Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770130-41073S1

Date of Document: 1998-04-19

ابزار كهنه، اهداف كهنه اجتماعي ـ آرام يا تند - دچار ضعف و نيستي نشوند، بايد آنچنان قابليت تطبيق پذيري با تحولات را داشته باشند كه با درك درست زمان، شرايطماندگاري وبقاي خويش را فراهم سازند. متاسفانه به نظر مي رسد كه دوستان ما در برخي روزنامه هاي عصر تهران، بار ديگربه طرزي كسالت بار -و البته رقت انگيز - اين اصل مهم را بويژه در ضرورت انطباق با علائق اصيل گروه عظيم ملت و رهبري ناديده انگاشته و درصدد تكرار ملالت بار تاريخ هستند. پيرو تحولات مهم سه شنبه هفته گذشته و دستور قاطعانه مقام معظم رهبري به آزادي غلامحسين كرباسچي شهردار تهران از بازداشت موقت، و موج گسترده ابراز احساسات و هواداري مردم از اين تدبير ولي امر مسلمين در شب عيد ولايت، انتظار مي رفت كه برخي دوستان در برخي روزنامه هاي عصر تهران، از همكاران ديگر خود در يك روزنامه عصر ديگر پيروي كرده و دست كم در اين مقطع و اين مورد ويژه راه سكوت رابرمي گزيدند، اما با وجود دستور صريح مقام معظم رهبري و تصريح ايشان به ضرورت حفظ وحدت و جلوگيري از تفرقه و شكاف داخلي در برابر دشمنان خارجي، اين دوستان از پراكندن روحيه نااميدي و بدبيني به كارگزاران اصلي نظام - و اين بار يارديرينه امام و ياور ثابت قدم رهبري - همچنان دست برنداشته و حتي در فرداي اندرزها و رهنمودهاي دلسوزانه و پدرانه رهبري به ملت نيز يكي از ذخيره هاي بزرگ انقلاب و نظام را هدف رفته اند. پيشينه، كاركرد و كارنامه آيت الله هاشمي رفسنجاني در بيش از نيم سده مبارزه بي امان در برابر نظام طاغوت بي كمترين انحراف از خطمشي خميني كبير ( ره ) حضورفكري، و فيزيكي آرامش بخش و اميدآفرين در 8 سال دفاع مقدس و مديريت و هدايت سال 8 سازندگي و بازسازي بي وقفه و البته كم نظير كشور، در برابر مردم فهيم و آگاه ما و نيز تاريخ، روشنتر از آن است كه غبارهايي از اين دست را توان پوشاندن وبه شبهه كشاندن آن باشد. همچنين، مدتهاست كه ما ديگر از زير پا نهادن اصول انساني در مبارزات سياسي بعضي جريانات شرمگين كشور در حفظ حرمت شخصيتهاي ترازنخست انقلاب و نظام -مردمان عادي جاي خود دارند - گلايه اي نداريم، اما اين انتظار از دوستان پذيرفتني است كه اگر قادر به درك تحولات اجتماعي ايران وحركت آن به سوي تحقق يك جامعه اسلامي ناب با حفظ همه ارزشهاي معنوي و همه دستاوردهاي مادي و فني روز نيستند، لااقل خود را از برابر اين موج توفنده كناربكشند و خود را بازيچه ناخودآگاه اهداف اين مغرض يا آن منحرف نسازند. حتي اگر اين انتظار نيز بسيار است، دست كم اين انتظار بجاست كه در مسير مبارزه سياسي، ابزارهايي به همان كهنگي اهداف و اغراض به كار گرفته نشود. در شرايطي كه ملت آرميده در سايه سار تدبير ولايت و مديريت كارگزاران خود مزه پيروزي بزرگي را مي چشد، دنبال كردن خط شكاف ميان نيروهاي جامعه و حمله به يك خدمتگزار بي ادعاي مردم و انقلاب و رهبري به سود؟ كيست با حمله به مردان نيك ومدبر روزگار خود كه عمري را در مجاهده با نفس، طاغوت و كاستي هاي سرزمين الهي مان سپري كرده و گرد پيري زودرس بر چهره خود نشانده اند، براي كداميك از اقشاركشورمان الگو ؟ مي سازيم؟ جوانان؟ آيندگان... اين گفتار، دست كم در اين شماره قصد برشمردن قطعه اي از خدمات هاشمي به انقلاب و نظام و كشور را نيز ندارد. ذكر اين قطعه نيز خود نيازمند فصلي كامل است اما در يادآوري نقش هاشمي همين بس كه تاريخ انقلاب اسلامي، با همه بزرگي و درخشندگي جهاني آن، بي هاشمي و دوران او، چيزي كم دارد.