Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770118-40968S3

Date of Document: 1998-04-07

چرا؟ خشونت قانون گرايي اساسا با دو محور اساسي تلازم دارد- 1 ايجاد آرامش - 2 قابل پيش بيني نبودن تمامي حركت ها در جامعه اما اين موضوع با منافع نيروهاي خشونت گرا كه به دنبال تامين منافع خود از طريق ايجاد هرج و مرج هستند در تعارض مطلق قرار دارد. امروز نيروهاي خشونت گرا با 4 ويژگي اساسي قابل شناسايي اند- 1 حركت فراقانوني - 2 سركوب نظام قانوني - 3 كنترل زندگي خصوصي نيروهاي اجتماعي - 4 انسجام نيروهاي خشونت گرااز بالا در قالب گروه هاي فشار. اين چهار ويژگي كه در يك طيف از مخالفين دولت خاتمي در پوشش و محمل حركت به ظاهر قانوني تجلي يافته است، اكنون به عنوان يكي از مهمترين موانع تحقق شعار توسعه سياسي در دوم خرداد 1376 به شمار مي رود. عدم رويه قضائي روشن در برابر نيروهاي سياسي با توجه به شعار هر كس با ما نيست، عليه ماست، موضوع قانونگرايي دولت خاتمي را تا حد بسيار زيادي مخدوش كرده است، دستگيري هاي اخير و فشارهاي طاقت فرسا به مديران شهرداري جهت گرفتن اعتراف طي 11 هزار ساعت بازجويي از سازوكارهاي اساسي نيروهاي خشونت گرا جهت از ميدان بدركردن نيروهاي سياسي و تمسخر شعار حاكميت قانون به شمار مي رود. بي ترديد به مجازات رساندن هرمتخلفي در هر سطح از مديريت و مسئوليت كشور، آرزوي هر شهروند مسلمان ايراني است، اما هنگامي كه اسناد ومدارك لازم در اختيار ضابطين مربوطه قرار گرفته پس است، اعمال فشار و آزار و اذيت و شكنجه (براساس گفته هاي منابع موثق ) چه معني؟ دارد اما معناي اساسي اين قضيه در شيوه قبضه قدرت توسط نيروهاي خشونت گرا نهفته است كه با شكستن حريم قانون و ايجاد ناامني و جو ارعاب معني عميق تري مي يابد. چنين شيوه اي با توسل به اين عقيده كه تنها مامي توانيم و حق داريم سكان رسالت را در اختياربگيريم، توجيه مي شود و از اين طريق سعي دارد باحاكميت مطلق خود با اعمال وحشت و ارعاب و روش هاي پليسي، به دو هدف عمده دست يابد: - 1 قطع رابطه انسان ها با واقعيت با اين توجيه كه صلاحيت تشخيص امور تنها بر عهده ما است و ديگران وبه ويژه عوام الناس از حقيقت بو و بهره اي نبرده اند! - 2 قطع رابطه آدم ها با آدم ها از طريق ايجاد جووحشت و ارعاب و احياي نظام بي اعتمادي در جامعه باتحقق دو محور فوق كه منجر به حذف مردم از صحنه وانصراف آنان از تحقق جامعه مدني و توسعه سياسي مي شود، خود به خود موضوع بقاء، دوام و استمرار دولت خاتمي نيزبي معني مي شود، لذا سلامت جمهوري اسلامي ايران و استمرارانقلاب اسلامي امروز تنها به رهايي از بندهاي مستبدين توسط يك سياستمدار و دولتمرد هوشمند وابسته نيست بلكه به لياقت و فضيلت شهروندان به منظور آگاهي يافتن دائمي از مسايل و حضور مستمر در مسايل خطير جامعه بستگي تام و تمام دارد لذا همه كساني كه با راي در 2 خردادبه 1376 توسعه سياسي و اصلاح امور در چارچوب برنامه آقاي خاتمي راي دادند، بايد با نهايت دقت دشواري اقدام خود را در اين لحظه تاريخي درك كنند، بي ترديدكوشش خشونت گرايان براي برده كردن چنين مردمي كه مي خواهند آزاد باشند، تماما ضرر و خسران در دنيا و آخرت خواهد بود. تجربه نشان داده است كه ثروت وقدرت مردم تنها در حكومت هاي آزاد تحقق يافته است. فروزان آصف نخعي