Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770116-40946S8

Date of Document: 1998-04-05

به مناسبت فرا رسيدن موسم برائت از پيام رهبر معظم انقلاب مشركان صادر شد: به زائران بيت الله الحرام جمهوري اسلامي ثابت كرده است كه در پي تشنج آفريني در روابط خود با كشورها نيست و به روابطي برابر كه با سه اصل عزت و حكمت و مصلحت در سياست خارجي منطبق باشد، علاقه مند است .سرويس سياسي: حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب به مناسبت فرا رسيدن موسم آيين برائت از مشركين در مراسم حج خطاب به حجاج بيت الله الحرام پيامي صادر فرمودند كه متن كامل آن بدين شرح است: بسم الله الرحمن الرحيم . الحمدلله رب العالمين والصلوه والسلام علي البشير النذيروالسراج المنير سيدنا ابي القاسم المصطفي محمد و علي آله الطيبين الطاهرين و علي الخيره من اصحابه المنتجبين موسم حج با مژده بزرگترين ديدارساليانه مسلمانان از راه رسيده است و بجاست اگر صدها هزار دل مشتاق كه در اين موسم، مجال بهره مندي از فيض لقا خواهندداشت، پيوسته در جوش و شور وهيجان آماده سازي خويش باشند و ميليونها مسلمان آرزومند كه امسال در فهرست بهره مندان نهاده نشده اند، به ياد لحظه لحظه ايام سعادتمندان و دعا براي خود و آنان، دل و ذهن خويش را رنگين و معطر سازند، و همه مسلمانان صاحبدل به گونه اي در ايام حج، با حج و شعائر و آيات جلال و جمال آن سپري كنند. مراسم حج در هر سال، يك حادثه بزرگ است كه رواست اگر در آن ايام معلومات، مركز اصلي فكر وتوجه و انديشه و احساس مردم درسراسر جهان اسلام باشد; و هر كس بسته به جايگاه روحي و فكري و سياسيش، به نوعي بدان بينديشد و با آن بسر برد. و بديهي است كه بهره مندان از فيض حج، در مركز اين تكليف و توقعند; و چون جسم و جان و انديشه و تلاش آنان آميخته به حج و بركات و آثار آن است، شايسته است كه بيشترين بهره معنوي و روحي و فردي و اجتماعي را از آن به دست آورند، وان شاءالله چنين خواهد بود. اگر چه بركات حج، همه جنبه هاي حيات بشري را فرا مي گيرد و اين باران رحمت بي دريغ، از خلوت دل و انديشه آدمي تا عرصه سياست و اجتماع و قدرت ملي مسلمانان و تعاون ميان ملتهاي مسلمان را، بارور و سرزنده و برخوردار از شور زندگي مي سازد، ليكن شايد بتوان گفت كه كليد اين معرفت همه، است; و نخستين هديه حج به كسي كه مايل است چشم خود را به حقايق بگشايد و از نيروي خداداده فهم پديده ها بهره بگيرد، همان معرفت و شناخت منحصر بفردي است كه عادتا جز در حج، در اختيار خيل عظيم مسلمانان قرار نمي گيرد، و هيچ پديده ديني ديگري نمي تواند مجموعه شناختهايي را كه در مراسم حج، قابل وصول است، يكجا در اختيار امت اسلامي قرار دهد. اين معرفت، عبارت است ازمجموعه اي از شناختها كه از جمله آنهاست: شناخت خود به عنوان يك شناخت فرد، خود به عنوان جزيي ازمجموعه عظيم امت اسلامي، شناخت نمونه و نمايي از آن امت شناخت واحده، عظمت و رحمت خدا، وشناخت دشمن. شناخت خود به عنوان يك به فرد، معني تامل در وجود خويش وشناخت ضعفها و تواناييهاي آن است. آن جا كه تعينات مادي و تشخص به مال و مقام و نژاد و عنوان وزيور و لباس، رنگ مي بازد و آدمي جدا از آن مايه هاي تمايز، در كنار صدها هزار انسان ديگر به طواف و سعي و نماز و افاضه و وقوف مي رود، و فقير و غني، و حاكم و محكوم، و تحصيلكرده و امي، و سياه و سفيد، همه با يك لباس و در يك جايگاه، رو به سوي خدا مي كنند و دست نياز به سوي او مي گشايند و خود را در برابر مركز جمال و عظمت و قدرت و رحمت مي يابند، هر انسان با تدبري مي تواند ضعف و تهيدستي خود را در برابر خدا، و علو و اقتدار و عزت خود را در اتصال به خدا بخوبي بشناسد، توهم باطل و غرورانگيز درباره هستي ضعيف خود را به دور افكند، و شيشه كبر و خودپسندي را كه مايه زشت ترين خلقيات و رفتارهاي او است، به خاك بكوبد، و از سوي ديگر حلاوت ارتباط با معدن عظمت و به او پيوستن و از بتهاي دروني خويش گسستن را بيازمايد و اين بچشد شناخت اساسي كه جوهر همه عبادات و مضمون همه مناجاتها و رازونيازهاي اولياي خداست، آدمي را صيقل و صفا مي بخشد و او را براي ديگر شناختها، مستعد و بر پيمودن همه راههاي كمال، توانا مي سازد. در زندگي عادي، گرفتاريهاي دنيوي و سرگرمي افراطي به تكاپوي مادي و درگيريها و جدالهاي تمام نشدني در زندگي روزمره انسانها، دل را غافل و مشغول مي سازد و او را از اين معرفت روشن باز داشته، دچار تارعنكبوت توهم و گمانهاي باطل مي سازد و دل را به تكدر و تيرگي مي كشاند; و حج علاج قاطع اين گرفتاري است. شناخت خود به عنوان جزيي ازمجموعه امت اسلامي، به معني نگرش به مجموعه حاجيان و به همه ملتها و سرزمينهايي است كه مردم خود را به طواف خانه خدا فرستاده اند. نگرش به كل حجاج و در آئينه اين جمع متراكم، نگرش به امت بزرگ اسلامي است كه امروزه از دهها ملت و صدها ميليون انسان در سراسر جهان تشكيل شده، و از مهمترين امكانات مادي و معنوي براي حيات و رفاه اجتماعي برخوردار است و همه بشريت و تمدن صنعتي با همه حجم ماديش، به آن و منابع عظيم آن و بازارهاي رايج آن و ميراث فرهنگي و علمي آن، محتاج و از آن بهره مندند. شناخت خود به مثابه جزيي ازاين واقعيت عظيم، حجگزار را با پيوندي عاطفي و واقعي با برادران و خويشاوندانش متصل مي كند; وافسون جدايي را كه سالهاست دستهاي استعمار ديروز و استكبارامروز، به نام نژاد و زبان ومذهب و ملي گرايي مي دمند، باطل مي سازد. سردمداران جهان طبقاتي، يعني سياستمداراني كه همت گماشته اند جهان را هميشه در دوقطب قوي و ضعيف، يا مستكبر ومستضعف نگهدارند، و مركز قدرت را به زيان ملتهاي ميان مستضعف، خود تقسيم كنند، از دو قرن پيش تا امروز، از وحدت امت اسلامي بيمناك بوده و بر سر راه آن مانع تراشيده اند! همان كساني كه در دهه حاضر، با قتل عام مسلمانان بالكان، يا تبعيض و بي عدالتي نسبت به اقليتهاي مسلمان اروپا، يا بي تفاوت ماندن در برابر اينها، عزم مسيحي كردن يكسره اروپا را آشكار ساختند، از يكپارچه شدن دنياي اسلام با عنوانهاي اهانت آميز ياد كردند و در تبليغ و عمل، از آن جلوگيري نمودند. تقويت اين احساس در فرد، كه وي عضوي از پيكر بزرگ امت است و هدايت درست آن، بايدبتواند بر همه آن ترفندهاي تفرقه ساز، غلبه كند; و ضمن اين كه هويت ملي و فرقه اي را در بخشهاي گوناگون امت اسلامي پاس مي دارد، از فوايدي كه در يكدلي و اتحاد است، همه اين مجموعه بزرگ را بهره مند سازد و عزت و اقتدار و خير كثيري را كه در يكپارچگي امت اسلامي نهفته شامل است، همه اجزا و اعضاي آن كند. طواف و سعي و نمازهاي جماعت وهمه حركات و سكنات دستجمعي درحج، اين درس را به حجگزارمي رساند و آن را در اعماق وجوداو نفوذ مي دهد. شناخت نمونه و نمايي از آن امت واحده، به معني گامي عملي در راه تحقق آن آرزوي بزرگ - يعني اتحاد اسلامي - و در نهايت سربركشيدن قدرت واحده اسلامي در ميدان سياست جهاني است. ديدن توده هاي عظيم حجگزار از نقاط گوناگون عالم، و با زبانها و رنگها و نژادهاي گوناگون، افق ديد مسلمان را گسترش مي دهد و از مرزهاي شخصي و قومي و ملي فراتر مي برد، و وظيفه اسلامي رفتار برادرانه، وي را با آنان به تعارف و همزباني و همدلي مي كشاند، خبرهاي اختصاصي ملتها را به سراسر جهان اسلام مي برد و توطئه تبليغاتي دشمن را كه هميشه، و امروز بيش از هر زمان، دست اندركار قلب حقيقت و دروغ سازي و شايعه پراكني است، خنثي مي كند و فاصله هاي مكاني و زباني و پنداري را از ميان بر مي دارد. با تبيين موفقيت يك ملت، در دل ملتهاي ديگر، اميد مي دمد و با تشريح تجربه يك كشور، كشوري ديگري را مجرب مي سازد. احساس انزوا و تنهايي را از افراد و ملتها مي زدايد و ابهت دشمن را در چشم آنان مي شكند، مصيبتهاي بزرگ يك كشور را براي ديگران شرح مي دهد و آنان را به فكر علاج آن مي افكند. توقف حجگزاران در موسم حج دريك نقطه، و بخصوص وقوف درعرفات و مشعر و مبيت در همگي، مني، زمينه هاي مستعد اين شناخت كارساز و كارآمدند. شناخت عظمت و رحمت خداوند درحج، به معني تامل در پايه گذاري اين خانه است كه در عين حال، هم خانه خداست و هم خانه مردم، ان اول بيت وضع للناس للذي ببكه مباركا و هدي للعلمين. هم جايي است كه انسان بدان نيازمند، روي مي كند و هم نقطه اي است كه عظمت آيين الهي در آن جلوه گر آميزه اي مي شود از شكوه و عظمت و صفا و سادگي، يادگاري از نخستين نداي توحيد، و جايگاهي براي تحقق وحدت كلمه. هم نشاندار جاي پاي مجاهدان صدراسلام، كه غريبانه در آن مبارزه كردند و مظلومانه از آن هجرت نمودند و فاتحانه و مقتدرانه بدان بازگشتند و آن را ازنشانه هاي جاهليت عرب پيراستند; و هم معطر به نفس نيايشگران وجاي سجده ي متعبدان و دست نيازثناگويان. هم مطلع خورشيد اسلام در آغاز و هم مشرق طلوع مهدي موعود در انجام. هم پناهگاه دلهاي رميده و هم اميدبخش جهانهاي به ستوه آمده! تشريع فريضه حج و ترتيب مناسك آن، هم نشانه عظمت است و هم آيت رحمت. با اين شناخت است كه دلها به مشاهده كعبه شريف در مسجدالحرام منقلب مي شود وبيراهه ها به صراط مستقيم مي پيوندد و انسانها دگرگونه مي شوند. شناخت دشمن، محصول همه آن شناختها و متمم و مكمل آنهاست. بدون آن، دل و ذهن مسلمان، مخزني بي حصار است كه از دستبرد راهزن و خائن و غارتگر، مصون در نيست خود اعمال حج، رمي جمرات، نماد دشمن شناسي و دشمن ستيزي است; و پيامبر مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله ) اذان، برائت را در حج سر داد و آيات برائت را از حنجره امير مومنان ( عليه السلام ) در مراسم حج تلاوت فرمود. اگر جهان اسلام و امت اسلامي، روزي از وجود دشمنان جرار فارغ گردد و چنين چيزي ممكن شود، برائت نيز بي فلسفه خواهدبود. ولي با وجود دشمنها وستيزه گريهاي كنوني، غفلت ازدشمن و بي مبالاتي به خطايي برائت، بزرگ و پرخسارت است. اگر آن شناختهاي پيشين به دست آيد، دشمن جهان اسلام نيز شناخته مي شود. هر پديده، يا شخص، ياحكومتي و نظامي كه مسلمانان را از هويت اسلاميشان بيگانه كند، يا به تفرق و پراكندگي بكشاند، يا به كسب عزت و عظمت اسلامي بي اعتنا، يا از آن مايوس سازد، كاري دشمنانه مي كند; و اگر خود دشمن نيست، سرانگشت دشمن است! شيطان در قرآن، تعبيري از نيروهاي شرآفرين و فسادآفرين و انحطاطآفرين است كه در صف مقابل انبيا قرار مي گيرد; و كذلك جعلنا لكل نبي عدوا شياطين الانس و الجن و در سراسر ياد قرآن، و نشان شيطان تكرار شده و درتمام طول مدت نزول وحي، از آن نام برده شده است. اين بدان معناست كه ياد و نشان هرگز دشمن، نبايد مورد غفلت جوامع مسلمان قرار گيرد. امروز بيشترين تلاش شيطان كه همان جبهه سياسي استكبار مصروف است، آن مي شود كه مسلمانان رااز آينده خود، نوميد و به ذخيره گرانبهاي فرهنگ و دانش خود بي اعتنا سازد. هر پديده اي كه به مسلمانان جهان، اميد ببخشد و آنان را به فكر بناي آينده بر پايه اسلام بيفكند، در چشم استكبار، بشدت منفور و مبغوض است. دشمني شيطان بزرگ با ايران اسلامي، از آن است كه تشكيل جمهوري اسلامي و اداره كشوري پهناور، با جمعيتي انبوه و با ثروت مادي و معنوي بي پايان، به مسلمانان، نويد عزت و عظمت اسلامي مي دهد و فروغ اميد را در دلهاي آنان زنده مي كند. در نوزده سالي كه از تشكيل جمهوري اسلامي در ايران گذشته است، همه جهان، نشانه هاي اميد را در رفتار ملتهاي مسلمان ديده اند و مي بينند و هر چه گردونه زمان، به پيش رفته و تدابير دنياي استكبار در برابر اين موج بلند و دنباله دار، بيشتر شكست خورده، اين اميد بيشتر شده است. بيداري فلسطينيان و آغازمجاهدتهاي آزادي طلبانه آنان باشعارهاي اسلامي در برابرصهيونيستهاي غاصب، بيداري ملتهاي مسلمان در اروپا و تشكيل كشور مسلمان بوسني - با وجودفاجعه خونباري كه به دست، يا با سكوت رضايت آميز اروپاييان براي آنان پيش آمد - به حكومت رسيدن معتقدان به حاكميت اسلام در تركيه و الجزاير، از راههاي معمول دموكراسي غربي - كه البته در هر دو مورد، با كودتا و دخالت قدرتهاي نامشروع و خصومت دشمنان جهاني قدرت اسلام، موفقيت آنان نيمه كاره ماند - تشكيل حكومت بر پايه مباني اسلامي در سودان - كه با وجود كارشكنيهاي خارجي، بحمدالله همچنان در راه اقتدار اسلامي به پيش مي رود - زنده شدن شعارهاي اسلامي در بسياري از كشورهاي مسلمان - كه سالهاي متمادي اين شعارها در آن فراموش شده بود - و مثالهاي متعدد ديگر، همه و همه، نشانه هاي تاثير عميق و روزافزون ولادت جمهوري اسلامي در ايران، بر سراسر جهان اسلام و امت اسلامي است. دشمني استكبار، به همين نسبت با ايران اسلامي، روز به روز سخت تر و بغض آلودتر شده است! پس از شكست توطئه هاي پياپي نظامي و اقتصادي و سياسي و تبليغاتي، استكبار، جبهه تازه اي گشوده كه تاكنون نيز بر ضد ايران اسلامي فعال است. اين جبهه، يك جبهه جنگ تبليغاتي است; و هدف آن، متهم كردن ملت و دولت ايران و بر اثر آن، خاموش كردن فروغ اميد در دل ملتهاي مسلمان است! در اين جنگ تبليغاتي، اين طور وانمود مي شود كه ملت ايران، از حركت عظيم انقلاب و شعارهاي آن و از حاكميت اسلام و قرآن، پشيمان شده و مسئولان كشور، به اسلام و انقلاب پشت كرده اند! و به عنوان شاهد و نمونه، ادعا مي شود كه دولت ايران، درصدد ايجاد روابط دوستانه با دولت آمريكا است! انكار مكرر اين ادعا از سوي مسئولان كشور و تاكيد هميشگي آنان بر عشق و پايبندي به اسلام و انقلاب و خط امام راحل (رضوان الله عليه ) مانع از آن نيست كه دستگاههاي تبليغاتي و حتي مسئولان سياسي استكبار و بخصوص رژيم مستكبر آمريكا، ادعاي خود را با زبانها و شيوه هاي گوناگون، تكرار كنند و آن را در تفسيرها و خبرها و گزارشهاي جهاني، مخصوصا در سطح جهان اسلام، بيش از پيش تكرار نمايند! شناخت دشمن در حج، به معني شناخت اين روشها و انگيزه هاي آن، و برائت در حج، به معني افشاي توطئه دشمن و اعلام بيزاري از آن است. ملت و دولت ايران، با انقلاب عظيم خود كه به رهبري امام خميني عظيم الشان (رحمه الله عليه ) و ادامه خط و راه او، پرچم عظمت اسلام و ايران را برافراشت، عزت و استقلال ملي خود و حيات دوباره تاريخي خود را بازيافته است. به بركت انقلاب اسلامي، ملت ايران از فساد روزافزون و انحطاط علمي و اخلاقي و استبداد سياسي و وابستگي به آمريكا نجات يافت و نشاط زندگي و سازندگي را دوباره به دست آورد. از حاكميت مهره هاي نوكرماب و بي كفايت و غيرامين و فاسق و بدكار و مستبد و ظالم خلاص شد و حكومتي مردمي و مديراني دلسوز و كاردان و مومن و امين يافت. سرنوشت كشور و منابع ملي و ثروتهاي خداداده اش را كه به وسيله بيگانگان غارت مي شد، خود به دست گرفت. نيروي ابتكار و سازندگي را كه بر اثر ضعف و فساد پادشاهان خائن و وابسته، سالها به خمودگي و ركود كشيده شده بود، در خود زنده كرد و در همه ميدانهاي علمي و عملي، به جبران دو قرن عقب افتادگي، گامهاي بلند برداشت و براي آينده نيز همت بلند و عزم قاطع و فكر روشن را با تجربه دوران نوزده ساله، چراغ راه ساخته است. اسلام و انقلاب اسلامي و امام كبير آن، حق حيات بر گردن ايراني و ايران دارند و ملت و دولت ما اين حقيقت را از ياد نخواهد برد و اين راه روشن و صراط مستقيم را از دست نخواهد داد. رژيم آمريكا از اولين سالهايي كه در نيم قرن پيش در صحنه سياسي ايران قدم نهاد، به ايران و ايراني جفا و خيانت كرد، ازرژيم فاسد و ضد مردمي پهلوي حمايت كرد، دولتهاي وابسته وضعيف و نوكرماب را بر سر كارآورد، اراده خود را بر ملت ما تحميل و منابع ملي را غارت كرد، ثروت عظيمي از اين ملت را از طريق معاملات خسارت بار نفت و سلاح ربود، نيروهاي مسلح ايران را در قبضه خود گرفت، دستگاه ضد امنيتي شاه و شكنجه گر آن را آموزش داد، موجب اختلاف ميان ملت ايران و بسياري از ملتهاي مسلمان، از جمله اعراب شد، فساد و فحشا را در ايران ترويج كرد، با رژيم شاه در سركوب نهضت اسلامي در مقاطع گوناگون، همكاري و آن را راهنمايي كرد! و پس از آن كه علي رغم مجموعه آن جبهه ظلمت و كفر و طغيان، انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد، از نخستين روزهاي تشكيل جمهوري اسلامي، انواع دشمنيها و كارشكنيها و تهاجمها و توطئه ها را بر ضد ايران و ملت انقلابي آن، به كار بست! از كمك فعال به رژيم عراق در جنگ هشت ساله، تا فعاليت براي محاصره اقتصادي كامل ايران، تا كمك به عناصر خائن و فراري، تا تبليغات دايمي در همه دستگاههاي تبليغي مربوط به خود، تا آتش بياري دراختلافات منطقه اي، و سعي وافربراي ايجاد اختلاف ميان ايران وهمسايگانش، تا تلاشهاي براندازي و تروريستي به وسيله مزدبگيران سازمان سيا، تا فعاليت شديد براي جلوگيري از انعقاد قراردادهاي اقتصادي ميان ايران و كشورهاي گوناگون جهان، تا دهها حركت موذيانه و تهديدآميز ديگر در همه جبهه ها و همه زمينه هاي ممكن! اين فهرست كوتاهي از طوماربلند خصومتهاي رژيم آمريكا باايران و ايراني است. و البته همه مي دانند و خود سردمداران رژيم آمريكا بيش از همه بتلخي مي دانند كه رژيم آمريكا دراغلب اين زمينه ها شكست خورده و ناكام مانده و در انزوا قرار گرفته است! و ملت ايران به كمك الهي و به بركت اقتدار و عزتي كه از اسلام وانقلاب به دست آورده، در بيشتر اين موارد توانسته طعم زهرآگين شكست و ناكامي را به دشمن خود بچشاند. با توجه به اين حقايق روشن، چگونه ممكن است كه ملت و دولت ايران، به سوي دشمني كه هنوز هم با دلي پر كينه و كامي تلخ از شكستهاي پي درپي، درصدد ضربه زدن به ايران و ايراني است، دست دوستي دراز كند و فريب لبخند زهرآگين دشمن را كه همين امروز هم با خنجري در زهرآلود، دست وي همراه است،؟ بخورد! جمهوري اسلامي ثابت كرده است كه در پي تشنج آفريني در روابطخود با كشورها نيست، و به روابطي برابر كه با سه اصل عزت و حكمت و مصلحت، در سياست خارجي منطبق باشد، علاقه مند و پايبند است; و ثابت كرده است كه در اين روابط، منافع مادي و معنوي كشور و رعايت مصلحت و عزت ملت عظيم الشان ايران و صيانت از آرامش و سلم در فضاي سياسي جهان، شاخص و راهنماي اصلي اوست. روابط ما با همسايگان و با ديگركشورهاي جهان - از جمله با كشورهاي اروپا - دليلي گويا وروشن است، و تلاش هميشگي مابراي گفتگوهاي برادرانه باكشورهاي مسلمان - كه بحمدالله هم اكنون شاهد نتايج شيرين تعدادي از آنها هستيم - در برابر چشم مردم جهان است; ليكن دركنار اين همه، شناخت دشمن و هشياري و سرسختي در برابر آن رانيز دستورالعمل هميشگي خود ساخته و به اغواي شياطين، فريب نخورده است، و ان شاءالله از اين پس نيز نخواهد خورد. و دشمن صهيونيست را كه دولتي غاصب و اشغالگر، در سرزمين اسلامي فلسطين برپا كرده، هرگز به رسميت نخواهد شناخت و اعتقاد خود به لزوم محو آن دولت اشغالگر و تشكيل دولتي از مردم خود كشور فلسطين را، هرگز پنهان نخواهد كرد. همچنين آمريكا را كه شيطان بزرگ و راس فتنه استكبار است، تا وقتي به روشهاي كنوني خود پايبند است، دشمن خود به حساب خواهد آورد و دست دوستي به سوي او دراز نخواهد كرد. برادران و خواهران عزيز ازسراسر جهان اسلام و حجاج عزيزايراني! با استعانت از خداي بزرگ بكوشيد تا معرفت را كه از بزرگترين دستاوردهاي حج است، در همان گستره اي كه تبيين شد، به دست آوريد و با شناختهاي تازه اي در زمينه هاي ياد شده به كشور خود باز گرديد و آن را دستمايه تلاش و حركت خود براي آينده بسازيد. در اين موسم، بخصوص، محنت مسلمانان كوزوو را كه دنباله سرگذشت خونبار مناطق بالكان و تجربه ديگري از نوع تجربه بوسني و هرزگوين است، با يكديگر بازگو كنيد. براي پيروزي ونجات آن مردم مظلوم، دعا و در راه كمك به آنها اقدام كنيد. همچنين براي مسلمانان ديگر مناطق محنت زده اسلامي، چاره جويي و دعا كنيد و اصلاح امور مسلمانان را از قدرت و رحمت مطلقه الهي، مطالبه نماييد. اميد است همگي با حج مقبول ودستي پر از دستاوردهاي معنوي واخلاقي و سياسي، به خانه هاي خودبرگرديد. والسلام علي بقيه الله في ارضه و عجل الله فرجه والسلام عليكم و رحمه الله وبركاته علي الحسيني الخامنه اي سوم ذيحجه الحرام 1418 برابر بادوازدهم فروردين ماه 1377