Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770125-41027S1

Date of Document: 1998-04-14

دستگاه قضايي و قضاوت افكار عمومي: تجربه اي تلخ و سودمند عبدالمجيد معاديخواه بازداشت شهردار محترم تهران را درنيمه دوم فروردين سال جاري مي توان ازنخستين تجربه هاي دولت و رئيس جمهور برگزيده نسل انقلاب اسلامي در راه تحقق شعار جامعه مدني به شمار آورد. بازتاب خبر در مطبوعات نخست دو روزنامه عصر تهران كه ازحماسه دوم خرداد ضربه اي سهمگين خورده اند، در اوج شادي و با احساس پيروزي و كاميابي پيش از همه در /1/77 15روز خبر را باعكس و تفصيلات منتشر كردند. ديگر روزنامه ها - از /1/77 16تاريخ - در جبهه اي متحد مبارزه اي را بر ضد عملكرد دستگاه قضايي آغاز كردند. مردم نيز با استقبالي پرشور در ربودن روزنامه ها - بويژه، روزنامه هاي همشهري، سلام و جامعه نسبت به شهردار محترم تهران عواطف خويش را به نمايش گذاشتند; چنان كه درنخستين ساعت هاي روز، روزنامه ها نايابمي شد! در محافل سياسي در مجلس شوراي اسلامي هم از /1/77 16روز صف بندي آغاز شد. پيش از همه، سيدحسين مرعشي به حمايت از شهردار تهران پرداخت. هم زمان سيد مرتضي نبوي درانتقاد از مواضع رياست جمهوري چنان سخن گفت كه به پيوندي ميان بازداشت غلامحسين كرباسچي و انتقام شكست جناحي در انتخابات رياست جمهوري تفسير شد; هر چند او را چنان انگيزه اي نبوده باشد. پس از آن چهره هاي هوادار رياست جمهوري با چهره ها جناح شكست خورده و رودرروشدند مبارزه جامعه مطبوعات راپرشورتر كردند. در بندان ستايش و ستيز چنين بود كه زنداني شدن شهردار محترم تهران و چهره پر آوازه كارگزاران سازندگي، خود در دايره اي از ستايش و ستيز زنداني شد كه حكايتي بود از ديدگاه و گرايش دو طيف سياسي كشور و يادآورمبارزه دو جناح در انتخابات رياست جمهوري. در اين فرصت بر آن نيستيم كه سهم دوجناح را در دايره ستايش و ستيزي كه ازآن ياد شد، با دقت ارزيابي كنيم. تنهابايدمان به اشاره اي بسنده كرد كه ستايش گران دستگاه قضايي - در عرصه مطبوعات، فرهنگ و سياست - بسيار ناچيز و كم رنگ بودند. موج فراگير را نيروهايي در اختيار داشتند كه در باورشان، دستگاه قضايي به ورطه سياست بازي دچار بود. موضع دولت از بامداد /1/77 16روز روشن بود كه دولت از اين جريان بي تفاوت سخنگوي نخواهدگذشت محبوب دولت اعلام كرده بود كه بررسي بازداشت شهردار تهران موضوع بحث هيات دولت خواهد بود. مردم روز شنبه را با انتظار شب كردند. همه در انتظار موضع دولت و نتيجه بحث هيات وزيران پيش بودند از آن كه خبرآن منتشر شود: شماري با استفاده از تلفن پي بردند كه بايد در ساعت ده و نيم شبدر انتظار شنيدن خبر از سخنگوي دولت باشند. با شنيدن خلاصه خبر بسياري نوميد وخشمگين شدند. چه، در آن هيچ اشاره اي به نشست هيات وزيران نبود. سرانجام در پايان خبر و پس از سانسوري بايسته و با ترفندي ويژه موضع دولت اعلام شد و موج مخالفت مردم را به توفاني بدل كرد! سانسور و ترفند چنان بود كه گويي گوينده سيما هم نتوانست لبخند خود را كتمان كند! هر چند نمي توان روشن كرد كه آن لبخند را در طبقه بندي لبخندها چگونه جاي و جايگاهي بوده است! بي طرفي سيماي جمهوري اسلامي; تا متهم نشويم كه خداي ناخواسته صداوسيماي جمهوري اسلامي را متهم به عدم رعايت بي طرفي كامل كرده ايم بايد يادآور شويم كه رازهاي ناشناخته عملكرد اين نهاد مقدس! در اين اينگونه موارد ازگنجايش فهم و وهم ما بي خبران بيرون است. ما تنها مو مي بينيم و از پيچش مو خبري نداريم. وگرنه كيست كه نداند آن نهاد جادويي و پر رمز و راز چنان در جريان انتخابات رياست جمهوري به بي طرفي و دادگري پايبند بود كه انوشيروان دادگر هم از آن هم چنان به شگفتي دچار است! مردم ايران و جهان هم آن حماسه بي طرفي را هرگز از ياد نخواهندبرد! چرا و چگونه جز اين باشد كه صدالبته شان سيما بسي برتر از آن است كه به طرفداري اين يا آن جناح سياسي حال آلوده شود اگر شماري نوجوان بي تجربه وخام انديش - چون خبرنگاري از روزنامه سلام - دچار شبهه شدند و در مصاحبه سردارسازندگي تعبيري را لب گشودند كه بيانگربيماردلي شان بود! روشن است كه جواني وخامي كرده اند! سلام را كه ما خوبمي شناسيم، خودمان آن را نام گذاري كرده ايم! عقلا جايي براي اين باور نادرست نيست كه سيما با آن كه از بودجه عمومي كشوراداره مي شود، در حضور ده ها ميليون تماشاگر به خود جرات دهد كه به سود يا زيان يكي از نامزدها وارد عمل مگر شود سيماگران دل شير دارند كه حضور فعال دستگاه قضايي را ناديده گيرند كه پستوي همه دستگاه ها را مي كاويد تا اگر سر سوزني به سود ستاد سيد محمد خاتمي از بيت المال مصرف شد، واكنش بايسته نشان دهد! درست است كه آن روزها دستگاه قضايي چون امروز قدرت و قاطعيت خود را - درجريان رسيدگي به تخلف شهرداري تهران -به نمايش نگذاشته بود، درست است كه گزارش دو نماينده دولت در جريان اين رسيدگي - كه تصور آن دل شير را هم آب مي كند - فراهم نشده بود، اما روشن بود كه تخلف آشكارا از قوانين انتخابات تحمل نخواهد با شد اين همه، چگونه يك بچه سلامي به خود اجازه داد كه چنان؟ بگويد ما كه هيچ عقل مان قد نمي دهد! با اين توضيح، اگر در جريان پخش گزارش سخنگوي دولت شبهه سانسور پيش آمد، بايد در جستجوي دليل بود. به عنوان مثل مي توان گفت: او آن شب در سخن اندازه نگه نداشت! يا گفت: موج تهاجم به دستگاه قضايي ترحم سيماگران را برانگيخته بود! يا گفت: آنان نگران تضعيف دولت بودند كه چنين از يك متهم به سوءمديريت، ارتشاء، اختلاس و كلاهبرداري حمايت كند! نمي دانيم هر چه مي خواهيد بگوييد و هر احتمالي بتراشيد. تنها سيماي عزيز ما را به سانسور و خطبازي متهم نكنيد! از ياد آشنايان هم پوزش مي خواهم كه در باب توضيح عملكرد گذشته سيما و توجيه كاركرد اين روزهاي آن به پرنويسي و اطناب ممل دچار شدم. باز مي گردم به قصه بازداشت شهردار تهران! موضع احزاب احزاب و جمعيت هاي سياسي گوي سبقت را از جامعه مطبوعات ربودند. چه، در جامعه مطبوعات دو، سه روزنامه اي در كناردستگاه قضايي ماندند. در حالي كه تاكنون بيانيه يك حزب و جمعيت سياسي رانديده ايم كه عملكرد آن دستگاه را تخطئه نكرده باشد. شمار بيانيه ها چندان فراوان است كه هر روز صفحه يا صفحه هايي ازروزنامه را به خود اختصاص مي دهد. ژرفاي داستان آيا آنچه در اين روزها بر جامعه مامي گذرد، تنها ابراز احساسات ملت ايران است به مديري شايسته و خدمتگزار كه درنگاه دستگاه قضايي متهم به اختلاس سوءمديريت، و كلاهبرداري است و در باور مردم بر او ستم رفته است و جناح انحصار طلببراي ترور شخصيت او توطئه كرده؟ است ترديدي نيست كه مردم ما - اگر فرصت يابند - مردمي قدر شناس اند و اگربنگرند كه خدمتگزاري را به جاي بهترين پاداش با بدترين كيفر پاسخ مي دهند، واكنش تندي نشان مي دهند. با اين همه، نگارنده بر اين باور است كه آنچه اين روزها همه تماشاگرش هستيم، فراتر از واكنش جامعه اي قدرشناس است در برابر پايمال شدن حقوق قانوني واخلاقي چهره اي خدمتگزار و محبوب. گويي همچنان كه در پيام انتخابات /3/76تحليل گران 2داخل و خارج دچار ابهام شدندو يادآوران در حرف اول ياد آن را به عنوان اعلام موجوديت نسل انقلاب اسلامي تفسير كردند، در واكنش مردم به بازداشت شهردار تهران بار ديگر همان ابهام سنگين چهره نموده است. بر سر دو راهي در نگاه يادآوران، اين واكنش شگفتي آفرين، انتخابي است بر سر دو راهي سرنوشت! مردم با اين باور كه دستگاه قضايي - كه خود بازيچه جناح انحصارطلبشده است - سرنوشت شان را به بازي گرفته است به ميدان آمده اند. در باور مردم شعار قانونگرايي دردستگاهي كه در آن قانون را مفهومي نيست - و هر كس يك بار قوس صعود و نزول پله هاي دادگستري را تجربه كرده باشدمي پذيرد كه اين تعبير گزاف آلوده نيست - جز تمسخر شعار جامعه مدني مفهومي ندارد. چندي است كه مردم بر سر اين دو راهي احساس نگراني مي كنند. نگارنده هم درواپسين روزهاي ماه رمضان سال جاري، اين نگراني را در قالب مطايبه و طنزي با رياست جمهوري در ميان گذاشت و گفت: اگر نتوان راهي براي هماهنگي دستگاه قضايي با دولت يافت، بايد از شعار جامعه مدني به جامعه شهيد مدني! تنزل كرد. هر چند خنده تلخ رياست جمهوري مرااندكي دچار پشيماني كرد كه چرا با صراحت اندكي شايد آزرده خاطرش كردم، اما امروز احساس مي كنم كه آن واقعيت به روشني نمايان شده است. خشم و خروش مردم! جاي اميدواري است كه مردم اينك به خشم آمده اند. از خشم و خروش مردم بايداستقبال كرد كه تاكيدي بر مسئوليت پذيري است. مباد روزي مردم نوميد شوند كه مفهوم آن نابودي است! پيام واكنش مردم مردم اينك با واكنش خود از يكسو به رئيس جمهور خود مي گويند: ما شعارجامعه مدني را فراموش نكرده ايم و به جد خواستار آنيم و هرگاه نياز باشد با شمادر صحنه ايم. به دستگاه قضايي هم مي گويند: زير اين كاسه نيم كاسه اي است و هرگز براي ماباور كردني نيست كه اين معركه براي دادگري و پاسداري از بيت المال برپاشده است چه، براي همه روشن است كه عمق و گسترش آلودگي نهادهاي حكومتي - از آن جمله سراسر دستگاه قضايي - چنان است كه اگر به راستي بر آن باشيم كه حق و عدل را اجرا كنيم، نياز به انقلابي اداري است با هماهنگي همه نهادها وپشتيباني مردم و نيز با برنامه ريزي سنجيده. آنچه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ناگزير از افشاي آن شد، تنها برگي است از پرونده اي ضخيم. براي مردم جاي كمتر ترديدي نيست كه اگرشهردار محترم تهران را با گروه هاي همسو همسويي و هم آهنگي بود و موضعي چون صداوسيما، دفتر تبليغات و سازمان تبليغات اسلامي، بنياد مستضعفان، بسيج و شماري نهادها وزارتخانه هاي ديگر داشت، نه تنها زنداني نمي شد كه مدال افتخار هم مي گرفت. سخن كوتاهز بپذيريم يا نپذيريم، اينك دستگاه قضايي در افكار عمومي - اگر نگوييم محكوم است - حداقل متهم به اتهامي سنگين است. و در نگاه مردم در آن دستگاه، رسيدگي به تخلف هاي شهرداري تهران بهانه ي تسويه حساب سياسي شده است. چشم انداز تاريك، يا آينده ي؟ روشن در نگاه مردم آينده نيز چندان روشن نيست. جاي اين احتمال هست كه اگر در برابر قرباني شدن شهردار تهران - در فاصله ي قربان و غدير - سكوت مي كردند، آغازي تهاجمي باشد با هدف انتقام شكست دوم خرداد و مبارزه با تحقق جامعه ي مدني. با اين احساس و باور، مردم با خشم و خروش خود، سران حكومت را بر سر دو راهي حساسي قرار اگر داده اند در تجمع آنان با دعوت مقام معظم رهبري راه درست برگزيده شود، آنچه پيش آمده است به سود كشور، ملت و دولت خواهد بود. اگر بر آن شوند كه بحران را از سر بگذرانند و به پيام احساسات مردم ژرف و اساسي نينديشند، بايد در انتظار پي آمدهايي زيانبار بود. معجزه ي بهره وري فرصت را در يادآوري اين نكته مغتنم مي شمارم كه مي توان به اثر معجزه آساي ايمان داشت و با اين باور به بهترين بهره برداري از بدترين شرايط انديشيد. مي توان از فضاي تشنج آلود كنوني بهره ي مثبت گرفت و به ريشه يابي آن انديشيد و در راه زدودن كاستي ها كوشيد. نظام قانون گزاري براي نظام قانون گزاري كشور - چه مجلس شوراي اسلامي و چه مجمع تشخيص مصلحت نظام - فرصتي ست تا به كاستي قانون بينديشند. چگونه قابل قبول است كه با /10 000اتهام تومان ارتشاء و اختلاس.. انساني يك ماه بازداشت؟ شود آيا اگر آن متهم تبرئه شد، انسان بي گناهي كيفر نديده؟ است آيا اين مخالف صريح قانون اساسي؟ نيست بي ترديد قوانيني چنين حيرت انگيز در تنگناهاي روزهاي پس از انقلابتصويب شده است. در اين فرصت براي انتقاد از قانون هاي گذشته و نظام قانون گزاري بايد سود برد. نبايد در نظام اسلامي حقوق انسان به هربهانه دست كم گرفته شود و در اين زمينه ديگران سرافراز و ما سرافكنده باشيم. پاسداري از كرامت انسان كم از پيش گيري از حيف و ميل بيت المال نيست، اگر به راستي تلاش دستگاه قضائي با اين انگيزه باشد! نظام اجرايي جاي سپاس از هيات دولت است كه در فضاي عاطفي كنوني بيش از ابراز تاسف با آنچه به ناروا بر عضو فعال كابينه گذشته است، به پيش گيري از تخلف انديشيده است. تاكيد سخنگوي دولت بر اين نكته ستايش انگيز با بود اين همه، بايد به اين مهم جدي تر انديشيد و مديران را از تنگناهايي كه براي سازندگي كشور تخلف از قانون را بر آنان تحميل مي كند، رهانيد. دستگاه قضائي بيش از همه، فرصت كنوني بايد دستگاه قضائي را به انتقادي از ساختار وعملكرد خود برانگيزد. نمي دانم آيا مي توان پذيرفت كه در نگاه مسئول دستگاه قضائي، چنان اين دستگاه گسترده و حساس تصوير شده است كه هيچ جاي انتقادي در آن ؟ نيست در اين زمينه ميدان سخن و انديشه، پهناور است و مجال تنگ. آنچه در اين فرصت يادآور مي شويم، اشاره اي ست به پيوند اين دستگاه و عملكرد آن باقضاوت افكار عمومي. اگر در موردي اقدام به عملكرد بخشي از قوه ي قضائيه در قضاوت افكار عمومي محكوم شود تكليف؟ چيست آيا مي توان با نهيببه توچه! از كنار آن؟ گذشت يا بايد احترام به افكار عمومي را اصلي حاكم بر سياست دستگاه قضائي؟ دانست آنچه گذشت، مقدمه اي بود براي طرح اين پرسش. آنچه از اين پس خواهد آمد نيز تلاشي ست براي زمينه سازي دست يافتن به پاسخ درست. احترام به افكار عمومي، در سيره ي پيامبر (ص ) دريغا! كه جامعه ي اسلامي به دلايلي - كه در اين فرصت نمي توان به آن پرداخت درسهاي بايسته را از سيره ي پيامبر (ص ) نياموخت. آنچه را با عنوان سيره قلم زده اند - و منبع ارزشمندي ست براي تاريخ پژوهان - جز نگاهي سطحي به زندگينامه ي آن حضرت نيست. كاش سيره نگاران ما بر آن مي شدند كه منطق حاكم بر رفتار رسول خدا (ص ) را از گفتار و رفتار آن حضرت كشف كنند! از جمله درس هايي كه از سيره ي پيامبر ( ص ) مي توان آموخت، پايبندي آن حضرت به قضاوت نه افكارعمومي ست تنها پيامبر (ص ) از اين كه در ميان ياران به نادادگري متهم شود پرهيز داشت كه نسبت به داوري بيگانگان هم بي تفاوت نبود. از يكسو به آنچه در ذهن ياران مي گذشت توجه داشت و در نخستين فرصت با روشنگري بايسته، زنگار بدبيني را از ذهن آنان مي زدود; كه نمونه ي روشن آن نشست آن حضرت با انصار در سرزمين جعرانه است، آنجا كه در تقسيم غنيمت براي آنان بدبيني پيش آمد و بي درنگ با روشنگري پيامبر (ص ) به خطاي خود پي بردند و زنگار دودلي را با زلال اشك شستشو دادند. ( ) 1 از سوي ديگر اجازه نمي داد كه بيگانگان نيز در مورد آنچه در قلمرو اسلام مي گذشت به بدداوري دچار شوند. قضاوت افكار عمومي - در سطح بيگانگان نيز - چندان براي پيامبر (ص ) اهميت داشت كه چون در جريان محاصره ي قبيله ي ثقيف در طائف صحنه اي پيش آمد كه عيينه در شرايط جنگ به تضعيف روحيه ي سپاه اسلام پرداخت و شماري از ياران رسول خدا ( ص ) در واكنشي خشم آلودخواستار كيفرش شدند، آن حضرت در پاسخ شان فرمود: اگر عيينه را بكشيم ديگران خواهند گفت: محمدياران خود را نيز مي كشد. ( ) 1 گفتني است كه عيينه از دشمن هاي شناخته ي پيامبر (ص ) بود كه در چندين جنگ همراه قريش به روي سپاه اسلام تيغ كشيده بود. او با آن كه در حماسه ي عفو عمومي پيامبر (ص ) در جريان فتح مكه بزرگواري آن حضرت را تجربه كرده بود و در شمار تماشاگران، با سپاه اسلام هم سفر بود، در گفتگو با دشمن خيانت كرد و آنان را بر پايداري در برابر سپاه اسلام برانگيخت بگذريم كه در نخستين فرصت با دشنه ي زبان نيز دل پيامبر ( ص ) و يارانش را زخم مي زد. با اين همه، پيامبر ( ص ) به دليل پايبندي به قضاوت افكار عمومي، از واكنشي بايسته دريغ كردند و ياران را هم به شكيب فراخواندند ( ) 2 نمونه روشن تر واكنش پيامر ( ص ) است به توطئه ي منافقان مدينه كه بر آن بودند كه آن حضرت را در بازگشت از تبوك ترور كنند. آنان در گردنه اي كمين كرده بودند كه با هوشياري رسول خدا ( ص ) ناكام ماندند و رسوا شدند. حذيفه ي يماني كه از نزديك شاهد اين ماجرا بود، در حالي كه كاسه ي صبرش لبريز مي نمود به رسول خدا (ص ) گفت: بيش از اين با ناكسان نرمش روا بگذار نيست تا به كيفر اين همه دشمن كامي و خيانت به آنان همان كنيم كه بايسته شان است. نه تنها پيامبر ( ص ) حذيفه را از كشتن منافقاني كه قصد جانش را كرده بودند برحذر داشت و آن رازمينه ساز بدنامي خود در قضاوت بيگانگان دانست -با تكيه بر همان سخن كه: خواهند گفت: محمد ياران خود را نيز مي كشد - كه نام آن بدانديشان خائن را چون رازي به حذيفه سپرد. ( ) 3 ارزش قضاوت افكار عمومي، در فرهنگ نهج البلاغه در گفتار اميرمومنان علي ( ع ) نيز بارها ارزش قضاوت افكار عمومي مورد تاكيد قرار گرفته است. در جاي جاي خورشيد بي غروب نهج البلاغه مي توان با انديشه ي مولود كعبه آشنا شد كه چگونه كارگزاران خود را توصيه مي كند كه در برابر قضاوت افكار عمومي بي تفاوت نباشند. بررسي اين نكته و بازشناسي مرز قضاوت افكار عمومي از شانتاژ و جوسازي از بايسته هاي پژوهش است. ( ) 4 تخطئه ي عملكرد دستگاه قضائي آنچه در آن جاي هيچ ترديدي نيست اين است كه شيوه ي برخورد دستگاه قضائي با شهرداري تهران درداوري خودي ها و بيگانگان به دو دليل عمده محكوم است: - عادلانه نبودن اين برخورد به دليل اين باور كه تخلف از قانون منحصر به اين نهاد هر نيست يك از نهادهاي ديگر - و از آن جمله دستگاه قضائي - پر از تخلف است. - استفاده ي دستگاه قضائي از ابزارهايي كه خودتخلف از قانون و اخلاق است. از آن جمله شكنجه شدن شماري از مديران شهرداري كه حداقل آن استفاده از سلول انفرادي در بازداشت هاي طولاني است. مغالطه و جوسازي ستايش گران دستگاه قضائي - كه شماري اندك و به دشمن كامي با رياست جمهوري شناخته اند - همواره درمغالطه اي چنان جوسازي مي كنند كه گويي جامعه ي مطبوعات و جمعيت ها و احزاب سياسي كشور گفته اند كه شهردار محترم تهران بايد - به دليل سوابق درخشان خود - در تخلف آزاد باشد و به تخلف هاي او رسيدگي نشود. فاش مي گويم: هيچ يك از منتقدان دستگاه قضائي چنين نگفته است. سخن اين است كه رسيدگي به تخلف بايد عادلانه و قانونمند باشد. اينك اگر ستايش گران دستگاه قضائي بر اين باورند كه آنچه صورت گرفته است عادلانه و قانونمند بوده است، نگارنده از جامعه ي مطبوعات درخواست مي كند كه در بحث آزاد و نامحدودي با آنان، اين ابهام زدوده شود. هرچند كه حجاب تعصب مانع انصاف و واقع بيني ست. و2 - 1مغازي واقدي صفحه 933 - 932 - 3 همان صفحه 1044 - 1042 - 4 رجوع شود به فرهنگ آفتاب عنوان قضاوت افكارعمومي و نيز عنوان جوسازي