Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770126-41040S2

Date of Document: 1998-04-15

يك رخداد با هزاران پرسش در سال 1353 افتخار آن را داشتم كه چندماه از ايام بازداشت خود را در جوار برادر گرانقدر جناب آقاي كرباسچي در بند 4 موقت و بند 7 زندانيان سياسي قصر بگذرانم. تاثيرپذيري من و بسياري از عزيزاني كه در آن زمان در آن شرايط بودند از رفتار و شخصيت ايشان كه برآيندي از هوش، تقوي و علم مي نمود درحدي بود كه پس از اين سالهاي طولاني و عليرغم آنكه سعادت آنرا نداشتم كه بار ديگر از چنين مجالست هايي بهره تكاملي بگيرم بعنوان يك نقطه عطف شناخت و تكامل در خود احساس مي كنم. نگاهش در برگيرنده همه چيز و چهره اش آميخته اي از مهرباني و جديت و نظم بود، كم بسخن مي آمد ولي آنچنان بود كه گويي در لحظات كوتاه ديدارش سخن هاي بسيار گفته شده است... از زماني كه اين عزيز ما استاندار اصفهان بود تغييرات لحظه به لحظه اين استان براي رسيدن به جايي كه هر ايراني با غرور علم و تمدن گذشته خود را در پرجاذبه ترين شرايط حال به نگاه پراستفهام و پرابهام توريست هاي خارجي كه از كشورمان تصوير روشني نداشتند زبانزد همه بود و نشان از دريايي از خلاقيت مديري توانا را مي داد كه آن نگاه نافذ گذشته را در بستر زمان آراينده نموده است. تبديل شهر تهران، شهري با بي نهايت مشكلات ناشي ازپايتخت شدن يك شهر در جامعه تازه به دوران رسيده زمان رژيم گذشته كه زخم مهاجرت غيرقابل كنترل اين سالها و بخصوص متاثر از دوران جنگ را بر چهره داشت به يكي از زيباترين شهرهاي دنيا بيشتر به يك معجزه شباهت داشت تا آنچه كه ما مردم ايران از مديريت هاي متداول انتظار داشتيم كه خود بحثي جداگانه را مي طلبد. هرچه بود بزرگ و شگرف و غيرقابل تصور بود تنها مي توانم غرور هر ايراني را در زمان عبور سران كنفرانس اسلامي از اين شهر به عنوان نماد اين مديريت عظيم كه تنها با الهام از يك اعتقاد بالا و برخوردار از حمايت الهي ممكن بودتاكيد نمايم. در مرحله اي از چنين پروسه حماسه اي اكنون آن غرور هر ايراني به سئوالات بي شماري تبديل مي شود كه چرا بخشي از هرم نظام جمهوري اسلامي ايران بعنوان قوه قضاييه در حال آسيب و ضربه بر پيكر بخش مديريتي آن شده است. در اين دعواي خانوادگي قرار است چه چيزي شكست بخورد و چه فتوحاتي بدست؟ آيد عبدالحسين طوطيايي