Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770126-41041S3

Date of Document: 1998-04-15

در خلوت زندان شايد به دستش برسد از آنجا كه بنا نداريم هيچ پيام و گفته اي را بدون دردست داشتن سند و مدرك چاپ كنيم از شما خوانندگان عزيز تقاضا داريم چنانچه صحبتي با شهردار تهران داريدآن را از طريق نمابر 2058811 يا آدرس تهران /19395 5446صندوق پستي گروه بررسي افكار تحت عنوان درخلوت زندان شايد به دستش برسد ارسال فرمائيد. كسي چه مي داند شايد به دستش برسد. هرگز از خاطرم نخواهد رفت. در زمان افتتاح نمايشگاه بين المللي گل و گياه در ساعت 2 و 45 دقيقه بامداد روزي كه ظهر آن مراسم افتتاح بود شما براي بازديد نهايي آمديد. من و ديگر جانبازان و معلولان مسابقه از داشتيم شما خواستم كه براي رفاه حال ما جانبازان و معلولين تدبيري بينديشيد. و شما بلافاصله دستور داديد جايگاه ويژه مسئولين عاليرتبه را در اختيار ما قرار دهند... اميدوارم به زودي با دنيايي از افتخارات عظيم به آغوش خانواده و ملت ايران بازگرديد. من برايتان دعا مي كنم. بخشي از نامه شش صفحه اي مسعود شايسته مقدم قهرمان وزنه برداري جانبازان و معلولان جهان متاسفم كه مي بينم مرد خادمي چون شما در پشت ميله هاي اوين بسر مي بريد. اما مي دانم كه رئيس جمهورمحترم نخواهند گذاشت جوانه هاي اميد در دل 20 ميليون حامي بخشكد. حقيقت م - وينيپك، كانادا سعدي مي فرمايند: گر هنرمند ز اوباش جفايي بيند تا دل خويش نيازارد و درهم نشود سنگ بد گوهر اگر كاسه زرين بشكست قيمت سنگ نيفزايد و زر كم نشود نقوي راستش را بخواهي اول دوستت نداشتم چون هرجا نشستم گفتند شهرداري چنين است و چنان! ولي حال مي فهمم كه تو و همكارانت كه زندان شديد، مظلوميد و برحق. چون مانند ديگر خادمان صديق ايران چوب و شلاق مردمي بودن و احساس مسئوليت مقابل وجدانتان را مي خوريد. مارليك م - دانشجوي هنر خبر غم انگيز دستگيري شما ما را اندوهگين ساخت. مگر آقايان خدمات ارزشمند شما را نمي بينند يانمي خواهند ببينند. اين است تشكر و قدرداني از يك فرد انقلابي و لايق. آقايان نمي دانند با اين عمل خودچه عكس العمل هاي منفي را در خارج از كشور عزيزمان بوجود آوردند. به اميد سرافرازي هرچه بيشتر انقلاب اسلامي. جمعي از ايرانيان مقيم دوبي ما مي دانيم اميركبير را دوباره به فين كاشان برده اند. اما بدانند ديگر نه سلطان قاجار داريم و نه مردمان دوران قاجار. (چهار نامه و فاكس ) بدون نام عكسي كه از شما در كيهان چاپ شد آيا ديده ايد. خيلي جالب است. آن عكس خيلي شبيه عكسي است كه اززمان بازداشت امام خميني (ره ) و حضور ايشان دراتومبيل زندان در كيهان و ديگر روزنامه ها بارها چاپ شده است. بدون نام جانباز 95 درصد از استان كرمان هستم. فقط مي خواستم درددل كنم. اي كاش بشه نوار صدامو تو زندان به شمابدن. از روزي كه شما رو بازداشت كردن. ساعت 41حدود بي اختيار در كوچه هاي خلوت اطراف منزلم راه مي رفتم و گريه مي كردم. براي مظلوميت شما. براي بيگناهي شما. تعجب مي كنم چرا آقاي هاشمي ساكته. چرا آقاي خاتمي ساكته. از روزي كه اين اتفاق افتاد من بدنم مثل زمان مجروحيت درد مي كند اشك به من اجازه نمي ده چشم مصنوعي ام رو در جاي خالي چشمي كه از دست دادم بذارم. دندانهام درد مي كنه.. اي كاش بشه پيام منو به خونوادتون برسونن و بگن من هم مثل مردم نگران و ناراحتم اگه لازم باشه حاضرم اون چشمم رو هم به خاطر آزادي شما بدم.. اگه امكان داره صداي منو براي آقاي كرباسچي پخش كنين. بهش بگين به تو علاقه دارم چون بيگناهي. چون خاتمي دوستت داره چون هاشمي دوستت داره. به خاطر مظلوميت ات. اميدوارم خدا كمك ات كنه و كساني كه مي خوان آبروي نظام رو ببرن در دنيا و آخرت به لعنت دچار بشن. من به خاطر نظام، به خاطر رهبرم به ناراحتم خدا تو بي گناهي. تذكر: به دليل اصرار اين برادر جانباز كرماني كه به شدت متاثر و گريان بودند به صورت استثناء به جاي نامه، پيام تلفني ايشان ضبط شد.