Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770117-40955S3

Date of Document: 1998-04-06

تازه هاي انديشه نيازهاي سياسي و قدرت توسعه سياسي به اعتباري افزايش ظرفيت سياسي يك نظام در پاسخگويي به تقاضاي سياسي جناح هاي مختلف است. با پيچيده شدن جوامع و ظهور تفرق آراء و تقاضاهاي سياسي متكثر نظامي مي تواند به توسعه نايل آيد كه از ظرفيت مناسبي جهت مواجهه با اين تقاضاها برخوردار باشد. رابطه نظام سياسي با اين نيازها به گونه اي است كه نيازها در كنار و به موازات يكديگر ارائه مي شوند و هيچ خواستي فوق و حاكم برنيازهاي ديگر نيست. در چنين شرايطي قدرت هويتي مي گيرد كه نيازهاي سياسي متنوعي را پاسخ گفته و برآورده نهادها مي سازد و ابزارهاي سياسي نيز در همين چارچوب تعريف مي شوند و نمي توانند همسو و هماهنگ با يك نياز عمل نمايند. عملكرد آنها در راستاي پاسخگويي به همه نيازها است و نيازهاي متفاوت هر يك به نوعي در رفتار اين نهادها موثر مي باشند. خواستهاي متنوع و همچنين نهادينه شدن آنها در صحنه سياست، مانع از جهت گيري يك سويه نهادهاي سياسي مي شوند و بدين ترتيب هيچ نهادي نمي تواند صرفا در اختيار تقاضايي خاص همين باشد اصل، پيامد بسيار پراهميتي به همراه دارد و آن اينكه هيچ نياز يا تقاضايي به منظور برآورده شدن، روي به همه قدرت نياورده و نمي تواند خواستار قدرت به صورت تمام و كمال باشد. طرح تقاضاهاي سياسي - كه در قالب جريانات سياسي متجلي مي شوند - به اجبار بر اين اصل استوار است كه قدرت بايد همه نيازها را پاسخ گويد و نمي توان آن را به انحصار در آورد. در اين ميان آنچه باعث مي شود فرصت هاي بيشتري به يك نياز اختصاص داده شود، موقعيت آن نياز در عرصه سياسي جامعه است. در زماني كه ظرفيت سياسي نظام در پاسخ گفتن به نيازهاي گوناگون افزايش مي يابد آن نياز و تقاضايي مي تواند سريعتر و تقريبا به طور كامل پاسخ داده شود كه انطباق بيشتري با شرايط داشته باشد; گاه ساختار قدرت به گونه اي است كه تنها قادر است به نيازهاي خاصي پاسخ گويد، گاه افكار عمومي وضعيتي پيدا مي كند كه نيازهاي مشخصي را عنوان و از ارائه دهندگان آن نياز حمايت مي كند و.. بنابراين شرايط در اينكه چه نيازي مي تواند برآورده شود، تاثير دارد. در عين حال مهم آن است كه افزايش توان سياسي يك نظام زمينه اي فراهم مي آورد كه تنها يك نياز سياسي نيست كه برآورده مي شود بلكه هر نياز به فراخور موقعيت خود، پاسخي نيز خواهد به يافت عبارت ديگر، روابط قدرت، شكل و ماهيتي دارد كه همه خواستها و نيازها را مي پذيرد و به آنها پاسخ مي گويد و لذا هيچگاه قدرت نمي تواند با سركوب نيازهاي مختلف و پاسخ ندادن به آنها، صرفا يك نياز را برآورده سازد. در جامعه امروز ما كه فرهنگ سياسي جامعه ازتنوع و تكثر برخوردار شده و نيازهاي سياسي متنوعي مطرح مي باشد، نظام سياسي نيز سمت و سويي گرفته كه ظرفيت خود را جهت پاسخ گفتن به نيازهاي متكثر افزايش داده است. بنابراين متقاضيان يك خواست سياسي، بايد خواست خود را در كنار ديگر خواست ها ببينند در غير اين صورت اگر متقاضيان يك نياز با ناديده گرفتن نيازهاي ديگر سعي در قبضه قدرت به سود نياز خود نمايند، نخواهند توانست در سياست كنوني جامعه ما ادامه حيات دهند. فرهنگ سياسي و ديگر مولفه هاي سياسي جامعه ما، نظير گرايشات نهادينه شده سياسي، باعث شده اند، نظام سياسي از ظرفيت سياسي روبه تزايدي برخوردار شود و نيازهاي سياسي تنها در صورت ادامه اين روند است كه مي توانند پاسخ داده شوند. متمركز شدن قدرت حول يك نياز، اين روند را مختل خواهد كرد و نبايد فراموش كرد كه روند افزايش ظرفيت سياسي خود ناشي از مقتضيات يك جامعه است كه نمي توان به راحتي با آن به مقابله برخاست. محمدهاشم اكبرياني