تا تهديدي براي احساس ايمني. در پايان گفته مي شود، امكان ندارد از استرس به كلي دور باشيم، اين نه ممكن است و نه مطلوب، زيرا استرس قسمتي از زندگي بوده و محصول طبيعي وجود و محيط ما است. هيچ دليلي براي حذف استرس نداريم، ولي براي اين كه انسان بتواند به حد نصاب ارزش وجودي خود رسيده آن را شكوفا كند و تحقق بخشد لازم است كه در ابتدا سطح مطلوب استرس را در خود بشناسد، سپس از انرژي ذخيره براي سازگاري به نحو مطلوب و سودمند، استفاده كند، البته تا حدي كه با ظرفيت جسمي و رواني فرد منطبق باشد. سعيد احمد خسروي عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي منابع - 1 آزاد حسين ( ) 1374 آسيبشناسي رواني انتشارات بعثت تهران صفحات 88 تا. 110 - 2 براهني محمد نقي (مترجم ) ( ) 1366 زمينه روان شناسي ريتال ل. اتكينسون، ارنست هيلگارد، انتشارات رشد، تهران جلد 2 صفحات 163 تا. 181 - 3 بهزاد محمود (مترجم ) ( ) 1348 روان شناسي فيزيولوژيك كليفورد. تي. مورگان، بنگاه ترجمه و نشر تهران، كتاب، صفحه - 40426 شاملو سعيد ( ) 1366 بهداشت انتشارات رواني رشد تهران صفحات 191 تا. 209 - 5 ميلاني فر بهروز ( ) 1373 بهداشت رواني انتشارات قومس تهران 83تا 94 صفحات.