Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770124-41018S2

Date of Document: 1998-04-13

سنت گرايان; كالبد شكافي يك استراتژي معضل استراتژيك جمهوري اسلامي ايران حول 4 محور دورمي زند: - 1 عدم سرمايه كافي براي به انجام رساندن طرح ها وپروژه ها - 2 مديريت ناكارامد - 3 درگيري ميان نيروهاي حاكم بر نهادهاي سنتي و مدرن - 4 عدم قوانين براي پيشبرد توسعه در دوران رياست جمهوري آيت الله هاشمي رفسنجاني سعي شد تا ساختارهاي اقتصادي در چارچوب سياست خصوصي سازي از قوام و دوام لازم بهره مند شوند، اين استراتژي پس از پذيرفتن قطعنامه 598 توسط ايران به عنوان راهبردي اصولي از مجموعه نظام تصميم گيري سربيرون آورد. در اسكلت راهبرد جديد دوري از خشونت در سياست خارجي و داخلي نهفته بود. اقتضائات استراتژي جديد كه در قالب 2 برنامه 5 ساله سعي شد به اجرا درآيد به شرح زير بود: - 1 ايجاد امنيت - 2 جلب سرمايه هاي سرگردان داخلي و سرمايه گذار خارجي - 3 تربيت مديريت كارامد - 4 ايجاد قوانين متناسب با شرايط توسعه - 5 تشنج زدايي در سياست خارجي - 6 مشاركت مردم در كليه عرصه هاي سياسي اقتصادي و اجتماعي تمامي اقتضائات فوق به علت روشن نبودن فلسفه سياسي حكومت در جمهوري اسلامي ايران و تلاش براي حل مسايل كشور در پرتو نظام فقهي از نظر اجرايي همواره در هاله اي از ابهام به سر مي بردند. امام ( ره ) در سال 67 با ارائه فقه حكومتي راه جديدي را براي حل معضلات كشور گشودند، اما به نظر مي رسداين راه حل بلااستفاده مانده است. ملت ايران در حماسه 2 خرداد 1376 علاوه بر اقتضائات فوق توسعه سياسي را به عنوان فرمولي جهت خروج از بحران توسط كانديداهاي جناح چپ، كارگزاران سازندگي، ائتلاف خط امام، روحانيون مبارز، جنبش دانشجويي و... پذيرفت. شكست برگشت ناپذير جناح سنت گرايان درانتخابات دوم خرداد و شركت ميليون 30 نفر پاي صندوق هاي راي هرچند در عرصه سياست خارجي سياستمداران جهاني را به تحير وادار كرد و منجر به بازگشت سفيران اتحاديه اروپا به ايران شد، اما براي سنت گرايان كه اهرم هاي قدرت را در اختيار دارند قانع كننده لذاآگاهانه نبود، به طراحي برنامه اي براي سقوط دولت خاتمي اقدام كردند، از نظر سنت گرايان كارگزاران سازندگي موجبشكست تاريخي آنان در انتخابات مجلس پنجم و رياست جمهوري شده اند و اكنون بايد تقاص پس بدهند، لذا سه ستون اصلي كابينه خاتمي يعني عبدالله نوري وزير مهاجراني كشور، وزير ارشاد و كرباسچي شهردار تهران را هدف قرار داده اند. خطوط استراتژيك اين طرح بر موارد زير استوار است: - 1 سرگردان كردن وزراء در كريدورهاي مجلس - 2 بالا بردن انتظارات اقتصادي مردم و تشديد نارضايتي ها - 3 قدرت حداقل دولت و قدرت حداكثر نيروهاي حاشيه اي - 4 وصل كردن ماجراي شهرداري ها به انتخابات و ايجاد شبه واترگيت در ايران - 5 ايجاد ناامني در سطوح مديريت نظام با ايجاد جو ارعاب و وحشت در مديريت شهرداري - 6 ايجاد ناامني براي سرمايه گذاري با توجه به كاهش قيمت نفت - 7 عدم امنيت قضايي براي مديران اجرايي از جمله شهردار تهران و نيروهاي فرهنگي - 8 و در نهايت ايجاد جو خشونت و بي نظمي در كشور اين طرح 2 هدف عمده را پيش روي خود دارد: - 1 از بين بردن جمهوريت نظام با سقوط دولت خاتمي - 2 تحميل شكست به حماسه دوم خرداد اينكه اين اهداف تا چه اندازه قابل حصول است، از يك سو به روند روبه تزايد عدم امنيت در كشور و از سوي ديگر نحوه حضور مردم از جمله حضور نيروهايي كه خاتمي را نماينده خودمي دانند بستگي دارد. اين روند امروز شهردار تهران و فرداتماميت حماسه دوم خرداد را نشانه رفته است. فروزان آصف نخعي