Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770116-40948S1

Date of Document: 1998-04-05

به تعزيت سالروز شهادت امام محمدباقر (ع ) انديشه اصلاح جامعه فقط به جهت نزديكي و قرابت آنان با پيامبر اكرم ( ص ) كه، به دليل روش و سيره و سلوكي است كه در طي زندگي پرهيزگارانه وشرافتمندانه از خود به جاي نهادند. آن بزرگواران، كثيري از آدميان رااز اين همه دريا صفتي در نيك روشي، مبهوت و متحير كردند و درسهاي بي بديلي از تعالي و اخلاق و حكمت به ايشان دادند. زندگي امام پنجم شيعيان را نيز بايد از چنين جايگاهي به نظاره نشست و در باره جامعيه فكر و انديشه آن بزرگوار درتمامي عرصه هاي ايماني و عملي سخن گفت. امام محمد باقر (ع ) در زمانه اي هدايت مردمان را به عهده گرفت كه جامعه از دو سو در معرض تهديد و حمله قرار داشت، از يك سو حاكمان با زور و ارعاب و براي حفاظت پايه هاي حكومتي خود هرگونه انديشه مخالفي را سركوب مي كردند و از سوي ديگر رواج و شيوع احاديث و اخبار جعلي مي رفت تا تصوير دين مبين اسلام را در ذهن و زبان عامه مشوه جلوه دهد. در چنين زمانه اي كه جامعه و از مردم، ديني كه مبلغان رسمي خلفاي غاصب در خفا، به كاري ديگرمي پرداختند، به ستوه آمده و به انتظار مصلحي بودند. امام فرصت يافت تا در پرتو تعاليم قرآن، بااستفاده از خرد و توجه دادن مردم به عقل و ايمان حقيقي و نيز زدودن احاديث و اخبار جعلي به تصحيح رفتار عالمان و مريدان خود بپردازد. از آن حضرت نقل است كه دانشمندي كه از علمش بهره برند، برتر ازهفتاد هزار عابد است. انديشه اي اين چنين را شيخ سعدي عليه الرحمه در چند قرن بعد به زيبايي به نظم درآورده است: دي شيخ ما به مدرسه آمد زخانقاه بشكست عهد و صحبت اهل طريق را گفتم ميان عابد و عالم چه فرق بود تا اختيار كردي از آن اين فريق را گفت آن گليم خويش به در مي بردزموج وين سعي مي كند كه بگيرد غريق را انديشه نجات بشريت تنها در ذهن مصلحان ومومنان واقعي جوانه مي زند و امام محمد باقر (ع ) كه از سرچشمه عصمت و معارف الهي بهره داشت، در زمره برجستگان اين طايفه به شمارمي آمد. ايشان قدم اول براي اصلاح اخلاقي فرد و جامعه راشناخت معرفي مي كنند و مي فرمايند: هيچ كرداري جز به شناخت پذيرفته نشود و هيچ شناختي جز به كردار نباشد. هركه شناخت يافت به كردارراه برد و هركه شناخت ندارد، كرداري نيارد. توجه جامعه به هدف مندي ونهادينه كردن فكر هدفدار از جمله اهتمامات ديگري بود كه آن بزرگوار در اصلاح اوضاع فكري واخلاقي جامعه توصيه مي فرمود. ازايشان نقل است كه: زيستن بي هدف را زندگي مشمار، تو را چه نصيبي از آن است جز آنكه به مرگت بكشاند و به اجلت نزديكتر كند، چنانكه گويا تو دوستي از دست رفته و سايه گونه اي تو نابودشده اي خود را باش و بگذر و از خدا مدد خواه تا ياريت دهد. در همين راستا آن امام بزرگوار، جامعه را به صبوري و پرهيز ا ز خشونت در رسيدن به اهداف دعوت مي كند، جايي كه مي فرمايد: آميزه هيچ چيزي به دگر چيز، بهتر از آميختن حلم با علم نيست. و يا در جايي ديگر: فروتني آن است كه هرچند به حق باشي، كشمكش را رها كني. و يا: هركه را دژخويي نصيبآمد ايمان از او روي پوشاند. و يا: ترشرويي و دژم چهرگي موجب دشمني ودوري از خدا است. امام ( ع ) جامعه هدفمند را جامعه اي مي داند كه از تنبلي و تنگدلي ( ترشرويي ) بپرهيزد چرا كه معتقد است هركه تنبلي كند حقي را نپردازد وهركه تنگدل شود به تحمل حق نشكيبد. (نقل قولها از: ترجمه تحف العقول، استاد پرويز اتابكي )تلاشها و مساعي امام محمدباقر (ع )در زمان فرزند گرامي شان، امام جعفر صادق به بار نشست، هنگامي كه دنياي اسلام در علم و تحقيق و تتبع در اوج شكوفايي و سلامت قرار گرفت و دانشگاه عظيم و بي مانند تشيع در پي آموزشهاي بي مانند اين دو امام همام، چهره رخشنده خود را به تمدنهاي بشري عرضه كرد. سالروز شهادت پنجمين ستاره آسمان امامت و خردمندي، بر همه مومنان تسليت باد...