Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770120-40974S2

Date of Document: 1998-04-09

اين گزارش نوشته نمي شد اگر... ماجراي درخواست يك آمار كاملا معمولي از روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش وزارت آموزش و پرورش در ميان وزارتخانه ها، سازمان ها و نهادها /19 5با ميليون دانش آموز و فرهنگي بيشترين مخاطب را به خود اختصاص داده است شايد يكي از علل عدم همكاري مطلوب مردم با وزارت آموزش و پرورش، اين باشد كه مسئولان اين وزارتخانه مشكلات خود را با مردم در ميان نمي گذارند در روزهاي آخر اسفندماه گذشته، هنگامي كه به محل كارم مراجعه كردم، نمابري نظرم را جلب كرد كه گردهمايي سالانه بحث و تبادل نظر درخصوص مسائل آموزشي نظام جديد متوسطه با حضور مديران هنرستانها و دبيرستانهاي كار و دانش دولتي و غيرانتفاعي شهر تهران برگزار مي شود. در حاشيه اين نمابر، يادداشتي از دبير گروه به چشم مي خورد كه از من خواسته بود گزارشي در مورد مسائل و مشكلات هنرستانها و دبيرستانهاي كار و دانش تهيه كنم. از اينجا وارد ماجرايي شدم كه منجر به تهيه اين گزارش شد. گزارشي كه اصلا قرار نبود تهيه شود. داستان از اين قرار است كه هنگام گردآوري اطلاعات براي تكميل گزارش خود، مي بايست با تعدادي ازمديران، معلمان و دانش آموزان اين دبيرستانها و هنرستانها نيز صحبت مي كردم. ولي از ميان افراد زيادي كه طي چندين روز سعي كردم با آنها درباره مسائل هنرستان هاي فني و حرفه اي گفت وگو كنم، تنها موفق شدم با چهار نفر صحبت كنم. دليل خودداري معلمان و بويژه مديران اين دبيرستان ها از صحبت كردن با خبرنگاران به گفته خودشان، دستور وزارت آموزش و پرورش مبني بر مصاحبه نكردن با خبرنگاران بدون هماهنگي با روابط عمومي اين وزارتخانه بود. با اين وجود، سرانجام با مشقت فراوان اطلاعاتي را كه لازم داشتم، تهيه كردم. ولي در ادامه گزارش خود، تصميم گرفتم تعداد هنرستان هاي فني وحرفه اي و دبيرستان هاي كار و دانش موجود در كشور را نيز ارائه دهم. از اين رو با قسمت هاي مختلف وزارت آموزش و پرورش، بويژه روابط عمومي آن تماس گرفتم. ولي پس از سه روز تلاش مستمر، آن هم با توجه به فرصت محدودي كه داشتم با عدم همكاري مسئولان روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش روبه رو شدم. نخستين قدم براي بدست آوردن تعداد اين هنرستانها و دبيرستانها، تماسي بود كه با معاونت متوسطه وزارت آموزش و پرورش گرفتم. الو، سلام، از روزنامه همشهري تلفن مي زنم. مي خواستم با آقاي منطقي كارشناس دفتر فني و حرفه اي صحبت كنم. - خودم هستم. بفرمائيد. آقاي منطقي، در حال تهيه گزارشي در مورد وضعيت هنرستان ها و دبيرستان هاي كار و دانش هستم. مي خواستم تعداد اين هنرستان ها و دبيرستان ها را در كشور بدانم. - بله. آمار مورد نظر شما موجود است. ولي شما لطف كنيد با روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش هماهنگ كنيد تا با من تماس بگيرند و من آماري را كه خواسته ايد، در اختيارتان بگذارم. الو، روابط عمومي آموزش و؟ پرورش - بفرمائيد. مي خواستم با آقاي ميرزائي (مديركل روابط عمومي )صحبت كنم. ايشان جلسه دارند. من گزارشي در مورد... تهيه مي كنم. آمار اين هنرستان هارا مي خواستم. - با شماره... تماس بگيريد. سلام. از روزنامه همشهري هستم. گزارشي در مورد... تهيه مي كنم. آمار اين هنرستان ها را مي خواهم. باآقاي منطقي صحبت كردم، گفتند يك نفر از روابط عمومي بايد به ايشان تلفن بزند و هماهنگ كند تا آمار مورد نظر من را بدهند. - بله. شما با آقاي خدامردي كارشناس ما با شماره تلفن... تماس بگيريد و به ايشان بگوئيد كه هماهنگ كنند. - آقا من كه چيز محرمانه اي نمي خواهم. شما خودتان تماس بگيريد و بگوئيد. - آقا مشكلي نيست. شما به آقاي خدامردي بگوئيد. ايشان حتما هماهنگ مي كنند. آقاي؟ خدامردي - بفرمائيد! از روزنامه همشهري تلفن مي زنم. گزارشي در مورد... (شرح همه ماجرا ) لطفا شما به آقاي منطقي تلفن بزنيد تا بعدش من تلفن بزنم و اين آماري كه الان 5 ساعت است دنبالش هستم را بگيرم. - شما بيست دقيقه ديگر تلفن بزنيد و سوالتان رابپرسيد. آقاي منطقي سلام. به شما تلفن؟ زدند - شما همان خبرنگار همشهري هستيد. خودم هستم. - بله از روابط عمومي به من تلفن زدند، ولي بايد به مدير من آقاي نشاسته ريز تلفن مي زدند. آقا چه فرقي مهم مي كند اين بود كه روابط عمومي در جريان قرار بگيرد كه گرفت. - آقاي... تقصير من نيست. اين موارد را بايد ازبالا به ما دستور بدهند. بخشنامه وزارتخانه است ديگر... - آقاي منطقي آخر چه فرقي؟ مي كند آقا من كاره اي نيستم. خب حالا من بايد چه كار؟ كنم - شما زنگ بزنيد به روابط عمومي و بگوئيد به آقاي نشاسته ريز مديركل دفتر فني و حرفه اي وزارتخانه تلفن بزنند تا ايشان با من هماهنگ كنند. (دوباره به روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش تلفن مي زنم. ) آقاي خدامردي، من الان به آقاي منطقي تلفن زدم. گفتند كه... - بله، بله. شما محبت كنيد درخواست خود را به صورت كتبي با عنوان آقاي ميرزائي مديركل روابطعمومي براي ما بفرستيد. آقا اين چه برنامه اي است كه شما؟ داريد - من كاره اي نيستم. شما لطف كنيد يك نامه براي ما ما بفرستيد حتما اقدام مي كنيم. آقاي خدامردي من ديگه فرصتي ندارم. من بايد حداكثر تا چند ساعت ديگر گزارش خود را تحويل دهم. درغير اين صورت به صفحه نمي رسد. - روال كاره ديگه. چه كار كنيم. گوشي تلفن را قطع مي كنم و شماره تلفن مستقيم مديركل روابط عمومي را مي گيرم. ولي از وزارتخانه بيرون رفته اند. صبح روز بعد تماس مي گيرم. سلام. مي خواستم با آقاي ميرزايي صحبت كنم. - هنوز تشريف نياورده اند. يك ساعت ديگر تلفن بزنيد. ساعتي بعد آقاي ميرزائي تشريف؟ آوردند - جلسه تشريف دارند. شما 2 ساعت ديگر تلفن بزنيد. دو ساعت بعد جلسه آقاي ميرزايي تمام؟ شد - بله، ولي متاسفانه شما دير تلفن زديد. ايشان تشريف بردند بيرون. كي؟ برمي گردند - معلوم نيست. شايد يك ساعت ديگر و شايد هم فردا. فرداي آن روز مي خواستم با آقاي ميرزايي صحبت كنم. - جلسه تشريف دارند. آقا پس كي مي شود با ايشان صحبت كرد. الان بايد باكي صحبت؟ كنم - شما با آقاي مشايخي معاون ايشان صحبت كنيد. سلام، مي خواستم با آقاي مشايخي صحبت كنم. -؟ جنابعالي از روزنامه همشهري هستم. - مشايخي هستم. بفرماييد. آقا من سه روز است كه يك سوال ساده دارم. نه محرمانه است. نه به جائي برمي خورد. من داشتم يك گزارش در مورد... (و شرح همه ماجرا ). - البته من به شما حق مي دهم. آقاي مشايخي آخر چرا روال كار روابط عمومي آموزش و پرورش اينگونه؟ است - آقا تلفني همينه ديگه. براي من هم پيش آمده. قبول هم دارم كه شما اذيت مي شوي ولي حالا كه شما از روابط عمومي گله مي كني ببين گله من از همشهري چيه. اول شما جواب من را بدهيد. - پس چي شد. حالا كه من گله دارم، چرا گوش نمي كني. شما گله تون را بفرماييد. - ببين. ما براي روز هواي پاك يك نامه مي دهيم. ولي شما آخر نامه در صفحه سوم روزنامه مي نويسيد كه آيا آموزش و پرورش بخشنامه كرده كه همه شركت مي كنند و در مورد همه تصميم مي گيرند. خب اين چه كاري است كه شما مي كنيد، مگه براي مطلب وزارت معادن و فلزات هم اين جوري نوشته بوديد. اين كارها چيه كه همشهري مي كند. - آخه آقاي عزيز شما نوشته بوديد روز 29 بهمن به عنوان روز هواي پاك تمامي فرهنگيان و دانش آموزان با رعايت مقررات و همراهي و همكاري درامر بهبود هواي شهر تهران مشاركت مي كنند. خوب همكاران ما هم در سرويس شهري نوشتند شما از كجا مي دانيد همه فرهنگيان و دانش آموزان در اين زمينه مشاركت لازم را خواهند داشت. آيا براي همكاري و مشاركت آنها بخشنامه اي صادر شده و به آنها داده شده؟ است - من از همشهري خيلي گله دارم. روزنامه بدي شده است. من مي خواهم با دست اندركاران همشهري صحبت كنم. يك خانمي هست كه اسمش چيه، همكاري خوبي با ما ندارد. من كه اينجا نشستم مي دانيد، نهايت همكاري را با همه نه دارم با خبرنگارها، بلكه با همه مردم. من كه همكاري نديدم. - گوش كن. نمي گذاري صحبت كنم. من اگر ارباب رجوع بيايد خودم كارش را پي گيري مي كنم. حتي اگر وظيفه من نباشد، من مي خواهم بگويم اون خانم، خوببا ما رفتار نمي كند. آقاي مشايخي انجام دادن يك كار ساده در روابط عمومي شما اين قدر طول مي كشد و كساني كه كاري با اين روابط عمومي دارند، اين قدر اذيت مي شوندكه حق دارند با شما همكاري نكنند. بله آقا. براي من هم پيش مي آيد. من هم اينجوري اذيت مثلا مي شوم اون مطلبي كه آخر اعلاميه ما براي روز هواي پاك اضافه كرديد، خوب من مي توانستم برخورد چكشي بكنم. ولي اين كار را نكردم. الان هم كه كار شما به ما افتاده، گفتم تلفن آقاي نشاسته ريز را بگيريد تا خودم به او بگويم و جواب بگيرند. ولي شما آخر نامه ما اون مطلب را اضافه كرديد. توي صفحه شهري هم كار كرديد. آخه به شما چه ربطي دارد. شما نامه را بگيريد و چاپ كنيد، به بقيه كارها چه كار داريد. آخه آقاي مشايخي، معاون محترم روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، مگر خبرنگار ما حقوق بگير روابط عمومي شماست كه خبري را كه شما مي گوييد به شما ربطي ندارد را بگيرد و چاپ كند. اين طور صحبت كردن صحيح نيست. - مگر شما، آخر نامه وزارت معادن و فلزات، چيزي نوشتيد كه آخر نامه ما اضافه؟ كرديد نه آقاي عزيز. بستگي داردكه... (حرف من را قطع مي كند ومي گويد ) حالا شما نمي خواهد كه براي من ماله كشي كني، من خودم ديدم آخر نامه وزارت معادن وفلزات چيزي اضافه نكرديد. آقاي محترم ماله كشي؟ يعني چي - آخه شما آخر نامه ما توضيح اضافه كرديد. من اميدوارم كه شما و روابطعمومي وزارت آموزش و پرورش، خودتان را اصلاح كنيد. خبرنگاران مي گويند شايد در توضيح اهميت روابطعمومي وزارت آموزش و پرورش ذكر همين نكته كافي باشد كه وزارت آموزش و پرورش در ميان ديگر وزارتخانه ها، سازمان ها و نهادها، بيشترين مخاطب را به خود اختصاص داده است. /19 5حدود ميليون دانش آموز و فرهنگي به طور مستقيم با اين وزارتخانه در ارتباط هستند. به علاوه والدين آنها نيز همواره درگير مسائل آموزشي بوده و در ارتباط با آموزش و پرورش هستند. طبق بررسي هاي صورت گرفته بيش از 90 درصد مردم با وزارت آموزش و پرورش در ارتباط اين هستند امر وجود يك روابط عمومي كارآمد را مي طلبد تا ارتباط مناسبي با مخاطبان خود برقرار كند. حسين طالبي خبرنگار حوزه آموزش و پرورش واحد مركزي خبر، با اشاره به اين كه مشكلات موجود در روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش به زمان وزراي سابق اين وزارتخانه نيز برمي گردد مي گويد: در حال حاضر شخصي كه با روابط عمومي اين وزارتخانه تماس بگيرد، اگر او را بشناسند كارش را انجام مي دهند، در غير اين صورت بايد كار خود را از طريق مراحل اداري انجام دهد كه كاري بسيار مشكل است. وي مي افزايد: در واقع، وظيفه روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش در اين خلاصه شده است كه اطلاعيه صادركند. به علاوه در حال حاضر نقش و جايگاه روابطعمومي اين وزارتخانه يا تبيين نشده است و يا اين توانايي در كاركنان آن وجود ندارد. با توجه به اين كه 95 درصد مردم كشور با اين وزارتخانه در ارتباط اگر هستند تصميمي در مورد آن گرفته شود يا بحراني در آن پيش آيد، به همه مردم مربوط مي شود. اين امر داشتن يك روابط عمومي قوي و منسجم را بيشتر مي طلبد. هر چند كه وضعيت فعلي اين روابط عمومي به سالهاي گذشته برمي گردد. طالبي، در ادامه سخنانش تصريح مي كند: در حال حاضر بايد جايگاه روابطعمومي وزارت آموزش و پرورش مشخص شود. همچنين مجموعه اين روابط عمومي بايد داراي ارتباطات صحيح باشد و از نظر ارتباط درون سازماني و برون سازماني نوع ارتباط خود را قوي كند. اين روابط عمومي علاوه بر اين كه سازمان خودش را نمي شناسد، ارتباط صحيحي نيز با آن ندارد. اين مطالب در واقع كليات مشكلات اين روابط عمومي است و جزئيات مشكلات آن بسيار زياد است. دكتر محمدحسين آل ابراهيم، دبير سرويس آموزشي روزنامه ايران نيز با اشاره به اين كه روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش اساس كار خود را بر اطلاع رساني قرار نداده است، مي گويد: به نظر مي رسد مسئولان اين وزارتخانه از ارتباط خبري با خبرنگاران وحشت دارند. آموزش و پرورش با همه افراد جامعه سرو كار دارد و تصميم گيريها و برنامه ريزيهاي آن نيز به همه مردم مربوط مي شود. ولي هيچ وقت وزيران و معاونان اين وزارتخانه در فكر ايجاد ارتباط منطقي با مطبوعات نبوده اند. عدم همكاري مطلوب مردم با وزارت آموزش و پرورش نيز به اين دليل است كه مسئولان اين وزارتخانه مشكلات خود را با مردم در ميان نمي گذارندو در اين زمينه، روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش بايد اقدام كند كه متاسفانه واقعا ضعيف عمل مي كند. اكرم ديداري، خبرنگار بخش فرهنگي روزنامه سلام نيز با اشاره به اين مطلبكه روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش در چند سال اخير ضعيف عمل كرده است، مي گويد: با انتصاب آقاي مظفر به سمت وزير آموزش و پرورش انتظار مي رفت كه تغيير و تحولات اساسي و مثبت در شيوه هاي ضعيف اطلاع رساني روابط عمومي اين وزارتخانه صورت گيرد كه متاسفانه اين انتظار تاكنون برآورده در نشده است جلسه اي كه چندي پيش بين خبرنگاران اين حوزه و مسئولان روابط عمومي برگزار شد، مسئولان روابط عمومي اعلام كردند از اين به بعد شيوه هاي مناسبو كارآمدي را در اطلاع رساني وجوابگويي به افكار عمومي از طريق رسانه هاي گروهي اتخاذ خواهند كرد. ولي متاسفانه همه اين وعده ها در حرف بود و در دست عمل، كم تاكنون تحقق نيافته است. وي مي افزايد: به عنوان نمونه به همه مناطق آموزش و پرورش و مدارس و حتي كارشناسان آموزشي و تربيتي طي بخشنامه اي ابلاغ شده كه نبايد با خبرنگاران مصاحبه كنند. خبرنگاران اين حوزه براي تهيه يك گزارش خبري يا مصاحبه با يك كارشناس، مي بايست به نامه نگاري هاي فراوان بپردازند و در نهايت نيز مشخص نيست كه پاسخ مثبت دريافت خواهند كرد يا ؟ نه همچنين عبدالله خليلي، دبير سرويس خبر روزنامه ابرار مي گويد: ظاهرا كار روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش انتشار اطلاعات و اخبار است; ولي تاكنون در نقش حفاظت اطلاعات عمل كرده است. يعني حتي به حوزه هايي كه مي توانند خبرساز باشندو يا به كارشناسان وزارتخانه اجازه نمي دهد با مطبوعات ارتباط برقرار كنند. در واقع درزمينه اطلاع رساني، تاكنون موفق نبوده است و دليل آن هم تغييراتي است كه در كل وزارتخانه صورت گرفته است. انتظار مي رود كيفيت كار اين روابط عمومي از ابتداي سال 77 به حد مطلوب برسد. به غير از دانش آموزان و والدين آنها، بسياري از دانشجويان نيز با توجه به رشته اي كه مي خوانند با وزارت آموزش و پرورش سر و كار پيدا مي كنند. اين دانشجويان براي تكميل كردن پايان نامه هاي خود و يا كارهاي پژوهشي كه زير نظر استادان دانشگاه انجام مي دهند، نياز به نظرسنجي از دانش آموزان، معلمان و يامسئولان آموزش و پرورش پيدا مي كنند. در اين ميان روابط عمومي هاي وزارت آموزش و پرورش - با توجه به اهميتي كه امر پژوهش و تحقيق دارد - مي توانند با ياري رساندن به اين دانشجويان موانع موجود در راه پژوهش آنها را از ميان بردارند. مجيدرضا صفتي دانشجوي كارشناسي ارشد رشته پژوهشگري اجتماعي در اين باره مي گويد: براي تكميل پروژه كارشناسي ارشد خود نياز به نظرسنجي از دبيران ودانش آموزان چند دبيرستان در چهارنقطه شمالي، جنوبي، شرقي و غربي تهران نامه اي داشتم از دانشكده خودمان به روابط عمومي اداره كل آموزش و پرورش شهر تهران بردم. نامه را گرفتند و گفتند: پرسشنامه ات را بايد به بخش تحقيقات ما نشان ولي بدهي بخش تحقيقات آنها بعد از مطالعه پرسشنامه اعلام كردند كه بايد دو سوالي كه در مورد ميزان آشنايي و ارتباط دانش آموزان با برنامه هاي ماهواره اي و فيلم هاي ويدئويي است عوض شود و صلاح نيست از دانش آموزان پرسيده هر شود چه به آنها گفتم كه اين سوالها با راهنمايي استادراهنما و مشاور پروژه ام تهيه شده و آن را با فرضيات تحقيق كنترل قبول كرده اند، در نكردند نهايت از قيد ارتباط اداري و رسمي با مدارس گذشتم و باتلاش فراوان چهار دبيرستان را در چهار گوشه تهران پيدا كردم و از طريق دوست و آشنا نظريات دانش آموزان و دبيران را گرفتم. وي، در ادامه با اشاره نابلدي هايي كه در كار روابط عمومي ها در ارتباط باپروژه ها و تحقيقات دانشجويي و دانشگاهي موجود است، اصلاح اين فرايند را دراصلاح تفكر مسئولان روابط عمومي مي داند و مي افزايد: براي روابط عمومي ها در وهله اول بايد كلاس روابط انساني و برخورد مناسب با ارباب رجوع برگزار كرد و بعد به كارهاي ديگر رسيد... خانم معصومه پورتقي، محقق ديگري كه در حال اتمام دوره كارشناسي ارشد خوددر رشته مديريت آموزشي است، مشكل ديگري را در ارتباط با روابط عمومي هاي وزارت آموزش و پرورش در حوزه تحقيقات مهم مي داند و مي گويد: قرار بود براي انجام پژوهش خود، به دبيرستانهاي پسرانه هم مراجعه كنم. ولي مسئول روابط عمومي يكي از مناطق تهران اين موضوع را نپذيرفت و اعلام كرد، حتما مي بايست يك آقا معرفي كنيد تا به مدارس پسرانه برود و با مدير مدارس (كه صد البته برادر هستند ) گفت و گو كرده و پرسشنامه مربوط به تحقيق را تكميل كند. در حال حاضر امر آموزش و پرورش كشور با كاستي ها و مشكلات فراواني روبه رو است; كه نبود برنامه ريزي صحيح، اساسي و كارشناسانه در دستگاه تعليم و تربيت يكي از مهمترين مشكلات است. حدود 95 درصد مردم با دستگاه تعليم و تربيت سروكار دارند كه كانال ارتباطي آنها روابط عمومي است. روابط عمومي اين سازمان مي تواند از يك طرف بيانگر خط مشي ها، برنامه ها و عملكرد سازمان به بيرون باشد و از طرف ديگر خواسته هاي بيرون سازمان را به داخل سازمان منتقل كند وسياستها و خط مشي هاي سازمان را جهت دهي كند. مسئولان آموزش و پرورش كشور با برنامه ريزي صحيح و اصولي براي روابط عمومي اين وزارتخانه و تبيين جايگاه آن مي توانند قدم مهمي براي ايجاد ارتباط مطلوب با مخاطبان خود بردارد كه بدون ترديد در ايجاد استحكام و توانمند ساختن پايه هاي آموزشي كشور موثر است. باري، اول قرار نبود كه چنين گزارشي تهيه شود، گزارشي كه از اول قرار بودتهيه شود. هنوز تهيه نشده است، چون هنوز هم نمي دانيم چه تعداد هنرستان فني و حرفه اي و دبيرستان كار و دانش در كشور موجود است و هنوز هم... سيد افشين اميرشاهي