Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770118-40966S2

Date of Document: 1998-04-07

ضرورتهاي كثرت گرايي كثرت گرايي و جامعه مدني (بخش پاياني ) بر خلاف نظامهاي توتاليتر كه در آنها مشاركت جنبه اي اجباري و تحميلي دارد و بر خلاف نظامهاي اقتدارگرا كه اجازه هيچ گونه مشاركتي به مردم نمي دهد، يك نظام كثرت گرا از نهادهايي متشكل گرديده كه امكان فعاليت سياسي را براي شهروندان فراهم مي آورند. نظامهاي متكثر در مقايسه با نظامهاي وحدت گرا، از ثبات سياسي بيشتري برخوردارند. جامعه پلوراليستي هم از نظر احساس همبستگي وامنيتي كه به فرد مي بخشد و هم از نظر ساخت قدرت موجب ثبات سياسي مي شود. در نظامهاي متكثر از آنجا كه قدرت در بين گروههاي مختلف سياسي توزيع شده است، زبان نقد تنها متوجه مرجع حاكم نيست، بلكه انتقاد و اعتراض ممكن است متوجه يكي از گروهها يا احزاب نيز باشد. گاسفيلد معتقد است كه در جامعه پيوسته و كثرت گرا، فرد به دليل تعلق به منابع مختلف در گروههاي متعددي عضويت داردو وفاداري چندگانه افراد و ارتباط و همبستگي چندجانبه بين گروه بنديهاي اجتماعي از شدت شكاف و منازعات اجتماعي مي كاهد، در چنين جوامعي امكان وقوع جنبشهاي انقلابي كاهش مي يابد. زيرا اينگونه جنبشها طالب تمامي وفاداري افراد هستند درحالي كه ساختار اجتماعي مانع كثرت گرا، واگذاري كل وفاداري يك فرد به جنبشهاي توده اي مي شود. تكثرگرايان با تشخيص اختيار، بر ضد مفروضات قدري، خاصه قدري بودن حاكميت دولت شوريدند. سرخيل آنان نظريه اي مبتني بر حقايق مشهود سياسي - و به ويژه طبيعت گروهي سياست - بود. فلذا در گريز از مقدورات فلسفي، گروههاي انساني رادوباره تعريف نمودند. از ديد متفكران سياسي در دوره جديد و معاصر پلوراليسم، گرايشي است كه روايت واحد و ايده آلي را نپذيرفته و از اين رو خود نيز متكثر است. تكثرگرايي سياسي در اين منظر عمدتا تركيبي از نظريات لاك در مورد فردگرايي، اخلاق مشاركتي روي و فضيلتهاي دوام و ثبات برك مي باشد. محتواي اصلي كلام لاك مبتني بر محدوديت قدرت دولت مي باشد و از آنجا كه عنصر رضايت در قرارداد اجتماعي از ديد وي مسئله اي اساسي است و از طرفي سليقه هاي گوناگون و متفاوتي وجود دارد، تكثر سياسي جزء لاينفك نظام سياسي و باعث بروز و ظهور علايق مختلف مي گردد و از تمركز قدرت جلوگيري مي كند. روسو معتقد است براي آنكه اراده عمومي بتواند به بهترين وجه در يك جامعه تكثرگرا منعكس شود بايد برابري ميان آنها به حداقل برسد و مهمتر از آن، عملكرد نفوذ، و تاثيرگذاري آنها بر فرايند تصميم گيري در پايين ترين سطح ممكن نباشد. توكويل برخلاف روسو، ديدگاهي مثبت درباره تكثرگرايي ارايه مي كند. نكته محوري توكويل براي برخورداري از آزادي بر برابري شرايط براي همگان استوار به نظر است او اعضاي جامعه به عنوان شهروند داراي حقوق غيرقابل انكاري در ارتباطبا تشكلهاي صنفي و حزبي هستند و اصناف وگروههاي مختلف در يك جامعه تكثرگرااز ضروريات و زيربناي اساسي يك جامعه متمدن مي باشد. پل ريكور فيلسوف معاصر فرانسوي هم مجذوب و شيفته چندگانگي است و نه تنها بحث و گفتگو با انديشه هاي گوناگون را امري ممكن، بلكه ضروري مي داند. وي به ايده توافق تعارضي (consensus Conflictual) در زمينه انديشه فلسفي و تجربه سياسي اعتقاد دارد. توافق تعارضي از ديدگاه ريكور حاصل بلاواسطه برخوردهاي فكري و تجربي ميان صور گوناگون عقايد در فضاي عمومي دموكراسي است. جامعه مدني تنها در زمينه تفكر تكثرگرا، امكان بروز و ظهور پيدامي كند. بنابراين يكي از موانع عمده دولت بي اعتماد و بي اعتنا به رقابت تكثرگرايانه است. رقابت تكثرگرايانه در جامعه مدني، مشاركت نهادمند توده هارا افزايش داده و از بي حسي و بي تفاوتي آنها جلوگيري به عمل مي آورد. چون جامعه مدني يك جامعه كثرت گرا است كه در آن گروهها و افراد با خرده فرهنگ ها، حرفه ها، گرايش ها، طبقات و احزاب با سليقه هاي گوناگون شركت دارنداين جامعه نمي تواند يك ايدئولوژيك باشد و اين جامعه در مرحله فرا ايدئولوژيك است; يعني خود را در تنگناي ايدئولوژي خاصي قرار نداده است. پلوراليزم سياسي متاثر از پلوراليزم فلسفي است كه در تفاوت با وحدانيت و ثنويت بر اين اعتقاد بنا شده كه جهان از اشياء و مقولات قايم بالذات و مستقل از يكديگرساخته شده و بر اساس و اصول متعددي است. در پلوراليزم سياسي سازمانهاي سياسي و اجتماعي متعدد و مستقل از يكديگر پذيرفته مي شود تا گروههاي شغلي يا اجتماعي كه از افراد مشترك المنافع تشكيل شده اند بتوانند در چارچوب شيوه توليد و فرهنگ سرمايه داري از منافع و خواستهاي خود دفاع كنند. بايد توجه داشت كه همه جوامع بشري بر بنيان اصول و باورهاي مشتركي شكل گرفته اند كه زيربناي غيرقابل انكار و وحدت ساز جامعه را تشكيل مي دهند. اما در جامعه مدني افزون بر اين يگانگي زيربنايي، آزادي نيز جزو باورهاي اساسي جامعه است و افراد و گروهها آزادند ديدگاههاي خود را عرضه كنند. شكل مطلوب كثرت گرايي، كثرت گرايي روشي است، كه تنوع و گونه گوني را چندان اصيل و بنيادي نمي داند كه منجر به تباين ميان دنياهاي افراد، فرهنگها يا نظريه هاي علمي شود، بلكه قبول كثرت به منزله روش و شيوه مناسبي براي دست يافتن به حقيقت و خير تلقي مي شود. سه ويژگي اين كثرت گرايي عبارتند از: - ملازمت تفاوت و اشتراك - كثرت به نحوه روش شناختي، موقت نگريسته مي شود. - كثرت علي الاصول كاهش پذير است زيرا مي توان بسياري از تفاوتها را كنارگذاشت. از اين نوع كثرت گرايي مي توان به گفتگو رو گفتگويي آورد كه با نقد همراه هدفي است، فراتر از فهم يكديگر را در پي مي آورد زيرا از خلال تصحيح متقابل، امكان رشدرا فراهم مي آورد. هم چنين گفتگويي كه با وفاق همراه است، هدفي فراتر از استقلال فردي را جستجو مي كند و كاستن از فرديت جويي براي پديدآوردن همبستگي رادرچشم انداز قرار مي دهد. از جنبه هاي مثبت تكثرگرايي سياسي بيان عقايد متفاوت مي باشد. گذشته از تكثرگرايي اين، يكي از مهمترين تمهيداتي است كه مي تواند مانع از شكل گيري نظامهاي استبدادي مشاركت گردد فعالانه توده هاكه خاص جامعه مدني است از ديگر مزيتهاي نظامهاي متكثر توزيع مي باشد قدرت در بين گروههاي سياسي كه از جنبه هاي مثبت تكثرگرايي سياسي است ضمن آنكه آسيبپذيري نظام سياسي را كاهش زبان مي دهد، نقد را از قالب طنز، كنايه، هنر و.. خارج مي سازد، سبب شفافيت موضع گيريها مي شود، و كارآيي واقعي توانائيهاي زباني را به دنبال دارد. از جمله پيامدهاي منفي تكثرگرايي اين است كه گروهها، احزاب و سازمانهاي جامعه مدني در يك نظام تكثرگرا اگرچه به مثابه حايلي مانع از استبداد حكومتي مي گردند، در عين حال آزادي افرادرا تحت الشعاع قرار مي دهند و نمي توانند پاسخگوي علايق فردي باشند. كريم اسدسنگابي