Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770126-41032S2

Date of Document: 1998-04-15

كرباسچي اين جا هم گل خواهد كاشت فرشته طائرپور، نويسنده و تهيه كننده سينما و تلويزيون پسر هفده ساله من كه صبح روز دوم خرداد وضو گرفت و به اتفاق هفت نفر از دوستانش درحالي كه بهترين لباسش را پوشيده بود، به پاي صندوق راي رفت و براي اولين باربا شركت در يك اتفاق دوره سياسي، بلوغ اجتماعي خود را آغازكرد، چند ماهي است كه روزنامه خوان شده وخيال مي كند دراتفاقات سياسي و اجتماعي كشورش نقش دارد، پاي بحث هاي داغ روزمي نشيند; نظر مي پرسد و نظر مي دهد; و سعي مي كند براي من و خواهرانش هر روز اخبار تازه اي از آخرين وقايع داشته باشد. پسر هفده ساله من مي گويد ديروزتوي تاكسي، مسافري گفت: الهي شكر كه برادران، خودشان به جان هم افتاده اند و كار ما را آسان كرده اند. پسر هفده ساله من كه انقلاب ومردان انقلاب را از خوانده ها وشنيده ها مي شناسد، چند ماهي است كه مرا باچراهاي خود كلافه كرده است. هر بار كه برنامه اخبار يا گزارش هاي روز تلويزيون تمام مي شود، با چشماني سيراب نشده، به من مي نگرد و مي پرسد: پس چراچيزي؟ نگفت.. هر بار كه روزنامه اي خطوط درشتش را خرج شليك تهمت و اهانت به فردي ياگروهي مي كند كه از نظر او، به اندازه همان نويسنده، از اعضاي مجموعه نظام به حساب مي آيد، نگاه نگرانش را به من مي دوزد و مي پرسد: يعني درست؟ است.. مگر نمي گفتي مسلمان همه چيزش را در راه اسلام مي دهد، جز آبرويش را; چون كه آبروي مسلمان آبروي اسلام؟ است پسر هفده ساله من مي پرسد آياثروت هاي باد آورده مهم ترند ياثروت هاي به باد؟ داده بخصوص اگر اولي نصيب ديگران شده باشد و دومي از بيت المال باشد. پسر هفده ساله من مادرممكن مي پرسد، است كه مسلمانان كشورهاي ديگر كه در مراسم مكه امسال ديدند كه ايرانيان مثل هر سال، نداي وحدت سر مي دهند و به ديگران توصيه همبستگي در برابر دشمنان مي كنند، با خواندن روزنامه هاي ماو شنيدن اين اخبار، ما را؟ مسخره كنند پسر هفده ساله من مي پرسدچراتلويزيون، كرباسچي را در زندان به ما نشان نمي دهد و يا بازندانبانان او مصاحبه نمي كند تا ما بفهميم كه آيا آرامش يك بيگناه را دارد، يا آشفتگي يك گناهكار؟ را پسر هفده ساله من دلش مي خواهددادگاه كرباسچي را در تلويزيون ببيند تا مطمئن شود كه عدالت فراتر از هر چيز در يك نظام اسلامي عمل مي كند و كلمات سهمگيني چون ارتشاء، اختلاس، سوءمديريت و... را واقعا به چه چيزهايي مي گويند. او مي خواهد ببيند چه كسي شهامت و تقواي اعتراف به اشتباه و عذرخواهي از طرف مقابل و ملت را دارد. پسر هفده ساله من مي گويد: حتما آنهايي كه در خارج به آقاي مهاجراني حمله كردند، از اين دعواها خيلي خوشحالند، مگر؟ نه پسر هفده ساله من مي گويدمگرآقاي كرباسچي بيشتر ازآنكه به يك گروه سياسي تعلق داشته باشد، متعلق به انقلاب و همه مسئولان اين نظام؟ نيست مگر كارهاي او بيشترباعث سربلندي همين مسئولان نزدموافقان و مخالفان و؟ خارجيان نبوده پس چرا نمي فهمند كه اهانت به او، اهانت به مجموعه مسئولان؟ است پسر هفده ساله من مي پرسدچراآقاي رفسنجاني كه در موقع انتخابات باعث شدند به راي مردم احترام گذاشته شود و با هشياري وتدبير نگذاشتند كسي با آبروي اسلام و نظام بازي ؟ سكوت كرده اند كند، سكوت ايشان به مصلحت كدام نظام؟ است پسر هفده ساله من دارد تمام مطالب روزنامه ها را در مورد اين اتفاق اخير، موافق و مخالف، جمع آوري مي كند. او مي گويد: شايديك روزمن هم پسر هفده ساله اي داشته باشم كه از من بپرسد حكومت اسلامي در آن سالها چه بود ومردانش چگونه با هم اسلامي رفتارمي كردند. پسر هفده ساله من مي گويد: من فكر مي كنم كرباسچي اين جا هم گل خواهد كاشت، اي كاش كسي اين گل را لگد نكند! مخصوصا اگر گل آفتابگردان باشد!