Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770130-41061S1

Date of Document: 1998-04-19

زنان، اشتغال يا خانه داري ؟ كداميك! ريشه هاي عدم اشتغال زنان را نه در كمبود شغل، بلكه در باورهاي نادرست فرهنگي بايد جستجو كمبود كرد كار براي زنان بيشتر علل فرهنگي و اجتماعي دارد در جامعه ما به همان ميزان كه كار براي مردان وجود دارد براي زنان نيز شغل يافت مي شود ولي هنجارهاي نادرست اجتماعي ميدان كار را براي زنان محدود كرده است. از ديد روان شناسي كار يك نياز رواني است. ابراز وجود به صورت مثبت، احساس ارزشمندي، داشتن خودپنداري مثبت، اعتماد به نفس و اتكاء به خود در سايه كار با سهولت و عمق بيشتري حاصل مي شود. اشاره: زنان و مردان همپاي هم و فعالانه بايد در عرصه هاي گوناگون حضور داشته باشند و پويايي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در گرو تلاش هردو گروه مي باشد. نيمي از افراد فعال جامعه را زنان تشكيل مي دهند و امروزه اشتغال زنان از جمله شاخصهاي توسعه يافتگي محسوب مي شود. به همين دليل چندوچون مسئله اشتغال زنان در جامعه را طي گزارشي موردبررسي قرار داده ايم كه از نظرتان مي گذرد: زنان نقش مهمي در تحول جامعه ايفا مي كنند. كانون خانواده ديگر براي زنان تنها جايي نيست كه خواستهاي شخصي و اجتماعي آنان را برآورده آزادي كند، عمل و فعاليت و اشتغال زنان در بيرون ازنهاد خانواده نيز موجب پيشرفت زنان شده، موقعيت آنها را تحكيم بخشيده است بطوري كه زنان ديگرناچار نيستند از ميان همسر و مادر بودن و يا شغلي داشتن يكي را انتخاب كنند. امروزه مشاركت روزافزون زنان در بيرون از خانه باعث تقويت حس اعتماد به نفس و استقلال و افزايش قدرت تصميم گيري و برخورد مناسب با رويدادها و حوادث زندگي خانوادگي شده و اثر مطلوبي برروابط خانوادگي برجاي مي گذارد. عليرغم اين مسايل اشتغال زنان هنوز در جامعه ما يك مسئله و مشكل تلقي مي شود و برخي آن را اين نمي پذيرند عدم پذيرش ريشه در عوامل مختلفي دارد. دكتر جوادي نيا عضو هيات علمي دانشگاه در اين باره مي گويد: ريشه هاي عدم اشتغال زنان را نه دركمبود شغل، بلكه در باورهاي نادرست فرهنگي بايدجستجو كرد. كمبود كار براي زنان بيشتر علل فرهنگي و اجتماعي دارد. در جامعه اما به همان ميزان كه كار براي مردان وجود دارد براي زنان نيز شغل يافت مي شود. اما باورهاي غلط و هنجارهاي نادرست اجتماعي كه خوشبختانه اساس و پايه قانوني و شرعي هم ندارد در بيشتر موارد ميدان كار را براي زنان جامعه محدود كرده اند. خانم مريم. ش 28 ساله خانه دار: شوهرم مي گه ياسركار نرو يا فقط معلمي. چون هم محيطش سالم تراست هم تعطيلات بيشتري دارد و مهمتر از همه اينكه زود مي آيي خونه. در غيراينصورت نمي خواهم سركار بروي چون خونه و زندگي و وضع بچه ها برام مهمتره. كار به عنوان يك حق انساني است و يكي از حقوق اساسي انسانهاست و نمي توان فردي را چه مرد و چه زن از انجام آن منع كرد. در بسياري از موارد دلايل منع اشتغال زنان مشخص نيست و تنها تمايلات يك جانبه و خودخواهانه مرد مطرح است كه متاسفانه قانون مربوط به اشتغال زنان بر آن مهر تاييد زده است. آيا درست است تنها بادوست نداشتن يا نخواستن انساني را از يكي از حقوق اساسي خودمحروم؟ كرد آيا احترام به زنان و رعايت شان ومنزلت واقعي آن - نه در حرف بلكه در عمل - با چنين منعي تناقص؟ ندارد! آقاي علي 42 ق ساله شغل آزاد معتقد است: شغل زن نبايد خدشه اي به زندگي خانوادگي وارد ساخته وبايد آنان بتوانند در كنار شغل خود به حفظ حريم خانوادگي پرداخته و هم در سنگر جامعه زناني فعال مثبت، و سازنده باشند. خانم ثريا جاويد كارشناس مسايل اجتماعي، نظرش را اينگونه بيان مي كند كه: اشتغال زن سبب بي توجهي او نسبت به تربيت درست بچه ها و وظايف خانه نمي شود چون تحقيقات نشان مي دهد اشتغال زن سبب تقويت روحيه و كارآيي او در خانه و تربيت كودكان مي شودو بينش و آگاهي اجتماعي و فرهنگي زنان را افزايش داده سبب ايجاد اعتماد به نفس و استقلال فكري وروحي هم چنين مي شود مانع از يكنواختي زندگي وخستگي ناشي از وظايف تكراري خانه مي گردد و زن احساس بطالت و بيهودگي نمي كند. خانم جاويد مي گويد: اگر زنان نظم فكري داشته باشند نه تنها از عهده مشاغل بيرون از خانه وكارهاي درون خانه موفق بيرون خواهند آمد، بلكه زمان كافي براي مطالعه و بالا بردن سطح علمي نيز خواهند داشت. البته مشكل از آنجا ناشي مي شود كه ما بپنداريم كارهاي ما نه به كلي بردوش زنان است كه اين عقيده نادرستي است. زن و مرد يك زندگي مشترك را با تعهد قلبي و مشترك آغاز مي كنند و هر دو در اين تعهد با هم برابرند پس همانگونه كه زن در بيرون از خانه كار مي كند و اين كمكي به بهبود وضعيت مالي خانواده است، مردم هم بايد در انجام كارهاي خانه به ياري زن بشتابد. گذشته از طرز تلقي سنتي از تقسيم كارهاي خانه، درمحيط كاري نيز هنوز برخورد منطقي با اشتغال زنان صورت نمي گيرد و زنان شاغل در زمينه اشتغال خود بامشكلات مختلفي مواجه اند. پيامدهاي منفي اشتغال زنان از معايب اشتغال زنان مي توان به مواردي چنداشاره كرد: وجود تبعيض در محل كار بين زنان و مردان، نگراني در مورد مسايل خانه، ساعات كار زياد، كمبود تسهيلات نظير مهدكودك و سرويس اياب و ذهاب، مشكل برخورد با ارباب رجوع و فشارهاي عصبي محيط كار و نبود حمايتهاي قانوني از كار زنان. دكتر جوادي نيا در مورد پيامدهاي منفي كه اشتغال زنان به دنبال دارد مي گويد: مشاغل تمام وقت و طولاني خواه ناخواه تماس ها را محدودتر كرده و فرصت ارتباط با اعضاء خانواده را كاهش مي دهد و اين در شرايطي است كه كودكان نيازمند ارتباطهاي كلامي و لمسي هستند كه فقدان آن سبب بروز محروميت هاي عاطفي و سوء تغذيه رواني در آنها مي شود. همسران نيز نمي توانند از رابطه مطلوب برخوردارشوند، و اگر زن نتواند پيوندي متعادل ميان شغل ومسئوليت عظيم خانه و خانواده برقرار كند، منجربه بروز مشكلاتي چند خواهد شد. ديدگاه جامعه نسبت به اشتغال زنان بسياري از افراد جامعه بخصوص در شهرستانها نسبت به شغل زن ديد مناسبي ندارند و تنها جايگاه زن راخانه مي دانند و احتمالا كارهاي غير ازخانه داري را براي زنان ضدارزش تلقي مي كنند. نبود قوانين روشن در دفاع از زن، كمبود شغل، ناپايداري ازدواج، فقدان سيستم تامين اجتماعي و بالاخره كم سوادي و بي سوادي از عواملي است كه باعث تقويت اين بينش شده است و روحيه محافظه كاري وپذيرش جايگاه محدود را در زن ايراني تداوم وتحكيم بخشيده است. براي آغاز هرگونه تحول در ساخت اقتصادي و اجتماعي جامعه زنان بايد يك تحول در بينش عمومي نسبت به حقوق و جايگاه زن بوجود آورد. در تغيير نگرش جامعه نسبت به مشاغل زنان توجه به موارد زير قابل ذكر است: - ريشه كني بي سوادي زنان - زنان خودشان را باور داشته باشند و با حضورمداوم خود در اشتغال و مديريتها گامي در جهت توسعه كشور بردارند - زنان در جهت افزايش حقوق خود تلاش كنند - از توان زنان در امور قضايي، وكالت و... استفاده شود فوايد اشتغال زنان از ديدگاه روان شناسي كار يك نياز رواني و راهي براي دست يابي به سلامت رواني است. شكوفايي استعدادها، ابراز وجود به صورت مثبت، احساس ارزشمندي، داشتن خودپنداري مثبت، اعتماد به نفس و اتكاء به خود در سايه كار، با سهولت و عمق بيشتري حاصل مي شود. كار در واقع انگيزه اي براي رشد و پرورش شخصيت و رفع نيازهاي رواني - فرهنگي است. البته هرنوع كار و فعاليتي از جمله اشتغال زنان هزينه هايي دارد اما بايد ديد نسبت اين هزينه هاي اجتماعي با فوايد و مزاياي آن چگونه است. خانم س. شفيعي 33 ساله كارمند در اين زمينه مي گويد: زنان شاغل برنامه ريزي منظم تري براي زندگي خود دارند و اين يك ضرورت است، زيرا وقت وزمان اهميت اساسي برايشان داشته و سعي كنند برنامه شغلي را با امور خانه داري و مديريت خانه تنظيم كنند و ديده شده كه در اين زمينه چيزي كم نمي گذارند و هميشه قبل از انجام هركار برنامه مشخص و مدوني براي انجام آنها از جمله پختن غذا و ساير امور تدارك مي بينند. اما فوايد اشتغال زنان به ابعاد اجتماعي و فرهنگي محدود نمي شود. در شرايط فعلي تنگناهاي اقتصادي كمك به جبران هزينه هاي خانواده از جمله ديگر ضرورت هاي اشتغال زنان است. خانم زهرا. ل 36 ساله: در شرايط اقتصادي كنوني شاغل بودن زنان بار تكفل خانواده را كاهش داده و در بهبود وضع اقتصادي تاثير بسزايي دارد و ازآن گذشته فرصتي براي افزايش تخصص ها و مهارتها خواهدبود تا زنان با ديدي بازتر به زندگي خانوادگي واجتماعي بنگرند و از تجارب بيشتري استفاده كرده كه بازده آن به فرزندان برمي گردد. خانم فرزانه. م 29 ساله ليسانس زبان انگليسي معتقد است: شغل زن و كمك وي به درآمد خانواده پايگاه حقوقي او را در خانواده به نحو قابل توجهي بهبود مي بخشد و قدرت و سلطه شوهر را در مقابل زن شاغل نسبت به زن خانه دار كاهش مي دهد و ارتباط و احترام متقابل زن و شوهر را تضمين مي كند البته ذكراين نكته ضروري است كه اگر چگونگي مصرف درآمد زن و شوهر طبق برنامه ريزي دقيق و رضايت و تصميم گيري طرفين تنظيم نشود ممكن است تنش و اختلاف زناشويي را دامن زند و آشوبهايي در كانون خانواده بطور ايجادكند كلي مشاركت زنان در فعاليتهاي توليدي -علمي و فرهنگي بينش آنان را نسبت به مسايل اجتماعي و سياسي وسعت بخشيده، قدرت و آزادي اهميت، و احترام به آنان را تثبيت كرده و به آنان اعتبار مي بخشد. نتيجه گيري: بدون شك انعطاف ناپذيري اشتغال زن، عدم دگرگوني در ساخت و روابط خانوادگي و عدم بازبيني تقسيم كار در خانه، فقدان سازمانهاي زيربنايي مثل مهدكودك، ارزش و بهاي كم كار خانه داري، موجبات عدم انطباق زن را با نظام جديد شغلي و نقش مادري فراهم مي كند و امور خانه داري و تربيت فرزند را با مشكلاتي مواجه مي سازد و مسئله اشتغال زن را به شكل تيغ دولبه اي مي نماياند كه استقلال بيشتر زن بعد مطلوب آن و تعدد وظايف بعد مكمل آن مي باشد. بدون ترديد رفع اين موانع نياز به تلاش و پيگيري زنان و مرداني دارد كه رشد و شكوفايي انسانها را صرف نظر از جنسيت آنها در نظر دارند و با تاكيد بر ضرورت حفظ نهاد خانواده به عنوان كانوني براي پرورش نسلي سالم و پرتوان، زنان را از مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي باز نمي دارند. مريم غفاري