Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770126-41035S1

Date of Document: 1998-04-15

بيچاره كتاب! همزمان با فرارسيدن زمان برپايي نمايشگاه بين المللي كتاب در تهران; بعضي از ناشران، قادر به كسب جواز انتشار بعضي طرحها و تصاوير (مثلا كتابهاي كارتوني ) ولي نيستند، بعضي ديگر اين كار را به راحتي انجام مي دهند يك توزيع كننده كتاب: در اين چند سال كارم فهميده ام كه نبايد خيلي دغدغه مطالب كتابرا داشت حتي در مورد كتاب كودك، تصاوير وطراحي كتاب، مهمتر از متن و پيام كتاب است اشاره: برپايي نمايشگاه كتاب ناشران زن، برگزاري ميزگرد نقد كتابهاي كارتوني، اهداي بن كتاب به نوقلمان و نويسندگان و آمادگي براي برگزاري نمايشگاه بين المللي كتاب، از جمله جديدترين اقدامات انجام شده در زمينه كتاب است. اين گونه فعاليتها، در جامعه ما كه هنوز متوسط زمان مطالعه كتاب به 2 دقيقه براي هر نفر نرسيده هنوز اغلبباسوادان كشور فقط به مطالعه كتابهاي درسي و تخصصي خودمي پردازند و هنوز كتاب هديه دادن بين مردم رواج پيدانكرده، اگرچه لازم است، ولي بايد بيش از پيش حمايت شود و گسترش پيدا كند. گزارش زير در زمينه علل مطرح نشدن جايگاه واقعي كتاب نزد مردم و مشكلات نشر كتاب ازچاپ تا توزيع، تهيه شده است. در ادبيات كشور ما، كتاب ايده اي است براي خلق آثاري كه همه كمابيش با آنها شعر آشناييم كتاب يامن يار مهربانم را اغلب افراد از حفظ اين هستند شعر، درست در بهترين زمان فرهنگ پذيري كودكان كشور ما و در متن دروس دوره ابتدايي گنجانده شده است. با اين وجود به دلايل زيادي، فرهنگ خريد و استفاده از كتاب در بين كودكان و بزرگسالان ما، عميق و ريشه اي نشده است. رضا حيدرعلي، كتاب فروش دامغاني، در اين مورد مي گويد: من نمي توانم تمام علتهاي مربوط به ايجاد فاصله مردم از كتاب را بيان كنم، ولي ظاهرا در شهر ما، گسترش شبكه هاي تلويزيوني از دلايل مهم راكد بودن بازار كتاباست. تلويزيون در حال حاضر يك رقيب گردن كلفت براي محصولات فرهنگي از قبيل كتاب، نشريات، سينما و موسيقي است. مردم اغلب نفع اقتصادي را مدنظر دارند و مي دانند در تلويزيون، هم مي توان فيلم ديد، هم موسيقي گوش كرد و حتي از طريق شبكه پيام، مطالعه كرد، آن هم در هر موقع از شبانه روز كه بخواهند و در مقابل هم، فقط بايد هزينه برق را پرداخت كنند. البته هميشه يك عده هستند كه هم كتاب مي خرند و هم به سينما مي روند، ولي انگيزه اين افراد شخصي است و چون دوست دارند نسبت به ديگران مميز باشند، و يا تجربه اي فردي داشته باشند كتاب مي خوانند و فيلم مي بينند و در مجموع، اين افراد متاسفانه در اقليت هستند. علاوه بر اين، پايين بودن ميزان نقدينگي موجود در دست مردم، هم مطرح است. اكثريت افراد جامعه ما را قشر متوسط و يا متوسط روبه پايين تشكيل مي دهند كه دايما از طرف بانكها، موسسات دولتي و خصوصي و كارخانجات مورد تبليغ قرار مي گيرند تا پولشان را به اين موسسات بسپارند و در مقابل سود بگيرند، در حالي كه براي خريد كتاب، هيچ سود يا تشويقي وجود ندارد و كسي فكر نمي كند خواندن كتاب بتواند نياز مهمي از او را برطرف كند، تازه اگر هم خيلي به اين فكر بيفتد، تكليفش روشن است و با پرداخت هزينه اي مختصر مي تواند عضو يك كتابخانه عمومي شود. در كنار مشكلاتي كه براي خريد كتاب ازطرف مردم وجود دارد، ناشران هم در چاپ كتابهايشان دغدغه هاي بسياري دارند. رضا طامه، يكي از ناشران تهراني در اين مورد درد دل بسياري دارد. وي مي گويد: به عنوان يك ناشر، بزرگترين مشكلم را در قانونمند نبودن وضعيت بررسي كتاب و صدور مجوز چاپ در وزارت ارشاد مي دانم. تا آنجا كه ما ديده ايم برخوردها قائم به شخص و سليقه اي است. براي هر كتاب كودك يا داستان و رمان، بايد بارها و بارها مطالب و تصاوير كتاب را تغيير هيچ داد مرجعي هم براي پاسخگويي به اين وضعيت وجود تعجب ندارد مي كنم چرا يكبار براي هميشه چارچوب واقعي مميزي كتاب را به همه اطلاع نمي دهند، تا اين همه زمان، بيخودي صرف بوروكراسي بررسي كتاب نشود. آخر قانون گرايي كه با تبعيض تقارن ندارد. كتابي را كه به من مجوز چاپ نمي دهند، ديگري به راحتي جواز مي گيرد. كتابي را كه يك نوبت چاپ كرده ام، به بهانه نداشتن ساختار و بهانه هايي از اين قبيل، اجازه تجديد چاپ نمي دهند و وقتي هم كه مي پرسم چرا همان ابتدا به من نگفتيد كه سرمايه خود را اينطور از بين نبرم، كسي جوابگو نيست. اهل فن خوب مي دانند كه كتاب در چاپ اول، حداكثر مي تواند اصل سرمايه را بازگرداند و از چاپ دوم به بعد است كه مي تواندسوددهي داشته متاسفانه باشد جداي از اين حمايتها مشكل، هم اصولي وهمه گير نبوده است. هستندناشراني كه مثل من در ابتداي ورود به اين افكار شغل، بلندپروازانه اي براي ايجاد فضايي جديد دربازار نشر داشتند، و چاپ كتابهاي كمك درسي، نمونه سوال و رمانهاي كوچه و بازاري را دون شان خود مي دانستند، ولي حالا پس از عمري بايدشاهد ترقي اقتصادي يك شبه نمونه سوال فروشها و چاپ كنندگان رمانهاي مبتذل و سطحي باشيم و در مقابل شاهد در جا زدن خود. دنياي نشر كم كم از لحاظ اقتصادي شباهتهايي به دنياي سينماپيدا مي كند. يعني افرادي را به عنوان سرمايه گذار به خود جذب مي كند كه تنها دغدغه شان فقط بازگشت سريع و حتمي سرمايه است. يعني افرادي كه مي توانند در هر شغل ديگري سرمايه گذاري كنند، حالا سوددهي را در يك محصول فرهنگي مي بينند و مي خواهند وارد آن شوند. زيبا روحي، از تصويرگران و طراحان كتاب او كودك است در مورد مميزي كتاب، طراحي و حرفهايي تصويرگري، دارد كه شنيدني است. وي مي گويد: وزارت پيشتر، ارشاد در مورد قيمت پشت جلد كتاب دخالت مي كرد و دليل خود را جلوگيري از ايجاد هرج و مرج در قيمتها، عنوان مي كرد. ولي بالاخره متوجه شد كه بايد اجازه دهد تا خود بازار كتاب، قيمت را تعيين كند. به اين صورت كه ناشران به خاطر رقابتي كه با هم دارند و در ضمن دنبال بازگشت سريع و مطمئن سرمايه خود هستند، سعي مي كنند بهترين و در نتيجه، پايين ترين قيمت ممكن را براي كتاب خود انتخاب كنند. در مورد توليد فيلم هم، تا وقتي كه شرط تصويب فيلمنامه حذف نشده بود، در واقع يك مرحله كار اداري مشكل و سنگين، سد راه جريان توليد فيلم بود ولي با حذف آن، تمامي مسئوليت توليد فيلم مبتني بر موازين جامعه، به عهده توليدكنندگان آن قرار گرفت. در حال حاضر هم وزارت ارشاد فقط پس از توليد فيلم، فيلم را مي بيند و اگر مشكلي در فيلم وجود نداشته باشد، اجازه نمايش مي گيرد. عين كار را مي توان در مورد كتاب هم انجام داد. اگر شرايط مميزي كتاب مدون باشد و براي همه يكسان، وزارت ارشاد مي تواند با ابلاغ اين شرايط به ناشران، كتاب را فقط پس ازچاپ ببيند و اگر مشكلي نداشت مجوز توزيع كتاب را صادر كند. من به عنوان طراح فكر مي كنم دخالتهاي ارشاد، بايد سنجيده و در جهت تسهيل و تسريع نشر كتاب باشد. تصويب طرح و تصاوير كتاب، گاهي مدتها به طول مي انجامد و از دغدغه هاي هميشگي ناشران است. ناشران، گاهي بارها طرحهاي رد شده ام را براي تغيير به من برمي گردانند و برخي مواقع اين امر، باعث اختلاف بين طراح و ناشر و فسخ قرار داد مي شود. نكته جالب اين است كه بعضي از ناشران قادر به كسب جواز انتشار بعضي طرحها و تصاوير - مثلا كتابهاي كارتوني - نيستند، ولي بعضي ديگر اين كار را به راحتي انجام مي دهند. يك ناشر مشهدي، زواياي ديگري از مشكلات چاپ كتابرا بازگو مي كند. سيدسبحان آمري در پاسخ به سوال مامي گويد: نمي دانم تا حالا شده كه چكهايتان دايمابرگشت بخورد يا نه. كتابفروشها در مقابل دريافت كتاب، چكهاي چهار ماهه و پنج ماهه به ما ولي مي دهند، ما بايد هزينه كاغذ و مقوا، حروفچيني، ليتوگرافي طراحي، و چاپ را نقدي و يا حداكثر با چك يك ماهه پرداخت كنيم. هستند كتابفروشي هايي كه ورشكست مي شوند و يا به ناچار ناپديد مي شوند و آن وقت ما مي مانيم و چكهاي برگشت خورده و بد حسابشدنمان نزد بانكها و بسته شدن حسابمان. اميدهايمان به حمايتهاي وزارت ارشاد هم، هر سال كم رنگتر مي شود. در نمايشگاه بين المللي كتاب سال گذشته، وزارت ارشاد با بوجود آوردن غرفه هاي كتاب به شكل موضوعي، آن هم در بهترين قسمتهاي نمايشگاه و فضاسازي ايده آل، عملا به شكل يك رقيب و واسطه ظاهر چرا شد كه كتابهاي ناشران را مثلا با 25 درصد تخفيف از ايشان خريداري كرد و با 20 درصد تخفيف فروخت و در مقابل ما مانديم و هزينه غرفه ها و فضاي تنگ و خيلي معمولي. اگر ارشاد قصد حمايت دارد، نبايددر چنين كارهايي وارد شود. حتي در نمايشگاه شهرستانها هم به جاي شركت دادن خود ناشران، از ايشان كتاب خريد و در نمايشگاه ارايه كرد. ارشاد مي تواند در راستاي حمايت از ناشران، مسئله ماليات بر نشر را تعديل كند. شما در هر شغلي دقت كنيد مي بينيد ماليات بر درامد مورد نظر است، ولي ما بايد پنج درصد ماليات بر نشر بدهيم، يعني پنج درصد ماليات بر سرمايه. سرمايه اي كه گاهي اوقات نه تنها سود ندارد، بلكه فقط هزينه انبارداري اش بر دوش ما مي ماند. از صالح نبي زاده مسئول يك موسسه پخش كتاب درمورد علت موفقيت اقتصادي وي از طريق كتاب سوال مي كنيم و از مشكلات ناشران با ايشان سخن مي گوييم. نبي زاده مي گويد: مشكلات واقعي است، ولي مي توان با احتياطتر حركت كرد. در اين چند سال كارم فهميده ام كه نبايد خيلي دغدغه مطالب كتاب را داشت. حتي در مورد كتاب كودك. تصاوير و طراحي كتاب مهمتر از متن و پيام كتاب است. مخصوصا براي تصوير روي جلد ورني داغ يايووي هم، حتما لازم است، چون جلد را براق و شكيل نشان من مي دهد ديده ام موقع مبادله و يا فروش كتاب، از ناشران گرفته تا پخشي هاي شهرستان و اوليا و كودكان، هيچكدام وقت خود را صرف خواندن مطالب كتاب نمي كنند. همين كه تصاوير شاد، رنگهاي گرم و روي جلد براق باشد، فروش قطعي است. خود من هم دقيقا دنبال چنين كتابهايي هستم، چون سريعتر مصرف مي شود. سيروس سيف، مولف كتابهاي مذهبي در زمينه كيفيت كتاب كودك مي گويد: فكر مي كنم زماني وجود داشت كه داستانها و قصه ها سينه به سينه نقل مي شد، و طرح و عكس و رنگ وجود نداشت كه قصه به خاطر آن خريدار پيدا كند. قهرمانان مرد و زن اين قصه ها، با حيا، شجاع، ظلم ستيز، ضعيف، نجيب و پاكدامن بودند و بچه هايي كه اين قصه ها را مي شنيدند، از مبارزه آنان با ضد قهرمانان قصه لذت مي بردند و با آنها احساس هم ذات پنداري مي كردند در كنار اين موارد، عشق به سرزمين و لذت ادبيات فولكلوريك، براي بچه ها زنده مي شد ولي الان دريغ از داستاني كه چنين چيزهايي را در كودك بپرورد. رزا عشقي، آخرين كسي است كه در مورد مشكلات كتاب با ما صحبت مي كند و مي گويد: چه به قول مسئولان گراني شديد وجود نداشته باشد و درامدها كم باشد، و چه گراني وجود داشته باشد، به هر حال تا زماني كه دغدغه هاي معيشتي وجود دارد، خريد كتاب و هديه دادن و گرفتن آن، بيشتر حالت تجملي دارد به عنوان يك معلم و يك دانشجو مي بينم كه حتي براي خريد كتابهاي درسي ام، بايد كلي حساب و كتاب كنم. انتظارم به عنوان يك معلم و دانشجو اين است كه لااقل هراز چند گاهي مبلغي بن كتاب در اختيارم قرار داده شود تا بتوانم در كنار كتب درسي و فارغ از مسايل اقتصادي، كتابهاي مورد نياز و مورد علاقه ام را هم بخرم. محرم حيدري