Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770126-41032S1

Date of Document: 1998-04-15

مهمترين رويداد كدام؟ است محمدعلي نجفي، كارگردان سينما: در حماسه دوم خرداد شاهد ابراز وجود و ابراز عقيده اكثريت اهالي سينما بوديم ابوالفضل جليلي، فيلمساز: مهمترين رويدادسينمايي ايران در سال گذشته زيبنده شدن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به وزيري باهوش، كاردان و مسلمان است. سرويس ادب و هنر: آنچه مي خوانيد نظرخواهي از دست اندركاران امور سينمايي كشور است، مبني براينكه: مهمترين رويداد سينمايي سال 76 كدام است و مهمترين اتفاقي كه بايد در سينماي ايران بيفتد،؟ چيست پاسخ هاي سينماگران شنيدني و در عين حال خواندني است كه توجه خوانندگان صفحه ادب و هنر را به اين نظرات جلب مي كنيم. محمدعلي نجفي، كارگردان سينما: در مورد مهمترين رويداد سينمايي امسال بايدبگويم: در تاريخ سينماي ايران كمتر ديده شده كه هنرمندان سينما بطور هماهنگ و يكپارچه و يكدل دريك حركت سياسي شركت كنند و اين حركت نه ازطريق حزب خاص كه به دليل خودجوشي فردي اتفاق بيفتد. در حماسه دوم خرداد شاهد ابراز وجود وابراز عقيده اكثريت اهالي سينما بوديم، بطوري كه در گوشه و كنار مي شنيديم كه نقش هنرمندان به خصوص هنرمندان سينما بسيار چشمگير و موثر است. اين بار بطور جدي هنرمندان سينما در تعيين سرنوشت فرهنگي، هنري و اجتماعي خود دخالت كردند و نتيجه اش انتخاب فردي شايسته، روشن بين و متفكر همچون دكتر مهاجراني و پس از آن انتخاب رييس هيئت مديره خانه سينما به عنوان بالاترين مقام رسمي سينما در پست معاونت سينمايي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي است. از نظر من كه ساليان زيادي درگير مسائل اجتماعي، سياسي و فرهنگي بوده ام، اين رويداد از جمله وقايعي است كه در شكل گيري تاريخ فرهنگ و هنر سرزمين عزيزمان نقش به سزايي داشته و بطور مسلم الگويي براي ما و نسل هاي آينده خواهد بود. ان شاءالله. و اما مهمترين رويدادي كه بايد در سينماي ايران اتفاق بيفتد، طرح موضوعهاي بديع و تازه و مبتلا به اجتماع امروز از جمله مسائل جوانان، كارمندان زنان، و بطور مشخص طبقه متوسط جامعه، بطوري كه ملاحظات سياسي و دولتي، محدوديتهاي آنچناني به وجود نياورد و متفكران و متخصصان نقش فعال در ساخت آثار سينمايي داشته باشند. اگر به سينما به عنوان يك توليد فكري، صنعتي پرداخته شود، رشد سريع سينما را شاهد خواهيم بود. در اين راستا ايجاد سالنهاي مدرن و جذاب براي جلب تماشاگر بيشتر و راضي كردن مخاطبان سينما نقش بسزايي دارد. اگر شرايط خلاق جهت طرح موضوعهاي متنوع وگيرا در سينما به وجود آيد، اين باعث مي شود كه اعتماد تهيه كنندگان سينما و تماشاچيان هر چه بيشتر جلب شود. ابوالفضل جليلي، فيلمساز: مهمترين رويداد سينمايي ايران در سال جاري زيبنده شدن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به وزيري باهوش، كاردان و مسلمان است. كسي كه اسلام و مباني مقدس آن را در چهار ديواري ميدان بهارستان بلكه نمي بيند، بهارستان تفكر اسلامي را در پهناي جهان هستي مي نگرد. و اما مهمترين اتفاقي كه در سينماي ايران بايدبيفتد: از نظر من بزرگترين اتفاق، در واقع بعد ازانقلاب اسلامي در سينماي ما رخ داده، اكنون بايد رهايش كرد و گذاشت كه همين مسير درست را طي كند، منتهي چون جوان است و جوان را هر لحظه لغزش تهديد مي كند، بايد آنان كه بلدراه هستند، دورادور مراقبش باشند. سيد ضياء هاشمي، تهيه كننده سينما: سال 1376 سالي ممتاز از لحاظ بروز حوادث سرنوشت ساز و تاريخي در دوران معاصر است، مهمترين رويدادي كه منشاء بسياري از تحولات چشمگير بويژه در حوزه هاي سياست خارجي يا داخلي و فرهنگ است به دوم خرداد و انتخابات رياست جمهوري بازمي گردد. سينما به مثابه يكي از شاخص ترين زير مجموعه هاي فرهنگي كشور نيز به تبعيت از كل جامعه، دستخوش تحول شد و ابعاد مختلفي يافت. به نظر اينجانبمهمترين رويداد سال جاري را مي توان خودآگاهي سينماگران و به دنبال آن، قيام براي ايفاي فعالانه مسئوليت حساس شان در عرصه جامعه ذكر كرد. ركود وسير قهقرايي سينماي ايران، در ساليان اخير موجببروز روحيه خمودگي و سرخوردگي در ميان مجموعه عناصر صادق سينما و عدم اطمينان به آينده و وجودبي قانوني، تبعيض و حاكميت سليقه تنگ نظران موجب بروز دلسردي و ياس شده بود، به هنگام تابش نخستين شعاع آفتاب اميد در پيش از انتخابات رياست جمهوري به يكباره تحرك و يكپارچگي بي نظيري پديد آمد و علي رغم برخوردهاي نامناسب برخي ازمسئولان وقت كه براي ممانعت از اعمال نظر و شركت در سرنوشت سياسي كشور صورت مي پذيرفت، سينماگران در مقام خودسازي به احياي روحيه تعهد و مسئوليت اجتماعي خود پرداخته و بازدودن ياس و دلسردي ازخود با حمايت از آقاي خاتمي نقش اجتماعي و سياسي خود را ايفاء خوشبختانه كردند پس از انتخابات نيز شاهد ادامه و تقويت روحيه مذكور هستيم كه باهمكاري خالصانه مجموعه اهالي سينما در بازسازي سينماي شايسته ايران اسلامي نويد بخش آينده اي روشن و پربار است. ديگر رويداد مهم سينما در سال جاري كه خود از آثار پربركت دوم خرداد است تصدي مسئوليت هاي دولتي مربوط به سينما توسط گروهي از افراد خوش نام ولايق است كه خود از بطن جامعه سينمايي برخاسته اند كشور.در، ساليان گذشته متصديان امور سينمادر بخش دولتي را عمدتا اشخاصي تشكيل مي دادند كه ريشه در جامعه سينمايي نداشته و به همين دليل باعث بروز آسيبهاي غير قابل جبراني در سينماشدند. در حال حاضر مسئولان پست هاي حساس وزارت ارشادرا در حوزه سينما افرادي تشكيل مي دهند كه علاوه بر شناخت عميق از مسائل و مشكلات موجود به سبباينكه خود نيز از اهالي سينما به شمار مي روند و سرنوشت سينما را از خود جدا نمي دانند و از همه مهمتر اينكه اهالي سينما نيز به آنها اعتماد دارند، اعتماد به صنف هاي سينمايي و محول كردن بسياري از تصميم گيري ها به اين صنف ها، پاي بندي به ضوابط و قوانين، پايداري در مقابل جنجالها و هرج و مرج طلبي ها و اعمال نفوذ از سوي گروههاي فشار در جلوگيري از نمايش فيلم آدم برفي در برخي از شهرستانها، احترام به شخصيت هنرمندان و ساير دست اندركاران سينمايي، جملگي از نكاتي هستند كه در توفيق براي ايجاد پايگاهي مناسب و مقبول، در ميان جامعه سينمايي كشور و تلطيف قلبها و احساسات جريحه دار شده آنها موثر بوده است. عبدالله اسفندياري، فيلمنامه نويس: مهمترين واقعه سينمايي در سال جاري حادثه اي غير سينمايي بود. واقعه اي خلاف آنچه كه تا به حال انتظار داشتم. سالهاي متمادي در ارتباط با اهالي سينماي ايران، مي ديدم كه هر وقت صحبت از يك موضوع سياسي مي شود، آنان، ترس خورده و با شتاب رخ مي تابند و خود را بيگانه با عالم سياست معرفي مي كنند! حتي در نگاه برخي از آنها، سياسي بودن جنبه اي ضد هنري و ضد سينمايي داشت! چنين بود كه من از سياسي شدن سينماگران مايوس بودم و اين درد دير مانده اي در دل من بود: خدايا اين همه سياست گريزي چه وقت درمان؟ مي شود! اين همه هراس زدگي چه وقت از سينماي ايران رخت؟ برمي بندد! چگونه مي توان سينمايي پويا و سياسي داشت در حالي كه سينماگرانش اين چنين گريزان و هراسان از؟ سياست اند! گويا سياست طاعوني ويرانگراست و اهالي سينماي ايران ناچار از گريزند! اين درد به سادگي درمان شدني نبود، الا به مدد معجزه اي رهايي بخش! و، معجزه رخ داد! در پيش درآمد حماسه دوم خرداد، معجزه اي مبارك رخ داد!: اهالي سينماي ايران بصورت آشكار درعرصه حمايت از نامزد محبوب رياست جمهوري شركت كردند و اين حضور، علي رغم كناره گيري برخي از محافظه كارترين عناصر سينما صورت گرفت! و مهمتر اين كه وزير وقت ارشاد، آقاي ميرسليم، در اقدامي شگفت آور و بي سابقه، هنرمندان را از دخالت در سياست منع كرده بود! منعي از موضع قيموميت كه خوشبختانه موثر نيفتاد. و تاسف بارتراينكه در دستگاه معاونت سينمايي ارشاد و ادارات تابعه، اقدامات سخيفي به منظور تنبه اهالي سينمااز اين اقدام شجاعانه صورت گرفت كه البته تعدادي از افراد را به نحوي ترحم برانگيز ترسانيد! امابالاخره زمستان سپري شد و روسياهي به ذغال ماند! اكنون بايد اين مهمترين واقعه تاريخ سينماي ايران را برتارك سرگذشت آن ثبت كرد و در تبيين وتفسير آن سخنها گفت و عبرت آموزي آن را براي كساني كه فقط گليم خويش از آب بدر يادآور مي برند، بايد شد اين واقعه تاريخي را همواره در مقابل چشمان متجاهلان به نمايش گذاشت و بايد براين نمايش اصرار كرد! باشد كه اين تحول كه در دل اهالي سينماي ايران رخ داد، به موضوعات فيلمها نيز سرايت كند و معيارتنگ موضوعهاي خانوادگي و حادثه اي را بشكند و موضوعهاي جدي سياسي - اجتماعي را با همه تنش ها و چالش هايش وارد عرصه فيلمسازي كشور نمايد. چنين باد! و اما مهمترين اتفاقي كه بايد براي سينماي كشور بيفتد، سه محوردارد: الف - خيزش ملي براي تاسيس سالن نمايش فيلم! بزرگترين نقص بازار فيلم در كشور، كمبود سالن نمايش است. فيلمها در صف اكران مي مانند، زمان نمايش محدود است، سرمايه بازنمي گردد و فيلمسازي ايران ورشكسته مي شود! تعداد سالنهاي سينما بسيار كم است فقط 270 سالن در كل كشور داريم در حالي كه دست كم به دو هزار سالن سينما نياز داريم! و حتي نصف اين رقم هم به بودجه اي كلان محتاج است. بايد سالن سازي به موضوعي ملي بدل شود ومسئولان بلندپايه مملكت، اقدامات جدي و ضروري در اين زمينه انجام دهند و تسهيلات مختلف راچندان روشن و بدون پيچ و خم اداري وبي معطلي هاي دست وپاگير در اختيار بخش خصوصي بگذارند تا سرمايه هاي راكد درآن بخش را نيز به ياري اين نيازملي جذب كنند. بايد بخش خصوصي ترغيب به سالن سازي شود. بايد شهرداري ها و سايرسازمانهاي مشابه را مكلف به اين كار كرد، بايد براي تجهيزسالن هايي كه وجود دارند و سالن هايي كه ساخته خواهند تشريفات شد، گمركي را به حداقل ممكن تقليل داد، بايد بسياري كارها كرد تا اين نياز ملي برطرف شود و بازارسينماي كشور تجديد حيات نمايد. سالن سينما، ويژگي خاص و منحصر بفردي در زايش و گسترش فيلمسازاني دارد كه ناچار به كشف و همراهي با زبان مردم اندو اين ويژگي است كه هم به حيات هنري مدد مي رساند و هم استثنايي ترين فرصتهاي مردم شناسانه و جامعه شناسانه را در اختيار متفكران جامعه مي گذارد، اين مطلب البته خود موضوع سخني جداگانه است (و ان شاءالله در فرصتي خواهم نوشت ) اما خلاصه مطلب اين است كه: حيات واقعي و طبيعي فيلمسازي كشور، در گرو تكميل و تجهيز و تاسيس سالن هاي سينماست، سالن سازي را دريابيم! ب - بايد تشكيلات سينمايي كشور را ساماني دوباره داد و مجموعه فعاليتهاي سينمائي در وزارت ارشاد، حوزه هنري، سيما فيلم و خانه سينما را در يك مجموعه مرتبط و بزرگتر هماهنگ كرد وكارامدي هر كدام را جداگانه بررسي كرد و از هرزرفتن امكانات و نيروها، بصورت مكرر در اين عرصه جلوگيري كرد. تكرار اشتباهات، آزمودن چندباره آزموده ها، رخنه عناصر بي كفايت و فرصت طلب از اين سازمان به آن موسسه، عاطل ماندن افراد با كفايت وتخليه انرژي آنها در اين هياهوي بي انضباطي و حاكميت منفعت طلبي هاي حقير و جزئي، رشد روابط ناسالم اقتصادي در اين مجموعه ها وعمومي شدن ارتشاء به شكل هاي گوناگون و با عناوين مختلف، حيف و ميل و هرز رفتن بودجه هاي فيلمسازي در اين بده بستانهاي سخيف و... بسياري ديگر از معضلات فلج كننده فيلمسازي كشور كه بسياري شان در اين مقال قابل بيان نيستند، همه و همه، فوري بودن تجديد حيات تشكيلات فيلمسازي كشور را فرياد مي زنند! تشكيلات فيلمسازي ما به يك جراحي اساسي و دائمي نياز دارد. غده هاي چركين منافع شخصي و حقير در كار فلج كردن فيلمسازي كشورند و اين غده ها هميشه استعداد رشد و نفوذ دارند: پنهان كردن اين فرصت طلبي ها و منفعت جويي ها در پشت ديوار ضخيم ريا و تزوير، يك درد هميشگي است. بايد چاقوي جراحي تشكيلات فيلمسازي كشور هميشه تيز باشد و البته اين چاقو بايد در دست و با نظارت خود اهالي سينماي كشور باشد و البته خود اهالي سينما هم براي سالم نگه داشتن مجموعه، اين جراحي را بايد از خودشان شروع كنند. اهالي سينما بايد براي حفظ حرمت خودشان، عناصر ناتوان و نامناسب را از خود برانند. اصلاح دائم مجموعه نيروي انساني سينما و فيلمسازي كشور در طرد بي مايگان بي سواد و كاسبكاران بي فرهنگ و كلاشان و دزدان و بداخلاقان از يكسواست و نيز جذب متعهدان فن شناس و با كفايت از سوي ديگر! اين اصلاح دائم، لازمه بقاي جامعه پوياي فيلمسازي كشور است. خام ترين شكل دفاع از تشكيلات فيلمسازي اين است كه به هر قيمتي از عناصر فيلمسازي دفاع كنيم و حتي حق را براي دفاع از اعضاي خود زير پا بگذاريم! دفاع از خلافكاري و نادرستي به بهانه عضويت فرد در تشكيلات فيلمسازي كشور، هيچ فايده اي كه ندارد، به كنار، بلكه باعث بي اعتباري تشكيلات فيلمسازي مي شود كه چنين مباد! ج - نكته مهم و نهايي سياسي شدن اهالي سينما و فرو ريختن ديوارهاي واهمه است كه باعث مي شود مضمون فيلمهاي مانيز به وجوه سياسي و اجتماعي ميل كنند. گسترش ميدان سوژه ها و شكستن دايره تنگ موضوعات موجود و دامن زدن به تنوع موضوعي در سينماي كشور بسيارضروري است و در اين ميان سهم موضوعات انتقادي، سياسي -اجتماعي و اعتقادي در اين تحول بسيار سينماي است ما درموضوعات - جدي اعتقادي - سياسي و اجتماعي بسيار فقير است و براي حيات شاداب خويش، سخت بدان محتاج است. عليرضا رئيسيان، كارگردان سينما: مهمترين رويداد سينماي ايران در سال جاري، آمدن سيف الله داد به معاونت سينمايي است. بدون شك از نظر اولويت، ما بين سه اتفاق مهم سينمايي امسال يعني بردن نخل طلا، انتخاب سيف الله داد به عنوان معاون سينمايي و حذف برخي موارد غيرلازم نظارتي، آمدن سيف الله داد اهميت ويژه اي دارد نه به خاطر آمدن يك فيلمساز به جاي يك دكتر يا مهندس، چرا كه تنها در دوره چهار ساله وزارت مهندس ميرسليم چهار معاون سينمايي انتخاب و حذف شدند; بلكه به اين دليل كه براي نخستين باروزير محترم ارشاد و خانه سينما واهالي آن به يك نقطه رسيدند. چرا كه اينها باافكاري بلند ودستاني خالي واردعرصه شدند و اين به همان ميزان كه مفيد است، مضر هم مي تواند سيف الله باشد داد در شرايطي قبول مسئوليت كرد كه در بخش خصوصي سينما همه چيز داشت و اين خود توقع ما را از او چند برابر مي كند، چرا كه در اين شكل او براي ماندن و به دست آوردن موقعيت نيامده، همانگونه قبلا بارها ازدوستان شنيدند كه ما آمده ايم كه بمانيم! و اما مهمترين اتفاقي كه بايددر سينما بيفتد رفتن داد است. بدون شك مهمترين رويدادآينده سينما زماني است كه دادبتواند مجاري قانوني سينما رادر خصوص ايجاد رابطه اي قانونمند متقاعد كرده و در نهادينه كردن اين امور موفق شود كه در آن صورت همان مسئوليت حقيقي هنرمند در برابر جامعه صورت پذيرفته و ديگر نيازي نيست كه شخص مقتدري با القاب لشكري و كشوري مصدر امور معاونت شده و گذشته تكرار شود چرا كه درچنين شرايطي ارزشها توسط خود افراد پاس داشته شده و سينماي ارزشمند حاصل مي شود و در آن روزها بهتر است سيف الله داد كه يك فيلمساز مقتدر و مطرح است به حرفه اصلي خود بازگردد. محمدحسين حقيقي، كارگردان سينما: مهمترين رويداد سينماي ايران در سال جاري، حماسه دوم شايد خرداداست در برخورد اول، اين پاسخ تكراري و سطحي جلوه كند، اما اميدوارم كه در اين خصوص، در نشريه همشهري، بزودي شاهد بحث و گفتگو در اين باره و تبيين و تحليل تاثير اين حماسه در سينماي ايران، چه به لحاظ ساختار نظام سياست گذاري و اجرايي و چه به لحاظ رشد و بلوغ فرهنگي سياسي اهل سينما و چه به لحاظ تاثير هر چند قابل توجه اين رسانه و سينماگران در عرصه مذكور، باشم. البته اين بحث تاكنون در سطح كل مطبوعات متاسفانه به درستي مورد توجه قرار نگرفته است و فقط به نتيجه سياسي اين حماسه، آن هم تا حدودي بسنده كرده اند. اگر در اين باره با من هم عقيده باشيد، بي شك تحليل و شناخت تاثير حماسه دوم خردادو تلاش براي شناخت و استنتاج راهكارها و روشهاي مناسب با رسانه سينما از درون اين مهمترين پديده، اتفاقي است كه بايد در سينماي ايران رخ بدهد، همانطور كه عرض كردم يكي از نتايج ميمون حماسه دوم خرداد، انتخاب آقاي سيدمحمدخاتمي به عنوان رياست جمهوري ايران است كه ما حداقل تاثير آن را در تغيير و اصلاح ساختار نظام اداري، اجرائي و سياستگزاري سينما شاهد بوديم ولي همانطور كه تاكيد شد پيام دوم خرداد بسيار فراتر و پرمعناتر و عميق تر از موضوع مذكور است. و قطعا هر سينماگر و هر متولي سينما مي بايد كه اين حماسه فراگير ملي را كه توسط اكثريت مخاطبان او ترسيم و تصوير شده است، مورد بازشناسي و توجه قرار دهد. عليرضا خمسه، بازيگر سينما: مهمترين رويداد سينماي ايران در سال جاري ايجاد اميدواري براي سلطه ضابطه و قانون برتوليد و پخش فيلم بوده است. و مهمترين اتفاقي كه بايد درسينما بيفتدپيدايش زمينه هاي تحقق همين اميدواري است.