Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770123-41000S2

Date of Document: 1998-04-12

بحران فرهنگ در جوامع اسلامي بخش پاياني شيوه هاي آموزش موجود در جهان اسلام چيزي نيست مگر آئينه تمام نمايي براي منعكس نمودن شرايط عقب مانده آنها. شيوه حاكم در اين كشورها شيوه حفظ معلومات و فقدان شيوه هاي تطبيقي و تجربي در بررسيها، درسها و شناخت اين است شيوه نيزبر گرفتن بدون دادن اطلاعات يعني دريافت معلومات به طور كامل از سوي دانشجويان و عدم قابليت آنها در ارائه تحليل ها يا استنتاجات متكي اين است وضعيت همچنين بر شيوه امتحانات كه طرح سئوالات در آن همچون دوران آموزش يكطرفه است نيز حاكم مي باشد. اين وضعيت در مرحله دانشگاهي كه از آن انتظارآموزش دادن و تربيت كادرهاي علمي و فني براي به كار گماردن آنها در كارخانه ها، كارگاه ها وموسسات پژوهشي كه غالباغايب هستند به منظور به حركت درآوردن كشور به سمت جلو، نيزحاكم است. كادرهاي پرورش يافته در اين دانشگاه ها نيز با مشكلات ايجاد شده در كار خودبعد از مرحله دانشگاهي با همان شيوه يا روشي كه بر طبق آن در مدرسه و دانشگاه آموزش ديده اندبرخورد يعني مي كنند آنها انتظار راه حل هاي ازپيش آماده دارند و حاضر نيستند در اين زمينه سختي را تحمل كنند يا براي كشف و شناسايي اشتباهات و نارسايي ها تلاشي انجام دهند. علت اين است كه اين كادرها اتكاء به خود در موردارائه راه حل از طريق تجربه و استنتاج در غياببحثهاي متدولوژيك و يا شيوه هاي منظم براي شناخت علل را كسب نكرده اند. نتيجه گيري جوامع اسلامي اكنون در حالت خمودگي اجتماعي زندگي مي كنند كه تفكر و انديشه انسان را درقالبهاي معين محصور كرده است. خروج از اين قالبها يا تغيير معيارهاي ثابت نگرش به گذشته از طريق حركتهاي پوياي متناسب با اخلاق، ميراث، معتقدات و تعامل با وضعيت فعلي جامعه براي ايجاد حالت پيشرفت و حركت به جلو مشكل شده است. اكنون محيط اجتماعي در جوامع اسلامي بسته است و حالت ركود و نهادهاي ايستا شرايطمناسبي براي اوهام و دلايلي براي قصه پردازي گذشته گرايي، و ياوه سرايي ايجاد كرده است كه درنتيجه آن جوامع اسلامي در جا متوقف شده است اگر نگويم كه به نوعي بازگشت به عقب داشته است. محيط اجتماعي شيوه و سرشت تفكر و انديشه مردم را شكل مي دهد و فرهنگ حاكم بر آن را معين و مشخص مي نمايد، اين فرهنگ مانع از استمرارتمدن شده و پرده اي در جلو تراكم تجارب و اتصال ارگانيك بين گذشته و حال به وجود آورده است. سرزمين هاي اسلامي پل طبيعي سه قاره آسيا، آفريقا و اروپا است كه اين مسئله زمينه لازم براي برخورد و ارتباط با ملت هاي مختلف (همانطوري كه در گذشته بود ) را فراهم مي كند. اين شرايط به اضافه عوامل ديگري همچون نيروهاي متخصص توسعه مسلمان، امور زيربنايي و درآمدهاي مالي جوامع اسلامي را قادر مي سازد تا وضعيت حركت و مدرن سازي را ايجاد كنند، البته به شرط اين كه اصلاح فكر و انديشه بر آباداني كشورها اولويت يابد وبه انديشه هاي بزرگ كه وضع موجود را مورد چالش قرار مي دهند و باعث حركتهاي موضوعي مطلوبمي گردند اجازه طرح داده شود. برماست كه به منظور تغيير اين واقعيت ها به عقل هاي خود اجازه ارزيابي حقايق و ارزشيابي شرايط و علت يابي حوادث را بدهيم و به امور از زواياي مختلف نگاه كنيم. اين حركت بلوغ جامعه را عمق مي بخشد و باعث افزايش هماهنگي و وفاق بيشتر اعضا و واحدهاي جامعه مي شود و ضمن پاسخ گويي به تغييرات جديد باعث از بين رفتن حالت يك نواخت و راكد مي گردد. چنين حركتي است كه پيشرفت و توسعه و حركت به سمت جلو را ايجادمي كند. و چه راست گفت خداوند بزرگ زماني كه درقرآن فرمود: وقل اعملوا فسيري الله عملكم و رسوله والمومنون.