Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770123-41003S9

Date of Document: 1998-04-12

علي ربيعي مديرمسئول روزنامه مظلومترين قرباني كار و كارگر: جريان شهرداري نظام و نهادهاي هستند مقدس آن چرا نمي فهميم كه نبايد از مشروعيت كل نظام براي به در كردن رقيبان فرضي استفاده؟ كرد علي ربيعي مديرمسئول روزنامه كاروكارگر و عضو شوراي مركزي خانه كارگر معتقد است كه نحوه بررسي پرونده شهرداري تهران ابهامات قابل تاملي دارد. ربيعي مي گويد: متاسفانه روندي كه از چند ماه گذشته در كشور جريان داشت ودر اين هفته به اوج خود رسيد عمدتا مجموعه نظام و نهادهاي سياسي حكومت را هدف قرار داده و احتمالا آسيبپذيري را به نظام تحميل مي كند. عضو شوراي مركزي خانه كارگر در پاسخ به اين پرسش كه چرا روند تحولات ونحوه بررسي پرونده شهرداري به دستگيري آقاي كرباسچي؟ انجاميد و به عبارتي چه الزاماتي باعث شد تا اينگونه؟ شود گفت: به نظر من كه به نوعي در جزئيات پرونده شهرداري تهران قرار دارم روند تحول اين پرونده تاحدودي ترديدهايي را در نفس مقوله اجراي عدالت به ذهن متبادر مي سازد، لذا بايد قبل از اينكه به اين سئوال پاسخ دهيم تحولات سياسي اتفاق افتاده از مجلس پنجم به بعد را مرور كنيم. البته اين نكته را متذكر شوم كه در اين جريان و تحولات چند ماهه گذشته كه نهايتا منجر به دستگيري آقاي كرباسچي شد متاسفانه هيچ برنده اي نخواهد داشت ولي يك بازنده بزرگ دارد و آن هم نظام اسلامي و مجموعه نهادهاي سياسي و تزلزل قواي سه گانه در كشور است و لذا اين روند درمجموع به نفع انقلاب و نظام نيست البته من اين را قبول ندارم كه وقتي اتفاقي افتاد اين موضوع را القاء كنيم كه قوا نبايد با هم درگير شوند و بگذاريد كار در آرامش جريان يابد، ضمن اينكه معتقدم افرادي هم به طوري افراطي به اين مسئله دامن مي زنند كه قوه مجريه بايد در اين تحولات نقش آفريني ويژه داشته باشد به طوري كه نهايتا رودررويي قوا نتيجه شود و مسلما عده اي آتش بيار معركه هستند و سود نهايي از آن آنهاست. س: آقاي ربيعي! منظور شما از اين عده خاص چه كساني؟ هستند ربيعي: دو گروه به طور كلي از اين جريان سود برده و آگاهانه و ياناآگاهانه به مسئله دامن مي زنند: يك گروه كه به انقلاب و نظام هيچگونه علاقه اي نداشته و ندارند و احساس مي كنند كه نمايش اين نوع حركت ها ناكارآمدي نظام را گواهي مي دهد، شما اگر به برخي يادداشتهاي اين طيف نگاه كنيد مي بينيد كه درواقع نوعي القاء مي شود كه همه سيستم فاسد است درحقيقت اين نوعي جنگ قدرت است كه در نظام آغاز شده است اين گروه خود را برنده نهايي اين جريان مي پندارد و نمي تواند شور و شعف خود را پنهان كند. به باور من اين نوع القائات اعتماد مردم كه بزرگترين سرمايه انقلاب اسلامي است را خدشه دار مي كند. گروه دوم به نظر من جرياني است كه در درون نظام است و براساس تحليل ها و تهديدهاي خودساخته به فرضيه سازي فضايي با بستر تهديدهاي كذايي مي پردازد اين تحليل ها كه با جريانات ديگري از اين طيف كه عصبانيت و فشار آنها عمدتا ناشي از ناكامي هاي غمگنانه آنان در رقابتهاي انتخاباتي است مزيدي بر علت شده تا طيف گسترده تري را در اين جريان تشكيل دهند كه هركدام از اين ها غمگيني ناشي از نوعي ناكامي را با خود حمل مي كنند. س: مبناي اين دسته بندي شما؟ چيست ربيعي: من از مدتها قبل (از اوايل انتخابات مجلس پنجم ) زمزمه هايي رامي شنيدم كه البته گواه سخن من يادداشتها و حرفهايي است كه عمدتا در محافل وابسته به اين طيف نوشته يا گفته شده است. خواست كلي اين گروه منتهي به شهردار تهران نيست و علنا هم بيان كرده اند كه قضيه نبايد به شهردار تمام شود و همه افراد موثر ديگر در هر پست و مقامي كه باشند بايد مشمول اين جريان آغاز شده گردند. من قصد ندارم كه به طور صريح اشاره كنم ولي همين نكته را عرض كنم كه انتهاي هدف اين نوع تفكر افراد مقتدر و موثر نظام اسلامي است و يا در جاي ديگر وقتي بحث مي شود كه اساس تخلف كمك به انتخابات رياست جمهوري است دقيقا به چالش كشاندن رئيس جمهور و گروههاي حامي ايشان مدنظر و هدف اينان است. س: به زمزمه هاي محفلي اشاره داشتيد اولا بفرمائيد منظور ؟ چيست ثانيا اين دسته بندي شما از جريانهاي سياسي چه مبنايي مي تواند؟ داشته باشد ربيعي از مجلس پنجم به بعد ابتدا از نقطه هاي افراطي طيف راست شاهدارائه يك تحليل بوديم كه بعدا به طور گسترده يي در محافلي كه سابقه فعاليت مستقيم در جناح راست را ندارند اما به عنوان همسويان غيرمستقيم اين جناح قلمداد مي شوند، مطرح گرديد تحليل اينها اينست كه جرياني در داخل نظام شكل گرفته و اتفاقا برخي افراد شاخص نظام هم تسهيل كننده اين جريان هستند كه منادي نوعي تفكر و برداشت خاصي از قانون اساسي و انقلاب اسلامي هستند و قصد تضعيف برخي مباني نظام را دارند. به اعتقاد اين گروه شاخص و عقبه مالي و مديريتي اين جريان شهردار تهران است، اين تحليل بر اين باور است كه جريان چپ در كشور توانايي ايستادگي و رشد را نداشته و به اتكاء طيف پيش گفته (كه عقيده مالي و مديريتي آن به شهردار تهران وابسته است ) به حيات خود ادامه داده و مي دهد. لذا بايد اين طيف را از گردونه سياسي خارج كرد تا جريان چپ هم باصطلاح در جاي خود بنشيند. س: متاسفانه روندي كه شما به آن اشاره كرديد مبتني بر فرضيه هايي است كه تنگ كردن حلقه انقلاب را تجويز مي كند آيا به نظر شما اين نوع حركات وجريانات نيز مي تواند در همين راستا تعبير؟ شود ربيعي: اتفاقا به نكته جالبي اشاره كرديد، متاسفانه يكي از گرفتاريهاي ما هميشه ناشي ازاين فرضيه سازي هاي ناشيانه است كه از درون طرفداران نظام راتقسيم بر دو مي كند اين فرضيه سازيهاادامه خطي است كه از سالهاي قبل قائل به تنگ تركردن حلقه طرفداران انقلاب اسلامي بود و روز به روز نيز با خلق عبارات جديد عده اي را به خارج از مرز دوستان مي راند، عباراتي كه در انتخابات گذشته به گوش مي رسيده است كه نه تنها پشتوانه تحليلي موفقي ندارد بلكه نوعي دشمن پروري در درون را باعث مي شود. اين تعابير مكمل همين تحركات بوده ولي اينبار مسائل اتفاق افتاده فراتر از واژه سازي و سرمقاله و شعار و.. بود و به نظر من حالت عملي به خود گرفته است. س: آثار اين نوع حركتها بر جامعه؟ چيست ربيعي: جريان اول همچنانكه گفته شد مي خواهد از هر حركتي به نفع خود و به ضرر نظام استفاده كند و با القاء اين تلقي كه سيستم فسادپذير است و شهردار تهران نيز جزئي از اين سيستم مي باشد، در پي تحميل اين برداشت به جامعه است كه عمر حكومت به سر آمده و درگيري بالايي ها، نشان از ضعف و بحران در حكومت است. اما جريان دوم ناخواسته و لجبازانه اعتماد مردم به نظام را هدف قرار داده است در واقع بايد توجه داشت كه وضعيت فعلي انقلاب ثمره تلاش هاي حضرت امام (ره ) زجرهاي، ملت و خون شهيدان بسياري است و پيام اين همه كوشش نوعي آرمانگرايي در سعادت افراد و به عينيت رساندن كلمات و تعابيري همچون خدمت يك وظيفه ما است، همه شيفته خدمت ما هستيم، براي سعادت و به كمال رساندن انسانها آمده ايم و... مي باشد. اما اتفاقات اخير كه جناحهاي داخلي ايجاد كرده و دشمنان دمنده آن بوده اندبا اهداف آرماني انقلاب فاصله بسياري دارد و براي همين است كه بنده معتقدم اين تعارض باوري در اذهان مردم نوعي بي اعتمادي را باعث مي گردد. اعتمادمردم البته خط كش و ميزان خاصي ندارد و چشم هاي ساده بين هم اين تطور نزولي اعتماد را نمي بينند، من مي خواهم بگويم كه مظلوم ترين قرباني اين جريان، نظام و نهادهاي مقدس آن هستند. س: واقعا بااين تحكمي كه در كلام شما ديده مي شود احساس مي كنم در شهرداري هيچ اتفاقي رخ نداده است. آيا شما براين باوريد كه هيچ تخلفي در شهرداري تهران صورت نگرفته؟ است ربيعي: من نمي خواهم بگويم كه در شهرداري هيچ كس تخلفي انجام نداده امابايد ابتدا كارهايي را كه به عنوان خلاف گفته شده است دسته بندي كرده و سپس در خصوص نوع آن حكم كرد. ببينيد! سوء مديريت يك مسئله مجزاست تخلفات ناشي از غيرشفاف بودن قوانين و يا باصطلاح تخلفات ديوان محاسباتي هم يك مقوله جدا و تعريف جدايي دارد و مسئله اختلاس و نفع شخصي بردن و در يك كلام دزديدن بيت المال هم تعريف خاص خود را مي طلبد. من به عنوان شخصي كه سالها با پرونده هاي متعدد ازاين قبيل سروكار داشته ام و با انواع پرونده ها آشنا هستم و البته اطلاعاتي نيز در دسترسم مي باشد، بطورقطع و يقين مي گويم كه مسئله شهردار تهران در موضوع اختلاس نمي گنجد. شناخت من از آقاي كرباسچي اينست كه ايشان شخصي متهجد، متدين و خداترس است، منتهي در سليقه مديريتي خود تابع تئوري مديريت باز مي باشد. لذا اين يك ظلم است كه ما آقاي كرباسچي را جزو اختلاس كنندگان بيت المال قرار دهيم. بعنوان كسي كه بطوردقيق اين پرونده را تعقيب كرده ام و با برخي افراد دست اندركار نيز مباحثاتي در اين خصوص داشته ام بايد بگويم كه هيچ اختلاسي از آقاي كرباسچي مشاهده نشده و چه خوب بود اگر از روز اول آنچه حق قضيه بود به مردم مي گفتيم. اما اينكه آيا در شهرداري اختلاس رخ؟ نداده اساسا دستگاههايي كه با مردم سروكار دارند و از نظر نوع برخورد، قانون دست آنها را باز گذاشته، اختلاس امر عادي است، مثلا در يكي از نيروها و حتي يكي از قواي سه گانه كه مدعي رسيدگي به اين پرونده هستند هر موقع كه توري پهن شود، فاسدي به دام مي افتد. ولي اين نمي تواند دليلي بر فاسد بودن شخص بالاي آن سيستم باشد، اين مثل اينست كه در يك قوه اي چند تا خلاف كار و اختلاس كننده بگيريم و سريع حكم كنيم كه رئيس آن قوه هم اختلاس كرده است. لذا مي بايستي از اول بحث شهردار تهران را با تفكيك سه مقوله ياد شده موردبررسي قرار مي داديم و آنگاه دستگيري حيف و ميل كنندگان بيت المال را به يكي از كارهاي بزرگ و زيباي نظام تبديل مي كرديم و حتي آن را بعنوان نماد فساد ستيزي حكومت قلمداد مي نموديم. اما آيا غوغاسالاري بيهوده، غلوهايي كه در اين زمينه صورت گرفت مانند دادن چند تاب و سرسره به يك شهربازي در شهرستاني ديگر، تعميم هاي زوركي، برخوردهاي غلط در تحقيقات مقدماتي، حبس هاي انفرادي چهار ماهه و... مبارزه با طبقات بي هويت؟ بود! به نظر من اين نوع اقدامات زمينه اي شدتا شبهاتي به پرونده شهرداري تهران وارد شده و بوي غرض مندي سياسي از آن به مشام برسد. براستي مگر در همين نظام، وزير و وكيل و.. به جرم خلاف كاري دستگير مگر؟ نشدند در سال هاي گذشته شهردار اسبق تهران و مجموعه معاونينش را دستگير چرا؟ نكردند بر سر آنها غوغاسالاري نشد و وجدان عمومي جامعه بر طبيعي بودن روند آن پرونده ها حكم؟ كرد! لذا به نظر مي رسد كه شائبه غيرطبيعي بودن و سياسي بودن از نحوه برخورد مجريان اجراي پرونده شروع شد نه از بيرون. و نهايتا هم جامعه خواهد ديد كه شهردار تهران هيچ سوء استفاده شخصي نكرده است. س: يكي از مهمترين موارد اتهام آقاي كرباسچي و شهرداري مناطق هزينه كردن پول براي انتخابات مجلس پنجم و عمدتا رياست جمهوري بوده است آيا بنظر شما اين مورد مي تواند محلي از اعراب داشته باشد با توجه به اينكه محل هزينه هاي انتخاباتي جناح مقابل نيز هيچگاه رسما اعلام؟ نشد ربيعي: تمام گروههاي سياسي كه تبليغات مي كنند مسلما پول تبليغات را مانند كارگزاران بدست مي آورند. مگرهزينه هاي ميلياردي انتخابات مجلس پنجم و رياست جمهوري جناح مقابل ازصندوق اعانات مردمي تامين؟ گرديد براساس قرائن و شواهد عده اي سرمايه دار و پولدار هزينه انتخابات آنها را تامين كردند كه اگر فرصت باشد در آينده به جزئيات اين موضوع خواهيم پرداخت. حتي در دادگاه هاي تاجران يكي از كساني كه متهم به كمك انتخاباتي بود اعتراف كرد كه براي جناح ديگر هم هزينه هايي را متقبل شده است. من سئوال مي كنم آيا انصافا هزينه تبليغات جناح مخالف را عده اي متدين نماز جمعه بروتامين كردند و يا عده اي از همين قبيل موارد مخالف. البته روش تبليغاتي كه در كشور ما رايج شد متاسفانه مبتني برالگوهاي غربي است و من معتقدم كه بايد با اصل اين روش مخالفت شود ولي تااين شيوه مرسوم است اينگونه هزينه هانيز قابل توجيه مي نمايد. ضمن اينكه اگر اين جرم است حتما براي ديگري نيز جرم قلمداد مي شود و مسلما اينگونه نيز هست مانند شايعاتي كه طي روزهاي اخير درمورد در اختيار قرار دادن كاغذ مفت وارزان از سوي يكي از وزارتخانه ها به ستاد انتخاباتي جناح مقابل گفته يا مي شود، دادن وامهاي كذا و كذا حرف من اينست كه اگر گرفتن پول از پيمانكاران براي انتخابات جرم است اولا اين روش غلط مرسوم انتخابات ماست و ثانيا به جناح مقابل هم سري بزنيد. و گرفتن پول از سازمانهاي دولتي تحت عناوين مختلف را مورد بررسي قرار دهيد. س: آقاي ربيعي! در مقام مقايسه نظام ما با نظامهاي غربي تفاوتهاي ماهوي دارد ولي بعضا و متاسفانه شاهد نوعي رفتارها هستيم كه حتي قواعد بازي رايج در نظام هاي غربي را بصورت نازلي پياده مي كنيم. آيا شايسته نيست كه تمام رفتارهاي ما در شان ماهيت ناب نظام اسلامي؟ باشد ربيعي: متاسفانه ما در حرف عليه انديشه هاي سكولار نظري شعار مي دهيم ولي در عمل و در نوع رفتارهاي سياسي برداشت بعضا بدتر ازسكولاريست و يا حتي ماترياليستي عمل مي كنيم و اتفاقا همچنان كه شما گفتيد به قواعد بازي دنياي سكولار هم بي توجهيم. ممكن بود اين جرياناتي كه در كشور ما الان اتفاق افتاده، در جاهاي ديگر دنيا اتفاق بيافتد ولي كاملا عادي جلوه كند. اما مسئله مهمتر و در حقيقت دغدغه اصولي تر ما در مقام مقايسه نظام اسلامي و نظام هاي غربي كه شما اشاره كرديد، به نوع ميثاق اسلامي قرارداد اجتماعي حاكم بر جامعه ما بر دلسوزان مي گردد انقلاب همه به ياد دارند كه قرارداد اجتماعي كه ما در اوايل انقلاب با خدا و مردم بستيم بسيار انساني تر متفاوت تر، و متعالي تر از عرف معمول دنيا بود و به تعبير من نوعي قراردادانقلابي بود، براساس اصول اين قراردادعزت و كرامت رشد انسانها، و بالندگي افراد و رضايت جامعه، خدابعنوان ملاك عمل، اثبات و نفي افرادبراساس خداخواهي و با ميزان رضايت حق و در يك كلام رحماء بينهم مي بايستي در جامعه حاكم مي شد و بنابراين بود كه مسئوليت گريزي بعنوان متاع دنيا ملاك باشد و اساسا مسئوليت يك آزمون الهي و معيار خدمت به مردم سنجيده شود. ولي امروز متاسفانه به نظر مي رسد كه اين قرارداد انقلابي كه ملاك رفتار ما بود به كنار رفته كه در اينصورت رفتارهاي سياسي اخير كاملا طبيعي است والبته نتيجه بسيار دردناكي را به همراه داشته كه متاسفانه جناح گرايان به آن نمي انديشند و نمي بينند كه چگونه و چه رنج آور تقدس هاي نظام آرام آرام شكسته مي شود و چه دردآور ثمراتي كه با هزاران مشقت و خون دل خوردن بدست آمده سست مي شود. براستي اگر همه مجموعه نيروهاي انقلابي، از هر خط و جناحي، و حتي آنانكه در نقطه مماس دايره طرفداران انقلاب حضور دارند، جمع بشوند با وجود مسائل داخلي و بين المللي چقدر مي توانند براي مردم محروم، زجر كشيده و فقير كشورمان ؟ خدمت كنند آيا با اين شرايط منطقي است كه به قلع و قمع خودي فكر كنيم و بافرضيه سازيهاي گوناگون يك روز اين و يك روز آن را به بيرون از دايره انقلابيون پرت؟ كنيم چرا خوب نمي فهميم كه نبايد از مشروعيت كل نظام براي به در كردن رقيبان فرضي؟ استفاده كرد مردم در حاشيه اين اتفاقات اگر چه به ظاهر در كناري نشسته اند ولي وقتي هاشمي را بعنوان يكي از اركان انقلاب وخاتمي را بعنوان برآيند انتخاب خود وبرخي مراجع و شخصيتهاي معتبر مي بينند كه از يك فرد حمايت مي كنند و از سوي ديگر عده اي مي خواهند همان شخص را با هزار وصله ناجور مجرم جلوه دهند، مسلما در درون دچار تعارض مي شوند، وقتي مردم مي بينند كه بخشي از نمايندگان مجلس، احزاب، گروهها، برخي روحانيون و.. از به اصطلاح يك كلاهبردار اختلاس چي! حمايت مي كنند، مسلم كه نوعي باور نادرست را از كليت نظام در ذهن خود مي پرورانند كه به نفع نظام نيست اساسا مردم به هر طرف كه مظنون شوند به ضرر انقلاب جامعه، و نظام است. از سوي ديگر بايد پذيرفت كه وجدان جمعي جامعه قضاوت نادرست نمي كند، توصيه مي كنم به ميان مردم برويد و ببينيد كه وجدان جمعي اختلاس شهرداري را نمي پذيرد. س: آيا اين دسته بندي شما مرزهاي شخصي جناح ها را نيز ؟ دربرمي گيرد به عبارتي آيا همه افراد جناح مخالف نيز تعبيراختلاس را از آقاي كرباسچي؟ دارند ربيعي: به نظر من اين بحث جناح چپ وكارگزار نيست، افرادي از درون جناح راست كه نگاه تيز جناحي نداشتند با من صحبت مي كردند و به هيچ وجه تلقي سوء استفاده از آقاي كرباسچي را نداشتند حتي يك نفر از وزراي سابق كه معروف بود پيگيري كار شهردار را مي كند مي گفت كه مسئله من اختلاس و... نبوده بلكه هدف بحث هاي شهرسازي و فني مهندسي تهران بود. من حتي با يكي از افراد بلندپايه سيستم قضائي كه جامعه از او يك برداشت اعتدال و عدالت دارد، صحبت مي كردم مي گفت اگر پرونده دست من بود حتماتبرئه مي كردم. حتي با برخي افراد فكور و معتدل جناح راست هم كه مباحثاتي در اين زمينه داشتيم، با وجود اختلافات جدي با شهردار تهران، اين نوع برخورد را مستحق ايشان نمي دانستند بيشتر مخالفت ما با اين جريان به لحاظ رفتار و تصميم گيري جديد و بي سابقه يي است كه تازه شروع شده و هدفش تضعيف دولت است. مسلما هيچ فردي مخالف برخورد باناسالمي ها نخواهد بود و وجدان فردي وجمعي خواهان بسط عدالت است ولي اجراي عدالت بايد پشتوانه نظري محكمي داشته باشد.