Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770120-40983S3

Date of Document: 1998-04-09

ستيزه جويي با افكار عمومي، رويارويي با منافع ملي! وقايع روزهاي اخير، مصادف با آغاز سال جديد و با دستگيري شهردار تهران منجر به تنش ها و ايجاد حساسيتهاي وسيع گرديد. اين وقايع، ريشه ها و علل بسياري دارد كه توجه به آنها مي تواند ما را در درك شرايط مهم تاريخي و بسيار باريكي كه دولت و نظام جمهوري اسلامي با آن روبروست ياري فراوان نمايد. اكنون در اينكه علت العلل اين وقايع كاملا سياسي بوده و بازتاب شتابزده يك گروه سياسي فاقد پايگاه اجتماعي است ديگر هيچ شكي وجود كمترين ندارد دليل اين مدعا، فقدان هرگونه توجه به پرونده هاي نهادها و اشخاص مرتبط با جناح راست در رابطه با مسائل مالي و حساسيت نامعقول و برخوردهاي غيرقانوني با مديران فعال و نوگراي جريان سازندگي است. فعلا از اين مسئله درمي گذريم. بحثي كه در اين يادداشت كوتاه مطرح مي كنيم، نگرشي از منظر منافع ملي به حركات و رفتارهاي يك جريان و جناح سياسي است. ادله وافي، بويژه وقايع اخير، دلالتي واضح بر بي توجهي و حتي رويارويي عمدي با منافع عمومي دولت و ملت ايران در شرايط حاضر دارد. تبعات فعاليتهاي تهديدكننده و مرعوبگراين جريان، با تحليلي ابترازموقعيت سياسي جريانهاي سياسي، نه به سود يك گروه خاص و نه به زيان جرياني ويژه است، چرا كه روند روبه رشد آگاهيهاي سياسي و فرهنگي و رشد عقلانيت و روشنگري نسبت به حقوق طبيعي و قانوني درميان اكثريت مردم، ديگر مجال بازگشت به شرايط همگنانه ويكرنگ و تجويزي سابق را نمي دهد. علاوه برآن، حمايت اصولي و تاريخي مردم از رياست جمهوري منتخب نيز صرفا حمايت از يك فرد محبوب نبوده، بلكه تجلي دفاع از ماهيت پيشرفت و توسعه ايست كه سرافرازي و اقتدار تمدن نوين اسلامي در كشور ايران در ظل آن قرار دارد. نكته مهمي كه نبايد از آن غفلت كرد، فقدان يك درك ابتدايي از منافع عمومي كشور و حتي يك استنباط بدوي از ماهيت عملكرد سياسي در عصر جديد و شرايط تازه در كشور ماست. زيرا بدون توجه به اوضاع بين المللي و با يك تحليل ساده از اوضاع داخلي نيز مي توان دريافت كه اين جريان با روح ملت و پيشرفت و توسعه مخالف و بيگانه است. تماميت خواهي در بيان، و استفاده از شيوه هاي خشن و بهره گيري غيرقانوني از ابزار قانون - نظير چشم بندزدن و تحقير و اعلام جرم در مطبوعات و هتك حيثيت و سلولهاي انفرادي و... - براي از ميدان به در بردن رقيب، نمونه اي افشا شده و زشت از اين عملكرد غيرمسئولانه و خلاف منافع ملي و مصالح عمومي است. آنچه كه در اين رابطه جلب توجه مي كند، بي توجهي به صدماتي است كه به كليت نظام، بويژه حيثيت بين المللي آن وارد مي شود. جان كلام اينجاست كه در شرايط حاضر، اين گروه با به دست گرفتن شمشير داموكلس، موفقترين و كارآمدترين جريان در روند توسعه ايران را در محاق اضمحلال و تهمت فساد قرار داده و با درهم شكستن ستونهاي اصلي آن، يورشي همه جانبه به قلب جريان سازندگي را آغاز كرده است. آيا احكام قضايي اخير و مدعيان جريان شكست خورده، نمي توانست حداقلي از ملاحظات ملي را مطمح نظر قرار دهد تا آسيبهاي عظيم به حيثيت نظام و شرايط شكننده اقتصادي و اجتماعي كنوني وارد؟ نيايد جريانهاي سياسي ديگري نيزدر دوره هاي اخير بوده اند كه با بداقبالي سياسي در برخي برهه هاروبرو شده اند، اما به شهادت تاريخ اخير جمهوري اسلامي ترجيح ايران، داده اند سكوت كنند و با كار و فعاليت مستمر در مجاري قانوني كشور و با ملاحظات دقيق در باره مصالح ملي و حفظ حرمت نظام و آينده كشور اسلامي ايران، مجددا توفيقهاي بزرگ سياسي به دست آورده اند. اصل كلام نيز در همين نكته نهفته است: جريان اخير، جز كسب تماميت قدرت به هر قيمتي، رضايت خاطر نخواهد يافت. اينبار اين قيمت عبارت است از زوال ارزشهاي انقلابي، مايه گذاشتن از عظيم ترين محور و اعتبار ملي و مذهبي و لطمه زدن به حيثيت والاي آن، بي اعتباري مطلق قانون، سدساختن جريان سازندگي، از بين بردن اعتماد به نفس در مديران، لطمه زدن به اشتياق عمومي و آراء شگفت انگيزمردم، بي اعتنايي به موقعيت كنوني كشور در سطح جهان، افزايش بحرانهاي جدي اقتصادي، ايجاد جوتنش و خشونت، سوء استفاده ازگروههاي عاطفي به عنوان گروههاي فشار، زايل ساختن اعتبار مسدود دولت، ساختن منابع و ممرهاي درآمد و فعاليت دولت جديد و.. دستگيري شهردار تهران يكي ازحلقه ها، و به يك معنا از مهمترين حلقه هاي اين جريان متخالف باافكار عمومي و منافع ملي است.