Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770117-40952S5

Date of Document: 1998-04-06

تفاوت برداشت شرق و غرب از موفقيت در درس كودكان چگونه مي آموزند و يا چگونه نمي توانند؟ بياموزند اين، مساله اي است كه كودكان كشورهاي مختلف، تجربه هاي متفاوتي دارند. اما در عين حال، به نظر مي رسد در مورد اينكه چه عاملي سبب موفقيت در درس يا كاميابي آكادميك مي شود، برداشتهاي مختلفي وجود دارد. در اين گزارش، ميان دانش آموزان شرق آسيا و همتايان آنها در آمريكا، مقايسه اي صورت پذيرفته است. به گزارش تلويزيون سي. ان. ان، براي دانش آموزان آمريكايي كليدموفقيت درسي در دست كودك نبوده، بلكه در دست معلم يادبير وي است. يك كارشناس مي گويد: معلم بچه را تشويق مي كند، كمك مي نمايد و راهنماي اوست. شرقي ها، اين موضوع را از زاويه ديگري بررسي مي كنند. در اين باره، يك دانش آموز ژاپني، چنين مي گويد: من فكر نمي كنم اگر درس نخوانيد و علاقه هاي ديگري داشته باشيد بتوانيد نمره خوبي بگيريد. از دانش آموزان آسيايي در بررسي دانشگاه ميشيگان درآن آربور اين پرسشهابه عمل آمد، اكثر آنها گفته اندكه آنان فكر مي كنند سخت درس خواندن، مهمتر از كيفيت معلم و دبير است. اين بررسي 9 هزار دانش آموز را در آمريكا و شرق آسيا، از كلاس اول دبستان تا پايان دبيرستان دنبال كرده و مورد مطالعه قرار داده است. اين بررسي، نشان داد برداشتهاي بسيار متفاوتي از اينكه چه كسي مسئول موفقيت درسي و كاميابي آكادميك است، وجود دارد. يك كارشناس آمريكايي مي گويد: درشرق آسيا، مثلي است با اين مضمون: مرغ كندرو بايد زودترآغاز به كار كند. به عبارت ديگر: شما ممكن است تند يا كندباشيد، اما جاي نگراني نيست شما به مقصد خواهيد رسيد. درحالي كه در آمريكا و غرب مثلي هست كه مي گويد: مرغ كرم سحرخيز، را شكارمي كند. پس بنابراين عجله كن! اين بررسي، در ضمن مشخص كرد كه تفاوتهايي ميان معلمان و دبيران شرق جهان و همتايان غربي آنان وجود دارد. در شرق، معلمان و دبيران عقيده دارند: كار سخت، عامل تعيين كننده است در نتيجه اي كه شاگرد از درسهايش مي گيرد اما در غرب، آموزگاران نظر ديگري دارند. بيشتر آموزگاران و دبيران در آمريكا گزارش داده اند: توانايي طبيعي (Ability Natural) مهمترين عامل در كاميابي شاگردان بنابر است اين، آموزگاران و دبيران مي گويند: اگر من شاگردان منورتر داشتم، بيشتر موثر بودم. از سوي ديگر شاگردان مي گوينداگر ما معلمان و دبيران بهتر داشتيم، بيشتر منشا اثر بوديم. اين گزارش، يك نظر متناقض ديگر را آشكار كرده است كه در غرب به آن باور به رغم دارند اهميتي كه به تدريس نسبت داده مي شود، از آموزگاران غربي انتظار مي رود بيشتر درس بدهند و كمتر خود را براي آن آماده سازند. يك معلم آمريكايي مي گويد: درتنگي وقتي كه به آن دچار يك هستم، ششم وقت من صرف آماده سازي خودم براي تدريس مي شود. يعني در روز يك ساعت خود را آماده مي كنم و 5 ساعت درس مي دهم. يك كارشناس ديگرمي گويد: در چين يك آموزگارتنها 2 ساعت در روز درس مي دهدو بقيه وقت روز را، صرف آماده سازي درس و روشن و واضح ساختن محتواي آنها مي كند. بنابراين دروس آنها براي شاگرداني طرح ريزي شده كه مي خواهند سخت كار كنند. واحد رسانه هاي خارجي