Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770129-41053S1

Date of Document: 1998-04-18

در حاشيه كنسرت استاد فرهنگ شريف و باقي ماجرا روز چهارشنبه 15 بهمن ماه تكنوازي وبداهه پردازي تار فرهنگ شريف، انبوه دوستداران هنر موسيقي ايران را درتالار حركت گرد هم آورد. كثرت جمعيت در داخل تالار، به حدي بود كه انبوه جمعيت حتي در داخل سن و درست در فاصله ده سانتي متري استاد، حلقه وار روي زمين نشسته بودند. ظاهرا در داخل تالار، همه چيز به خوبي پيش مي رفت واستاد، بر محور دستگاه شور، به بسط و گسترش گوشه ها مشغول بود. بيرون تالار، اما شور و اشتياق جوانان را پاياني نبود. شمار افرادي كه بليت حضور در كنسرت در دست داشتند و در اثر تراكم جمعيت به داخل سالن راه نيافته بودند، كم نبود و همين عامل، باعث اعتراض و خشم آنها شده بود. درست نيم ساعت پس از شروع برنامه، به علت نامعلومي كه بعدها سوختن (پريدن فيوز ) عنوان شد، تالار حركت در يك حركت بي سابقه! غرق در تاريكي مطلق گرديد وتلاشهاي مسئولان فني تالار براي حل و رفع مشكل به جايي نرسيد. جمعيت، با خشم و اعتراض، مسئولان رابه پاسخگويي فرامي خواندند، اما در آن ظلمت شب، كسي را ياراي پذيرش مسئوليت و پاسخگويي حضار نبود. اكنون جمعيت بيرون تالار نيز به درون تالار هجوم آورده بودند و گروهي از سر خشم مي كوشيدند با افروختن كبريت وفندك، شعله اشتياق خود را نشان دهند! غافل از آن كه از سوختن موكتها، اركستر همسرايان، تنها سرفه كردن از ته دل را مي سرودند. - شعرموازي: 0 311 حاشيه /0 1ميانه آنكه دائم هوس سوختن ما مي كرد كاش مي آمد و از دور تماشا مي كرد يكي از حضار، از درون جمعيت با كلامي موزون (محزون ) مي خواند: فيوزي كه پريد، ديگه پريده! و ديگران با او دم مي گرفتند. جاي سوزن انداختن نبود و فرياد اعتراض كساني كه خواهان پاسخگويي مسئولان بودند، بازتابي نداشت. در چنين مواقعي، معمولا بليت هاي سوخته را امضاء و مهر مي كنند، تا دست كم بهاي مادي آن به نحوي، قابل دريافت باشد. اما افسوس، آنچه البته به جايي نمي رسيد، فرياد بود. در اين ميان، تلاشهاي براي استاد، آرام كردن مردم كه وي آنها را مخاطبان آرماني خود مي خواند، به ثمر نشست. جالب اينكه خطابه استاد به شيوه عصر حجر، توسط، سخنگويان حرفه اي و غيرحرفه اي! واگومي شد و بدين گونه، هر فراز كلام استاد، تا به ته تالارمي رسيد، دست كم يك دقيقه طول مي كشيد. استاد شريف، كه از اين رويداد، به شدت متاثر بود، مردم را به تجديد كنسرت نويد داد و شخصا تعهد كرد كه برگزاري چنين برنامه اي را از مسئولان تالار وحدت، خواستار خواهد شد. جمعيت با سخنان استاد شريف، به تدريج، تالار را ترك گفتند و اين پرسش همچنان بي پاسخ باقي ماند كه چرا تالاري باامكانات و قابليتهاي فني و تخصصي، دربرابر يك اشكال فني ناچيز، از كارآيي مي افتد و نيز چرا، دست در اندركاران، فروش بليت تا بدين حد گشاده دست و در برابر بازپرداخت بهاي آن، ناخن خشك ؟ بوده اند شهروند علاقه مند به موسيقي