Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770120-40975S13

Date of Document: 1998-04-09

يادداشت دلسردكنندگان مردم همزماني انتقاد شديد دو روزنامه عصر پريروز تهران از تشديد تورم و كاهش قدرت خريد مردم وعدم حل مشكلات اقتصادي مردم توسطدولت آنهم دريك روز باماجراي دستگيري شهردار چندان تهران، شگفت انگيز نيست. مجموعه رويدادها و تحولات چند روز گذشته و نيز رفتارها و واكنشهاي بازتاب يافته جناح شكست خورده در دو انتخابات گذشته در برخي روزنامه هاي عصر تهران، از اجراي سناريويي خبر مي دهد كه گرچه ازمدتها پيش و به دقت طراحي اما شده، تنها دو مشكل كوچك دارد: دست كم انگاشتن شعور كم نظيرمردم شرافتمند و نجيب ايران ازيك سو، و اجراي ناشيانه اين سناريوي دقيق از سويي ديگر. چنين مي نمايد كه مطابق اين سناريو و از طريق تحركات قضايي، مطبوعاتي و صداوسيمايي، چند روز گذشته، طراحان و مجريان آن با پيشبرد 2 تاكتيك يك اجرايي هدف استراتژيك و بسيار مهم را دنبال تاكتيك مي كنند از نخست، طريق بازداشت شهردار تهران وعضو ثابت كابينه در تمام 9 سال اخير دنبال مي شود و عبارت است از مشغول كردن ذهن دولت و بدنه مديريتي دستگاههاي اجرايي كشور به اين بزرگترين بحران داخلي كشور ظرف 18 سال گذشته ونيز دلسرد كردن مديران مياني و ارشد كشور با گسترش فضاي بي اعتمادي آنان نسبت به وجود حداقل امنيت قضايي و حتي حيثيتي در كشور. نتيجه طبيعي و مورد انتظار از القاي اين فضا، توقف امور اجرايي و كند شدن روند پيشبرد برنامه ها و عمليات اقتصادي دولت در جهت حل مشكلات و انتظارات اقتصادي مردم است. رويداد چنين اتفاقي، زمينه را براي موفقيت در اجراي تاكتيك دوم شكست خوردگان در انتخابات مجلس پنجم و رياست جمهوري هفتم آماده مي كند. نشان دادن هر چه وخيمتر اوضاع اقتصادي - اجتماعي كشور، تحريك افكار عمومي، خلاصه شورشگري مردم و قيام آنان عليه دولت. گرچه رفتار 9 ماه گذشته جناح شكست خورده ثابت مي كند كه اين گروه خود را يك بازنده استراتژيك در مناقشات و تحولات اجتماعي - سياسي ايران مي داند و ديگر مطلقا اميدي به جلب افكار عمومي به سوي خود و در دست گرفتن قدرت اجرايي از روشهاي مردمي ندارد، اما به مصداق اين مثل كه ديگي كه براي من نجوشد، زمينه هاي بي اعتبار كردن دولت و جناح پيروز در انتخابات را دنبال مي كند. با توجه به پيامدهاي كران ناپيداي اين سياست، پيداست كه كنندگان و كوشندگان اين قضايا، در موردخطرات اين فرآيند براي كل نظام و سمت و سوي آن، دغدغه خاطر چنداني ندارند. در نتيجه چنين تحليل و سناريو و رفتاري است كه اگر مثلا يك منافق بكوشد درجلسه اي بين المللي به گوش يك وزير ايراني سيلي بزند، حتي اگر همه شخصيتها و مجامع و نهادهاي معتبر جهاني نيز اين حركت زشت و قرون وسطايي را محكوم كنند، برخي روزنامه هاي نيمه رسمي در ايران از بابت اين عمل به دولت جمهوري اسلامي ايران حمله مي برند. هدف اصلي از پيشبرد دو تاكتيك ياد شده در بالا نيز، ظاهرا ناتوان جلوه دادن دولت و تفكر حاكم بر دستگاه اجرايي در حل و فصل مسائل ژرف اقتصادي - اجتماعي كشور است در جايي كه نخستين روز كاري كشور با بحران بسيار بزرگ پيش ساخته اي از سوي مخالفان دولت آغاز شد كه طبعا همه ذهن اعضاي آن را - همچون همه ديگر آحاد ملت - به خود مشغول داشت، آفرينندگان اين بحران، با روزنامه هاي هوادار خود به مصاحبه مي نشينند و ازعدم حل مشكلات اقتصادي مردم توسط دولت ابراز نگراني مي كنند و براي مردم دل مي سوزانندكه قدرت خريد مردم ايران - براساس برآوردهاي يك خبرنگاركيهان - تنها در تعطيلات نوروز امسال 22 درصد كاهش يافته است. با اين همه، صرف طراحي و اجراي سناريوي تضعيف دولت و ناتوان جلوه دادن آن در نظر مردم با كمك انواع كارشكنيها، آنچنان نگران كننده نيست كه دروغپردازيهاي اين روزنامه هاي جناحي. نيك يا بد، مدتهاست كه ما از كنندگان و كوشندگان اين رفتارها و نويسندگان آن روزنامه ها، ديگر نه انتظاري داريم و نه گله اي. سالهاست - به طور دقيق، از ابتداي پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي - كه اين گروه، با وجود حضور در تمام مراكز قدرت و حتي دولت و نيز در دست داشتن زمام امور بيش از يك قوه از قواي سه گانه كشور، عملا جز نقش اپوزيسيون نظام و دولت جمهوري اسلامي ايران را ايفا نكرده اند. اينان البته، چون با اطلاعات كامل و از درون تشكيلات و - بدتر از همه -با ظاهر دلسوز و فريبنده به ايفاي نقش و كاركرد مخالف خواني خود با همه سياستگذاريها و اقدامات دولت پرداخته اند، ميزان تاثير منفي و اثر تخريبي اعمالشان به مراتب بيشتر از بقيه اپوزيسيون قانوني و غير قانوني كشور بوده است. در تمام 20 سال گذشته، اين گروه در حالي در نظام و دولت اختيارات و حضور مشترك داشته اند كه هرگز حتي سرسوزني مسئوليت مشترك نيزنپذيرفته اند و همواره كوشيده اندتا در عين بهره مندي از امكانات و قدرت اجرايي و نظارتي وقانون گذاري، سوار بر موج احساسات مردمي تنها به انتقادبپردازند. اينكه چگونه و چراهمه اين امكانات و سياست بازيهاي 20 ساله چنين نقش بر آب شد وبرعكس از آب درآمد، نيازمندگفتار ديگري است. بنابراين، ما را از اينان دررفتار سياسي همشان و مطابق بااخلاق اسلامي و انساني، انتظارچنداني اما نيست ارائه ارقام و اعداد مالي و اقتصادي يكسره بي پايه، بي هيچ اساس حتي شبه علمي و القاي برداشتهاي عوامانه و شبه قرون وسطايي از اقتصاد و اوضاع اقتصادي كشور به مردم از طريق برخي روزنامه هاي سابقا كثيرالانتشار، براستي ظلمي تاريخي و جنايتي نابخشودني در حق ملت بزرگوار ايران است كه پيامدهاي منفي و ناگوار آن در بنيانهاي فكري مردم - نه پيرامون دولت و هواداري از آن، بلكه دراعتقاد به آمار و اخلاق و... -براستي غير قابل ارزيابي است. در حالي كه مجموع رشد شاخص قيمت كالاها و خدمات مصرفي در نقاط شهري كشور - مطابق دقيقترين ارقام رسمي و كارشناسي با معيارهاي علمي - درحال حاضر كمتر از 17 درصد در سال است اين روزنامه ها تنها به استناد گزارش چند ساعته خبرنگارخود از تغيير قيمت چند قلم كالا وخدمات مصرفي، رشد قيمتها را - به دروغي بزرگ - درصد 40 اعلام مي كنند و نتيجه مي گيرند كه عدم تناسب بين افزايش قيمت ها و حقوق كاركنان، باعث كاهش قدرت خريد مردم، تعميق شكاف طبقاتي و بالا رفتن نرخ تورم خواهد شد; حال آنكه به جز سالهاي 1373 و 1374 در تمام سالهاي پس از پايان جنگ تحميلي به اين سو، قدرت خريد متوسط مردم - از جمله در سال گذشته - همواره بيشتر شده و مثلا در سال 1376 به ازاي نرخ تورمي كمتر از 17 درصد دستمزدهاي حقوق بگيران /17 5حداقل درصدافزايش يافته است. به اين ترتيب و اگر در ديگرزمينه هاي اخلاقي و سياسي و ديني و خبررساني نيز ميزان پاي بندي وتعهد اين گروه به درستي داده هايشان در همين حد واي باشد، اگر از پس امروز بود فردايي. به علاوه، و در حالي كه دست كم نتيجه عملي اين تحركات به صورت تلاش براي تشديدنارضايتي عمومي و دلسرد كردن مردم از دولت - و به تبع آن نظام -محرز است، آيا بيانات همين دوهفته پيش مقام معظم رهبري مصداق عيني داخلي نمي يابد كه فرمودندمايوس كنندگان مردم اگر خود جزيي از دشمنان كشور و نظام دست كم نباشند، سر انگشتان آنها؟ هستند حال اگر اين دلسرد كردن و نا اميدسازي با چاشني دروغ پراكني، تلاش آمارسازي، براي فريب افكار عمومي وتحريك دروغين ملت براي شورشگري همراه باشد، بايد بركنندگان وانديشندگان آن چه نام؟ نهاد آياتجربه دوم خرداد تا اين حد؟ سوزناك بود سعيد ليلاز