Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770130-41059S1

Date of Document: 1998-04-19

سندي ماندگار از عشاير عشاير كرد خراسان - قوچان - اثر: نصرالله كسرائيان نگاهي به وضعيت عكاسي عشاير از گذشته تا امروز در بين عكسهاي به جا مانده از ابتدا و سرآغاز عكاسي ايران، عكسهاي عشايري بسيار محدود و ناچيز هستند در زمينه عشاير، تحقيقات بسياري انجام شده است، اما يك چيز منسجم كه حق مطلب را توسط عكاس بيان كند، نداريم اشاره: عشاير، بخشي از جامعه بشري هستند كه زندگيشان با طبيعت و عوامل آن همگون و دمساز است كه برخلاف بافت ساده و ظاهري آن، ظرافت و پيچيدگي دروني ويژه دارد واز مهمترين، ريشه دارترين و كهن ترين جوامع بشري در دنيا و كشور ما محسوب مي شوند. به همين خاطر حفظ اين ميراث ملي فرهنگي براي نسل هاي آتي كه بطور يقين تنها عامل شناخت عشاير، ميهنشان، متون كتابها و معدود تصاوير به جا مانده از آنهاست امري ضروري و لازم متن مي نمايد زير خلاصه اي از پايان نامه دانشجويي غلامحسين غفاري فارخ التحصيل كارشناسي رشته عكاسي است. وي همچنين در سي وسومين دوره نمايشگاه عكس خانه عكاسان ايران تالار 2 الف (تا 28 ارديبهشت ) عكس هاي خود را كه معرفي آثار پايان نامه عملي ايل بويراحمد مي باشد به معرض ديد گذاشته است. فرهنگ تصويري و زبان عكاس به عنوان يكي از منابع مهم علم ارتباطات انسان و رساندن آگاهي هاي لازم مي تواندپشتوانه اي غني در تحقيقات و انتقال مفاهيم ارتباطي باشد. در ابتدا، عكاسي در ايران با حمايت شاهان قاجار روبه رو شد و جزء امورات روزانه آنها بود. عكاسان در اين دوره به شاه نزديك و داراي لقب بودند و در سفرهاي زيارتي، داخلي و خارجي، ديد و بازديدها، شكارگاه ها و تفريح گاه ها حضور عكاس امري ضروري بود. در بين عكس هاي به جا مانده از ابتدا و سرآغاز عكاسي در ايران، عكس هاي عشايري بسيار محدود و ناچيز هستند. اما بتدريج عواملي مانند وجود آثار باستاني و پراكندگي آنها بخصوص در امتداد رشته كوه هاي زاگرس، چشم اندازهاي طبيعي و ديدني، پيدايش نفت در مناطق عشايري، جاده ابريشم باعث جلب نظر سياحان و عكاسان به عشاير به عنوان موضوعي قابل تامل گرديد. با به نفت رسيدن نخستين چاه اكتشافي در ميدان نفتون مسجد سليمان در مناطق عشايري ايل بختياري، صنعت نفت ايران شكل گرفت. واگذار كردن امتيازات نفتي و نفوذانگليسي ها به مناطق نفت خيز كشور و همچنين همكاري سران و خوانين عشايري در مسئوليت تامين مستحفظ براي حراست از وسايل و تاسيسات شركت نفت ايران و انگليس زمينه تحقيقات عشايري محققان خارجي را بوجود آورد و به همين سبب عشاير اين مناطق از سوژه هاي مهم عكاسي شدند. از اولين عكاساني كه به عكاسي از عشاير پرداختند مي توان به آنتوان سوريوگين عكاس ارمني كه از حمايت دولت برخوردار بود اشاره كرد. چندسال قبل از فعاليت هاي سوريوگين اواخر سال 1863 ميلادي ارنست هولستر كه يك تلگرافچي متوسطالحال بود و در شهر كوچكي در آلمان كار مي كرد از لندن و از راه برلن، پترزبورگ، آستاراخان و تهران به اصفهان آمد و قريب 20 سال زندگي خود را در اين شهر گذراند و عكس هاي زيادي از جمله از ايلات و عشاير آن حوالي گرفت. او از اولين عكاساني است كه عكس هايش در نمايشگاه هاي بين المللي و نشريات خارج ازايران مورد توجه قرار گرفته است. اما با تاسيس عكاسخانه در شهرها، بسياري از سران ايلات و عشاير و خانزاده ها با مراجعه به اين عكاسخانه ها اقدام به تهيه عكس هاي يادگاري براي خود مي كردند. بطور مثال در شيراز مركز استان فارس (قلمرو ايل قشقايي ) همزمان باگسترش عكاسي در بسياري از نقاط كشور، عكس و عكاسي توانست بين مردم نفوذ كند. شروع عكاسي در شيراز سال 1273 ه -ش و به صورت موروثي بين خانواده هاي چهره نگار و ستودگان دوره هاي مختلفي را تا به امروز پشت سر گذاشته است. بهرام چهره نگار (فرزند ميرزا فتح ا.. چهره نگار موسس عكاسخانه فردوسي شيراز تاسيس 1305 ه -. ش ) اظهار مي دارد كه: عكس هاي عشاير مربوط به پدرم به هستند خاطرآنكه در آن زمان دوربين ها بزرگ بودند و حمل و نقل آنهامشكل بود، دوربين را بين عشاير نمي بردند، معمولا عشايربا لباس هاي محلي شان به اينجا مي آمدند و ما با نور آزاداز آنها عكس مي گرفتيم. به هرحال استقبال عشاير از عكاسي محدود به عكس گاه وبيگاه مي شد، چرا كه آنها عكاسي را حرام مي دانستند. با گسترش عكس و عكاسي از سال 1320 به بعد عكاسي از عشاير نيز اهميت بيشتري يافت و عكاسان عشايري اين دوره را مي توان به دو دسته تقسيم كرد: دسته اول عكاساني هستند كه براي سازمان جلب سياحان كار مي كردند همانند مرحوم اسد بهروزان كه پس از اخذ درجه دكترا از دانشگاه هاروارد، در سال 1337 براي تهيه فيلمي مستند از زندگي ايل قشقايي به ايران بازگشت. بهروزان به سرتاسر ايران سفر كرد و موضوع عكس هايش معماري، مردم شناسي و معرفي فضاهاي ايراني بود و در اين بين عكس هاي بسياري نيز از ايلات و عشاير تهيه كرده است. دسته دوم عكاساني هستند كه آگاهانه و براساس پژوهش هاي اجتماعي در ايران، از ايلات و عشاير عكاسي كرده اند. مرحوم نادر افشار نادري از جمله اين افراد او مي باشد از پيشروان پژوهشهاي ايلي و روستايي و استاد و رئيس دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران بود و مردم شناسي حرفه علمي وي به شمار مي رفت. بعد از انقلاب با فرستادن عكاسان به مناطق مختلف عشايري توسط سازمان امور عشايري و انتشار عكس هاي گرفته شده از اين محيطها در نشريات و كتابهاي سازمان، حركت تازه اي از عكاسي عشاير در ايران آغاز شد. در اين زمان بيشترين حجم كتاب در مورد ايلات وعشاير نوشته شد يا از نوشته هاي خارجي به فارسي ترجمه شد. در اكثر اين كتابها از عكس استفاده شده است و به اين ترتيب موقعيتي پيش آمد تا گروهي عنوان عكاس عشاير را به خود اختصاص دهند. از آن جمله نصرا... كسرائيان، محمدرضا بهارناز، عليرضا فرزين و فرهاد ورهرام را مي توان نام برد. در اين بين كسرائيان كه فارغ التحصيل حقوق است و درفاصله بين سال هاي 57 تا 64 به طور منظم و بعد از آن به صورت پراكنده عكاسي عشاير را دنبال كرده آگاهانه است، و با يك ديد قوم نگاري به اين مسئله پرداخت و حاصل كارش را براي اولين بار در كتابي با عنوان سفر بي پايان به چاپ رساند. بعد از آن محمدرضا بهارناز كه فوق ديپلم الكترونيك و از پركارترين عكاسان عشاير ايراني است به سفارش و حمايت سازمان امور عشايري اقدام به سفرهاي عكاسي كرده و توانست مجموعه اي از عكس هايش را با عنوان مسافران جاودانه كوه ها و دشت ها در انتشارات سروش به چاپ رساند. او درباره عكاسي از عشاير مي گويد: عشاير يك زندگي بسيار پويا دارند و آن جاي كار بسيار دارد كه بايد در درجه اول عكاسش حرفه اي باشد. يعني اصلا بايد در آنجا زندگي كند و همراه آنها باشد. چون زندگي آنها هر آن آبستن حادثه اي است. مخصوصا در كوچ و مخصوصا حالا كه دارند از بين مي روند. كاوه گلستان نيز از عكاساني است كه از كودكي با عشاير آشناشده است. به گفته وي اولين كار مستند اجتماعي اش از عشايربوده است. او در اين زمينه مي گويد: در زمينه عشايرتحقيقات بسياري انجام شده است اما يك مجموعه منسجم كه حق مطلب را توانسته باشد توسط عكاس بيان كند نداريم. چون تا بحال امكانش نبوده كه كسي بتواند اين كار را انجام دهد. اين طبيعي است كه هرچه راجع به عشاير ايران درآمده باشد. مخصوصا عكس بايد ديد توريستي داشته باشد. براي اينكه تا چندي قبل، از خود عشاير عكاسي نداشته ايم. خوب طبيعي است كسي كه همه عمرش را در تهران بوده است وقتي به ميان عشاير مي رود فقط تحت تاثير زيبايي هاي آنها قرار مي گيردتا اينكه ببيند در چه شرايط نامناسبي زندگي مي كنند. فرهاد ورهرام فارغ التحصيل كارگرداني نيز از ديگر عكاساني است كه در زمينه عشاير كار كرده است. او در زمينه كارش مي گويد: گرايش من به كار عشاير و آشنا شدن با اين در مقوله، موسسه مطالعات و همكاري با مرحوم نادر افشار نادري كه تخصصش عشاير ايران، بخصوص عشاير كهكيلويه و بويراحمد بودصورت در پذيرفت بهار 1365 من به همراه يكي از طوايف بختياري كوچ كردم. با كمك ايلات و عشاير مسجد سليمان به يك خانوار عشايري معرفي شدم و من با اين خانوار حركت كردم. حدود 28 روز در طول كوچ و مدتي هم در گرمسير و سردسير بودم و از موضوعات مختلف مرتع داري، جنگل داري، آبخيزداري، منظره، صنايع لباس دستي، و غيره و مراحل كوچ عكس گرفتم. در تابستان وپاييز دوباره پيش آنها برگشتم و عكس گرفتم. به نظرمن مي توان گفت كسي كه واقعا در ايران به صورت جدي با كمك تصوير روي عشاير كار كرده است، مرحوم افشار نادري و است من نفر دومي را به عنوان عكاس عشاير بيشتر نمي شناسم عكاسان، حتي خودم، كساني هستيم كه بنابه ضرورتي در اين مسير قرار گرفته و تعدادي عكس گرفته ايم و اغلب اينها بيشتر به زيبايي ها و فرم و كمتر به زندگي پرداخته اند.