Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770124-41015S2

Date of Document: 1998-04-13

بدانيد آن سوي عشق، نفرت اختلاس است، را بهانه مي آوريد! الف. سهام الدين اگر پدر پيري كه مسئول آبدارخانه اداره دولتي شماست و سالهاست كه با كمال صداقت ودرستكاري انجام وظيفه روزي مي كند، به هنگام آوردن چاي به اتاق شما، پايش پيچ بخورد و با سربه زمين اصابت كند و دچار ضربه مغزي شود و شما برحسب وظيفه انساني و اخلاقي و مديريتي خودبلافاصله دستور دهيد كه از صندوق اداره بيست هزار تومان پول دراختيار يكي از كارمندان قراردهيد تا مصدوم را في الفور به بيمارستان برساند تا از مرگ نجات يابد، شما اختلاس اين كرده ايد مر قانون است. اگر در خوزستان سيل بنيان كن از همه سو روستاهاي دشت آزادگان را احاطه كرده باشد و استاندار از محل اعتبارات خريد اتومبيلهاي تشريفاتي براي استانداري، در راه نجات سيل زدگان هزينه كند، طبق مر قانون در اموال دولتي دخل و تصرف كرده است و بايد مجازات شود. با اين دو مثال، ساده و روشن است كه همه مديران نظام جمهوري اسلامي ايران در سه قوه قضاييه مقننه، و مجريه از اولين روزتاسيس جمهوري اسلامي ايران بايددر كدام رده طبقه بندي كرد وقرار داد و قطعا دريافته ايد كه جرم غلامحسين كرباسچي شهرداردريادل و دربند تهران؟ چيست كرباسچي از معدود مديراني است كه با خطر كردن و به جان خريدن رنج حبس آن هم در نظامي كه خود را براي پا گرفتن آن حبسها كشيده است عملا اثبات كرده است كه مردم را دوست دارد، چون همه هم و غم او فراهم آوردن زمينه هاي آسايش و رفاه مردم است. كساني كه غلامحسين كرباسچي را هدف قرار داده اندبه نظر مي رسد انتخاب دقيقي كرده اند يعني هم همه كساني راكه در دوم خرداد به تداوم عمليات سازندگي كرباسچي راي مثبت دادند در تيررس خود قرارداده اند و هم همه كساني را كه به نحوي از انحا از خدمات شهرداري تهران بهره مي گيرند. والا با تعريفي كه از مقوله اختلاس و دخل و تصرف در اموال دولتي آمد به روشني مي توان دريافت كه كلي گوييهاي قاضي جوان پرونده، كه اين روزها افكار عمومي به شدت علاقه مندند هم سيماي ايشان را زيارت كنند و هم كلام ايشان را بشنوند و اگر جسارت نباشد خبرنگاران نيز پرسشهايي از او به عمل آورند، فقط حرف است كه در هوا جريان مي يابد وبس و قصه چيز ديگري است. بماند كه اگر كسي بخواهد دراين مقوله پرسش كند بني بشري را پاسخگو نخواهد فقط يافت يك مثال بزنم، يكي ازاقوام نزديك بنده، روحاني است و في الواقع فرد محتاطي است. ايشان منزلي را پيش خريد كرده است كه ماهانه دو ميليون ريال اقساط آن است. ايشان تنها در يكي از مدارس علميه تهران درس مي خواند و شغل ديگري ندارد اماهرگز در پرداخت اقساط منزل دچار مشكل نشده است. ظاهرايكي از علماي تهران كه اتفاقااز مخالفان سرسخت شهرداري است به طورمرتب هزينه پرداخت اقساطايشان را تامين مي كند. ممكن است بنده را رجوع دهيد به مناسبات حاكم بر حوزه هاي علميه و.. اما، من عوام كه اين حرفهاسرم نمي شود وقتي اعطاي قانوني هديه را از سوي شهردار اختلاس مي خوانند به مراتب اولي من نيزاين هداياي مرتب ماهانه را كه از كيسه بيت المال است نيزاختلاس مي خوانم. اما و اگر هم براي ما نياوريد كه پذيرفته نيست اموال عمومي تر و آن عالم سرشناس است و بس. به نظر مي رسد آنچه در سال 19اين رخ داده تعريف عملي از قوانين بوده است و در اين صورت است كه قاطبه مديران كشور خادم خواهند بود كه صد البته هستند و درصدر ايشان غلامحسين كرباسچي شهردار شجاع، مدبر و مردم دوست تهران خواهد بود كه هزار البته هست. لب كلام اين است كه مخالفان دولت و شهرداري بدانند كه آن سوي عشق، نفرت است و به اين سخن كافكا بيانديشند كه چرا گروهي از انسانها قدرت تخيل ندارند. قدرت تخيل نعمتي است كه خداوند به هر كس عطا نمي كندو البته با اين قدرت است كه مي توان آينده را تصور كرد!