Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770125-41020S2

Date of Document: 1998-04-14

بي احترامي به كسي كه مردم محترمش مي دارند آراء و نظرات هنرمندان درباره بازداشت شهردار تهران - 3 غلامحسين نامي: كساني كه در دوم خرداد 76 باعث اين تحول تاريخي در كشور شدند بايد آگاهانه مسائل را پي گيري كنند. ابراهيم جعفري: متاسفانه افراد مفيد، برجسته و كارآمد هميشه با اين گونه مسائل مواجه بوده اند وحيد نيكخواه آزاد: خاتمي، ذخيره شد براي دوم خرداد. خدايا، كرباسچي را باچه مصلحتي و براي چه زماني ذخيره خواهي؟ كرد كرباسچي، مدير واقعي و مقتدر نصرالله افجه اي از هنرمندان خوشنويس كشورمان گفته است: ما هنرمندان از مدافعين سرسخت دولت آقاي خاتمي هستيم و از ايشان حمايت مي كنيم. در مورد آقاي كرباسچي نيز مي توانم بگويم كه ايشان همواره مدير واقعي و مقتدري بوده است و در ظرف چند سال گذشته، كاركرد وي مانند چراغ روشني است كه همگان آن را مي بينند. بويژه آنكه، ايشان در سال گذشته در ارتباط با احياي هنر خوشنويسي كار بزرگي انجام داد و انجمن خوشنويسان واقع در بوعلي شميران را بازگشايي و افتتاح نمود. اين مسئله موجب قدرداني 30 هزار نفر از هنرمندان خوشنويس سراسر كشور از ايشان شد و به اين ترتيب به همت آقاي كرباسچي، انجمن خوشنويسان شان و شخصيت والايي يافت. تك تك ياخته هايم گريانند ابراهيم جعفري يكي از نقاشان و اساتيد رشته تجسمي كشور نيز مي گويد: هر زمان كه در خيابانهاي شهربزرگ تهران راه مي روم و به هر فضايي نگاه نمي توانم مي كنم، از شهردار آن يادي نكنم. به همين دليل كاري به اين ندارم كه حرف من چه معناي سياسي دارد. فقط مي توانم تاسف بسيار عميق خود را از بازداشت آقاي كرباسچي اظهار كنم. من به عنوان يك نقاش ويا كسي كه بايد نسبت به قضايا حساس تر و دقيق ترباشد، تك تك ياخته هايم از اين مسئله گريان مي شوند. اين هنرمند همچنين مي گويد: از ميان آدمهايي كه بيكار مي گردند، يك نفر مفيد و برجسته واقع مي شود وآدمهاي برجسته نيز هميشه با اين گونه مسائل مواجه بوده اند. بهرحال من اميدوارم كه در اين قضايا، حق پيروز شود. برخورد جناحي خلاف جامعه مدني است غلامحسين نامي، مدرس رشته نقاشي و از نقاشان سرشناس كشورمان در اين باره چنين مي گويد: به عقيده من، بازداشت شهردار تهران ضمن آنكه اقدامي است كه چهره منفي براي جامعه دربر دارد، از طرفي به نوعي تمرين دمكراسي است. البته به شرط آنكه اين اقدام واقعا قانوني باشد و قوه قضائيه فقط از جنبه قانوني برخورد كند و نه سياسي. از زمان جريان دوم خرداد تاكنون، قوه قضائيه در پشت قانون، مسائل سياسي را مطرح مي كند. اگر اين اتفاق را از جنبه قانونمندشدن جامعه نگاه كنيم، همگان موافقند كه جلوي اختلاسها و نابسامانيهاي اقتصادي گرفته ولي شود حقيقت قضيه، برخورد سياسي است و تمام جريانات اتفاق افتاده دارند در چرخه سياسي مي گردند. در واقع، برخوردهاي جناحي، خلاف جامعه مدني است. من اميدوارم اين قضيه به شكلي مناسب سامان يابد و همانطور كه رهبر انقلاب گفته اند روساي سه قوه مسئله را حل كنند. نامي در ادامه مي گويد: متاسفانه سرپرست مجتمع قضائي ويژه رسيدگي به تخلفات كاركنان دولت در مصاحبه اش با تلويزيون به گونه اي سخن گفت كه انگار كاري به اين حرفها ندارند هر چند هم كه روساي سه قوه در مورد اين مسئله به توافق برسند و همين نكته حرف مرا كه اين يك جريان سياسي است، ثابت مي كند. به اعتقاد اين هنرمند كساني كه در دوم خرداد 76 باعث اين تحول تاريخي در كشور شدند، بايد آگاهانه مسائل را پي گيري كنند و در جايي كه احساس مي كنند لازم است بايد از حكومت آقاي خاتمي و كساني كه مهره اصلي آن محسوب مي شوند، دفاع كنند. تنگ نظري هميشه خطرناك است ليلي گلستان، مترجم و مدير گالري گلستان نيز چنين عقيده دارد: شهر ما زيبا شد، سياست هميشه چيزكثيفي بود و تنگ نظري هميشه خطرناك. اقدامي عجولانه وحيد نيكخواه آزاد تهيه كننده تلويزيون و سينما نيز گفته است: بازداشت كرباسچي، بازداشت يك فرد نيست بلكه تلاشي است براي بازداشتن درختي از به ثمر نشستن در آغاز بهار، يا سنگي به پاي رهروي، در آغاز راه. اقدامي اين، است عجولانه با نيم نگاهي به پيش رو نه با تامل در پيشينه جرياني پيشرو. وي در مورد تبعات بازداشت شهردار تهران چنين اظهار عقيده كرده است: اما در پرده بازي هاي پنهان است. اگر روزي كه خاتمي، سنگر وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي را به ناچار واگذار كرد، دوم خرداد 76 را مي ديديم اندوهمان چنان انبوه نبود. خاتمي ذخيره شد براي دوم خرداد. خدايا، كرباسچي را با چه مصلحتي و براي چه زماني ذخيره خواهي؟ كرد : - شعرپله اي: 0 312 حاشيه /2 1ميانه خدا كشتي آنجا كه خواهد برد وگرنه ناخدا جامه بر تن درد جباريت بابك تختي، مترجم و فرزند جهان پهلوان تختي چنين مي گويد: خودكامگي بلاي آسماني نيست، بي نيازي حكام است از جلب اعتماد براي ملت مردمي كه داغ دردناك جباريت دوهزاروپانصد ساله بر شانه دارند، راهي دراز در پيش است تا اين خاطره از حافظه قومي اشان زدوده شود، اما بايد به ياد داشت كه اين مي تواند آغاز راه باشد، همين دستگيري غلامحسين كرباسچي شهردار تهران و عضو هيات دولت. اين در راستاي همان كاري است كه رئيس جمهور منتخب با حذف تشريفات و القاب زائد، بنيانگذارش بود. گرچه اولين قدم ها، پيشتر، در دوم خرداد، و بعد، در مرداد، در دو روز راي اعتماد مجلس به دولت برداشته شد، كه بايست ريشه هايش را در عمر كوتاه دولت دكتر مصدق جست و حتما در مشروطيت. اما به هر ترتيب پانزدهم فروردين ماه هفتاد و هفت حضور جاودانه اي يافته در تاريخ كه در عين صحت و سلامت دولت و بنا به مستندات قانوني روا يا ناروا چنين مقامي بازداشت مي شود و روانه زندان. اين خود حكايت شكستن تابوئي است كه همين آزادي نصف و نيمه روايت ديگري از آن است. اين استقلال سه قوه مي تواند آغاز راهي باشد به سوي دمكراسي كه از معناهايش تحديد قدرت است و مرزبندي عملي اختيارات افراد صاحب قدرت. جناح بندي ها وخط و ربطهاي حاكم بر سياست را وامي گذاريم به عهده همان سياستمداران علاقه مند، و دفاع از او هم بر گردن همكاران و همفكراني كه در اين چند سال تنگاتنگ همراهش بودند براي عمران اين شهر و خبردار از آنچه گذشت در اين مدت در اما بي خبري ها كتمان نمي توان كرد كه شهردار تهران مدير بي بديلي است در تمام طول تاريخ اين شهر و تهران را از نو آفريد و مي توانست اين به قواره ام القرايش باشد كه به مي خواست ياد ندارم گزارش آنچناني از سازندگي او شنيده باشم، جز اين اواخر كه زير حملات سخت، به صرافت ارائه آنها افتاده بود. اين اتوبانها و پاركها و فرهنگسراها و فضاي سبز خود زبان گوياي آن چيزي بود كه او در سكوت تقلاي انجامش را داشت اگر امروز تهران زير سايه پدروار كرباسچي چنين است، خسته از آمد و شدهاي بي پايان و راه بندانهاي جانكاه و آلودگي و دود خوف انگيز، چطور مي توان گزندگي رعدآساي تصوري را تاب آورد كه تجسم امتداد همان زندگي بي بندوبار هشت سال پيش تهران تا به امروز به ذهن مي كشاند. چيزي كه روشن است و ترديدي در آن نيست، بي احترامي به كسي است كه مردم محترمش مي دارند. گرچه بسياري گفته اند كه او در طي اين ساليان تنها به وظيفه اش عمل كرد و نمي دانند بر سر شاخه نشسته و بن مي برند. گرچه بسياري گفته اند و شنيده ايم كه او علت العلل گراني است و تورم، كه فقط اين تقصير را بايد به گردن دولت نوپائي گذاشت كه رئيس اش با وعده درخشان پاسخگوئي آمده بود و همين طلب مي كرد تعيين جماعتي بي طرف را از روز نخست براي ارزيابي و تهيه گزارشي بي پرده و آشكار به مردم كه به صراحت و صداقت كاركرد تمام نهادها و وزارتخانه ها در آن رسم مي شد. اگر چنين بود و چنين شده بود امروز شايد مناقشات، رنگ و بوي ديگر داشت و اين گفته ديرهنگام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي موجد اين نگراني نبود كه چرا هنوز اينقدر فاصله هست ميان حسابهاي پشت پرده و آنچه مردم مي بينند. كاش رئيس دولت مي گفت كه چه اسبابي در كار است كه عده اي دغدغه جلبرضايت مردم را ندارند، تا ملت بداند چه اركاني از قدرت به زيرنگين آنان است. كاش رئيس دولت مي گفت كه اين شايعه يا واقعه زندان خصوصي چيست كه كميسيون حقوق بشر اسلامي به آن اشاره مي كند. اگر رئيس دولت به صراحت موضع مي گرفت، آنوقت قاضي شايد بهتر مي دانست كه سراغ ثروتهاي بادآورده را در جاي ديگر بگيرد، در جاهايي كه مردم تجربه هر روزه و ملموس از آن دارند. قصد دفاع از كرباسچي نبوده و نيست، كه او كاري كرده عظيم و بنائي ساخته دردل كشور پهناورمان و محتمل است اشتباهاتي نيز داشته باشد و هيچ كس منكر رسيدگي به تخلفات هيچ مقام مسئولي در دادگاه هاي صالحه نيست، اما اين موقعيت را بايد مغتنم شمرد كه مردم از نزديك شاهد اعمال زمامداران كشور هستند. شايد اين موقعيت براي قوه قضائيه مغتنم تر باشد كه مي تواند با كاركرد ويژه اش با ارائه گزارش هاي بي ابهام به مردم، با پاسداشت قلم و انديشه شك و شبهه هايي را كه در اين چند روزه پديد آمده براي هميشه از ذهن ها بزدايد. ناصر صفاريان، منتقد سينما به احترام خرابه هايي كه سبز شد و جان گرفت، به احترام فرهنگي كه از دل فرهنگسراها برآمد، به احترام احترامي كه براي شهروندان درنظر گرفته شد - و در يك كلام - به احترام ديدگاه فرهنگي كرباسچي برايش حرمت زيادي قائلم و ارج نهادن فرهنگ را توسط او ارج مي نهم، نمايش و فيلم و روزنامه و مجله و خيلي چيزهاي ديگر به يادمان آورد كه شهرداري فقط به جمع آوري زباله محدود نمي شود. به خاطر همه اينها وقتي شنيدم اين بزرگمرد را دستگير كرده اند با وجودي كه با چشم خودم ديدم و با گوش خودم شنيدم باورم نشد. كتابي را كه در دست داشتم بستم و به فكر فرو رفتم. فكري كه تا ساعت ها و روزهاي بعد هم ادامه داشت و با موضع گيري جناحي صدا و سيما پررنگ تر شد. نمي دانم، گويا در اينجا رسم است كه براي هر اميركبيري حمام فين تدارك ببينند. از سياست و سياست بازي و سياسي كاري چيز زيادي نمي دانم اما آنقدر مي فهمم كه اگر قرار باشد پاي حساب و كتاب به ميان آيد بيش و پيش از همه بايد به سراغ آنهايي رفت كه حاتمي كيا در فيلم آژانس شيشه اي بي تفاوتي شان را در مواجهه با جانبازان به رخ كشيد. ابوالفضل جليلي، فيلمساز من اصولا آدمي هستم كه از حسم فرمان مي گيرم چون او به من دروغ كرباسچي نمي گويد، را از زماني كه در تلويزيون بود مي شناختم، با هم دوست بوديم ودوستش داشتم، هرچند در آن زمان گاهي مرا اذيت كرده اما هنوز احساس مي كنم بعد از سال ها دوري دوست، دوستش دارم. شهردار تهران، بنيانگذار دگرگوني اساسي در چهره شهرهاي ايران كيومرث پوراحمد (كارگردان ) نيز مي گويد شرح اقدامات بزرگ و ماندني آقاي كرباسچي زياد گفته شده ناگفته اين است كه در تاريخ معاصر ايران هميشه بلديه و شهرداري جزو كندترين، بي خاصيت ترين و حقيرترين مديريت ها بوده. آقاي كرباسچي اين تصوير بي خاصيت را از بنياد تغيير داد و تصويري پويا، سازنده و فرهنگي در ذهن توده مردم ايجاد كرد. بعد شهرداريهاي سراسر ايران كم و بيش به اين سمت رفتند كه خود را با تصوير جديد بشناسانند. بنابراين شهردار تهران بنيانگذار يك ديگرگوني اساسي در چهره شهرهاي ايران و معناي شهردار و شهرداري بوده. آقاي كرباسچي در آزادي اش منشاء خير و بركت بوده، من خوش بين هستم كه گرفتاري ايشان هم به نوعي ديگر خير و بركت داشته باشد.