Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770130-41062S1

Date of Document: 1998-04-19

جزييات نبردي كه 100 ميليون سال پيش رخ داد! علمي و منطقي را از مجموعه داده ها نشان مي دهد در اين نوشتار، با حركت دايناسورها، گام برداشتن و طرز ايستادن آنها آشنا مي شويد ديرين شناسان امريكايي درست در سالهاي قبل از جنگ جهاني دوم در جستجوي فسيلهاي دايناسورهايي بودند تا به يافته هاي قابل توجهي در اين زمينه دست يابند. يكي از كاوشهايي كه در آن روزهاي گيرودار جنگ انجام گرفت، به كشف هيچ استخواني منجرنشد. اما با اين حال، باعث دستيابي به اطلاعات ذي قيمتي درمورد دايناسورها شد. اين كاوش در طول رودخانه پالوكسي ( Paluxy) در تگزاس مركزي بر روي مجموعه اي از ردپاي دايناسورها كه روي يك تپه گلي نقش بسته بود انجام گرفت. حفظشدن چنين ردپاهايي به واسطه رسوبهايي صورت مي گيرد كه روي آنهارا مي پوشانند، سفت و سخت مي شوند و بعد از 100 ميليون سال دراثر فرسايش صخره هاي سنگي، عجايبي از زندگي دايناسورها راپديدار مي كنند. اين نوع آثار دايناسورها بخودي خود براي ديرين شناسان سودمند نيست، اگر چه از لحاظ تحقيقات نظري در مورد رفتار دايناسور ارزشمند است. از آنجا كه ردپاهاي فسيل شده مداركي هستند كه نشان مي دهند، دايناسورها عملا چگونه حركت مي كرده اند، ديرين شناسان با مطالعه اين آثار توانستند اطلاعاتي در مورد گام برداشتن و طرز ايستادن دايناسورها كسب كنند. آنهااز اين ردپاها براي تشخيص انواع گامها و دريافتن اينكه انواع بسيار دايناسورها به صورت گروهي سفر مي كردند، استفاده كردند. يك مطالعه شگفت انگيز در مورد اين آثار در رودخانه پالوكسي توسطرولندتي برد صورت او گرفت كشف كرد كه اين اثر عجيب از دايناسور در سال 1938 و بخشي از آن در سال 1940 استخراج شده است. قبل از بريدن قطعه بزرگي از صخره كه ردپا روي آن قرارداشت و به كارگيري آن در بارنوم براون (موزه اي از تاريخ واقعي در شهر نيويورك ) آقاي، برد به خوبي از آن عكس گرفت و نقش آن را ترسيم كرد. او فورا يك مجموعه اي از اثر پا تشخيص داد مربوطبه يك دايناسور گوشتخوار دوپا (احتمالا يك urus به Acrocanthosa وزن تقريبي 2 يا 3 تن ) كه به موازات ردپاي بزرگتري از يك دايناسور گياهخوار چهارپا (شبيه به پلوروكولس Pleurocoelus غول پيكر ) كه ظاهرا گروهي مسافرت مي كردند، در حال دويدن سپس او بود متوجه شد كه دايناسور گوشتخوار، به نظر از يك نقطه گام پرشي عجيبي برداشته و از طرف راست دو ردپاي متوالي در داخل گل برجاي گذاشته است. آقاي برد دريافت كه اين دو مجموعه اثر پا همراه با يك جهش عجيب در آن، معرف لحظه ضربه زدن دايناسور گوشتخوار كوچكتر به دايناسور گياهخوار بزرگتر است. بيشتر ديرين شناسان ابتدا به دليل توجيه نمايشي، او را استهزاء كردند. ولي امروزه فكر مي كنندكه توجيهات برد درست بوده است. كاوش اوراق شش سال پس از مرگ برد در سال 1984 دانشگاه كريستين تگزاس، زندگينامه برد را با عنوان استخوانهايي براي موزه بارنوم براون منتشر كرد. شخصي به نام فارلو ( Farlow) با آن نوشته ها برخورد كرد و تصميم گرفت كه آن دست نوشته را بخواند و همانند ويرايشگر علمي عمل كند و تعجبآور بود كه نوشته برد با اشاره به نمودارهاي مختلف و يك فيلم كاوشي صورت گرفته بود، اما ديرين شناسان به مكان آن پي نبرده بودند. مصاحبه با همسر و خواهر برد نشان داد كه او مقداري از اطلاعات منتشر نشده راجع به ردپا در رودخانه پالوكسي را انبار كرده است. پسر خواهر برد خيلي سريع يك جعبه همراه با فيلم گم شده كاوشگري را پيدا كرد; فيلم بسيار خوب در يك طبقه يخچال نگهداري شده بود. يك جعبه در اتاق كوچك برد بود كه يادداشتهاي بي شماري همراه با اشكال بزرگي از ردپاها درون آن قرار داشتند. اين نمودارها يافته هاي كليدي بودند. زيرا ردپاها از سال 1940 تا آن زمان از بين رفته بودند، نه تنها قطعه هاي بزرگ در جاي خود نبودند (برد قطعه ها را به نيويورك و موزه ممريال تگزاس در استين فرستاده بود ) بلكه، سيلهاي فصلي رودخانه پالوكسي، سطح صخره را فرسايش داده و آن را با يك لايه رسوب پوشانده بود. خوشبختانه نمودارها و عكسهاي برد مكان هر كدام از آثار را به خوبي نشان داد و فارلو توانست آن را به طرز نويني مطالعه كند. اين كار موجب تهيه گزارش وسيعي شد كه در سال منتشر 1987 شد. در اين گزارش تصريح شده بود كه دو ردپاي موازي معرف آن است كه يك دايناسور به دنبال دايناسور ديگر حركت مي كرده است، درست همان چيزي كه برد حدس زده بود. اما تفسير آن پرش عجيب در حين مذاكرات انجمن ديرين شناسان دايناسور روشن شد. علم پيكرتراشي در سال 1983 در شهر آلبوكوارك به فردي به نام توماس ماموريت داده شد كه يك مجسمه به اندازه طبيعي دايناسور براي موزه علم و تاريخ واقعي مكزيك آماده كند، شغلي كه سبب ايجاد موقعيتهاي زيادي مي شد تا دايناسورهاي برنزي و شيشه اي (فايبرگلاس )را براي ديگر موزه هاي جهان تهيه كنند. براي ساختن چنين حالتهاي واقعي، لازم بود در مورد چگونه حركت كردن اين حيوانات در حالت كلي و چگونه گام برداشتن آنها در حالت خاص تحقيق كرد. يك تحقيق فوري نشان مي دهد كه پستاندار چهارپايي مثل فيل به حالت عادي روي پاهايش قدم برمي دارد، طوري كه درست در همان نقطه اي كه پاي جلويي برداشته شده است، پاي عقبي فرود مي آيد. اما يك حيوان خزنده امروزي هرگز پاي عقبي اش را درست در همان جايي كه پاي جلويي قرار داشته، نمي گذارد. يعني اينكه پاهايش را به صورت اريبي با هم حركت مي دهد، به طوري كه پاي عقبي در يك طرف پايين مي آيد، قبل از آنكه پاي جلويي در آن طرف از زمين بلند شود. ردپاي دايناسورهاي چهارپا نشان مي دهد كه حتما اين موجودات شبيه به آن پستانداران گام برمي داشتند. اين نتيجه از كناره هاي رودخانه پالوكسي بدست آمده كه آثار پاهاي عقبي دايناسورهاي گياه خوار چهارپا، روي آثار پاهاي جلويي قرار گرفته اند. در يك آزمايش از فرضيه برد، توماس مسير شكار پستانداران شكارچي را بررسي كرد. حمله كننده سرعت و هدف خود را قبل ازآنكه بتواند ضربه بزند، هماهنگ يك مي كند دايناسور گوشتخوارمعمولا در حمله قدمهاي بلندش را تنظيم مي كند تا با ميزان مناسبي به حيوان دونده برسد. براي مثال يك شير، يوزپلنگ وحشي يا گربه تندرو ديگر با سرعت زياد خواهد دويد تا طعمه اش رابگيرد. بنابراين شكارچي طول گامهايش را تغيير مي دهد تا شكارش را به چنگ آورد. اين روش گام برداشتن باعث مي شود كه حمله كننده بتواند هنگام رسيدن به شكار سرعت خود را كم كند و نبودن اين نوع حركت باعث ايجاد وضعيت بحراني مي شود. در غير اين صورت شكارچي بسيار مشكل مي تواند ضربه موثري داشته باشد، تا اين كه بالاخره حمله ناگهاني و جهش انجام مي گيرد. در يك بررسي غيررسمي از حملات به ثبت رسيده حيوانات آفريقايي مختلف ( شيرها، پلنگها، يوزپلنگها و كفتارها ) ثابت شده كه تعداد اندكي از اين حيوانات هستند كه براي رسيدن به طعمه شان هماهنگي خاص را به كار نمي برند. در بعضي از اين موارد استثنايي حمله كننده يك حمله ناگهاني را در پيش مي گيرد. موارد ديگري هست كه حمله كننده شكست مي خورد، زيرا اندازه حيوانات با هم هماهنگ نبوده (صيد كوچك و حمله كننده بزرگتر ) بنابراين، چنين تركيبي عملي نيست و حيوان حمله كننده نمي تواند گامهايش را با آن متناسب كند. استفاده از اين مشاهدات، مي تواند براي درك كردن آثار فسيل شده در كناره رودخانه پالوكسي كمك كند. بنابراين پستانداران چهارپاي امروزي كاملا متفاوت با دايناسورهاي دوپا و چهارپا هستند. براي مثال همه حيوانات شكاري امروزي هنگام شكار در حال تازيدن در هستند، حالي كه دايناسور گوشتخوار دو پا احتمالا سريع گام برمي داشته يا آرام مي دويده و دايناسور گياهخوار چهارپا شبيه به يك پستاندار قدم برمي داشته است. هنوز به نظر مي رسد كه در دوره ديرينه كرتاسه همانند امروزه، جانوران شكاري با هماهنگي يادگرفته بودند، طعمه شان را بگيرند. حمله در 100 ميليون سال پيش ممكن است عده اي تصور كنند كه چون دو دايناسور مسير مشابهي راانتخاب كرده بودند، بنابراين در رودخانه پالوكسي هر دو به دنبال خط ساحلي قديمي بودند، كه عبورشان از آن محل چندين ساعت و حتي چندين روز طول كشيده بود. اما تفسير جزيي نمودار برد نشان مي دهد كه اين دو مجموعه ردپا، نمي تواند ناشي از چنين وقايع اتفاقي باشد. نه تنها اين دو اثر پا به طور موازي هستند، بلكه آزمايش هاي دقيق نمايان مي كنند كه مسير دو جانور به يك روش و بسيار اندك نوسان يافته اند. بنابراين حركات ماهرانه يك جانور حتما بر ديگري تاثير گذاشته است و چيزي كه اصلا ديده نشده، مدرك ديگري را فراهم مي كند كه دو رد پا همزمان ايجاد شده اند چرا كه نزديك به پايان مسير كاوش شده ردپاهاي هر دو دايناسور به سمت چپ متمايل در گشته اند صورتي كه اگر به صورت معمول به حركت ادامه مي دادند، اثر پاهايشان يكديگر را قطع مي كرد. اما اين طور نبود. هر دو جانور حتما به طرف راست متمايل بودند، همانطوري كه برد كاوش كرده بود. در اين دو مسير چندين بريدگي ايجاد شده است، بدون شك اين دو حيوان بر يكديگر تاثير متقابل داشته اند. البته به نظر مي رسد، دايناسور گوشتخوار، دايناسور گياهخوار را دنبال كرده است. احتمالا شكارچي از پشت به طعمه اش رسيده، البته ابتدا با چند قدم به عقب شكارش را ارزيابي كرده و سپس اين دايناسور گوشتخوار ( شكارچي ) با تغيير طول گامهايش به همان نحوي كه پستانداران امروزي عمل مي كنند، توانسته به هماهنگي برسد. جايي كه ردپاي دو دايناسور به طور منظم و هم اندازه شكل گرفته، نمايانگر اين عمل است. از نتايج به دست آمده مي توان دريافت كه دايناسور گوشتخوار با پاي راست عقبي متمايل به پاي چپ عقبي دايناسور گياهخوار بوده و تا حد امكان نزديك به او حركت مي كرده بدون اينكه به او برخورد كند و فقط چند قدمي به عقب و كمي به چپ مايل شده است. بقيه متن توسط برد پيشنهاد شده - عملا دايناسور گوشتخوار در ميانه راه به طعمه اش ضربه زده - كه بيشتر اين پيشنهادها تحقيق نظري هستند، اما دليل خوبي وجود دارد كه نشان مي دهد، آن موضوع حقيقت داشته است. مشاهدات واقعي برد معرف آن است كه ضربه با پاي راست عقبي دايناسور گوشتخوار در يك نقطه صورت گرفته كه اين اثر استخراج شده را مي توان به طور واضح در قطعه موجود در موزه ممريان تگزاس ديد. البته اين علامت نمايانگر آن است كه دايناسور گوشتخوار وقتي كه احساس كرده، حيوان چهارپا ( بزرگتر )براي فرار تقلا مي كند، با حركت جهشي به او ضربه زده است. پس به طور كلي مي توان دريافت كه اين دو حيوان به طور متوالي و پشت سرهم در حال حركت بودند، به جز زماني كه دايناسور گوشتخوار ضربه زده و دايناسور گياهخوار در آن موقع در مقابل حمله كننده حالت دفاعي داشته است. ما به طور حتم از وقوع اين حمله يا دفاع آگاه نيستيم و نمي دانيم چه تعداد دايناسور گوشتخوار براي تعقيب حيوان چهارپا وجود داشتند يا چرا اين دايناسور گياهخوار از ميان يك گروه انتخاب شده بود. بسياري از موارد اين حادثه ضمني در زيرزمين مدفون اما ماندند امروزه در تگزاس به طور كامل و آشكار نمايان شده است كه 100 ميليون سال پيش يك دايناسور گوشتخوار تندرو به يك دايناسور گياهخوارعظيم الجثه و سنگين رو حمله كرده است. اينطور به نظر مي رسد كه برد به اندازه كافي خوش شانس نبود كه مدرك قابل توجهي از حادثه واقعي تاريخ بدست آورد و اما او عاقل بود كه توانست منطقه اي براي كاوش بيابد (يك منطقه جلگه اي كه امروزه تبديل به سنگ شده است ) كه در آن شكاري قديمي صورت گرفته بود. ترجمه: بيتا مقدسيان منبع: ساينتيفيك امريكن دسامبر 1997