Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770116-40936S1

Date of Document: 1998-04-05

پيكاسويي كه كفش چوبي به پا دارد درباره گاستون - شيزاك نقاش فرانسوي نقاشي بازي كودكانه اي پس است، نقش براي اينكه راستين باشد، نمي تواند به اندازه كافي بچه گانه باشد و هركس آن را با سخت گيري و جديت بزرگسالان بياميزد، هنرش واقعي نيست گاستون - شيزاك در در 1948سال نامه اي آزادانه به جهانيان نوشت: هنر من مانند آوازپرنده اي است كه در قفسي با مار پرنده خوار اسير شده باشد. هفت توتم - - 1959 1964 نامه نگاري براي اين هنرمندخودآموخته و تحصيل نكرده، چون دريچه اي به جهان خارج بود. شيزاك از طبقه محروم اجتماع و شرايط ساده اي برخاسته و به پيشه پينه دوزي اشتغال داشت. وي توانست براي اولين بار در خانه استقلال شهر پاريس، نظر واحترام متفكران و هنرمندان هم عصر خويش را به خود جلبكند. اين نقاش با همسر ودخترش در روستايي دور در غربكشور فرانسه زندگي مي كرد و ازجانب اهالي ده كه وي را ديوانه مي پنداشتند، مورد شك و سوءظن قرار گرفت. در موردشيزاك در آن زمان، غيراز اين نمي توانستند فكر كنند، چرا كه او حقوق ناچيز همسرش را كه آموزگار بود براي خريد رنگ هدرمي داد و يا با گچ، فيگورهاي بزرگ را كه باعث شادي كودكان دبستاني مي شد، بر روي ديوارترسيم مي كرد. از طرفي نيز براي يافتن شيوه هاي نو در آبپاش آواز مي خواند. به مصداق احتياج باعث اختراع است، وقتي كه شيزاك براي خريد بوم و لوازم نقاشي پول نداشت، از سطل حلبي غيرقابل استفاده، سبدهاي فرسوده، تخته جعبه هاي كهنه، مقوا، سنگ و استخوان استفاده مي كرد و آنهارا با چهره هايي شاد و يا غمگين تزئين مي كرد. به اين جمعي ترتيب، همفكر با خويش به وجودمي آورد تا از تنهايي فرار كند. اين فيگورها به اندازه اي مبتكرانه هستند كه هيچيك ازنقاشان همدوره اش كه در پايتخت مي زيستند، نتوانستند به اين درجه از تخيل دست يابند. ژان - دو بوفه وي را با هنربروت آشنا كرد. اين سبك ازهنر، تحت تاثير نقاشي خام واوليه كودكان و افراد منزوي يامبتلا به بيماري شيزوفرني به وجود آمده است كه در دهه چهل با علاقه، جمع آوري و به نمايش گذاشته مي شد. شيزاك نيز در سال 1949 در يكي از اين نمايشگاهها شركت كرد ولي نخواست كه خود را به اين سبك محدود كند. وي هنر خودرانقاشي مدرن روستايي مي ناميد. البته آثارش به مراتع و مزارع و زمينهايي محدود نمي شدكه در منطقه محل سكونت وي بودند بلكه حقايق زندگي هنرمندي خود ساخته كه در جايي دورافتاده مي زيست و تنها به خود متكي بودنيز در هنرش نقش فراواني داشت. گاستون - شيزاك خود راپيكاسويي مي ناميد كه كفش چوبي به پا دارد و مي دانست كه واقعادر دنياي هنر چه مي گذرد. اونسبت به هر زرنگي و زيركي مشكوك بود و مي خواست راست وبي پيرايه باشد. وي مي گفت: نقاشي بازي كودكانه اي است. پس نقش براي اينكه راستين باشد، نمي تواند به اندازه كافي بچه گانه باشد و هركس آن را باسخت گيري و جديت بزرگسالان بياميزد، هنرش واقعي نيست. شيزاك از اينكه بنگاه معتبرنشرگالي مارد در سال 1951 به انتشار نامه ها و اشعار وي پرداخت، احساس غرور مي كرد. با ديدن آدمكهايي كه با ابيات ترسيم كرده است، مي توان دريافت كه چگونه شعر و نقش درآثارش به هم آميخته اند. تابلوهاي رنگ و روغني كه ازسال 1943 به بعد به وجود بر آورد اشكال بي ثبات و بي ريشه اي متمركز شده اند كه از سطح تابلوبيرون آمده و تنها با خطوط سياه مرزي كه نقاش به دورشان پناه كشيده، و استحكام مي يابند، ماننداين است كه هنرمند بالاخره موفق به كشيدن حصاري محكم به دوراموال درخطر افتاده اش شده باشد. آثار به جاي مانده برخي ازشيزاك متفاوتند از آنهاعبارتنداز: كاغذ ديواري، كلاژهاي زيبايي كه ميان سليقه انسانهاي عادي و سبك دادائيسم قرار دارند و يا تصاويري كه مي گفت: خودت بساز، به سبك پيكاسو كه از قطعات شيشه، مقوا و چرم ساخته است و همچنين توتمهايي به بلندي انسان كه از اضافات نجاري تنه درختان به وجود آورده است. توتمهاي ساده و مغرور را باوجود حزن فراوان، با رنگهاي شاد تزئين كرد و آنها را دسته جمعي شريك زندگي تراژيك - كمدي و برجسته خويش در انزواي منطقه اي دورافتاده كرد. در سال 1996 نمايشگاهي از آثارگاستون - شيزاك در گالري شهر توبينگن برگزار شد. اين نمايشگاه با موفقيت با شكوه و والايي روبه رو شد. توتمها مانند چوپانان نگهبان جن ها، با آنكه پاي در گل دارند، با رشدي طبيعي و حاضر سعي در بلندي ودست درازي به سوي آسمان و اطراف را دارند. آنها حكمرانان سرزمين ماليخوليايي عقلاني و طنز سياهندو ميراث موثر از هنرمندي هستندكه سالها ارزش آن پنهان مانده بود. هنرمندي كه درسال 1964 در سن 54 سالگي بدرود حيات گفت. نوشته: رودلف اشميتز ترجمه: لادن گل - آراسته