Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770118-40972S1

Date of Document: 1998-04-07

سوء مديريت به بازداشت وي انجاميد، اتهام سوءمديريت است. البته همين كه چنين عنواني در هيچيك از قوانين جزايي و حقوقي و مدني ايران به عنوان اتهام يا جرم يا هر عنوان ديگري مطرح نشده، به روشني نشان دهنده ميزان اشراف به مساله و سمت و سوي ماهيت واقعي اتهامات مطرح شده عليه شهردار تهران است. در واقع، از ابتداي شكل گيري مفهوم مديريت در جهان تاكنون، يگانه ملاك حقوقي تشخيص مديريت درست يا نادرست بر يك مجموعه بزرگ يا كوچك، مقامات ارشد همان مجموعه يا ناظراني است كه قانون معين كرده است. از زمان پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران به مثابه انفجاري عظيم در صحنه معادلات سياسي نيمه دوم سده جاري جهان حدود 20 سال سپري شده است. در يك تقسيم بندي اعتباري و كلي، اين زمان نه چندان كوتاه و نيز نه چندان طولاني را مي توان به دو دوره مشخص تقسيم كرد: دهه نخست تحت عنوان دهه تثبيت صرف دفاع ازكيان و موجوديت نظام مقدس جمهوري اسلامي شدكه با خون مقدس دهها هزار شهيدهميشه جاويد و در جريان 8 سال دفاع مقدس به دست آمد و دهه دوم كه تحت عنوان دهه سازندگي به بازسازي ويراني هاي تحميلي از سوي دشمنان بزرگ انقلاب و نظام ونيز ترميم ناهنجاريهاي ساختاري به ميراث رسيده از دوران ستمشاهي اختصاص يافت و الحق كه اين دستاورد بزرگ نيز به كمك سرداراني به بزرگي سرداران رشيد جنگ تحميلي و جان فشاني سربازاني به همان اندازه دلسوز در صحنه سازندگي و آباداني به ثمر رسيد. همين جا بايد افزود كه هرگونه تلاش براي جداكردن اين دوران به يك اندازه شكوهمند و مقدس از يك ديگر، يك مغالطه دروغين با ريشه ها و زمينه هاي مشكوك در است هر دو دوره سرداران اصلي نبرد و سازندگي يكي بوده اند و نيز هيچيك از اين دو دوره، به تنهايي نمي توانست نشان دهنده ارزشها، حقانيت، ماهيت و كاركرد واقعي تمدن درخشان اسلامي -ايراني باشد. از دوران تثبيت انقلاب و دفاع مقدس، نام سرداراني سترگ بر تارك تاريخ ايران اسلامي نقش بسته كه نام اين كشور و آسودگي تك تك ساكنان اين سرزمين خدايي را در حال و آينده، تا ابد وام دار دلاوريها و جانبازيهاي كم نظير و سرانجام خون مقدس خويش كرده اند: شهيد حاج ابراهيم همت، شهيد مهدي باكري، شهيد حسين خرازي، شهيدشيخ زين الدين... اما دوران سازندگي و بالندگي اقتصاي نيز نظام، به گواه ملت بزرگ ايران به مثابه داوري راستين و اغواناشدني، از وجود سرداران و سربازاني بزرگ در تمامي عرصه ها، بي بهره نبوده است. در سايه تلاشها و زحمات طاقت فرسا و شبانه روزي اين مردان بود كه كشور اينك ما، به جاي تجربه سرنوشتي مشابه سرنوشت عراق، با حفظ همه دستاوردهاي حاصل آمده از خون شهيدان خود و پيروي كامل از ارزشهاي انقلابي و رهنمودهاي مقام معظم رهبري، چنان برقرار و مستحكم در صحنه معادلات سياسي و اقتصادي منطقه اي و بين المللي ايستاده است كه تحريم اقتصادي تمام عيار بزرگترين قدرت اقتصادي -نظامي جهان به مدت چهارسال، تحريم ضمني ديگر قدرتهاي بزرگ غربي، و كاهش يكباره درآمدهاي نفتي تا حد يك سوم نيز نتوانسته و نمي تواند در بنيانهاي اقتصادي، زيستي و -بر تارك همه اينها - ارزشي تمدن ما خللي وارد بر كند اين مدعا، از اعداد و ارقام كه از زبان آشتي ناپذيرترين دشمنان اين نظام نيز مورد تاييد قرار گرفته، فصلها مي توان راند. در ميان اين سرداران و سربازان فصل درخشان سازندگي نقطه اميد صدها ميليون مسلمان در سراسر جهان، اگر يك تن بي كمترين گفت و گو و مناقشه در صدر فهرست جاي داشته باشد، همانا غلامحسين كرباسچي شهردار تهران است. اين گفتار، تجليلي تملق گونه از مدير مسئول روزنامه همشهري نيست. بي كمترين ترديد، كرباسچي نيزمانند هر انسان ديگري در تمام تاريخ بشر به استثناي پيامبران و امامان مجموعه اي معصوم، از كاستي ها، نقاط قوت و ضعف، خطاها و برجستگي هاي اخلاقي و روحي است. اما به گواه تمام 20 سال گذشته كه از سوي دوست و دشمن بر سر آن اتفاق نظر وجوددارد، در ميان تمام خصائل غلامحسين كرباسچي، اگر تنها يك ويژگي مثبت مورد توافق موافقان و مخالفان و حتي معاندان نظام قرار داشته باشد، همانا مديريت درخشان اوست كه وي را به موفقترين مدير تاريخ نظام جمهوري اسلامي ايران از ابتدا تاكنون تبديل كرده است. بر خدماتي به گستردگي يك استان استراتژيك و پهناور مانند اصفهان و شهري به بزرگي و پرجمعيتي تهران، دست كم در گفتار حاضر نمي توان شرحي نگاشت. اين شرح بعدها در تشريح اين دوران حساس و شگفت از تاريخ سياسي -اجتماعي ايران نگاشته خواهد اما آمد براي كساني كه به گفته امام راحل خود حتي از اداره درست يك نانوايي نيز عاجزند، ذكر همين نكته كافي است كه غلامحسين كرباسچي، بي كمترين اتكا به درآمدهاي نفتي دولت - براي نخستين بار در تاريخ ايران - و بلكه ضمن كمك رساني مستقيم و غيرمستقيم به همه ديگرنهادهاي دولتي، ژرفا و سيماي زيستگاه 10 ميليون شهروند نظام جمهوري اسلامي را از محيطي آلوده، بويناك، خطرناك و غيرقابل زيست به شهري نمونه دست كم در اين سوي جهان تبديل كرد. اين در حالي است كه همين 10 سال پيش تعويض و تغيير ظاهرا گريزناپذير پايتخت كشور، درضعيفترين موقعيت دولت از نظر توان مالي، داراي ميلياردها دلار هزينه برآورد شده بود; ضمن آنكه بهرحال حتي تغيير پايتخت نيز نمي توانست از ضرورت عاجل حل قطعي - و نه مقطعي - مشكل تهران، سرسوزني بكاهد. بي كمترين اغراق، نقش غلامحسين كرباسچي در تثبيت و استحكام هر چه بيشترپايه هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران، به يادماندني و پايدار است: درزيست آسوده و با اعصاب راحت ميليونها تهراني، در پرورش صدها هزار كودك و نوجواني كه تنها از همين 8 سال پيش به اين سو فراغتي براي نواختن چشمان جوان خويش از سبزينه رو به گسترش تهران يافته اند، در آرامش رواني صدها هزار مسافري كه هر بامداد و شامگاه خيابانهاي شلوغتر از سابق را در مدتي بسيار كمتر مي پيمايند، در دهها و دهها مركز عبادت، مطالعه، هنرپروري وبالندگي روح و روان.. و، سرانجام در ايجاد فضايي بزرگ براي مفاهمه وگفت وشنود و رايزني كه سرانجام به بيمه كردن عمر انقلاب اسلامي ظرف دست كم دهه هاي آينده از طريق فرآيند انتخابات شكوهمند دوم خرداد انجاميد. آيا سهم و نقش غلامحسين كرباسچي در به صحنه كشاندن 30 ميليون ايراني عمدتا جوان به پاي صندوقهاي راي گيري به جاي اعداد 15 و 16 ميليوني قبلي - صرف نظر از نتايج راي گيري - اندك؟ بود اينها، با همه كليت و اجمال آن، باز هم همه خدمات كرباسچي به كشور و نظام نيست. بيش و پيش از همه، وي با روشهاي ابداعي و شجاعانه خود، به سرمشقي براي ساير مديران نظام و بويژه مديريت شهري ايران به عنوان مسكن 60 درصدجمعيت كشور تبديل شد كه با تاسي از وي، براستي فرآيند بازسازي ايران را به نوايي شتابنده، اما آهنگين و دلنشين در كشور بدل كردند و پس از سده هاي متوالي به جهان و جهانيان نماياندند كه اين حفظ ارزشهاي مقدس و ديني و اسلامي است كه بالندگي، اعتلاي مادي، گسترش علم و فن و سرانجام كمال روحي و مادي انسان را مي آفريند. به يك كلام، چنين بود كه تجربه سياه و تلخ قرون وسطاي اروپايي و حاكميت كليسا و نتايج آن جايگاه 5 سده اي خود را در فرضيه هاي علمي مبني بر ارتجاعي بودن مذهب - هر مذهبي - از كف داد. اين، آيا دستاوردي اندك؟ است با اين وصف، آنها كه اتهام غلامحسين كرباسچي راسو مديريت اعلام مي كنند و به دستگيري معمار و طراح بازسازي مديريت شهري در كشور دست مي زنند، آيا از داوري خدشه ناپذير و بي گمان ملت و تاريخ ايران؟ نمي هراسند آيا صرف مجادلات ومناقشات سياسي و جناحي مي تواند عامل و مايه اي براي تسويه حسابهاي جناحي و خطي تا آن حد باشد كه مدير ممتاز نظام جمهوري اسلامي را به سومديريت متهم و؟ زنداني كند كنندگان و انديشندگان اين اعمال، آيا از سرمشق ياس آور، سياه و نااميدكننده خود به هزاران مدير اجرايي كشور و ميليونها جوان نوخاسته اين تمدن كهنسال ابايي؟ ندارند آيا نبايد سرانجام روزي فرا برسد كه ازهارپاگ ها، بزرگمهرها، خواجه قائم مقام ها، نظام الملك ها، هاشمي ها اميركبيرها، و سرانجام كرباسچي ها به جاي مويه كردن و بارگاه ساختن بر سر استخوانهاي خاكستر در شده شان، همان دوران حيات يا صدارت تجليل كنيم يا دست كم اگر تجليل نمي كنيم، حبس وطرد و متهم و منكوبشان؟ نسازيم اين سنت شوم تاريخ ايران، سرانجام چه زماني ازساختار فرهنگي - اجتماعي و سياسي ايران رخت برخواهد؟ بست در مورد زمينه ها و ريشه هاي برخورد كنوني با غلامحسين كرباسچي و به طور كلي مديريت اجرايي كشور، به عوامل گوناگوني از جمله نقش وي در دو انتخابات اخير اشاره مي شود. اما از آنجا كه اين كشمكشها و تحولات در تمام 15 سال اخير در قالبهاي گوناگوني مانند مناقشه جناحهاي سياسي، اختلاف بين قواي مجريه و مقننه.. جريان، داشته، منوط و منحصر كردن آن به غلامحسين كرباسچي و نهاد شهرداري تهران، اندكي ساده انديشي است. بسيار ساده و كوتاه، مناقشه كنوني در ايران، نبرد بين تجارت ناسالم و مخرب اما سه هزار ساله ايران از يك سو، و نظام توليدي و عمدتا صنعتي نوپاي كشور از سوي ديگر است.