Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770118-40962S1

Date of Document: 1998-04-07

خواهي نشوي رسوا... تحليل روانشناختي همرنگي با جماعت با دقت در رفتار ديگران رهنمودهائي براي رفتار خود فراهم مي كنيم تا مبادا به طور غيرعمد مرتكب اشتباه شويم يكي از مهمترين موضوعات زندگي اجتماعي اين واقعيت است كه جمع كثيري از مردم اساسا تفاوتهاي فاحشي دارند. با اين وجود بطور موفقي در گروهها، اجتماعات و جوامع با يكديگر زندگي مي كنند. حال اين سوال مطرح مي گردد كه چگونه اين امر امكان پذير ؟ است چه چيز مردم را وا مي دارد تا بخاطر شركت در واحدها و يا گروه بنديهاي اجتماعي وسيعتر از برخي از تمايلات و عادات منحصر به فرد و شخصي دست؟ بشويند به نظر مي رسد كه توانائي پذيرش و همرنگي با تقريبا اكثر عرفهاي منتخب گروههاي اجتماعي كه به آنها تعلق داريم دقيقا اساس تعامل است. هنجارهاي اجتماعي كه توافق جمعي درباره شيوه هاي مناسب رفتار در موقعيتهاي معين است در هر جامعه متفاوت بوده و ما معمولا پيرو آن دسته از هنجارهاي اجتماعي كه معمولا به عنوان مرز رفتار همگاني قبول و رفتار غير قابل قبول شناخته مي شود هستيم. به عبارت ديگر ما با دقت در رفتار ديگران رهنمودهائي براي رفتار خود فراهم مي كنيم تا مبادا به طور غير عمد مرتكب اشتباه شويم كه ما را بيشترشرمسار در كند هر تعامل انساني اعضاء گروهها به پذيرش هنجارهاي اجتماعي پرداخته و افراد تمايل براي انتخاب و گرايش هاي ديگران دارند تا تقريبا بطور خودكار شيوه هاي مشترك و موافقي را براي رفتار و نگريستن به دنيا بپرورانند. حتي اگر هيچ دليل عيني براي اين كار وجود نداشته باشد. لذا افراد در نتيجه تغيير عقايد و رفتار مبتني بردريافت اطلاعات جديد يا همخوئي با ديگران به تغييركنشها و تفكراتشان مي پردازند كه گاه گمان مي برند اين كار درست است. چه فرآيندهايي ما را وادار مي سازند تا مثل يكديگر رفتار ؟ كنيم موضوعات فوق به پژوهش هايي در زمينه همرنگي مربوط مي باشند. يكي از نخستين روانشناساني كه به مطالعه هنجارهاي اجتماعي پرداخت مظفر شريف مهاجري از يك كشور خارجي شريف بود به عنوان دانشجوي دوره دكترا از مشاهده تفاوت هنجارهاي امريكا با هنجارهاي كشور زادگاهش تركيه سخت يكه خورد و پايان نامه اش در دانشگاه كلمبيا سرانجام كتابي شد با عنوان روانشناسي هنجارهاي اجتماعي ( ). 1936 شريف كه به مطالعه فرايند شكل گيري هنجارها علاقه مند بود روش مبتكرانه اي در اين زمينه نشان داد. وي خطاي ادراكي رايج يعني ادراك حركت نامنظم منبع ثابت نور در اتاق كاملا تاريك را مورد توجه قرار داد. يعني آزمودنيها در اطاقي قرار مي گرفتند كه در آن تنها يك نقطه نوراني قابل رويت بود و چنان به نظر مي رسيد كه نور حركت مي كند، حال آنكه نقطه نوراني غيرمتحرك به نظر مي آمد و اين در محيطي بود كه درآن هيچگونه چهارچوب داوري براي تعيين غير متحرك بودن نقطه نوراني وجود نداشت. شريف از افراد خواست تا در حضور ديگراني كه البته در ابتدا قضاوتهاي كاملا متفاوتي داشتند ميزان حركت ظاهري را تخمين بزنند. قضاوتهاي افراد كاملا متفاوت بود، ميزان حركت از نظر برخي در حدود چند سانتي متر در نظر برخي ديگر ده ها سانتي متر و حتي تا يك متر يا بيشتر بود. شريف چندين آزمودني را در گروههاي كوچك گردهم آوردو از آنان خواست همان كار را تكرار كنند. افرادي كه در حضور ديگراني كه در ابتدا قضاوتهاي كاملا متفاوت داشتند، تخمين هاي خود را ارائه دادند، آزمودنيها پس از چند كوشش گرايش داشتند تا تخمينهاي خود را به تخمين هاي ديگران شبيه تر سازند، و نهايتا قضاوتها بسوي يك هنجار گروهي مشترك سوق داده شد. بدين ترتيب اعضاي گروه، تحت تاثير قضاوتهاي ديگران قرار گرفتند و وقتي تخمين خود را از حركت ظاهري كه ديده بودند ابراز مي كردند، با اين افراد همرنگ مي شدند. تحقيقات ديگري در اين زمينه نشان داد كه هنجارهاي گروهي مي تواند تا مدت يكسال همچنان پايدار بماند. (روهرز و همكاران ). 1954 اين آزمايش تقريبا شكلي ناب از همرنگي را به نمايش مي گذارد. ظاهرا ما در غياب اطلاعات پايا از ديگران پيروي مي كنيم، گويي بطور خودكار گرايش داريم تا با نظر ديگران موافقت به ورزيم عبارت ديگر مردم هنگام تعريف و تفسير موقعيت ها به يكديگر تاسي مي كنند و اين زيربناي هنجارهاي اجتماعي در جامعه است. تحقيقات ديگر نشان داد كه وقتي آزمودنيها به گروه هاي ديگري مي روند ممكن است سعي كنند گروه جديد را درجهت پذيرش هنجارهاي داوري گروه اصلي تحت تاثيرقرار دهند. جاكوب و كمپ پل در مورد اينكه آيا مردم حتي يك هنجار گروهي كاملا مصنوعي را نيز حفظ؟ مي كنند در تحقيقي كه انجام داد پي برد كه هنجارهاي ساختگي تا شش نسل از تازه واردها همچنان پابرجا بود يعني گروههاي بسيار محافظه كار هنجارها و روالهاي خود را حتي تا مدت مديدي پس از، از بين رفتن دلايل اوليه اتخاذ آنها حفظ مي كنند. حال اگر قضاوتها نه در مورد محركي مبهم بلكه در مورديك هدف كاملا مشهود باشند، چه روي؟ مي دهد آيا ما با كساني كه قضاوتهاشان آشكارا اشتباه است نيز همكاري؟ مي كنيم اكثر مردم احتمالا به اين سوال پاسخ منفي مي دهند و تصور مي كنند كه در تحقيقات شريف، انسانها موجوداتي هستند كه كوركورانه همرنگي نشان مي دهند. (حال آن كه آزمودنيهاي مطالعه شريف واقعا تصور مي كردند كه قضاوتهاي ديگران دقيق تر از قضاوتهاي خود آنهاست. ) براي رفع اين اتهام در تعبيري كه از تحقيقات شريف صورت گرفت، روانشناس اجتماعي ديگري به نام سالومون اش آزمايشهايي طرح كرد كه مستلزم قضاوتهاي ادراكي بودند اما ابهامي در آنها وجود نداشت و به نتايج بسيار غيرمنتظره اي دست يافت از آن جائي كه اش به نفوذهاي اجتماعي علاقه مندبود در پي سوالاتي از اين قبيل بود: چرا با وجود اينكه بسياري از امور واضح و درست است افراد نمي توانند در مقابل آن استقلال راي داشته؟ باشند و چرا احساس اطمينان شخص به توانائي فرد در انجام قضاوتهاي ساده حسي نمي تواند به صورت عامل نيرومندي در برابر همرنگي ؟ درآيد چگونه فردي تسليم فشارهاي اجتماعي خواهد اش؟ شد وضعيت آزمايش خود را طوري ترتيب داد كه گروهي مركب از هفت آزمودني كه همه دستياران آزمايشگر بجز نفر ششم بودند پشت ميزي قرار مي گرفتند و بعد تصويري شامل سه خط عمودي در اندازه هاي مختلف (C,B,A) و يك خط استاندارد (D) كه تفاوت اندازه خطهاي كوچك يا بزرگ با خط استاندارد تعيين مي شد نشان مي داد. سپس از افراد خواسته مي شد بگويند اندازه كدام يك ازاين سه خط در (تصوير ب ) با خط استاندارد در تصوير (الف ) برابر است. همه دستياران آزمايشگر، قضاوتهاي خود را قبل از آخرين شخص (نفر ششم ) كه آزمودني واقعي بود ارائه دادند. قضاوتهاي صحيح كاملا مشخص بود و در بيشتر آزمايشها همه افراد پاسخ واحدي داشتند، افراد پس از تماشاي تصوير الف از بين خطهاي تصوير ب خطي كه طول آن برابر با خط تصوير آزمايشها، پنهاني به دستياران آزمايشگر گفته شده بود كه حوادث غيرمنتظره اي رخ داد. مثلا يكي از سوژه ها خط C را شبيه و اندازه خطاستاندارد (D) تصور كرد در حالي كه مي دانست عملا و به وضوح چنين نيست چنانكه ملاحظه مي گردد شش نفر از آزمودنيها جهت ارائه حكمي معين آموزش ديده بودند در واقع تنها نفر ششم مورد بررسي قرار مي گرفت (آزمودني واقعي ) در آزمايش ها متفقا همه (غير از نفر ششم ) مدعي شدند كه فلان خط كاملا اندازه خط استاندارد است پس از اين حكم وقتي نوبت به نفر ششم مي رسيد او معمولا علائمي از تعارض دروني (فشار به خود و مكث كردن ) نشان مي داد زيرا بايستي به انتخاب و همرنگي با احكام گروهي مي پرداخت به عبارت ديگر دو راه وجود داشت اول با مخالفت با گروه و دادن پاسخي كه مي پنداشت صحيح است، دوم موافقت با گروه و دادن پاسخ آشكارا نادرست. نتايج آزمايش براي خوداش در خور توجه و بسيار شگفت انگيزي بود. زيرا پاسخ درست هميشه واضح بود با اين حال تقريبا 74 درصد آزمودنيها حداقل يك بار با راي اكثريت موافقت كردند و آزمودني ها به طور متوسط تقريبا 32 درصد كوششهاي شاخص، همرنگي نشان دادند. اش همچنين برخي متغيرهاي خاص موثر بر همرنگي را مورد توجه قرار داد، مثلا آيا صحت دارد كه هر چه گروه وسيعتر باشد همرنگي بيشتر ؟ است وقتي اش تعداد افراد گروه را از 2 تا 16 نفر تغييرداد دريافت كه گروهي مركب از سه يا چهار همدست آزمايشگر درست به اندازه يك گروه وسيع در ايجاد همرنگي موثر است. بنابراين در هر گروهي ممكن است خود را در اقليت ببينيم و اين يكي از واقعيت هاي زندگي اجتماعي است كه به آن عادت كرده ايم در چنين مواقعي اگر ما به اين نتيجه برسيم كه اطلاعات اكثريت در مقايسه با تجاربخود ما از اعتبار بيشتري برخوردار است. ممكن است نظر خود را تغيير دهيم و به عقيده اكثريت گردن واش نهيم درصدد روش كران اين مفهوم از همرنگي برآمد چگونه با در نظر گرفتن اينكه نظر فرد درست است اما نظر گروه غلط فرد تسليم فشارها و نفوذ اجتماعي مي شود. توجيهي كه اش از نتايج اين آزمايش ها به دست مي دهد اين است كه آزمودني ها وقتي در برابر دو وضعيت دشوار يعني دو منبع غير قابل اعتماد قرار مي گيرند (يكي حس خودشان و ديگر قضاوت ديگران ) دچار سردرگمي عميق مي شوند، زيرا عموما عمل فرد براساس حداقل اعتماد به نفس انجام مي پذيرد و عمل جمع بر پايه حداقل اعتماد به درك و قضاوت ديگران شكل مي گيرد. دو نكته اصلي تحقيقات ( اش ) اين است كه افراد به همرنگي بر حسب دقت و تعقل بدون هرگونه فشار عيني مي پردازند و از ديگران تبعيت مي كنند زيرا گمان مي كنند اين كار سودمند است و يا با همرنگي برخي منافع (مانند كسب وجهه عمومي ) را بدست مي آورند (پذيرش افكار يا احساسات جديدي مزيتي دارد ) و از برخي زيان ها (مانند بي اعتنايي ديگران ) بدورند و اميد به سودمندي و دفع به زيان آنها را به همرنگي وا مي دارد، يا اينكه برخي از همرنگي ها از سوي عاملين آنها صحيح تلقي نشده بلكه افراد آنرا به اين دليل انجام مي دهند كه گمان مي برند ديگران آن را صحيح ارزيابي مي كنند. ميلگرام در يك موقعيت روزمره يعني در يكي ازخيابانهاي شلوغ نيويورك همرنگي را بررسي كرد وي به دستيارانش تعليم داد تا عمدا به پنجره طبقه ششم يك ساختمان اداري خيره شوند وقتي فقط يك نفر به بالانگاه مي كرد همرنگي كم بود فقط 4 درصد عابران بخوبي از او پيروي مي كردند. همرنگي با پنج نفر نگاه كننده به 16 درصد با 10 نفر نگاه كننده به درصد 22 و با 15 نفر نگاه كننده به 40 درصد افزايش يافت. به عبارت ديگر افزايش حجم گروهي موجب افزايش همرنگي مي شود گرچه فشارهاي همرنگي در آزمايشات ميلگرام واش متفاوت است. همچنين ميلگرام براساس بررسي هاي خود به اين نتيجه رسيد كه ميزان همرنگي به فرهنگ خاص آزمودني بستگي دارد. شوال و ديگران موارد جالبتري از تفاوتهاي فرهنگي را نشان دادند آنها متوجه شدند كه بين كودكاني كه اكنون در فلسطين اشغالي زندگي مي كنند آنهايي كه در شوروي بزرگ شده بودند بسيار بيش از كودكاني تولد يافته در فلسطين اشغالي همرنگي نشان يافتن مي دهند دلايل اين امر ساده است. مقررات و اطاعت براي زندگي در جامعه اي چون شوروي افراد را بيشتر در اين زمينه تقويت مي نمايد. مان ( ) 1977 در مطالعه همرنگي در صف ايستگاههاي اتوبوس متوجه شد كه يك صف شش تا هشت نفره لازم بود تا اكثر تازه واردان وادار به رفتن به انتهاي صف شوند. واقعا در وضعيت هاي گوناگون همرنگي چه روي چرا؟ مي دهد افراد عادي كه بطور انفرادي پاسخ صحيح رامي دانند، فقط به خاطر ديگران بيش از نيمي از آنهاپاسخ اشتباه بنابراين داده اند مطالعات، نيروهاي همرنگي بسيار قدرتمندي وجود دارد بر همگي ما اعمال مي شود در زندگي روزانه اختلاف نظر ما معمولا در موردقضاوتهاي دشوار يا ذهني پيش مي آيد. مثلا قضاوتهايي از قبيل اينكه كدام سياست اقتصادي بيش از همه تورم را كاهش؟ مي دهد يا كه كدام يك از دو تابلوي نقاشي زيباتر؟ است در اين موارد ما انتظار داريم كه بعضي وقت ها نظري سواي ديگران داشته باشيم. به نظر مي آيد كه ما عميقا ملزم هستيم تا مانند ديگران فكر كنيم و مورد پذيرش ديگران باشيم. پندار اصلي اش اين بود كه زندگي اجتماعي و رخداد رواني كه بي چون و چرا اتفاق مي افتد اين است كه افراد قادرند تجربيات و عمليات يكديگر را بفهمند و به آن پاسخ دهند و اين رخدادها به افراد امكان مي دهد با پيوندهاي متقابل به هم گره بخورند و اين پايه هر فرآيند اجتماعي و اساس قطعي ترين تغييراتي است كه در خود افراد پديد مي آيد و موجب مي گردد افكار و هيجانات ديگران در فرد رسوخ كند و دنياي او را وراي آنچه كه خود به تنهايي ايفا مي كرد گسترش دهد. و همين موضوع او را در شبكه ارتباطي بسيار وسيعي از وابستگي متقابل آيين انسانها قرار مي دهد. كه شرط شكوفائي شخصيت اجتماعي او مي شود، زيرا زندگي در جامعه همانا برقراري رابطه ملموس بين تجربه شخص و تجربه اجتماعي است. بنابراين وقتي به جامعه قدم مي نهيم به دايره اي قدم نهاده ايم كه در آن رابطه اي متقابل برقرار است رابطه اي كه هرگز قطع نمي شود. به اعتقاداش انسان در جمع نسبت به خودآگاهي پيدا مي كند، همانگونه كه در حال زندگي مي كند چشم به آينده دارد و به گذشته انسان مي انديشد به توجه، پيوند و كار با ديگران نياز دارد و هدف زندگي تنها زيستن نيست بلكه با معنا زيستن است و انسان به كمك ساختاري زندگي مي كند كه قادر است با شرايط اجتماعي و با استعدادهاي بيشتري در برقراري رابطه با ديگران مطابقت حاصل كند، لذا بايد دست كم توانائي هاي فكري برتر انسان و قدرت او را در پياده كردن افكار و ايده آل هاي خوب و بد حتي اگر در اين ايده آلها دستكاري كرده باشد، در نظر گرفت، بنابراين وي انسان خود محور را قبول ندارد و اين تز را كه جامعه مي تواند بردوش افراد خود محور بنا شود يعني افرادي كه مي خواهند در برابر دريافت حداكثر بهره حداقل بهره را برسانند رد مي كند. از ديدگاه او زندگي اجتماعي دو چيز را به ما تحميل مي كند: يكي اعتماد به ديگران و ديگر حفظ فرديت و اثبات واقعيت خود ما، دستيابي به توافق و سازش با ديگران در زندگي اجتماعي نشانه آن است كه فرآيند مولدي كه در وجود ما پيدا شده آن را در وجود ديگران ادامه دهيم. چگونگي اين آگاهي ها افقهاي تازه اي در پيش چشم ما گشوده ومسائل جديدي براي ما مطرح مي شود كه ديدگاه ما را نسبت به روانشناسي اجتماعي علمي امروز بازتر و روشن تر مي سازد. ايران مهديزادگان - عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان (اصفهان ) منابع - 1 زمينه روانشناسي جلد دوم. تاليف اتكنيون و هيلگارد. ترجمه گروه مترجمان. انتشارات رشد. 1368 - 2 روانشناسي تاليف آبراهام اسپرلينگ ترجمه مهدي محي الدين بناب. نشر روز. - 3 روانشناسي تعامل تاليف اجتماعي جوزف پي خرگاس. ترجمه خشايار بيكي مهرداد فيروز بخت. انتشارات ابجد13730 - 4 نظريه هايي در روانشناسي اجتماعي تاليف مورتون دوچ - روبرت كراوس م - ترجمه دكتر مرتضي كتبي. انتشارات دانشگاه تهران 1374 - 5 روانشناسي اجتماعي از آغاز تاليف تاكنون گوردن آلپورت - ادوارداي جوتر. ترجمه محمد تقي منشي طوسي. انتشارات قدس 1371 - 6 روانشناسي اجتماعي تاليف لئونارد بركوويتز. ترجمه دكتر محمد حسين فرجاد، عباس محمدي انتشارات اصل، اساطير 1372 - 7 روانشناسي اجتماعي تاليف اليوت ارونسون ترجمه دكتر حسين شكركن، انتشارات دانشگاه شهيد چمران. Amcrlcan Scicmtlflc conformlty and Natiomallty. S, Mllgram - ,,,,t ycholiogl P American, charzactcr and Conformlty. S.R, Crutchficld -