Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770131-41080S1

Date of Document: 1998-04-20

بين المللي شدن انديشه مشغله ذهني كارگزاران امور آموزشي ژاپن; اشاره: ژاپن كشوري است كه به جهت موقعيت خاص جغرافيائي و محصور بودن در ميان آب، دربرقراري ارتباط با كشورهاي دور و در نزديك، طول تاريخ با مشكلات عديده اي مواجه بوده و به همين دليل حتي در اين مقطع ازتاريخ كه مي توان اطلاعات و اخبار را درسريعترين زمان ممكن از طريق ماهواره هاي گوناگون كسب كرد، مردم اين كشور با مشكل درك فرهنگ و خصوصيات كشورهاي جهان و مردم سرزمينهاي ديگر مواجه مي باشند و با وجود پيشرفتهاي چشمگير صنعتي و اقتصادي در ژاپن، اين كشور هنوز در بين المللي كردن جامعه و مردم خود موفق نبوده به است همين منظور در سالهاي اخير، تلاش همه جانبه اي توسط سياست گذاران اين كشور و همكاري رسانه هاي گروهي در طرح موضوع و ارائه بحث هاي مرتبط به آن در بين المللي كردن جامعه ارائه گرديده تا از اين طريق بتوانند هرچه سريعتر شخصيت و طبيعت مردم را جهت پذيرش شرايط بين المللي شدن جامعه مهيا كنند. يكي از سياستهاي ارائه شده دولت ژاپن درزمينه بين المللي كردن افراد و استفاده جامعه، بهينه از سيستم آموزش و پرورش وپذيرش هرچه بيشتر دانش آموزان خارجي وتلاش و كوشش براي استفاده از حضور اين افراد در مدارس و اصلاح سيستم آموزشي ژاپن در اين مهم بوده و در سالهاي اخير نيزپيشرفت قابل ملاحظه اي را بدنبال داشته است. در اين گزارش، حتي المقدور سعي شده مطالبي در خصوص دانش آموزان خارجي در ژاپن و سياستهاي دولت ژاپن و از جمله وزارت آموزش و پرورش اين كشور در خصوص طرز تلقي و چگونگي برخورد با اين پديده و سياستهاي اين وزارتخانه در استفاده بهينه از حضور اين دانش آموزان در مدارس ژاپن با استفاده از گزارش هاي گوناگوني كه وزارت مذكور اخيرا در اين خصوص منتشر كرده، ارائه شود. افزايش دانش آموزان خارجي در مدارس ژاپن در سالهاي اخير، تعداد افراد خارجي كه به همراه خانواده خود براي كار به ژاپن سفر مي كنند، افزايش يافته و همراه با آن، تعداد كودكان و نوجوانان خارجي كه در مدارس ابتدايي و راهنمايي اين كشور مشغول به تحصيل مي باشند، نيز رو به افزايش است. در همين ارتباط براساس تحقيق به عمل آمده توسط وزارت آموزش و پرورش ژاپن ( مونبوشو ) كه در ماه سپتامبر سال انجام 1993 گرديده تعداد مدارس و كودكان و نوجوانان خارجي كه نياز به آموزش زبان ژاپني جهت ادامه تحصيل در مدارس اين كشور را داشته اند بالغ بر 7569 دانش آموزخارجي در 2611 مدرسه ابتدائي دانش آموز 2881و خارجي در 1094 مدرسه راهنمايي بوده كه جمع كل آن به 10475 دانش آموزمي رسد. اين تعداد در مقايسه با تحقيق بعمل آمده در ماه سپتامبر سال 1991 ( دانش آموز 3978 در 1437 مدرسه ابتدائي و تعداد دانش آموز 1458 در 536 مدرسه راهنمايي جمعا 5463 نفر ) رشد دو برابر در طي دو سال را نشان مي دهد كه رقم قابل ملاحظه اي است. اين دانش آموزان خارجي، متناسب با نوع مليت، هر كدام داراي زبان مادري خاص خود در مي باشند تحقيق سال 1993 تعداد آن بالغ بر 48 زبان بوده كه بيشترين آن از نظر تعداد دانش آموز عبارتند از: زبان پرتغالي ( نفر8/38 4056 درصد ) زبان چيني ( نفر3/30 3711 درصد ) زبان اسپانيائي ( نفر9/12 1347 درصد ) در ضمن تعداد اين زبانها در تحقيق 1991 43 سال زبان بوده كه خود نشانگر رشد فزاينده ورود افراد خارجي از كشورهاي مختلف ديگر به ژاپن در طي اين دو سال مي باشد. در اين خصوص، بويژه رشد چشمگيري در تعداد دانش آموزاني كه زبان مادري آنان پرتغالي و اسپانيائي است، ديده مي شود. دليل آن نيز اصلاح بخشي از قوانين اداره مهاجرت در ماه 6 سال 1990 بوده كه براساس آن افراد دورگه ژاپني كه در برزيل و ديگر كشورهاي امريكاي جنوبي اقامت دارند، مي توانند ازويزاي اقامت و ويزاي همسر بهره مند شده و به اقامت دايم و يا كار در ژاپن مبادرت ورزند. يكي از دلايل اصلي افزايش تعداد دورگه هاي ژاپني و تعداد دانش آموزان اين افراد درمدارس ژاپن نيز اين موضوع تلقي مي شود. اگر نگاهي به تعداد اين دانش آموزان خارجي در سطح مدارس مناطق مختلف ژاپن كه به صورت محلي اداره مي شوند، داشته باشيم، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه برطبق تحقيق به عمل آمده در سال 1993 تعداد مناطقي كه نياز به آموزش زبان ژاپني جهت ادامه تحصيل دانش آموزان خارجي ساكن در اين مناطق مي باشند بالغ بر 828 منطقه بوده كه 26 درصد از كل تعداد شهر، روستا و قريه در ژاپن را نيز در برمي گيرد. تعداد مدارس اين مناطق كه دانش آموزان خارجي در آن به تحصيل اشتغال دارند به 3705 مدرسه بالغ گرديده و تعداد مدارسي كه فقط يك تن و يا دو تن از دانش آموزان خارجي در آن اشتغال به تحصيل داشته اند نيز 2350 مدرسه ( /63 3درصد از كل مدارس اين مناطق ) مي باشد. مشكلات دانش آموزان خارجي و سياست هاي آموزشي اكثر اين دانش آموزان، قبل از ورود به ژاپن نه تنها زبان ژاپني را فرانگرفته اند، بلكه همچنين بعد از ورود به اين كشور، وارد فضايي كه زبان و آداب و رسومي متفاوت با آنچه تاكنون آموخته اند، شده وخصوصا در مرحله ثبت نام و ورود به مدارس ژاپن با مشكلات زيادي در زمينه زبان وزندگي دانش آموزي مواجه مي گردند. از طرف ديگر مدارس، و معلمان پذيرنده اين دانش آموزان خارجي نيز، به دليل آشنانبودن با چگونگي برخورد با اين گونه دانش آموزان و يا تجربه بسيار كم در اين زمينه، با مشكلات عديده اي مواجه بوده و حتي اين معضل دست به گريبان دانش آموزان ژاپني در چگونگي رفتار و برخورد با دانش آموزان خارجي نيز مي باشد. وزارت آموزش و پرورش ژاپن در اين ارتباط بر اين اعتقاد است كه در حركت همه جانبه ژاپن در ايجاد زمينه هاي بين المللي شدن كشور، لازم است كه در جهت حل مشكلات مربوط به پذيرش دانش آموزان خارجي و برخورد مناسب با مسائل مترتب بر آن كوشش هر كرد چند آموزش و پرورش دانش آموزان خارجي، مشكلات گوناگوني وغيرقابل تصوري را به دنبال داشته است، منتهي ضروري است آگاهي هاي لازم در تاثيرمثبت پذيرش دانش آموزان خارجي در سطح آموزش در ژاپن و كمك موثري كه اين موضوع مي تواند در بين المللي كردن جامعه ژاپن بر جاي گذارد، ارائه شود. در اينجا به اين مطلب پي مي بريم كه پذيرش دانش آموز خارجي داراي چه اين مفهومي است موضوع را مي توان هم از ديدگاه دانش آموزان خارجي، و هم از ديدگاه دانش آموزان ژاپني مورد بررسي قرار منتهي داد، در اين گزارش جهت ارائه يك ديدگاه اساسي و جمع بندي بين اين دو ديدگاه به بيان دو مطلب زير مي پردازيم. اهميت آموزش براي تمام افراد جامعه در سالهاي اخير اهميت آموزش براي آحادافراد جامعه مورد تاكيد قرار گرفته و درمجموعه نكات عمده سياستهاي آموزشي فعلي در ژاپن نيز، اهميت به محتواي بنيادي واساسي آموزشي و پرورشي كه مورد نياز مردم و پرورش دهنده استعدادهاي نهفته و زنده كردن شخصيت افراد باشد، به عنوان يكي ازروشهاي زيربنايي در امر آموزش و پرورش مدنظر قرار گرفته كه اين نوع تفكر همچنين در امر آموزش و پرورش دانش آموزان خارجي نيز داراي اهميت به سزايي است. به بيان ديگر، دانش آموزان خارجي با توجه به نوع زبان، فرهنگ، زمينه هاي قبل آموزشي و همچنين ميزان درك زبان ژاپني با يكديگر متفاوت بوده و به همين دليل نيز نمي توان با اين دانش آموزان به طور يكسان برخورد كرد. آموزش دانش آموزان خارجي كه فرد فرد آنها داراي پيشينه فرهنگي و زبان متفاوتي مي باشد، نيازمند طرح مدبرانه اي با توجه به اختلافات فردي اين افراد بوده و يكي از شروط اساسي در بالا بردن اثر آموزشي در دانش آموزان خارجي، توجه به شخصيت فردي آنان در امر آموزش مي باشد. تلاش براي درك كودك به عنوان انساني كه داراي شخصيت مي باشد، مي بايستي زيربناي آموزش قرار گرفته و خصوصا در آموزش دانش آموزان خارجي اهميت اين موضوع بيش از پيش نمايان گردد. پذيرش دانش آموزان خارجي و آموزش آنان در اين ايام، به صورت عملي مي تواند به عنوان بهترين فرصت جهت اصلاحات لازم و سيستم آموزش دانش آموزان خارجي و هدايت آن در مسيراستانداردهاي بنيادي آموزش در ژاپن قرارگيرد. حركت به سوي بين المللي كردن آموزش و پرورش در تعريف بين المللي شدن مي توان عنوان داشت كه بين المللي شدن به معناي عميق شدن روابط همكاري و وابستگي متقابل وهمچنين رونق يافتن مراودات متقابل بين كشورها و عبور وانتقال اطلاعات، كالا وافراد از مرزها مي باشد. صرف نظر از چگونگي شخصيت وطبيعت افراد در دوره بين المللي شدن جامعه، در روندتوسعه بين المللي شدن يك جامعه، امكان ايجاد تنش و اصطكاك در زمينه هاي اقتصادي، فرهنگي، مذهبي و.... به سادگي وجود از دارد اين رو تلاش همه جانبه براي درك متقابل فرهنگ، تاريخ آداب و رسوم و ارزشهاي كشورها، ديگر براي كم رنگ كردن و يا از بين بردن اين چنين تنشها و اصطكاكها وكمك متقابل كشورها در امر بين المللي شدن جامعه الزامي است. در دوره اي كه در پيش رو داريم مي بايد با افرادي كه داراي طرز تفكر، ديدگاه و آداب ورسوم و زبان متفاوتي از يكديگرهستند، از طريق درك صحيح و احترام متقابل به اين اختلافات، مشكلات مترتب به آن را پشت سرگذاشته و بعنوان يك اصل بنيادي با برقراري همكاري متقابل و برقراري ارتباط قلبي در زندگي اجتماعي به عنوان يك شريك و همكار همت گمارد. چگونگي برقراري ارتباط و انتقال انديشه توانايي برقراري ارتباط و انتقال انديشه ها به افرادي كه داراي فرهنگهاي متفاوتي مي باشند، فقط از طريق دانستن زبان خارجي ممكن است. در برخورد با انسانهاي داراي بينش، تفكر و ارزشهاي متفاوت و انسانهايي كه در سودها و ضررها متفاوت مي باشند، پرهيز از ارائه رفتار نامانوس ويا خودداري از ارائه طرز فكر متفاوت ياتلاش در عدم دريافت آن طرز تفكر ثمري نيز، به دنبال نخواهد داشت، بلكه براي اين منظور بهترين روش گوش سپردن كامل به نقطه نظريات و متعاقب آن ارائه نقطه نظريات خود يا توضيحات روشن و متناسب با آن، به طريقي كه قابل فهم طرف مقابل بوده و بتوان به خوبي وي را متقاعد كرد، مي باشد و بر اين اساس است كه مي توان روش همكاري افرادي كه از نقطه نظريات و بينشهاي متفاوتي برخوردارند، را پيدا كرد. نقش دانش آموزان خارجي و تربيت افراد در مسير بين المللي شدن جامعه در يك جامعه اي كه در مسير بين المللي شدن گام بر مي دارد، انسان موجودي است كه مي توان به آن اعتماد كرد، و به همين دليل چگونگي قابليتها و طبيعت اين افراد، عامل تعيين كننده اي در مسير بوده و از اهميت به سزايي برخوردار تربيت است انسانهايي كه داراي تواناييها و طبيعت مورد نياز براي بين المللي شدن يك جامعه مي باشند، به عنوان يك صورت مساله مشترك، مورد توجه ژاپن و تمام كشورهايي كه امروزه در مسير بين المللي شدن گام برداشته اند، مي باشد. خصوصا هنگامي كه اين صورت مساله در دانش آموزان ژاپن مورد بررسي قرار مي گيرد به اين نتيجه مي رسيم كه پذيرش و آموزش دانش آموزان خارجي در اين مسير، داراي اهميت خاصي است ودليل آن نيز، ارائه فرصت بسيار مناسب از طرف دانش آموزان خارجي در ژاپن براي دانش آموزان ژاپني است كه با برخورد با آنان تجربه مستقيم درك فرهنگهاي متفاوت و چگونگي برقراري ارتباط بين اين فرهنگها را براي آنان فراهم مي كنند. البته اين موضوع را نيز مي بايستي در نظر داشت كه تنها با افزايش دانش آموزان خارجي در مدارس ژاپني، نمي توان به صورت خودكار به پرورش قابليتها وطبيعت بين المللي شدن افرادمبادرت كرد، بلكه يكي از شرايط اجتنابناپذير در اين مسير اهميت وجود معلمان واجد شرايط و ايجاد مدارسي است كه ديدگاه بين المللي شدن آموزش را اساس كار خود قرار به داده اند بيان ديگر، در اين مسير، چگونگي آموزش، شرايطمعلمان و نحوه مديريت مدرسه را مي توان به عنوان عوامل اصلي برشمرد. همانگونه كه عنوان گرديد، بر طبق نظر كارگزاران امور آموزشي در ژاپن، آموزش دانش آموزان خارجي نه تنها فرصت مناسبي را جهت پرورش قابليت و طبيعت افراد در مسير بين المللي شدن جامعه ارائه مي دهد، بلكه همچنين از اين طريق، فرصتي ارائه مي شود كه اصل بنيادي آموزش كه اهميت به آموزش و پرورش فرد فرد افراد جامعه است نيز، مجددا مورد توجه قرار گرفته و در چگونگي سيستم آموزش مدارس در اين مسير نيز، اصلاحاتي صورت پذيرد. از طرف ديگر پذيرش دانش آموزان خارجي و آموزش آنان در مدارس ژاپن مي تواند در بهبود آموزش اين مدارس، كه گفته مي شود بصورت بسته و يكنواخت عمل مي كنند، موثر واقع شود. مي توان راه را براي گشايش مدارسي با دربهاي باز به سوي دنياي خارج هموار كرد و به همين جهت نيز، آموزش وپرورش ژاپن مي بايستي با اين موضوع بصورت مثبت برخورد نموده و در به انجام رساندن آن كوشش كند. ملاحظه ژاپن همراه با پيشرفتهاي اقتصادي چشمگيري كه خصوصا بعد از جنگ جهاني دوم به آن دست يافت، توانست به يكي از غولهاي اقتصادي عصر حاضر در آمده و بيش از نيمي از بازارهاي جهاني را دررقابتهاي تجاري از آن خود نمايد. منتهي، به لحاظ موقعيت جغرافيايي و سياستهاي اجرائي حكومتهاي اين كشور در طول تاريخ از جمله مسدود كردن مرزها و جلوگيري از اتباع بيگانه و خروج اتباع خود از كشور كه به مدت دويست سال در دوره ادو به طول انجاميد، و تاثير مستقيم آن در روحيات مردم ژاپن و طرز برخورد آنان با افراد خارجي كه هنوز نيز به طور نسبي در آنان به چشم مي خورد، اين كشور نتوانست متناسب با پيشرفتهاي اقتصادي، در زمينه اجتماعي و انساني به استانداردهاي بين المللي دست يابد و به همين دليل نيز اعتراضات زيادي را تاكنون از طرف كشورهاي اروپا وامريكا در اين زمينه پذيرا بوده است. لذا سياستگزاران و متفكران ژاپني در حل اين مساله خصوصا از اواسط دهه هشتاد، تلاش فراواني را به اجرا گذارده و اساسي ترين راه حل اين معضل را نيز تربيت تواناييها و طبيعت مردم ژاپن در مسير بين المللي شدن مي دانند. اين متفكران معتقدند كه مي بايستي مردم رابا فرهنگها، انديشه ها، آداب وسنن و طريقه زندگي ديگرانسانهاي اين كره خاكي آشناكرد، تا افراد از اين طريق ازدنياي كوچك اطراف خود خارج شده و دريابند كه دنيا در ژاپن خلاصه نمي گردد. لذا درصدد تطبيق سيستم آموزش و پرورش كشور در راستاي پذيرش هر چه بيشتر دانش آموزان خارجي و حتي دانشجويان خارجي در مدارس و دانشگاههاي ژاپن و آشنا كردن دانش آموزان و دانشجويان و مردم ژاپن با انديشه ها و فرهنگهاي مردم ديگر كشورها در مي باشند مسير بين المللي شدن جامعه ژاپن، اين روش نتيجه مطلوبي را براي آن كشور به همراه خواهد داشت. ف. قائمي